تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزلیات دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

غزلیات دیوان شمس مولانا

لیست غزلیات دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۱: ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها

غزل شماره ۲: ای طایران قدس را عشقت فزوده بال‌ها،

غزل شماره ۳: ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها؟

غزل شماره ۴: ای یوسف خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بام ما

غزل شماره ۵: آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا

غزل شماره ۶: بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما

غزل شماره ۷: بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا

غزل شماره ۸: جزوی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما

غزل شماره ۹: من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا

غزل شماره ۱۰: مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا

غزل شماره ۱۱: ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

غزل شماره ۱۲: ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

غزل شماره ۱۳: ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

غزل شماره ۱۴: ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

غزل شماره ۱۵: ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

غزل شماره ۱۶: ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا

غزل شماره ۱۷: آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا

غزل شماره ۱۸: ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

غزل شماره ۱۹: امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

غزل شماره ۲۰: چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

غزل شماره ۲۱: جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را

غزل شماره ۲۲: چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها

غزل شماره ۲۳: چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها

غزل شماره ۲۴: چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را‌؟

غزل شماره ۲۵: من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا

غزل شماره ۲۶: هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌ها

غزل شماره ۲۷: آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پا

غزل شماره ۲۸: ای شاه جسم و جان ما خندان‌کن دندان ما

غزل شماره ۲۹: ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما

غزل شماره ۳۰: ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما

غزل شماره ۳۱: بادا مبارک در جهان سور و عروسی‌های ما

غزل شماره ۳۲: دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی

غزل شماره ۳۳: می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا

غزل شماره ۳۴: ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا

غزل شماره ۳۵: ای یار ما، دل‌دار ما، ای عالم اسرار ما

غزل شماره ۳۶: خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا

غزل شماره ۳۷: یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا

غزل شماره ۳۸: رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا

غزل شماره ۳۹: آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا

غزل شماره ۴۰: طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را

غزل شماره ۴۱: شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما

غزل شماره ۴۲: کار تو داری صنما قدر تو باری صنما

غزل شماره ۴۳: کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا

غزل شماره ۴۴: در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا

غزل شماره ۴۵: با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا

غزل شماره ۴۶: دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را

غزل شماره ۴۷: ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا

غزل شماره ۴۸: ماه درست را ببین کاو بشکست خواب ما

غزل شماره ۴۹: با تو حیات و زندگی بی‌تو فنا و مردنا

غزل شماره ۵۰: ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا

غزل شماره ۵۱: گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا

غزل شماره ۵۲: چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما

غزل شماره ۵۳: عشق تو آورد قدح پر ز بلاها

غزل شماره ۵۴: از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها

غزل شماره ۵۵: شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها

غزل شماره ۵۶: عطارد مشتری باید‌، متاع آسمانی را

غزل شماره ۵۷: مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را

غزل شماره ۵۸: رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را

غزل شماره ۵۹: تو از خواری همی نالی نمی‌بینی عنایت‌ها

غزل شماره ۶۰: ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

غزل شماره ۶۱: هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

غزل شماره ۶۲: بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را

غزل شماره ۶۳: چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را

غزل شماره ۶۴: تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا

غزل شماره ۶۵: ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحرا

غزل شماره ۶۶: تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را

غزل شماره ۶۷: از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا

غزل شماره ۶۸: چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را

غزل شماره ۶۹: چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا

غزل شماره ۷۰: برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را

غزل شماره ۷۱: اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را

غزل شماره ۷۲: به خانه‌خانه می‌آرد چو بیذق شاه جان ما را

غزل شماره ۷۳: آمد بت میخانه تا خانه برد ما را

غزل شماره ۷۴: گر زان که نه‌ای طالب جوینده شوی با ما

غزل شماره ۷۵: ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را ؟

غزل شماره ۷۶: آخر بشنید آن مه آه سحر ما را

غزل شماره ۷۷: آب حیوان باید مر روح فزایی را

غزل شماره ۷۸: ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را

غزل شماره ۷۹: ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را

غزل شماره ۸۰: امروز گزافی ده آن باده نابی را

غزل شماره ۸۱: ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را

غزل شماره ۸۲: معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا

غزل شماره ۸۳: ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا

غزل شماره ۸۴: چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها

غزل شماره ۸۵: از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا

غزل شماره ۸۶: ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا

غزل شماره ۸۷: جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را

غزل شماره ۸۸: شاد آمدی ای مه‌رو ای شادی جان شاد آ

غزل شماره ۸۹: یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا

غزل شماره ۹۰: ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا

غزل شماره ۹۱: در آب فکن ساقی بط زاده آبی را

غزل شماره ۹۲: زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا

غزل شماره ۹۳: میندیش میندیش که اندیشه گری‌ها

غزل شماره ۹۴: زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا

غزل شماره ۹۵: زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا

غزل شماره ۹۶: لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا

غزل شماره ۹۷: رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را

غزل شماره ۹۸: ای از نظرت مست شده اسم و مسما

غزل شماره ۹۹: دلارام نهان گشته ز غوغا

غزل شماره ۱۰۰: بیا ای جان نو داده جهان را

غزل شماره ۱۰۱: بسوزانیم سودا و جنون را

غزل شماره ۱۰۲: سلیمانا بیار انگشتری را

غزل شماره ۱۰۳: دل و جان را در این حضرت بپالا

غزل شماره ۱۰۴: خبر کن ای ستاره یار ما را

غزل شماره ۱۰۵: چو او باشد دل دل‌سوز ما را

غزل شماره ۱۰۶: مرا حلوا هوس کردست حلوا

غزل شماره ۱۰۷: امیر حسن خندان کن حشم را

غزل شماره ۱۰۸: به برج دل رسیدی بیست این جا

غزل شماره ۱۰۹: بکت عینی غداه البین دمعا

غزل شماره ۱۱۰: تو بشکن چنگ ما را ای معلا‌‌!

غزل شماره ۱۱۱: برای تو فدا کردیم جان‌ها

غزل شماره ۱۱۲: ز روی تست عید آثار ما را

غزل شماره ۱۱۳: ای مطرب دل برای یاری را

غزل شماره ۱۱۴: اندر دل ما توی نگارا

غزل شماره ۱۱۵: ای جان و قوام جمله جان‌ها

غزل شماره ۱۱۶: ای سخت گرفته جادوی را

غزل شماره ۱۱۷: از دور بدیده شمس دین را

غزل شماره ۱۱۸: بنمود وفا از این جا

غزل شماره ۱۱۹: برخیز و صبوح را بیارا

غزل شماره ۱۲۰: تا چند تو پس روی به پیش آ

غزل شماره ۱۲۱: چون خانه روی ز خانه ما

غزل شماره ۱۲۲: دیدم رخ خوب گلشنی را

غزل شماره ۱۲۳: دیدم شه خوب خوش لقا را

غزل شماره ۱۲۴: ساقی تو شراب لامکان را

غزل شماره ۱۲۵: گفتی که گزیده‌ای تو بر ما

غزل شماره ۱۲۶: گستاخ مکن تو ناکسان را

غزل شماره ۱۲۷: کو مطرب عشق چست دانا

غزل شماره ۱۲۸: ما را سفری فتاد بی‌ما

غزل شماره ۱۲۹: مشکن دل مرد مشتری را

غزل شماره ۱۳۰: بیدار کنید مستیان را

غزل شماره ۱۳۱: من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا

غزل شماره ۱۳۲: در میان پرده خون عشق را گلزارها

غزل شماره ۱۳۳: غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را

غزل شماره ۱۳۴: ساقیا در نوش آور شیره عنقود را

غزل شماره ۱۳۵: ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را

غزل شماره ۱۳۶: پرده‌ی دیگر مزن جز پرده‌ی دلدار ما

غزل شماره ۱۳۷: با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی چرا ؟

غزل شماره ۱۳۸: سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما

غزل شماره ۱۳۹: رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما

غزل شماره ۱۴۰: درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما

غزل شماره ۱۴۱: جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا ؟

غزل شماره ۱۴۲: دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا

غزل شماره ۱۴۳: دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را

غزل شماره ۱۴۴: عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا ؟

غزل شماره ۱۴۵: ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌ها

غزل شماره ۱۴۶: در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما

غزل شماره ۱۴۷: آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا

غزل شماره ۱۴۸: از پی شمس حق و دین دیده گریان ما

غزل شماره ۱۴۹: خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا

غزل شماره ۱۵۰: درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما

غزل شماره ۱۵۱: سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را

غزل شماره ۱۵۲: دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا

غزل شماره ۱۵۳: شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها

غزل شماره ۱۵۴: دیده حاصل کن دلا آن گه ببین تبریز را

غزل شماره ۱۵۵: از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگنا

غزل شماره ۱۵۶: ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیا

غزل شماره ۱۵۷: ای هوس‌های دلم باری بیا رویی نما

غزل شماره ۱۵۸: امتزاج روح‌ها در وقت صلح و جنگ‌ها

غزل شماره ۱۵۹: ای ز مقدارت هزاران فخر بی‌مقدار را

غزل شماره ۱۶۰: مفروشید کمان و زره و تیغ ، زنان را

غزل شماره ۱۶۱: چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را

غزل شماره ۱۶۲: تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را

غزل شماره ۱۶۳: بروید ای حریفان بکشید یار ما را

غزل شماره ۱۶۴: چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا

غزل شماره ۱۶۵: اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا

غزل شماره ۱۶۶: چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا

غزل شماره ۱۶۷: کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را

غزل شماره ۱۶۸: ای بروییده به ناخواست به مانند گیا

غزل شماره ۱۶۹: رو ترش کن که همه روترشانند این جا

غزل شماره ۱۷۰: تا به شب ای عارف شیرین نوا

غزل شماره ۱۷۱: چون نمایی آن رخ گلرنگ را

غزل شماره ۱۷۲: در میان عاشقان عاقل مبا

غزل شماره ۱۷۳: از یکی آتش برآوردم تو را

غزل شماره ۱۷۴: ز آتش شهوت برآوردم تو را

غزل شماره ۱۷۵: از ورای سر دل بین شیوه‌ها

غزل شماره ۱۷۶: روح زیتونیست عاشق نار را

غزل شماره ۱۷۷: ای بگفته در دلم اسرارها

غزل شماره ۱۷۸: می‌شدی غافل ز اسرار قضا

غزل شماره ۱۷۹: گر تو عودی سوی این مجمر بیا

غزل شماره ۱۸۰: ای تو آب زندگانی فاسقنا

غزل شماره ۱۸۱: دل چو دانه ، ما مثال آسیا

غزل شماره ۱۸۲: در میان عاشقان عاقل مبا

غزل شماره ۱۸۳: ای دل رفته ز جا باز میا

غزل شماره ۱۸۴: من رسیدم به لب جوی وفا

غزل شماره ۱۸۵: از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا

غزل شماره ۱۸۶: ای میرآب بگشا آن چشمه روان را

غزل شماره ۱۸۷: از سینه پاک کردم افکار فلسفی را

غزل شماره ۱۸۸: اینجا کسی‌ست پنهان خود را مگیر تنها

غزل شماره ۱۸۹: آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

غزل شماره ۱۹۰: با آن که می‌رسانی، آن باده بقا را

غزل شماره ۱۹۱: بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را

غزل شماره ۱۹۲: بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها

غزل شماره ۱۹۳: جانا قبول گردان این جست و جوی ما را

غزل شماره ۱۹۴: خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را

غزل شماره ۱۹۵: شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را

غزل شماره ۱۹۶: در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را

غزل شماره ۱۹۷: ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا

غزل شماره ۱۹۸: ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها

غزل شماره ۱۹۹: ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا

غزل شماره ۲۰۰: نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا

غزل شماره ۲۰۱: شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما

غزل شماره ۲۰۲: هر روز بامداد سلام علیکما

غزل شماره ۲۰۳: آمد بهار خرم آمد نگار ما

غزل شماره ۲۰۴: سر به گریبان درست صوفی اسرار را

غزل شماره ۲۰۵: چند گریزی ز ما ؟ چند روی جا به جا ؟

غزل شماره ۲۰۶: ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟

غزل شماره ۲۰۷: ای که به هنگام درد راحت جانی مرا

غزل شماره ۲۰۸: از جهت ره زدن راه درآرد مرا

غزل شماره ۲۰۹: ای در ما را زده شمع سرایی درآ

غزل شماره ۲۱۰: گر نه تهی باشدی بیشتر این جوی‌ها

غزل شماره ۲۱۱: باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا

غزل شماره ۲۱۲: اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را

غزل شماره ۲۱۳: اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا

غزل شماره ۲۱۴: درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا

غزل شماره ۲۱۵: من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا

غزل شماره ۲۱۶: روم به حجره خیاط عاشقان فردا

غزل شماره ۲۱۷: چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را

غزل شماره ۲۱۸: ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را

غزل شماره ۲۱۹: چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا

غزل شماره ۲۲۰: ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا

غزل شماره ۲۲۱: مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا

غزل شماره ۲۲۲: رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا

غزل شماره ۲۲۳: کجاست مطرب جان تا ز نعره‌های صلا

غزل شماره ۲۲۴: چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا

غزل شماره ۲۲۵: بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا

غزل شماره ۲۲۶: برفت یار من و یادگار ماند مرا

غزل شماره ۲۲۷: به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا

غزل شماره ۲۲۸: بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا

غزل شماره ۲۲۹: شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا

غزل شماره ۲۳۰: ز سوز شوق دل من همی‌زند عللا

غزل شماره ۲۳۱: سبکتری تو از آن دم که می‌رسد ز صبا

غزل شماره ۲۳۲: چو عشق را تو ندانی بپرس از شب‌ها

غزل شماره ۲۳۳: کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را

غزل شماره ۲۳۴: ز جام ساقی باقی چو خورده‌ای تو دلا

غزل شماره ۲۳۵: مرا بدید و نپرسید آن نگار چرا

غزل شماره ۲۳۶: مبارکی که بود در همه عروسی‌ها

غزل شماره ۲۳۷: یار ما دلدار ما، عالم اسرار ما

غزل شماره ۲۳۸: هله ای کیا نفسی بیا

غزل شماره ۲۳۹: کرانی ندارد بیابان ما

غزل شماره ۲۴۰: تو جان و جهانی کریما مرا

غزل شماره ۲۴۱: نرد کف تو بردست مرا

غزل شماره ۲۴۲: خیک دل ما مشک تن ما

غزل شماره ۲۴۳: بگشا در بیا درآ که مبا عیش بی‌شما

غزل شماره ۲۴۴: چه شدی گر تو همچو من شدییی عاشق ای فتا

غزل شماره ۲۴۵: از برای صلاح مجنون را

غزل شماره ۲۴۶: صد دهل می‌زنند در دل ما

غزل شماره ۲۴۷: بانگ تسبیح بشنو از بالا

غزل شماره ۲۴۸: گوش من منتظر پیام تو را

غزل شماره ۲۴۹: دل بر ما شده‌ست دلبر ما

غزل شماره ۲۵۰: هین که منم بر در در برگشا

غزل شماره ۲۵۱: پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا

غزل شماره ۲۵۲: نذر کند یار که امشب تو را

غزل شماره ۲۵۳: چند نهان داری آن خنده را؟

غزل شماره ۲۵۴: باده ده آن یار قدح باره را

غزل شماره ۲۵۵: خیز صبوحی کن و درده صلا

غزل شماره ۲۵۶: داد دهی ساغر و پیمانه را

غزل شماره ۲۵۷: لعل لبش داد کنون مر مرا

غزل شماره ۲۵۸: گر بنخسبی شبی ای مه لقا

غزل شماره ۲۵۹: پیش کش آن شاه شکر‌خانه را

غزل شماره ۲۶۰: چرخ فلک با همه کار و کیا

غزل شماره ۲۶۱: هان ای طبیب عاشقان سودایی‌یی دیدی چو ما‌؟

غزل شماره ۲۶۲: فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری

غزل شماره ۲۶۳: به شکرخنده اگر می‌ببرد جان مرا

غزل شماره ۲۶۴: لی حبیب حبه یشوی الحشا

غزل شماره ۲۶۵: راح بفیها و الروح فیها

غزل شماره ۲۶۶: هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا

غزل شماره ۲۶۷: قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا

غزل شماره ۲۶۸: فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری

غزل شماره ۲۶۹: تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا

غزل شماره ۲۷۰: افدی قمرا لاح علینا و تلالا

غزل شماره ۲۷۱: تعالوا کلنا ذا الیوم سکری

غزل شماره ۲۷۲: حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا

غزل شماره ۲۷۳: طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا

غزل شماره ۲۷۴: ایه یا اهل الفرادیس اقرؤا منشورنا

غزل شماره ۲۷۵: ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها

غزل شماره ۲۷۶: یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی

غزل شماره ۲۷۷: سبق الجد الینا نزل الحب علینا

غزل شماره ۲۷۸: انا لا اقسم الا برجال صدقونا

غزل شماره ۲۷۹: مولانا مولانا اغنانا اغنانا

غزل شماره ۲۸۰: یا منیر الخد یا روح البقا

غزل شماره ۲۸۱: یا ساقی المدامه حی علی الصلا

غزل شماره ۲۸۲: یا من لواء عشقک لا زال عالیا

غزل شماره ۲۸۳: جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا

غزل شماره ۲۸۴: اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا

غزل شماره ۲۸۵: اتاک عید وصال فلا تذق حزنا

غزل شماره ۲۸۶: یا من بنا قصر الکمال مشیدا

غزل شماره ۲۸۷: ورد البشیر مبشرا ببشاره

غزل شماره ۲۸۸: یا کالمینا یا حاکمینا

غزل شماره ۲۸۹: یا مخجل البدر اشرقنا بلالا

ب

غزل شماره ۲۹۰: بی یار مهل ما را بی‌یار مخسب امشب

غزل شماره ۲۹۱: ای خواب! به جان تو! زحمت ببری امشب

غزل شماره ۲۹۲: زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش‌مذهب

غزل شماره ۲۹۳: مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب

غزل شماره ۲۹۴: بریده شد از این جوی جهان آب

غزل شماره ۲۹۵: الا ای روی تو صد ماه و مهتاب

غزل شماره ۲۹۶: مخسب ای یار مهمان دار امشب

غزل شماره ۲۹۷: ای در غم تو به سوز و یارب

غزل شماره ۲۹۸: آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب

غزل شماره ۲۹۹: یا وصال یار باید یا حریفان را شراب

غزل شماره ۳۰۰: کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب

غزل شماره ۳۰۱: هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب

غزل شماره ۳۰۲: در هوایت بی‌قرارم روز و شب

غزل شماره ۳۰۳: مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب

غزل شماره ۳۰۴: هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟

غزل شماره ۳۰۵: آواز داد اختر بس روشن‌ست امشب

غزل شماره ۳۰۶: رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب

غزل شماره ۳۰۷: کار همه محبان همچون زرست امشب

غزل شماره ۳۰۸: خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقاب

غزل شماره ۳۰۹: واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب

غزل شماره ۳۱۰: بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب

غزل شماره ۳۱۱: زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب

غزل شماره ۳۱۲: به جان تو که مرو از میان کار مخسب

غزل شماره ۳۱۳: رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

غزل شماره ۳۱۴: تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب

غزل شماره ۳۱۵: چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب

غزل شماره ۳۱۶: چونک درآییم به غوغای شب

غزل شماره ۳۱۷: یار آمد به صلح ای اصحاب

غزل شماره ۳۱۸: علونا سماء الود من غیر سلم

غزل شماره ۳۱۹: امسی و اصبح بالجوی اتعذب

غزل شماره ۳۲۰: ابشروا یا قوم هذا فتح باب

ت

غزل شماره ۳۲۱: آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده‌ست

غزل شماره ۳۲۲: آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت

غزل شماره ۳۲۳: آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت

غزل شماره ۳۲۴: درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت

غزل شماره ۳۲۵: که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست

غزل شماره ۳۲۶: حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی‌حالت

غزل شماره ۳۲۷: از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده‌ست

غزل شماره ۳۲۸: بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت

غزل شماره ۳۲۹: بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست

غزل شماره ۳۳۰: بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت

غزل شماره ۳۳۱: زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست

غزل شماره ۳۳۲: این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ست

غزل شماره ۳۳۳: اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست

غزل شماره ۳۳۴: از اول امروز حریفان خرابات

غزل شماره ۳۳۵: همه خوف آدمی را از درونست

غزل شماره ۳۳۶: بده یک جام ای پیر خرابات

غزل شماره ۳۳۷: ببستی چشم یعنی وقت خواب است

غزل شماره ۳۳۸: سماع از بهر جان بی‌قرارست

غزل شماره ۳۳۹: سماع آرام جان زندگانست

غزل شماره ۳۴۰: دگربار این دلم آتش گرفته‌ست

غزل شماره ۳۴۱: بیا کامروز ما را روز عیدست

غزل شماره ۳۴۲: مرا چون تا قیامت یار اینست

غزل شماره ۳۴۳: ز همراهان جدایی مصلحت نیست

غزل شماره ۳۴۴: به جان تو که سوگند عظیمست

غزل شماره ۳۴۵: بگو ای یار همراز این چه شیوه‌ست

غزل شماره ۳۴۶: شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت

غزل شماره ۳۴۷: قرار زندگانی آن نگارست

غزل شماره ۳۴۸: صدایی کز کمان آید نذیریست

غزل شماره ۳۴۹: مبر رنج ای برادر خواجه سخت است

غزل شماره ۳۵۰: ز بعد وقت نومیدی امیدیست

غزل شماره ۳۵۱: طبیب درد بی‌درمان کدامست

غزل شماره ۳۵۲: چو با ما یار ما امروز جفتست

غزل شماره ۳۵۳: زهی می کاندر آن دستست هیهات

غزل شماره ۳۵۴: ز میخانه دگربار این چه بویست

غزل شماره ۳۵۵: در این خانه کژی ای دل گهی راست

غزل شماره ۳۵۶: تو را در دلبری دستی تمامست

غزل شماره ۳۵۷: چو آن کان کرم ما را شکارست

غزل شماره ۳۵۸: نگار خوب شکربار چونست

غزل شماره ۳۵۹: در این جو دل چو دولاب خرابست

غزل شماره ۳۶۰: ایا ساقی توی قاضی حاجات

غزل شماره ۳۶۱: اگر حوا بدانستی ز رنگت

غزل شماره ۳۶۲: دو چشم آهوانش شیرگیرست

غزل شماره ۳۶۳: چنان کاین دل از آن دلدار مستست

غزل شماره ۳۶۴: تا نقش خیال دوست با ماست

غزل شماره ۳۶۵: می‌دان که زمانه نقش سوداست

غزل شماره ۳۶۶: دود دل ما نشان سوداست

غزل شماره ۳۶۷: دل آمد و دی به گوش جان گفت

غزل شماره ۳۶۸: گویم سخن شکرنباتت

غزل شماره ۳۶۹: در شهر شما یکی نگاریست

غزل شماره ۳۷۰: آمد رمضان و عید با ماست

غزل شماره ۳۷۱: گر جام سپهر، زهر‌پیماست

غزل شماره ۳۷۲: من سر نخورم که سر گران‌ست

غزل شماره ۳۷۳: گر می‌نکند لبم بیانت

غزل شماره ۳۷۴: پرسید کسی که ره کدامست

غزل شماره ۳۷۵: مر عاشق را ز ره چه بیمست

غزل شماره ۳۷۶: امروز جنون نو رسیده‌ست

غزل شماره ۳۷۷: آن را که در آخرش خری هست

غزل شماره ۳۷۸: ای گشته ز شاه عشق شهمات

غزل شماره ۳۷۹: ای کرده میان سینه غارت

غزل شماره ۳۸۰: آن خواجه اگر چه تیزگوش است

غزل شماره ۳۸۱: آن ره که بیامدم کدامست

غزل شماره ۳۸۲: ای از کرم تو کار ما راست

غزل شماره ۳۸۳: هین که گردن سست‌کردی‌، کو کبابت‌؟ کو شرابت‌؟

غزل شماره ۳۸۴: عاشقان را گرچه در باطن جهانی دیگرست

غزل شماره ۳۸۵: خلق‌های خوب تو پیشت دود بعد از وفات

غزل شماره ۳۸۶: چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات

غزل شماره ۳۸۷: خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست

غزل شماره ۳۸۸: خدمت بی‌دوستی را قدر و قیمت هست نیست

غزل شماره ۳۸۹: چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست

غزل شماره ۳۹۰: ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست

غزل شماره ۳۹۱: مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست

غزل شماره ۳۹۲: گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست

غزل شماره ۳۹۳: جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست

غزل شماره ۳۹۴: چشمه‌ای خواهم که از وی جمله را افزایش است

غزل شماره ۳۹۵: عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست

غزل شماره ۳۹۶: در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست

غزل شماره ۳۹۷: آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شده‌ست

غزل شماره ۳۹۸: از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست

غزل شماره ۳۹۹: آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست

غزل شماره ۴۰۰: چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلست

غزل شماره ۴۰۱: اندرآ ای مه که بی‌تو ماه را استاره نیست

غزل شماره ۴۰۲: نقش‌بند جان که جان‌ها جانب او مایلست

غزل شماره ۴۰۳: گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست

غزل شماره ۴۰۴: هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشت

غزل شماره ۴۰۵: به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت

غزل شماره ۴۰۶: چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیست

غزل شماره ۴۰۷: چشم پرنور که مست نظر جانانست

غزل شماره ۴۰۸: آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست

غزل شماره ۴۰۹: تا نلغزی که ز خون راه پس و پیش‌ ترست

غزل شماره ۴۱۰: دوش آمد بر من آنکه شب افروز منست

غزل شماره ۴۱۱: عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست

غزل شماره ۴۱۲: آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست

غزل شماره ۴۱۳: من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست

غزل شماره ۴۱۴: روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست

غزل شماره ۴۱۵: تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست

غزل شماره ۴۱۶: مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است

غزل شماره ۴۱۷: من پری زاده‌ام و خواب ندانم که کجاست

غزل شماره ۴۱۸: سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست

غزل شماره ۴۱۹: بوسه‌ای داد مرا دلبر عیار و برفت

غزل شماره ۴۲۰: ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت

غزل شماره ۴۲۱: ساقیا این می از انگور کدامین پشته‌ست

غزل شماره ۴۲۲: ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست

غزل شماره ۴۲۳: مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است

غزل شماره ۴۲۴: دلبری و بی‌دلی اسرار ماست

غزل شماره ۴۲۵: عاشقان را جست و جو از خویش نیست

غزل شماره ۴۲۶: غیر عشقت راه بین جستیم نیست

غزل شماره ۴۲۷: در دل و جان خانه کردی عاقبت

غزل شماره ۴۲۸: این چنین پابند جان میدان کیست

غزل شماره ۴۲۹: عاشقی و بی‌وفایی کار ماست

غزل شماره ۴۳۰: گم شدن در گم شدن دین منست

غزل شماره ۴۳۱: عشوه دشمن بخوردی عاقبت

غزل شماره ۴۳۲: این چنین پابند جان میدان کیست

غزل شماره ۴۳۳: اندر این جمع شررها ز کجاست

غزل شماره ۴۳۴: هم به بر این بت زیبا خوشکست

غزل شماره ۴۳۵: هر که بالا‌ست مر او را چه غم است

غزل شماره ۴۳۶: گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت

غزل شماره ۴۳۷: هر جور که‌ز تو آید بر خود نهم غرامت

غزل شماره ۴۳۸: هر دم سلام آرد کاین نامه از فلان‌ست

غزل شماره ۴۳۹: بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت

غزل شماره ۴۴۰: امروز شهر ما را صد رونق‌ست و جانست

غزل شماره ۴۴۱: بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

غزل شماره ۴۴۲: بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست

غزل شماره ۴۴۳: از دل به دل برادر گویند روزنیست

غزل شماره ۴۴۴: ساقی بیار باده که ایام بس خوشست

غزل شماره ۴۴۵: این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست

غزل شماره ۴۴۶: گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ست

غزل شماره ۴۴۷: ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست

غزل شماره ۴۴۸: امروز روز نوبت دیدار دلبرست

غزل شماره ۴۴۹: جانا جمال روح بسی خوب و بافرست

غزل شماره ۴۵۰: از بامداد روی تو دیدن حیات ماست

غزل شماره ۴۵۱: پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست

غزل شماره ۴۵۲: ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست

غزل شماره ۴۵۳: بد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت

غزل شماره ۴۵۴: جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت

غزل شماره ۴۵۵: آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست

غزل شماره ۴۵۶: ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست

غزل شماره ۴۵۷: ای چنگ پرده‌های سپاهانم آرزوست

غزل شماره ۴۵۸: امروز چرخ را ز مه ما تحیریست

غزل شماره ۴۵۹: ای مرده‌ای که در تو ز جان هیچ بوی نیست

غزل شماره ۴۶۰: عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست

غزل شماره ۴۶۱: شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟

غزل شماره ۴۶۲: یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست

غزل شماره ۴۶۳: هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

غزل شماره ۴۶۴: نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست

غزل شماره ۴۶۵: کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست

غزل شماره ۴۶۶: باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست

غزل شماره ۴۶۷: آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیست

غزل شماره ۴۶۸: با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست

غزل شماره ۴۶۹: ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست

غزل شماره ۴۷۰: ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست

غزل شماره ۴۷۱: پیش چنین ماه‌رو گیج شدن واجبست

غزل شماره ۴۷۲: کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست

غزل شماره ۴۷۳: هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

غزل شماره ۴۷۴: ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات

غزل شماره ۴۷۵: بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست

غزل شماره ۴۷۶: بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست

غزل شماره ۴۷۷: ز آفتاب سعادت مرا شراباتست

غزل شماره ۴۷۸: وجود من به کف یار جز که ساغر نیست

غزل شماره ۴۷۹: ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست

غزل شماره ۴۸۰: به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیست

غزل شماره ۴۸۱: چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست

غزل شماره ۴۸۲: برات عاشق نو کن رسید روز برات

غزل شماره ۴۸۳: هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست

غزل شماره ۴۸۴: هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست

غزل شماره ۴۸۵: سه روز شد که نگارین من دگرگون‌ست

غزل شماره ۴۸۶: به حق چشم خمار لطیف تابانت

غزل شماره ۴۸۷: چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات

غزل شماره ۴۸۸: در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست

غزل شماره ۴۸۹: اگر تو مست وصالی‌، رخ تو ترش چراست‌؟

غزل شماره ۴۹۰: مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست

غزل شماره ۴۹۱: جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست

غزل شماره ۴۹۲: ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست

غزل شماره ۴۹۳: تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست

غزل شماره ۴۹۴: به شاه نهانی رسیدی که نوشت

غزل شماره ۴۹۵: اگر مر تو را صلح آهنگ نیست

غزل شماره ۴۹۶: طرب ای بحر اصل آب حیات

غزل شماره ۴۹۷: صوفیان آمدند از چپ و راست

غزل شماره ۴۹۸: فعل نیکان محرض نیکیست

غزل شماره ۴۹۹: عشق جز دولت و عنایت نیست

غزل شماره ۵۰۰: قبله امروز جز شهنشه نیست

غزل شماره ۵۰۱: امشب از چشم و مغز خواب گریخت

غزل شماره ۵۰۲: اندرآ عیش بی‌تو شادان نیست

غزل شماره ۵۰۳: بر شکرت جمع مگس‌ها چراست

غزل شماره ۵۰۴: خیز که امروز جهان آن ماست

غزل شماره ۵۰۵: پیشتر آ روی تو جز نور نیست

غزل شماره ۵۰۶: کار من اینست که کاریم نیست

غزل شماره ۵۰۷: کیست که او بنده رای تو نیست

غزل شماره ۵۰۸: شیر خدا بند گسستن گرفت

غزل شماره ۵۰۹: مرغ دلم باز پریدن گرفت

غزل شماره ۵۱۰: باز به بط گفت که «صحرا خوشست»

غزل شماره ۵۱۱: همچو گل سرخ برو دست دست

غزل شماره ۵۱۲: صبر مرا آینه بیماریست

غزل شماره ۵۱۳: کیست در این شهر که او مست نیست

غزل شماره ۵۱۴: قصد سرم داری خنجر به مشت

غزل شماره ۵۱۵: خانه دل باز کبوتر گرفت

غزل شماره ۵۱۶: بازرسیدیم ز میخانه مست

غزل شماره ۵۱۷: ای ز بگه خاسته سر مست مست

غزل شماره ۵۱۸: نفسی بهوی الحبیب فارت

ج

غزل شماره ۵۱۹: ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج

ح

غزل شماره ۵۲۰: ای مبارک ز تو صبوح و صباح

غزل شماره ۵۲۱: یا راهبا انظر الی مصباح

خ

غزل شماره ۵۲۲: ماه دیدم شد مرا سودای چرخ

د

غزل شماره ۵۲۳: ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد

غزل شماره ۵۲۴: بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد

غزل شماره ۵۲۵: بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد

غزل شماره ۵۲۶: ای لولیان ای لولیان یک لولی‌یی دیوانه شد

غزل شماره ۵۲۷: گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند

غزل شماره ۵۲۸: آن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کند

غزل شماره ۵۲۹: خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد

غزل شماره ۵۳۰: امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می‌رسد

غزل شماره ۵۳۱: صوفی چرا هشیار شد ساقی چرا بی‌کار شد

غزل شماره ۵۳۲: مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند

غزل شماره ۵۳۳: رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند

غزل شماره ۵۳۴: رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می‌کنند

غزل شماره ۵۳۵: سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می‌رود

غزل شماره ۵۳۶: آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود

غزل شماره ۵۳۷: کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود

غزل شماره ۵۳۸: گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند

غزل شماره ۵۳۹: مستی سلامت می‌کند، پنهان پیامت می‌کند

غزل شماره ۵۴۰: مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند

غزل شماره ۵۴۱: صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود

غزل شماره ۵۴۲: بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد

غزل شماره ۵۴۳: یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خود

غزل شماره ۵۴۴: ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود

غزل شماره ۵۴۵: بی تو به سر می نشود با دگری می‌نشود

غزل شماره ۵۴۶: هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود

غزل شماره ۵۴۷: سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود

غزل شماره ۵۴۸: چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسد

غزل شماره ۵۴۹: آب زنید راه را، هین که نگار می‌رسد

غزل شماره ۵۵۰: پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد

غزل شماره ۵۵۱: جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود

غزل شماره ۵۵۲: چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می‌رود

غزل شماره ۵۵۳: بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

غزل شماره ۵۵۴: این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شود

غزل شماره ۵۵۵: چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند

غزل شماره ۵۵۶: جور و جفا و دوریی کان کنکار می‌کند

غزل شماره ۵۵۷: دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود

غزل شماره ۵۵۸: یار مرا چو اشتران باز مهار می‌کشد

غزل شماره ۵۵۹: زهره عشق هر سحر بر در ما چه می‌کند

غزل شماره ۵۶۰: عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود

غزل شماره ۵۶۱: طوطی جان مست من از شکری چه می‌شود

غزل شماره ۵۶۲: خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد

غزل شماره ۵۶۳: دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

غزل شماره ۵۶۴: همی‌بینیم ساقی را که گرد جام می‌گردد

غزل شماره ۵۶۵: اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد

غزل شماره ۵۶۶: بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد

غزل شماره ۵۶۷: نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد

غزل شماره ۵۶۸: چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد

غزل شماره ۵۶۹: بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد

غزل شماره ۵۷۰: بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد

غزل شماره ۵۷۱: بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار می‌ماند

غزل شماره ۵۷۲: ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند

غزل شماره ۵۷۳: برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه‌ی شکر گوید

غزل شماره ۵۷۴: مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد

غزل شماره ۵۷۵: ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد

غزل شماره ۵۷۶: دل من چون صدف باشد‌، خیال دوست در باشد

غزل شماره ۵۷۷: چو برقی می‌جهد چیزی عجب آن دلستان باشد

غزل شماره ۵۷۸: مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد

غزل شماره ۵۷۹: دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد

غزل شماره ۵۸۰: صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد

غزل شماره ۵۸۱: مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد

غزل شماره ۵۸۲: اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند

غزل شماره ۵۸۳: رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید

غزل شماره ۵۸۴: یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر دارد

غزل شماره ۵۸۵: مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد

غزل شماره ۵۸۶: سعادت‌جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد

غزل شماره ۵۸۷: صلا جان‌های مشتاقان که نک دلدار خوب آمد

غزل شماره ۵۸۸: صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد

غزل شماره ۵۸۹: شکایت‌ها همی‌کردی که بهمن برگ ریز آمد

غزل شماره ۵۹۰: سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود

غزل شماره ۵۹۱: چه بویست این چه بویست این مگر آن یار می‌آید

غزل شماره ۵۹۲: اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند

غزل شماره ۵۹۳: برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید

غزل شماره ۵۹۴: امروز جمال تو سیمای دگر دارد

غزل شماره ۵۹۵: آن را که درون دل عشق و طلبی باشد

غزل شماره ۵۹۶: آن مه که ز پیدایی در چشم نمی‌آید

غزل شماره ۵۹۷: امروز جمال تو بر دیده مبارک باد

غزل شماره ۵۹۸: یاران سحر خیزان تا صبح که دریابد؟

غزل شماره ۵۹۹: امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد

غزل شماره ۶۰۰: جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد

غزل شماره ۶۰۱: آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد

غزل شماره ۶۰۲: آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد

غزل شماره ۶۰۳: گویند به بلاساغون، ترکی دو کمان دارد

غزل شماره ۶۰۴: هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد

غزل شماره ۶۰۵: ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد

غزل شماره ۶۰۶: با تلخی معزولی میری بنمی ارزد

غزل شماره ۶۰۷: ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد

غزل شماره ۶۰۸: ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد

غزل شماره ۶۰۹: در خانه غم بودن از همت دون باشد

غزل شماره ۶۱۰: نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد

غزل شماره ۶۱۱: ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد

غزل شماره ۶۱۲: بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد

غزل شماره ۶۱۳: ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد

غزل شماره ۶۱۴: آن بنده آواره بازآمد و بازآمد

غزل شماره ۶۱۵: خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند

غزل شماره ۶۱۶: چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند

غزل شماره ۶۱۷: چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند

غزل شماره ۶۱۸: چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید

غزل شماره ۶۱۹: آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید

غزل شماره ۶۲۰: از سرو مرا بوی بالای تو می‌آید

غزل شماره ۶۲۱: در تابش خورشیدش رقصم به چه می‌باید

غزل شماره ۶۲۲: جان پیش تو هر ساعت می‌ریزد و می‌روید

غزل شماره ۶۲۳: عاشق شده‌ای ای دل سودات مبارک باد

غزل شماره ۶۲۴: هر ذره که بر بالا می‌ نوشد و پا کوبد

غزل شماره ۶۲۵: گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد

غزل شماره ۶۲۶: هر کآتش من دارد او خرقه ز من دارد

غزل شماره ۶۲۷: عاشق به سوی عاشق زنجیر همی‌درد

غزل شماره ۶۲۸: ای دوست‌! شکر بهتر یا آنک شکر سازد‌؟

غزل شماره ۶۲۹: عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد

غزل شماره ۶۳۰: گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد

غزل شماره ۶۳۱: نومید مشو جانا کاومید پدید آمد

غزل شماره ۶۳۲: عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد

غزل شماره ۶۳۳: شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد

غزل شماره ۶۳۴: نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند

غزل شماره ۶۳۵: مستان می ما را هم ساقی ما باید

غزل شماره ۶۳۶: بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید

غزل شماره ۶۳۷: برانید برانید که تا بازنمانید

غزل شماره ۶۳۸: ملولان همه رفتند در خانه ببندید

غزل شماره ۶۳۹: آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد

غزل شماره ۶۴۰: تا باد سعادت ز محمد خبر افکند

غزل شماره ۶۴۱: در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد

غزل شماره ۶۴۲: در خانه نشسته بت عیار که دارد

غزل شماره ۶۴۳: در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد

غزل شماره ۶۴۴: تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد

غزل شماره ۶۴۵: بار دگر آن آب به دولاب درآمد

غزل شماره ۶۴۶: بار دگر آن مست به بازار درآمد

غزل شماره ۶۴۷: تدبیر کند بنده و تقدیر نداند

غزل شماره ۶۴۸: ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

غزل شماره ۶۴۹: بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد

غزل شماره ۶۵۰: آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد

غزل شماره ۶۵۱: مهتاب برآمد کلک از گور برآمد

غزل شماره ۶۵۲: تدبیر کند بنده و تقدیر نداند

غزل شماره ۶۵۳: چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید

غزل شماره ۶۵۴: هر نکته که از زهر اجل تلختر آید

غزل شماره ۶۵۵: از بهر خدا عشق دگر یار مدارید

غزل شماره ۶۵۶: مرغان که کنون از قفس خویش جدایید

غزل شماره ۶۵۷: گر یک سر موی از رخ تو روی نماید

غزل شماره ۶۵۸: بگو دل را که گرد غم نگردد

غزل شماره ۶۵۹: دلم امروز خوی یار دارد

غزل شماره ۶۶۰: نثرنا فی ربیع الوصل بالورد

غزل شماره ۶۶۱: بیا ای زیرک و بر گول می‌خند

غزل شماره ۶۶۲: اگر عالم همه پرخار باشد

غزل شماره ۶۶۳: توی نقشی که جان‌ها برنتابد

غزل شماره ۶۶۴: دلی دارم که گرد غم نگردد

غزل شماره ۶۶۵: خنک جانی که او یاری پسندد

غزل شماره ۶۶۶: چمن جز عشق تو کاری ندارد

غزل شماره ۶۶۷: سماع صوفیان می درنگیرد

غزل شماره ۶۶۸: رجب بیرون شد و شعبان درآمد

غزل شماره ۶۶۹: چو شب شد جملگان در خواب رفتند

غزل شماره ۶۷۰: پریر آن چهره یارم چه خوش بود

غزل شماره ۶۷۱: دلم را ناله سرنای باید

غزل شماره ۶۷۲: بگویم خفیه تا خواجه نرنجد

غزل شماره ۶۷۳: کسی کز غمزه‌ای صد عقل بندد

غزل شماره ۶۷۴: چنان کز غم دل دانا گریزد

غزل شماره ۶۷۵: هر آن دل‌ها که بی‌تو شاد باشد

غزل شماره ۶۷۶: سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد

غزل شماره ۶۷۷: عجب آن دلبر زیبا کجا شد

غزل شماره ۶۷۸: به صورت یار من چون خشمگین شد

غزل شماره ۶۷۹: چو دیوم عاشق آن یک پری شد

غزل شماره ۶۸۰: نگارا مردگان از جان چه دانند

غزل شماره ۶۸۱: کسی که غیر این سوداش نبود

غزل شماره ۶۸۲: یکی لحظه از او دوری نباید

غزل شماره ۶۸۳: ز خاک من اگر گندم برآید

غزل شماره ۶۸۴: ز رویت دسته گل می‌توان کرد

غزل شماره ۶۸۵: دل با دل دوست در حنین باشد

غزل شماره ۶۸۶: ای مطرب جان چو دف به دست آمد

غزل شماره ۶۸۷: کی باشد کاین قفس چمن گردد

غزل شماره ۶۸۸: روی تو به رنگریز کان ماند

غزل شماره ۶۸۹: دوش از بت من جهان چه می‌شد

غزل شماره ۶۹۰: ای عشق که جمله از تو شادند

غزل شماره ۶۹۱: هر چند که بلبلان گزینند

غزل شماره ۶۹۲: رفتیم بقیه را بقا باد

غزل شماره ۶۹۳: جانی که ز نور مصطفی زاد

غزل شماره ۶۹۴: آن کز دهن تو رنگ دارد

غزل شماره ۶۹۵: این قافله بار ما ندارد

غزل شماره ۶۹۶: بیچاره کسی که زر ندارد

غزل شماره ۶۹۷: دل بی‌لطف تو جان ندارد

غزل شماره ۶۹۸: آن کس که ز تو نشان ندارد

غزل شماره ۶۹۹: بیچاره کسی که می ندارد

غزل شماره ۷۰۰: آن خواجه خوش لقا چه دارد

غزل شماره ۷۰۱: آن خواجه خوش لقا چه دارد

غزل شماره ۷۰۲: پرکندگی از نفاق خیزد

غزل شماره ۷۰۳: آن کس که ز جان خود نترسد

غزل شماره ۷۰۴: آن جا که چو تو نگار باشد

غزل شماره ۷۰۵: ای کز تو همه جفا وفا شد

غزل شماره ۷۰۶: روزم به عیادت شب آمد

غزل شماره ۷۰۷: آن یوسف خوش عذار آمد

غزل شماره ۷۰۸: برخیز که ساقی اندرآمد

غزل شماره ۷۰۹: جان از سفر دراز آمد

غزل شماره ۷۱۰: آن شعله نور می‌خرامد

غزل شماره ۷۱۱: امروز نگار ما نیامد

غزل شماره ۷۱۲: خوش باش که هر که راز داند

غزل شماره ۷۱۳: ساقی زان می که می‌چریدند

غزل شماره ۷۱۴: اول نظر ار چه سرسری بود

غزل شماره ۷۱۵: اول نظر ار چه سرسری بود

غزل شماره ۷۱۶: دیر آمده‌ای سفر مکن زود

غزل شماره ۷۱۷: آن کس که به بندگیت آید

غزل شماره ۷۱۸: آخر گهر وفا ببارید

غزل شماره ۷۱۹: ای اهل صبوح در چه کارید

غزل شماره ۷۲۰: از بهر چه در غم و زحیرید

غزل شماره ۷۲۱: هر سینه که سیمبر ندارد

غزل شماره ۷۲۲: ما مست شدیم و دل جدا شد

غزل شماره ۷۲۳: ساقی برخیز کان مه آمد

غزل شماره ۷۲۴: گر مایه دهر جان فزا بود

غزل شماره ۷۲۵: کس با چو تو یار راز گوید

غزل شماره ۷۲۶: شب رفت حریفکان کجایید

غزل شماره ۷۲۷: از دلبر ما نشان کی دارد

غزل شماره ۷۲۸: دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کشد

غزل شماره ۷۲۹: اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند

غزل شماره ۷۳۰: اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند

غزل شماره ۷۳۱: پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود

غزل شماره ۷۳۲: دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود

غزل شماره ۷۳۳: ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد

غزل شماره ۷۳۴: مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد

غزل شماره ۷۳۵: دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد

غزل شماره ۷۳۶: گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد

غزل شماره ۷۳۷: نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد

غزل شماره ۷۳۸: مطربم سرمست شد انگشت بر رق می‌زند

غزل شماره ۷۳۹: قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند

غزل شماره ۷۴۰: مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند

غزل شماره ۷۴۱: پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند

غزل شماره ۷۴۲: عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند

غزل شماره ۷۴۳: آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود

غزل شماره ۷۴۴: رو ترش کردی مگر دی باده‌ات گیرا نبود

غزل شماره ۷۴۵: آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود

غزل شماره ۷۴۶: برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید

غزل شماره ۷۴۷: ای طربناکان ز مطرب التماس می‌کنید

غزل شماره ۷۴۸: فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد

غزل شماره ۷۴۹: مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد

غزل شماره ۷۵۰: شاد شد جانم که چشمت وعده احسان نهاد

غزل شماره ۷۵۱: هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد

غزل شماره ۷۵۲: هم دلم ره می‌نماید هم دلم ره می‌زند

غزل شماره ۷۵۳: هم لبان می‌فروشت باده را ارزان کند

غزل شماره ۷۵۴: می‌خرامد آفتاب خوبرویان ره کنید

غزل شماره ۷۵۵: شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود

غزل شماره ۷۵۶: علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود

غزل شماره ۷۵۷: وصف آن مخدوم می‌کن گرچه می‌رنجد حسود

غزل شماره ۷۵۸: دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد

غزل شماره ۷۵۹: دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد

غزل شماره ۷۶۰: خنک آن‌کس‌که چو ما شد‌، همه تسلیم و رضا شد

غزل شماره ۷۶۱: چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد

غزل شماره ۷۶۲: بدرد مرده کفن را به سر گور برآید

غزل شماره ۷۶۳: خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد

غزل شماره ۷۶۴: مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند

غزل شماره ۷۶۵: هله نومید نباشی که تو را یار براند

غزل شماره ۷۶۶: خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد

غزل شماره ۷۶۷: صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد

غزل شماره ۷۶۸: چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزد

غزل شماره ۷۶۹: چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد

غزل شماره ۷۷۰: همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد

غزل شماره ۷۷۱: هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نماند

غزل شماره ۷۷۲: صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد

غزل شماره ۷۷۳: سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد

غزل شماره ۷۷۴: به میان دل خیال مه دلگشا درآمد

غزل شماره ۷۷۵: هله هش دار که در شهر دو سه طرارند

غزل شماره ۷۷۶: عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند

غزل شماره ۷۷۷: ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند

غزل شماره ۷۷۸: از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود

غزل شماره ۷۷۹: همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد

غزل شماره ۷۸۰: بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد

غزل شماره ۷۸۱: در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد

غزل شماره ۷۸۲: خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد

غزل شماره ۷۸۳: ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند

غزل شماره ۷۸۴: عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند

غزل شماره ۷۸۵: ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند

غزل شماره ۷۸۶: آنک عکس رخ او راه ثریا بزند

غزل شماره ۷۸۷: آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند

غزل شماره ۷۸۸: آه کان طوطی دل بی‌شکرستان چه کند

غزل شماره ۷۸۹: از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود

غزل شماره ۷۹۰: واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود

غزل شماره ۷۹۱: این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید

غزل شماره ۷۹۲: هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد

غزل شماره ۷۹۳: هست مستی که مرا جانب میخانه برد

غزل شماره ۷۹۴: هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد

غزل شماره ۷۹۵: وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد

غزل شماره ۷۹۶: وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد

غزل شماره ۷۹۷: ز اول روز که مخموری مستان باشد

غزل شماره ۷۹۸: ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود

غزل شماره ۷۹۹: سفره کهنه کجا درخور نان تو بود

غزل شماره ۸۰۰: گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود

غزل شماره ۸۰۱: عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید

غزل شماره ۸۰۲: می‌رسد یوسف مصری همه اقرار دهید

غزل شماره ۸۰۳: بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

غزل شماره ۸۰۴: صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند

غزل شماره ۸۰۵: یا رب این بوی که امروز به ما می‌آید

غزل شماره ۸۰۶: یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید

غزل شماره ۸۰۷: لحظه‌ای قصه کنان قصه تبریز کنید

غزل شماره ۸۰۸: عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند

غزل شماره ۸۰۹: طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید

غزل شماره ۸۱۰: باز شیری با شکر آمیختند

غزل شماره ۸۱۱: آن شکرپاسخ نباتم می‌دهد

غزل شماره ۸۱۲: خنب‌های لایزالی جوش باد

غزل شماره ۸۱۳: موشکی صندوق را سوراخ کرد

غزل شماره ۸۱۴: بار دیگر یار ما هنباز کرد

غزل شماره ۸۱۵: شهر پر شد لولیان عقل دزد

غزل شماره ۸۱۶: خلق می‌جنبند مانا روز شد

غزل شماره ۸۱۷: چون مرا جمعی خریدار آمدند

غزل شماره ۸۱۸: ساقیان سرمست در کار آمدند

غزل شماره ۸۱۹: اندک اندک جمع مستان می‌رسند

غزل شماره ۸۲۰: هر چه آن خسرو کند شیرین کند

غزل شماره ۸۲۱: خنده از لطفت حکایت می‌کند

غزل شماره ۸۲۲: عشق اکنون مهربانی می‌کند

غزل شماره ۸۲۳: عمر بر اومید فردا می‌رود

غزل شماره ۸۲۴: عاشقان پیدا و دلبر ناپدید

غزل شماره ۸۲۵: برنشین ای عزم و منشین ای امید

غزل شماره ۸۲۶: ای خدا از عاشقان خشنود باد

غزل شماره ۸۲۷: نه فلک مر عاشقان را بنده باد

غزل شماره ۸۲۸: هر که را اسرار عشق اظهار شد

غزل شماره ۸۲۹: هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود

غزل شماره ۸۳۰: صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود

غزل شماره ۸۳۱: هر زمان لطفت همی در پی رسد

غزل شماره ۸۳۲: شب شد و هنگام خلوتگاه شد

غزل شماره ۸۳۳: مرگ ما هست عروسی ابد

غزل شماره ۸۳۴: از دل رفته نشان می‌آ

غزل شماره ۸۳۵: گل خندان که نخندد چه کند

غزل شماره ۸۳۶: گر نخسپی شبکی جان چه شود

غزل شماره ۸۳۷: هر کجا بوی خدا می‌آید

غزل شماره ۸۳۸: گر نخسپی شبکی جان چه شود

غزل شماره ۸۳۹: خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد

غزل شماره ۸۴۰: بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد

غزل شماره ۸۴۱: باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد

غزل شماره ۸۴۲: آن ماه کو ز خوبی بر جمله می‌دواند

غزل شماره ۸۴۳: در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید

غزل شماره ۸۴۴: گر ساعتی ببری ز اندیشه‌ها چه باشد

غزل شماره ۸۴۵: مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد

غزل شماره ۸۴۶: بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند

غزل شماره ۸۴۷: پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند

غزل شماره ۸۴۸: از چشم پرخمارت دل را قرار ماند

غزل شماره ۸۴۹: ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند

غزل شماره ۸۵۰: یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند

غزل شماره ۸۵۱: ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید

غزل شماره ۸۵۲: جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید

غزل شماره ۸۵۳: مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد

غزل شماره ۸۵۴: گفتم مکن چنین‌ها ای جان چنین نباشد

غزل شماره ۸۵۵: عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد

غزل شماره ۸۵۶: برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد

غزل شماره ۸۵۷: گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند

غزل شماره ۸۵۸: وقتی خوش است ما را‌، لابد نبید باید

غزل شماره ۸۵۹: نی دیده هر دلی را دیدار می‌نماید

غزل شماره ۸۶۰: ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد

غزل شماره ۸۶۱: لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد

غزل شماره ۸۶۲: قومی که بر براق بصیرت سفر کنند

غزل شماره ۸۶۳: آتش پریر گفت نهانی به گوش دود

غزل شماره ۸۶۴: بلبل نگر که جانب گلزار می‌رود

غزل شماره ۸۶۵: جانا بیار باده که ایام می‌رود

غزل شماره ۸۶۶: چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد

غزل شماره ۸۶۷: چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد

غزل شماره ۸۶۸: به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد

غزل شماره ۸۶۹: خیاط روزگار به بالای هیچ مرد

غزل شماره ۸۷۰: چشمم همی‌پرد مگر آن یار می‌رسد

غزل شماره ۸۷۱: آمد بهار خرم و رحمت نثار شد

غزل شماره ۸۷۲: این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد

غزل شماره ۸۷۳: خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود

غزل شماره ۸۷۴: امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود

غزل شماره ۸۷۵: گر عید وصل تست منم خود غلام عید

غزل شماره ۸۷۶: تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید

غزل شماره ۸۷۷: امسال بلبلان چه خبرها همی‌دهند

غزل شماره ۸۷۸: صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد

غزل شماره ۸۷۹: صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید

غزل شماره ۸۸۰: صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد

غزل شماره ۸۸۱: آه که بار دگر آتش در من فتاد

غزل شماره ۸۸۲: جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید

غزل شماره ۸۸۳: جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد

غزل شماره ۸۸۴: پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد

غزل شماره ۸۸۵: بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد

غزل شماره ۸۸۶: از رسن زلف تو خلق به جان آمدند

غزل شماره ۸۸۷: روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود

غزل شماره ۸۸۸: زهره من بر فلک شکل دگر می‌رود

غزل شماره ۸۸۹: روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید

غزل شماره ۸۹۰: صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید

غزل شماره ۸۹۱: دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید

غزل شماره ۸۹۲: آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید

غزل شماره ۸۹۳: نیک بدست آنک او شد تلف نیک و بد

غزل شماره ۸۹۴: نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید

غزل شماره ۸۹۵: وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید

غزل شماره ۸۹۶: غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند

غزل شماره ۸۹۷: شرح دهم من که شب از چه سیه‌دل بود

غزل شماره ۸۹۸: بانگ زدم من که دل مست کجا می‌رود

غزل شماره ۸۹۹: یار مرا عارض و عذار نه این بود

غزل شماره ۹۰۰: بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد

غزل شماره ۹۰۱: اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد

غزل شماره ۹۰۲: ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد

غزل شماره ۹۰۳: اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد

غزل شماره ۹۰۴: ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می‌شد

غزل شماره ۹۰۵: شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداند

غزل شماره ۹۰۶: گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شد

غزل شماره ۹۰۷: مده به دست فراقت دل مرا که نشاید

غزل شماره ۹۰۸: چو درد گیرد دندان تو عدو گردد

غزل شماره ۹۰۹: چه پادشاست که از خاک پادشا سازد

غزل شماره ۹۱۰: بر آستانه اسرار آسمان نرسد

غزل شماره ۹۱۱: به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

غزل شماره ۹۱۲: نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند

غزل شماره ۹۱۳: بگو به گوش کسانی که نور چشم منند

غزل شماره ۹۱۴: ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود

غزل شماره ۹۱۵: بیا که ساقی عشق شراب‌باره رسید

غزل شماره ۹۱۶: درخت و برگ برآید ز خاک این گوید

غزل شماره ۹۱۷: به یارکان صفا جز می صفا مدهید

غزل شماره ۹۱۸: چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

غزل شماره ۹۱۹: ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد

غزل شماره ۹۲۰: کسی که عاشق آن رونق چمن باشد

غزل شماره ۹۲۱: سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند

غزل شماره ۹۲۲: چو عشق را هوس بوسه و کنار بود

غزل شماره ۹۲۳: رسید ساقی جان ما خمار خواب‌آلود

غزل شماره ۹۲۴: به روح‌های مقدس ز من سلام برید

غزل شماره ۹۲۵: دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید

غزل شماره ۹۲۶: حبیب کعبه جانست اگر نمی‌دانید

غزل شماره ۹۲۷: به باغ بلبل از این پس حدیث ما گوید

غزل شماره ۹۲۸: هزار جان مقدس فدای روی تو باد

غزل شماره ۹۲۹: ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد

غزل شماره ۹۳۰: سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد

غزل شماره ۹۳۱: مها به دل نظری کن که دل تو را دارد

غزل شماره ۹۳۲: مها به دل نظری کن که دل تو را دارد

غزل شماره ۹۳۳: میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد

غزل شماره ۹۳۴: میان باغ، گل سرخ‌، های و هو دارد

غزل شماره ۹۳۵: مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد

غزل شماره ۹۳۶: مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند

غزل شماره ۹۳۷: فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند

غزل شماره ۹۳۸: سخن به نزد سخندان بزرگوار بود

غزل شماره ۹۳۹: به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود

غزل شماره ۹۴۰: ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود

غزل شماره ۹۴۱: ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود

غزل شماره ۹۴۲: اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد

غزل شماره ۹۴۳: نماز شام چو خورشید در غروب آید

غزل شماره ۹۴۴: به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید

غزل شماره ۹۴۵: ندا رسید به جان‌ها که چند می‌پایید

غزل شماره ۹۴۶: میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد

غزل شماره ۹۴۷: مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد

غزل شماره ۹۴۸: کسی خراب خرابات و مست می‌باشد

غزل شماره ۹۴۹: مرا وصال تو باید صبا چه سود کند

غزل شماره ۹۵۰: سپاس آن عدمی را که هست ما بربود

غزل شماره ۹۵۱: هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود

غزل شماره ۹۵۲: ز شمس دین طرب نوبهار بازآید

غزل شماره ۹۵۳: سپیده دم بدمید و سپیده می‌ساید

غزل شماره ۹۵۴: فزود آتش من آب را خبر ببرید

غزل شماره ۹۵۵: سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید

غزل شماره ۹۵۶: ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنید

غزل شماره ۹۵۷: هزار جان مقدس فدای روی تو باد

غزل شماره ۹۵۸: کدام لب که از او بوی جان نمی‌آید

غزل شماره ۹۵۹: اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد

غزل شماره ۹۶۰: به حارسان نکوروی من خطاب کنید

غزل شماره ۹۶۱: جهان را بدیدم وفایی ندارد

غزل شماره ۹۶۲: سحر این دل من ز سودا چه می‌شد

غزل شماره ۹۶۳: دل من که باشد که تو را نباشد

غزل شماره ۹۶۴: گفتم که ای جان خود جان چه باشد

غزل شماره ۹۶۵: دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود

غزل شماره ۹۶۶: دیده خون گشت و خون نمی‌خسبد

غزل شماره ۹۶۷: رسم نو بین که شهریار نهاد

غزل شماره ۹۶۸: سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد

غزل شماره ۹۶۹: سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد

غزل شماره ۹۷۰: دیده‌ها شب فراز باید کرد

غزل شماره ۹۷۱: عشق تو مست و کف زنانم کرد

غزل شماره ۹۷۲: عاشقانی که باخبر میرند

غزل شماره ۹۷۳: صوفیان در دمی دو عید کنند

غزل شماره ۹۷۴: گر تو را بخت یار خواهد بود

غزل شماره ۹۷۵: آتش افکند در جهان جمشید

غزل شماره ۹۷۶: خسروانی که فتنه‌ای چینید

غزل شماره ۹۷۷: عید بر عاشقان مبارک باد

غزل شماره ۹۷۸: زندگانی صدر عالی باد

غزل شماره ۹۷۹: شاهدی بین که در زمانه بزاد

غزل شماره ۹۸۰: مادر عشق طفل عاشق را

غزل شماره ۹۸۱: شعر من نان مصر را ماند

غزل شماره ۹۸۲: یوسف آخرزمان خرامان شد

غزل شماره ۹۸۳: هر کی در ذوق‌ عشق دنگ آمد

غزل شماره ۹۸۴: هین که هنگام صابر‌ان آمد

غزل شماره ۹۸۵: هر که بهر تو انتظار کند

غزل شماره ۹۸۶: عشق را جان بی‌قرار بود

غزل شماره ۹۸۷: هر که را ذوق دین پدید آید

غزل شماره ۹۸۸: بوی دلدار ما نمی‌آید

غزل شماره ۹۸۹: صبر با عشق بس نمی‌آید

غزل شماره ۹۹۰: من بسازم ولیک کی شاید

غزل شماره ۹۹۱: عشق جانان مرا ز جان ببرید

غزل شماره ۹۹۲: خسروانی که فتنه‌ای چینید

غزل شماره ۹۹۳: زان ازلی نور که پرورده‌اند

غزل شماره ۹۹۴: دوست همان به که بلاکش بود

غزل شماره ۹۹۵: دیدن روی تو هم از بامداد

غزل شماره ۹۹۶: گفت کسی خواجه سنایی بمرد

غزل شماره ۹۹۷: پیرهن یوسف و بو می‌رسد

غزل شماره ۹۹۸: آتش عشق تو قلاووز شد

غزل شماره ۹۹۹: از سوی دل لشکر جان آمدند

غزل شماره ۱۰۰۰: آنچ گل سرخ قبا می‌کند

غزل شماره ۱۰۰۱: آه در آن شمع منور چه بود

غزل شماره ۱۰۰۲: چونک کمند تو دلم را کشید

غزل شماره ۱۰۰۳: شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد

غزل شماره ۱۰۰۴: دوش دل عربده گر با کی بود

غزل شماره ۱۰۰۵: هر که ز عشاق گریزان شود

غزل شماره ۱۰۰۶: عشق مرا بر همگان برگزید

غزل شماره ۱۰۰۷: گفت کسی خواجه سنایی بمرد

غزل شماره ۱۰۰۸: یا من نعماه غیر معدود

غزل شماره ۱۰۰۹: طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد

غزل شماره ۱۰۱۰: من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد

غزل شماره ۱۰۱۱: میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید

غزل شماره ۱۰۱۲: یا شبه الطیف لی انت قریب بعید

غزل شماره ۱۰۱۳: اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود

غزل شماره ۱۰۱۴: حکم البین بموتی و عمد

ر

غزل شماره ۱۰۱۵: ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر

غزل شماره ۱۰۱۶: انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر

غزل شماره ۱۰۱۷: آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر

غزل شماره ۱۰۱۸: رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر

غزل شماره ۱۰۱۹: ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر

غزل شماره ۱۰۲۰: ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر

غزل شماره ۱۰۲۱: گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر

غزل شماره ۱۰۲۲: دی سحری بر گذری گفت مرا یار

غزل شماره ۱۰۲۳: اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور

غزل شماره ۱۰۲۴: مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر

غزل شماره ۱۰۲۵: مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر

غزل شماره ۱۰۲۶: گرچه نه به دریاییم دانه گهریم آخر

غزل شماره ۱۰۲۷: یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر

غزل شماره ۱۰۲۸: ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر

غزل شماره ۱۰۲۹: جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر

غزل شماره ۱۰۳۰: نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر

غزل شماره ۱۰۳۱: جان من و جان تو بستست به همدیگر

غزل شماره ۱۰۳۲: تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر

غزل شماره ۱۰۳۳: ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر

غزل شماره ۱۰۳۴: مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار

غزل شماره ۱۰۳۵: ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر

غزل شماره ۱۰۳۶: ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر

غزل شماره ۱۰۳۷: گیرم که بود میر تو را زر به خروار

غزل شماره ۱۰۳۸: به حسن تو نباشد یار دیگر

غزل شماره ۱۰۳۹: بگرد فتنه می‌گردی دگربار

غزل شماره ۱۰۴۰: جفا از سر گرفتی یاد می‌دار

غزل شماره ۱۰۴۱: مرا یارا چنین بی‌یار مگذار

غزل شماره ۱۰۴۲: منم از جان خود بیزار بیزار

غزل شماره ۱۰۴۳: مرا اقبال خندانید آخر

غزل شماره ۱۰۴۴: به ساقی درنگر در مست منگر

غزل شماره ۱۰۴۵: بگردان ساقیا آن جام دیگر

غزل شماره ۱۰۴۶: نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر

غزل شماره ۱۰۴۷: در این سرما و باران یار خوشتر

غزل شماره ۱۰۴۸: خداوند خداوندان اسرار

غزل شماره ۱۰۴۹: صد بار بگفتمت نگهدار

غزل شماره ۱۰۵۰: کی باشد اختری در اقطار

غزل شماره ۱۰۵۱: شب گشت ولیک پیش اغیار

غزل شماره ۱۰۵۲: نوریست میان شعر احمر

غزل شماره ۱۰۵۳: نزدیک توام مرا مبین دور

غزل شماره ۱۰۵۴: ای یار شگرف در همه کار

غزل شماره ۱۰۵۵: انجیرفروش را چه بهتر

غزل شماره ۱۰۵۶: انجیرفروش را چه بهتر

غزل شماره ۱۰۵۷: دارد درویش نوش دیگر

غزل شماره ۱۰۵۸: آخر کی شود از آن لقا سیر

غزل شماره ۱۰۵۹: گفتی که زیان کنی زیان گیر

غزل شماره ۱۰۶۰: عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

غزل شماره ۱۰۶۱: عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار

غزل شماره ۱۰۶۲: چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر

غزل شماره ۱۰۶۳: عزم رفتن کرده‌ای چون عمر شیرین یاد دار

غزل شماره ۱۰۶۴: مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار

غزل شماره ۱۰۶۵: یا ربا این لطف‌ها را از لبش پاینده دار

غزل شماره ۱۰۶۶: مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار

غزل شماره ۱۰۶۷: سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر

غزل شماره ۱۰۶۸: نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر

غزل شماره ۱۰۶۹: در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر

غزل شماره ۱۰۷۰: گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر

غزل شماره ۱۰۷۱: معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر

غزل شماره ۱۰۷۲: گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر

غزل شماره ۱۰۷۳: خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار

غزل شماره ۱۰۷۴: گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار

غزل شماره ۱۰۷۵: آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار‌؟

غزل شماره ۱۰۷۶: لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار

غزل شماره ۱۰۷۷: از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار

غزل شماره ۱۰۷۸: شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر

غزل شماره ۱۰۷۹: بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور

غزل شماره ۱۰۸۰: ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور

غزل شماره ۱۰۸۱: ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار

غزل شماره ۱۰۸۲: عقل بند رهروان و عاشقانست ای پسر

غزل شماره ۱۰۸۳: هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر

غزل شماره ۱۰۸۴: مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر

غزل شماره ۱۰۸۵: همه صیدها بکردی، هله، میر! بار دیگر

غزل شماره ۱۰۸۶: هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر

غزل شماره ۱۰۸۷: بده آن باده به ما باده به ما اولیتر

غزل شماره ۱۰۸۸: سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر

غزل شماره ۱۰۸۹: هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر

غزل شماره ۱۰۹۰: صنما این چه گمانست فرودست حقیر

غزل شماره ۱۰۹۱: نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر

غزل شماره ۱۰۹۲: اختران را شب وصلست و نثارست و نثار

غزل شماره ۱۰۹۳: روستایی بچه‌ای هست درون بازار

غزل شماره ۱۰۹۴: پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر

غزل شماره ۱۰۹۵: داد جاروبی به دستم آن نگار

غزل شماره ۱۰۹۶: گر ز سر عشق او داری خبر

غزل شماره ۱۰۹۷: عقل بند رهروانست ای پسر

غزل شماره ۱۰۹۸: آمدم من بی‌دل و جان ای پسر

غزل شماره ۱۰۹۹: ای نهاده بر سر زانو تو سر

غزل شماره ۱۱۰۰: بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر

غزل شماره ۱۱۰۱: نرم نرمک سوی رخسارش نگر

غزل شماره ۱۱۰۲: عشق را با گفت و با ایما چه کار

غزل شماره ۱۱۰۳: رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار

غزل شماره ۱۱۰۴: باز شد در عاشقی بابی دگر

غزل شماره ۱۱۰۵: ای خیالت در دل من هر سحور

غزل شماره ۱۱۰۶: راز را اندر میان نه وامگیر

غزل شماره ۱۱۰۷: در چمن آیید و بربندید دید

غزل شماره ۱۱۰۸: ساقیا باده چون نار بیار

غزل شماره ۱۱۰۹: ساقیا باده گلرنگ بیار

غزل شماره ۱۱۱۰: از لب یار شکر را چه خبر

غزل شماره ۱۱۱۱: روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر

غزل شماره ۱۱۱۲: بر منبرست این دم مذکر مذکر

غزل شماره ۱۱۱۳: ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر

غزل شماره ۱۱۱۴: ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر

غزل شماره ۱۱۱۵: ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر

غزل شماره ۱۱۱۶: هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار

غزل شماره ۱۱۱۷: دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار

غزل شماره ۱۱۱۸: میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار

غزل شماره ۱۱۱۹: کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر

غزل شماره ۱۱۲۰: مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در

غزل شماره ۱۱۲۱: آمد بهار خرم و آمد رسول یار

غزل شماره ۱۱۲۲: اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر

غزل شماره ۱۱۲۳: پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار

غزل شماره ۱۱۲۴: تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار

غزل شماره ۱۱۲۵: چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

غزل شماره ۱۱۲۶: سست مکن زه که من تیر توام چارپر

غزل شماره ۱۱۲۷: وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر

غزل شماره ۱۱۲۸: بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر

غزل شماره ۱۱۲۹: عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر

غزل شماره ۱۱۳۰: آید هر دم رسول از طرف شهر یار

غزل شماره ۱۱۳۱: گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر

غزل شماره ۱۱۳۲: چون سر کس نیستت، فتنه مکن دل مبر

غزل شماره ۱۱۳۳: نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار

غزل شماره ۱۱۳۴: چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدار

غزل شماره ۱۱۳۵: بیار ساقی بادت فدا سر و دستار

غزل شماره ۱۱۳۶: نبشته‌ست خدا گرد چهره دلدار

غزل شماره ۱۱۳۷: شده‌ست نور محمد هزار شاخ هزار

غزل شماره ۱۱۳۸: چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار

غزل شماره ۱۱۳۹: مجوی شادی چون در غمست میل نگار

غزل شماره ۱۱۴۰: بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

غزل شماره ۱۱۴۱: ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار

غزل شماره ۱۱۴۲: درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر

غزل شماره ۱۱۴۳: تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر

غزل شماره ۱۱۴۴: ندا رسید به جان‌ها ز خسرو منصور

غزل شماره ۱۱۴۵: به من نگر که منم مونس تو اندر گور

غزل شماره ۱۱۴۶: مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار

غزل شماره ۱۱۴۷: بکش بکش که چه خوش می‌کشی بیار بیار

غزل شماره ۱۱۴۸: کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر

غزل شماره ۱۱۴۹: فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر

غزل شماره ۱۱۵۰: به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر

غزل شماره ۱۱۵۱: قدح شکست و شرابم نماند و من مخم

غزل شماره ۱۱۵۲: ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر

غزل شماره ۱۱۵۳: مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر

غزل شماره ۱۱۵۴: چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر

غزل شماره ۱۱۵۵: از آن مقام که نبود گشاد زود گذر

غزل شماره ۱۱۵۶: مطرب عاشقان بجنبان تار

غزل شماره ۱۱۵۷: گر تو خواهی وطن پر از دلدار

غزل شماره ۱۱۵۸: رحم بر یار کی کند هم یار

غزل شماره ۱۱۵۹: عشق جانست عشق تو جان‌تر

غزل شماره ۱۱۶۰: روی بنما به ما مکن مستور

غزل شماره ۱۱۶۱: مطربا عیش و نوش از سر گیر

غزل شماره ۱۱۶۲: مطربا عشقبازی از سر گیر

غزل شماره ۱۱۶۳: عار بادا جهانیان را عار

غزل شماره ۱۱۶۴: خلق را زیر گنبد دوار

غزل شماره ۱۱۶۵: میر خرابات توی ای نگار

غزل شماره ۱۱۶۶: چند از این راه نو روزگار

غزل شماره ۱۱۶۷: مست توام نه از می و نه از کوکنار

غزل شماره ۱۱۶۸: جان خراباتی و عمر بهار

غزل شماره ۱۱۶۹: هست کسی صافی و زیبانظر

غزل شماره ۱۱۷۰: رحم کن ار زخم شوم سر به سر

غزل شماره ۱۱۷۱: در بگشا کآمد خامی دگر

غزل شماره ۱۱۷۲: جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

غزل شماره ۱۱۷۳: بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر

غزل شماره ۱۱۷۴: مرا می‌گفت دوش آن یار عیار

غزل شماره ۱۱۷۵: انجیرفروش را چه بهتر

غزل شماره ۱۱۷۶: انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر

غزل شماره ۱۱۷۷: آفتابی برآمد از اسرار

غزل شماره ۱۱۷۸: جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

غزل شماره ۱۱۷۹: غره وجه سلبت قلب جمیع البشر

غزل شماره ۱۱۸۰: سیدی انی کلیل انت فی زی النهار

ز

غزل شماره ۱۱۸۱: به سوی ما نگر چشمی برانداز

غزل شماره ۱۱۸۲: تو چشم شیخ را دیدن میاموز

غزل شماره ۱۱۸۳: اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز

غزل شماره ۱۱۸۴: بیا با تو مرا کارست امروز

غزل شماره ۱۱۸۵: چنان مستم چنان مستم من امروز

غزل شماره ۱۱۸۶: چنان مستم چنان مستم من امروز

غزل شماره ۱۱۸۷: در این سرما سر ما داری امروز

غزل شماره ۱۱۸۸: الا ای شمع گریان گرم می‌سوز

غزل شماره ۱۱۸۹: در این سرما سر ما داری امروز

غزل شماره ۱۱۹۰: ای خفته به یاد یار برخیز

غزل شماره ۱۱۹۱: ماییم فداییان جانباز

غزل شماره ۱۱۹۲: برخیز و صبوح را برانگیز

غزل شماره ۱۱۹۳: من از سخنان مهرانگیز

غزل شماره ۱۱۹۴: گر نه‌ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز

غزل شماره ۱۱۹۵: سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز

غزل شماره ۱۱۹۶: عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز

غزل شماره ۱۱۹۷: اگر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز

غزل شماره ۱۱۹۸: سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز

غزل شماره ۱۱۹۹: یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز

غزل شماره ۱۲۰۰: ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز

غزل شماره ۱۲۰۱: برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز

غزل شماره ۱۲۰۲: به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز

غزل شماره ۱۲۰۳: برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز

س

غزل شماره ۱۲۰۴: عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس

غزل شماره ۱۲۰۵: سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس

غزل شماره ۱۲۰۶: سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس

غزل شماره ۱۲۰۷: نیم شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس

غزل شماره ۱۲۰۸: حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس

غزل شماره ۱۲۰۹: ای دل بی‌بهره از بهرام ترس

غزل شماره ۱۲۱۰: نیست در آخرزمان فریادرس

غزل شماره ۱۲۱۱: ای روترش به پیشم بد گفته‌ای مرا پس

غزل شماره ۱۲۱۲: دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس

غزل شماره ۱۲۱۳: ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس

غزل شماره ۱۲۱۴: بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس

ش

غزل شماره ۱۲۱۵: ای مست ماه روی تو استاره و گردون، خوش

غزل شماره ۱۲۱۶: گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش

غزل شماره ۱۲۱۷: الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش

غزل شماره ۱۲۱۸: ای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبش

غزل شماره ۱۲۱۹: یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش

غزل شماره ۱۲۲۰: دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمش

غزل شماره ۱۲۲۱: اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش

غزل شماره ۱۲۲۲: چه دارد در دل آن خواجه که می‌تابد ز رخسارش

غزل شماره ۱۲۲۳: قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش

غزل شماره ۱۲۲۴: پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش

غزل شماره ۱۲۲۵: ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش

غزل شماره ۱۲۲۶: آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش

غزل شماره ۱۲۲۷: رویش خوش و مویش خوش و‌آن طره جعد‌ینش

غزل شماره ۱۲۲۸: ای یوسف مه‌رویان! ای جاه و جمالت خوش

غزل شماره ۱۲۲۹: زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش

غزل شماره ۱۲۳۰: جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش

غزل شماره ۱۲۳۱: وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش

غزل شماره ۱۲۳۲: هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش

غزل شماره ۱۲۳۳: درون ظلمتی می‌جو صفاتش

غزل شماره ۱۲۳۴: قضا آمد شنو طبل نفیرش

غزل شماره ۱۲۳۵: نگاری را که می‌جویم به جانش

غزل شماره ۱۲۳۶: برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

غزل شماره ۱۲۳۷: شنو پندی ز من ای یار خوش کیش

غزل شماره ۱۲۳۸: امروز خوش است دل که تو دوش

غزل شماره ۱۲۳۹: ای خواجه تو عاقلانه می‌باش

غزل شماره ۱۲۴۰: آن مطرب ما خوشست و چنگش

غزل شماره ۱۲۴۱: ما نعره به شب زنیم و خاموش

غزل شماره ۱۲۴۲: گر لاش نمود راه قلاش

غزل شماره ۱۲۴۳: اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش

غزل شماره ۱۲۴۴: ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش

غزل شماره ۱۲۴۵: آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش

غزل شماره ۱۲۴۶: دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش

غزل شماره ۱۲۴۷: عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش

غزل شماره ۱۲۴۸: ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باش

غزل شماره ۱۲۴۹: شده‌ام سپند حسنت وطنم میان آتش

غزل شماره ۱۲۵۰: به شکرخنده اگر می‌ببرد جان رسدش

غزل شماره ۱۲۵۱: گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش

غزل شماره ۱۲۵۲: آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش

غزل شماره ۱۲۵۳: بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش

غزل شماره ۱۲۵۴: من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش

غزل شماره ۱۲۵۵: اندک اندک راه زد سیم و زرش

غزل شماره ۱۲۵۶: آنک جانش داده‌ای آن را مکش

غزل شماره ۱۲۵۷: چون تو شادی بنده گو غمخوار باش

غزل شماره ۱۲۵۸: آن مایی همچو ما دلشاد باش

غزل شماره ۱۲۵۹: عقل آمد عاشقا خود را بپوش

غزل شماره ۱۲۶۰: اندرآمد شاه شیرینان ترش

غزل شماره ۱۲۶۱: روی تو جان جانست از جان نهان مدارش

غزل شماره ۱۲۶۲: گر جان به جز تو خواهد از خویش برکنیمش

غزل شماره ۱۲۶۳: سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش

غزل شماره ۱۲۶۴: می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش

غزل شماره ۱۲۶۵: آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش

غزل شماره ۱۲۶۶: روحیست بی‌نشان و ما غرقه در نشانش

غزل شماره ۱۲۶۷: در عشق آتشینش آتش نخورده آتش

غزل شماره ۱۲۶۸: صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش

غزل شماره ۱۲۶۹: آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش

غزل شماره ۱۲۷۰: مستی امروز من نیست چو مستی دوش

غزل شماره ۱۲۷۱: باز درآمد طبیب از در رنجور خویش

غزل شماره ۱۲۷۲: باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش

غزل شماره ۱۲۷۳: ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش

غزل شماره ۱۲۷۴: خواجه چرا کرده‌ای روی تو بر ما ترش

غزل شماره ۱۲۷۵: چون بزند گردنم سجده کند گردنش

غزل شماره ۱۲۷۶: باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش

غزل شماره ۱۲۷۷: خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویش

غزل شماره ۱۲۷۸: یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش

غزل شماره ۱۲۷۹: باز درآمد طبیب از در ایوب خویش

غزل شماره ۱۲۸۰: جان منست او هی مزنیدش

غزل شماره ۱۲۸۱: ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش

غزل شماره ۱۲۸۲: تمام اوست که فانی شدست آثارش

غزل شماره ۱۲۸۳: ندا رسید به عاشق ز عالم رازش

غزل شماره ۱۲۸۴: سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش

غزل شماره ۱۲۸۵: شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش

غزل شماره ۱۲۸۶: شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش

غزل شماره ۱۲۸۷: مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش

غزل شماره ۱۲۸۸: چو رو نمود به منصور وصل دلدارش

غزل شماره ۱۲۸۹: دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش

غزل شماره ۱۲۹۰: مست گشتم ز ذوق دشنامش

غزل شماره ۱۲۹۱: توبه من درست نیست خموش

غزل شماره ۱۲۹۲: آمد آن خواجه سیماترش

غزل شماره ۱۲۹۳: علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش

غزل شماره ۱۲۹۴: کل عقل بوصلکم مدهش

ع

غزل شماره ۱۲۹۵: بیا بیا که توی جان جان جان سماع

غزل شماره ۱۲۹۶: بیا بیا که توی جان جان جان سماع

غ

غزل شماره ۱۲۹۷: مدارم یک زمان از کار فارغ

غزل شماره ۱۲۹۸: امروز روز شادی و امسال سال لاغ

غزل شماره ۱۲۹۹: گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ

غزل شماره ۱۳۰۰: عیسی روح گرسنه‌ست چو زاغ

ف

غزل شماره ۱۳۰۱: ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف

غزل شماره ۱۳۰۲: ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف

غزل شماره ۱۳۰۳: گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف

غزل شماره ۱۳۰۴: باده نمی‌بایدم فارغم از درد و صاف

غزل شماره ۱۳۰۵: کعبه جان‌ها توی گرد تو آرم طواف

غزل شماره ۱۳۰۶: بیا بیا که توی شیر شیر شیر مصاف

ق

غزل شماره ۱۳۰۷: ای مونس و غمگسار عاشق

غزل شماره ۱۳۰۸: گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق

غزل شماره ۱۳۰۹: ای جهان را دلگشا اقبال عشق

غزل شماره ۱۳۱۰: ای ناطق الهی و ای دیده حقایق

غزل شماره ۱۳۱۱: باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق

غزل شماره ۱۳۱۲: فریفت یار شکربار من مرا به طریق

غزل شماره ۱۳۱۳: جان و سر تو که بگو بی‌نفاق

ک

غزل شماره ۱۳۱۴: به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک

غزل شماره ۱۳۱۵: روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک

غزل شماره ۱۳۱۶: رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک

غزل شماره ۱۳۱۷: آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک

غزل شماره ۱۳۱۸: هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک

غزل شماره ۱۳۱۹: بباید عشق را ای دوست دردک

غزل شماره ۱۳۲۰: اندرآ با ما نشان ده راستک

غزل شماره ۱۳۲۱: ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک

غزل شماره ۱۳۲۲: ای ظریف جهان سلام علیک

غزل شماره ۱۳۲۳: ای ظریف جهان سلام علیک

گ

غزل شماره ۱۳۲۴: برخیز ز خواب و ساز کن چنگ

غزل شماره ۱۳۲۵: عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگ

غزل شماره ۱۳۲۶: عاشقی و آنگهانی نام و ننگ

غزل شماره ۱۳۲۷: تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ

غزل شماره ۱۳۲۸: حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ

غزل شماره ۱۳۲۹: چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ

غزل شماره ۱۳۳۰: بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ

غزل شماره ۱۳۳۱: هر کی در او نیست از این عشق رنگ

غزل شماره ۱۳۳۲: توبه سفر گیرد با پای لنگ

ل

غزل شماره ۱۳۳۳: ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل

غزل شماره ۱۳۳۴: این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل

غزل شماره ۱۳۳۵: بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل

غزل شماره ۱۳۳۶: حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل

غزل شماره ۱۳۳۷: الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل

غزل شماره ۱۳۳۸: بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل

غزل شماره ۱۳۳۹: مهم را لطف در لطفست از آنم بی‌قرار ای دل

غزل شماره ۱۳۴۰: هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزل

غزل شماره ۱۳۴۱: امروز بحمدالله از دی بترست این دل

غزل شماره ۱۳۴۲: چه کارستان که داری اندر این دل

غزل شماره ۱۳۴۳: صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل

غزل شماره ۱۳۴۴: شتران مست شدستند، ببین رقص جمل

غزل شماره ۱۳۴۵: تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل

غزل شماره ۱۳۴۶: رفت عمرم در سر سودای دل

غزل شماره ۱۳۴۷: سوی آن سلطان خوبان الرحیل

غزل شماره ۱۳۴۸: امروز روز شادی و امسال سال گل

غزل شماره ۱۳۴۹: تا نزند آفتاب خیمه نور جلال

غزل شماره ۱۳۵۰: چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قال

غزل شماره ۱۳۵۱: شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال

غزل شماره ۱۳۵۲: چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال

غزل شماره ۱۳۵۳: چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال

غزل شماره ۱۳۵۴: تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال

غزل شماره ۱۳۵۵: دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال

غزل شماره ۱۳۵۶: اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال

غزل شماره ۱۳۵۷: پیام کرد مرا بامداد بحر عسل

غزل شماره ۱۳۵۸: به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل

غزل شماره ۱۳۵۹: ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل

غزل شماره ۱۳۶۰: باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغل

غزل شماره ۱۳۶۱: عمرک یا واحدا فی درجات الکمال

غزل شماره ۱۳۶۲: لجکنن اغلن هی بزه کلکل

غزل شماره ۱۳۶۳: کجکنن اغلن اودیا کلکل

غزل شماره ۱۳۶۴: ایها النور فی الفؤاد تعال

غزل شماره ۱۳۶۵: یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال

غزل شماره ۱۳۶۶: یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال

غزل شماره ۱۳۶۷: رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

غزل شماره ۱۳۶۸: عمرک یا واحدا فی درجات الکمال

غزل شماره ۱۳۶۹: تعال یا مدد العیش و السرور تعال

م

غزل شماره ۱۳۷۰: آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم

غزل شماره ۱۳۷۱: ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده‌ام

غزل شماره ۱۳۷۲: این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام

غزل شماره ۱۳۷۳: هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم

غزل شماره ۱۳۷۴: ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم

غزل شماره ۱۳۷۵: باز آمدم چون عید نو، تا قفل زندان بشکنم

غزل شماره ۱۳۷۶: کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم

غزل شماره ۱۳۷۷: ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم

غزل شماره ۱۳۷۸: ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم

غزل شماره ۱۳۷۹: آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم

غزل شماره ۱۳۸۰: دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم

غزل شماره ۱۳۸۱: هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم

غزل شماره ۱۳۸۲: ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم

غزل شماره ۱۳۸۳: تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم

غزل شماره ۱۳۸۴: عشقا تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم

غزل شماره ۱۳۸۵: بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم

غزل شماره ۱۳۸۶: آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم

غزل شماره ۱۳۸۷: هین خیره خیره می نگر اندر رخ صفراییم

غزل شماره ۱۳۸۸: ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم

غزل شماره ۱۳۸۹: ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم

غزل شماره ۱۳۹۰: باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم

غزل شماره ۱۳۹۱: تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم

غزل شماره ۱۳۹۲: یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم

غزل شماره ۱۳۹۳: مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم

غزل شماره ۱۳۹۴: دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم

غزل شماره ۱۳۹۵: مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم

غزل شماره ۱۳۹۶: باز در اسرار روم جانب آن یار روم

غزل شماره ۱۳۹۷: زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم

غزل شماره ۱۳۹۸: جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم

غزل شماره ۱۳۹۹: هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم

غزل شماره ۱۴۰۰: تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم

غزل شماره ۱۴۰۱: کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم

غزل شماره ۱۴۰۲: دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم

غزل شماره ۱۴۰۳: آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

غزل شماره ۱۴۰۴: کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم

غزل شماره ۱۴۰۵: میل هواش می کنم طال بقاش می زنم

غزل شماره ۱۴۰۶: هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم

غزل شماره ۱۴۰۷: دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم

غزل شماره ۱۴۰۸: تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم

غزل شماره ۱۴۰۹: ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام

غزل شماره ۱۴۱۰: تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم

غزل شماره ۱۴۱۱: گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم

غزل شماره ۱۴۱۲: بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم

غزل شماره ۱۴۱۳: کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم

غزل شماره ۱۴۱۴: درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم

غزل شماره ۱۴۱۵: ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم

غزل شماره ۱۴۱۶: ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیده‌ستم

غزل شماره ۱۴۱۷: به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم

غزل شماره ۱۴۱۸: دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم

غزل شماره ۱۴۱۹: بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم

غزل شماره ۱۴۲۰: اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم

غزل شماره ۱۴۲۱: بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم

غزل شماره ۱۴۲۲: طواف حاجیان دارم به گرد یار می‌گردم

غزل شماره ۱۴۲۳: تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردم

غزل شماره ۱۴۲۴: بگفتم عذر با دلبر که بی‌گه بود و ترسیدم

غزل شماره ۱۴۲۵: دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم

غزل شماره ۱۴۲۶: چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم

غزل شماره ۱۴۲۷: من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارم

غزل شماره ۱۴۲۸: همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم

غزل شماره ۱۴۲۹: نه آن بی‌بهره دلدارم که از دلدار بگریزم

غزل شماره ۱۴۳۰: نهادم پای در عشق که بر عشاق سر باشم

غزل شماره ۱۴۳۱: مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم

غزل شماره ۱۴۳۲: تو خود دانی که من بی‌تو عدم باشم عدم باشم

غزل شماره ۱۴۳۳: من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم

غزل شماره ۱۴۳۴: چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم

غزل شماره ۱۴۳۵: به گرد دل همی‌گردی چه خواهی کرد می‌دانم

غزل شماره ۱۴۳۶: تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دانم

غزل شماره ۱۴۳۷: چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم

غزل شماره ۱۴۳۸: ندارد پای عشق او دل بی‌دست و بی‌پایم

غزل شماره ۱۴۳۹: من این ایوان نه تو را نمی‌دانم نمی‌دانم

غزل شماره ۱۴۴۰: بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم

غزل شماره ۱۴۴۱: بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم

غزل شماره ۱۴۴۲: زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم

غزل شماره ۱۴۴۳: بشستم تخته هستی سر عالم نمی‌دارم

غزل شماره ۱۴۴۴: ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم

غزل شماره ۱۴۴۵: من دلق گرو کردم عریان خراباتم

غزل شماره ۱۴۴۶: گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم

غزل شماره ۱۴۴۷: رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم

غزل شماره ۱۴۴۸: در مجلس آن رستم در عربده بنشستم

غزل شماره ۱۴۴۹: زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم

غزل شماره ۱۴۵۰: بستان قدح از دستم ای مست که من مستم

غزل شماره ۱۴۵۱: گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم

غزل شماره ۱۴۵۲: ساقی چو شه من بد بیش از دگران خور

غزل شماره ۱۴۵۳: در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم

غزل شماره ۱۴۵۴: گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم

غزل شماره ۱۴۵۵: ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم

غزل شماره ۱۴۵۶: توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم

غزل شماره ۱۴۵۷: من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم

غزل شماره ۱۴۵۸: یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم

غزل شماره ۱۴۵۹: تا عاشق آن یارم بی‌کارم و بر کارم

غزل شماره ۱۴۶۰: بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم

غزل شماره ۱۴۶۱: پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم

غزل شماره ۱۴۶۲: صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

غزل شماره ۱۴۶۳: شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم

غزل شماره ۱۴۶۴: سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم

غزل شماره ۱۴۶۵: ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم

غزل شماره ۱۴۶۶: در عشق سلیمانی من همدم مرغانم

غزل شماره ۱۴۶۷: این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم

غزل شماره ۱۴۶۸: امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم

غزل شماره ۱۴۶۹: بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم

غزل شماره ۱۴۷۰: جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم

غزل شماره ۱۴۷۱: مخمورم پرخواره اندازه نمی‌دانم

غزل شماره ۱۴۷۲: دگربار دگربار ز زنجیر بجستم

غزل شماره ۱۴۷۳: بیایید بیایید به گلزار بگردیم

غزل شماره ۱۴۷۴: حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم

غزل شماره ۱۴۷۵: بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم

غزل شماره ۱۴۷۶: طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم

غزل شماره ۱۴۷۷: از اول امروز چو آشفته و مستیم

غزل شماره ۱۴۷۸: المنه لله که ز پیکار رهیدیم

غزل شماره ۱۴۷۹: آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم

غزل شماره ۱۴۸۰: خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم

غزل شماره ۱۴۸۱: ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم

غزل شماره ۱۴۸۲: چون در عدم آییم و سر از یار برآریم

غزل شماره ۱۴۸۳: امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم

غزل شماره ۱۴۸۴: بشکن قدح باده که امروز چنانیم

غزل شماره ۱۴۸۵: صبح است و صبوح است بر این بام برآییم

غزل شماره ۱۴۸۶: چون آینه رازنما باشد جانم

غزل شماره ۱۴۸۷: امروز چنانم که خر از بار ندانم

غزل شماره ۱۴۸۸: ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم

غزل شماره ۱۴۸۹: ساقی ز پی عشق روان است روانم

غزل شماره ۱۴۹۰: از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم

غزل شماره ۱۴۹۱: خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم

غزل شماره ۱۴۹۲: بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم

غزل شماره ۱۴۹۳: ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم

غزل شماره ۱۴۹۴: افتادم افتادم در آبی افتادم

غزل شماره ۱۴۹۵: اگر تو نیستی در عاشقی خام

غزل شماره ۱۴۹۶: چه دیدم خواب شب کامروز مستم

غزل شماره ۱۴۹۷: به جان جمله مستان که مستم

غزل شماره ۱۴۹۸: بیا کز غیر تو بیزار گشتم

غزل شماره ۱۴۹۹: بیا کز عشق تو دیوانه گشتم

غزل شماره ۱۵۰۰: چنان مست است از آن دم جان آدم

غزل شماره ۱۵۰۱: منم فتنه هزاران فتنه زادم

غزل شماره ۱۵۰۲: ز زندان خلق را آزاد کردم

غزل شماره ۱۵۰۳: غلامم خواجه را آزاد کردم

غزل شماره ۱۵۰۴: حسودان را ز غم آزاد کردم

غزل شماره ۱۵۰۵: یکی مطرب همی‌خواهم در این دم

غزل شماره ۱۵۰۶: همیشه من چنین مجنون نبودم

غزل شماره ۱۵۰۷: ایا یاری که در تو ناپدیدم

غزل شماره ۱۵۰۸: سفر کردم به هر شهری دویدم

غزل شماره ۱۵۰۹: سفر کردم به هر شهری دویدم

غزل شماره ۱۵۱۰: اگر عشقت به جای جان ندارم

غزل شماره ۱۵۱۱: بیا ای آنک بردی تو قرارم

غزل شماره ۱۵۱۲: گهی در گیرم و گه بام گیرم

غزل شماره ۱۵۱۳: اگر سرمست اگر مخمور باشم

غزل شماره ۱۵۱۴: خداوندا مده آن یار را غم

غزل شماره ۱۵۱۵: چه نزدیک است جان تو به جانم

غزل شماره ۱۵۱۶: چه نزدیک است جان تو به جانم

غزل شماره ۱۵۱۷: مرا گویی که‌رایی من چه دانم

غزل شماره ۱۵۱۸: من آن ماهم که اندر لامکانم

غزل شماره ۱۵۱۹: بیا کامروز بیرون از جهانم

غزل شماره ۱۵۲۰: مرا پرسی که چونی؟ بین که چونم

غزل شماره ۱۵۲۱: من از عالم تو را تنها گزینم

غزل شماره ۱۵۲۲: ورا خواهم دگر یاری نخواهم

غزل شماره ۱۵۲۳: نه آن شیرم که با دشمن برآیم

غزل شماره ۱۵۲۴: چو آب آهسته زیر که درآیم

غزل شماره ۱۵۲۵: ز قند یار تا شاخی نخایم

غزل شماره ۱۵۲۶: از آن باده ندانم چون فنایم

غزل شماره ۱۵۲۷: بیا کامروز گرد یار گردیم

غزل شماره ۱۵۲۸: به پیش باد تو ما همچو گردیم

غزل شماره ۱۵۲۹: شب دوشینه ما بیدار بودیم

غزل شماره ۱۵۳۰: من و تو دوش شب بیدار بودیم

غزل شماره ۱۵۳۱: بیا کامروز شه را ما شکاریم

غزل شماره ۱۵۳۲: بیا تا عاشقی از سر بگیریم

غزل شماره ۱۵۳۳: بیا امروز ما مهمان میریم

غزل شماره ۱۵۳۴: بیا ما چند کس با هم بسازیم

غزل شماره ۱۵۳۵: بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

غزل شماره ۱۵۳۶: میان ما درآ ما عاشقانیم

غزل شماره ۱۵۳۷: چرا شاید چو ما شه زادگانیم

غزل شماره ۱۵۳۸: بر آن بودم که فرهنگی بجویم

غزل شماره ۱۵۳۹: مگردان روی خود ای دیده رویم

غزل شماره ۱۵۴۰: بیا با هم سخن از جان بگوییم

غزل شماره ۱۵۴۱: مرا خواندی ز در تو خستی از بام

غزل شماره ۱۵۴۲: چنان مستم چنان مستم من این دم

غزل شماره ۱۵۴۳: کجایی ساقیا درده مدامم

غزل شماره ۱۵۴۴: مرا گویی چه سانی من چه دانم

غزل شماره ۱۵۴۵: شراب شیره انگور خواهم

غزل شماره ۱۵۴۶: رفتم تصدیع از جهان بردم

غزل شماره ۱۵۴۷: من با تو حدیث بی‌زبان گویم

غزل شماره ۱۵۴۸: روی تو چو نوبهار دیدم

غزل شماره ۱۵۴۹: زنهار مرا مگو که پیرم

غزل شماره ۱۵۵۰: گر از غم عشق عار داریم

غزل شماره ۱۵۵۱: از اصل چو حورزاد باشیم

غزل شماره ۱۵۵۲: ما آفت جان عاشقانیم

غزل شماره ۱۵۵۳: ما صحبت همدگر گزینیم

غزل شماره ۱۵۵۴: چون ذره به رقص اندرآییم

غزل شماره ۱۵۵۵: جز جانب دل به دل نیاییم

غزل شماره ۱۵۵۶: ای برده نماز من ز هنگام

غزل شماره ۱۵۵۷: یا رب توبه چرا شکستم

غزل شماره ۱۵۵۸: دانی کامروز از چه زردم

غزل شماره ۱۵۵۹: من دوش به تازه عهد کردم

غزل شماره ۱۵۶۰: تا عشق تو سوخت همچو عودم

غزل شماره ۱۵۶۱: تا چهره آن یگانه دیدم

غزل شماره ۱۵۶۲: گر ناز تو را به گفت نارم

غزل شماره ۱۵۶۳: من اشتر مست شهریارم

غزل شماره ۱۵۶۴: روزی که گذر کنی به گورم

غزل شماره ۱۵۶۵: ای دشمن روزه و نمازم

غزل شماره ۱۵۶۶: تا با تو قرین شده‌ست جانم

غزل شماره ۱۵۶۷: امروز مرا چه شد چه دانم

غزل شماره ۱۵۶۸: ای جان لطیف و ای جهانم

غزل شماره ۱۵۶۹: ناآمده سیل تر شدستیم

غزل شماره ۱۵۷۰: آن عشرت نو که برگرفتیم

غزل شماره ۱۵۷۱: در عشق قدیم سال خوردیم

غزل شماره ۱۵۷۲: گر گمشدگان روزگاریم

غزل شماره ۱۵۷۳: ما عاشق و بی‌دل و فقیریم

غزل شماره ۱۵۷۴: نی سیم و نه زر نه مال خواهیم

غزل شماره ۱۵۷۵: ما شاخ گلیم نی گیاهیم

غزل شماره ۱۵۷۶: ما زنده به نور کبریاییم

غزل شماره ۱۵۷۷: امروز نیم ملول شادم

غزل شماره ۱۵۷۸: من جز احد صمد نخواهم

غزل شماره ۱۵۷۹: ما آب دریم ما چه دانیم

غزل شماره ۱۵۸۰: تا دلبر خویش را نبینیم

غزل شماره ۱۵۸۱: گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم

غزل شماره ۱۵۸۲: هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم

غزل شماره ۱۵۸۳: می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام

غزل شماره ۱۵۸۴: هر که گوید کان چراغ دیده‌ها را دیده‌ام

غزل شماره ۱۵۸۵: ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم

غزل شماره ۱۵۸۶: خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم

غزل شماره ۱۵۸۷: عشوه دادستی که من در بی‌وفایی نیستم

غزل شماره ۱۵۸۸: من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم

غزل شماره ۱۵۸۹: چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم

غزل شماره ۱۵۹۰: چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم

غزل شماره ۱۵۹۱: وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم

غزل شماره ۱۵۹۲: نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم

غزل شماره ۱۵۹۳: روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم

غزل شماره ۱۵۹۴: ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایم

غزل شماره ۱۵۹۵: سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم

غزل شماره ۱۵۹۶: چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم

غزل شماره ۱۵۹۷: این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم

غزل شماره ۱۵۹۸: ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

غزل شماره ۱۵۹۹: چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم

غزل شماره ۱۶۰۰: از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم

غزل شماره ۱۶۰۱: بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم

غزل شماره ۱۶۰۲: می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام

غزل شماره ۱۶۰۳: چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم

غزل شماره ۱۶۰۴: بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم

غزل شماره ۱۶۰۵: بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم

غزل شماره ۱۶۰۶: هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم

غزل شماره ۱۶۰۷: ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم

غزل شماره ۱۶۰۸: چه کس ام من؟ چه کس ام من؟ که بسی وسوسه‌مند ام

غزل شماره ۱۶۰۹: چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم

غزل شماره ۱۶۱۰: منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم

غزل شماره ۱۶۱۱: مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم

غزل شماره ۱۶۱۲: منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم

غزل شماره ۱۶۱۳: به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم

غزل شماره ۱۶۱۴: بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم

غزل شماره ۱۶۱۵: من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم

غزل شماره ۱۶۱۶: ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم

غزل شماره ۱۶۱۷: بت بی‌نقش و نگارم جز تو یار ندارم

غزل شماره ۱۶۱۸: علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم

غزل شماره ۱۶۱۹: تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم

غزل شماره ۱۶۲۰: هوسی است در سر من که سر بشر ندارم

غزل شماره ۱۶۲۱: چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم

غزل شماره ۱۶۲۲: تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم

غزل شماره ۱۶۲۳: هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم

غزل شماره ۱۶۲۴: خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم

غزل شماره ۱۶۲۵: دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم

غزل شماره ۱۶۲۶: فلکا بگو که تا کی گله‌های یار گویم

غزل شماره ۱۶۲۷: نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم

غزل شماره ۱۶۲۸: دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم

غزل شماره ۱۶۲۹: دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورم

غزل شماره ۱۶۳۰: گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم

غزل شماره ۱۶۳۱: در فروبند که ما عاشق این میکده‌ایم

غزل شماره ۱۶۳۲: هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم

غزل شماره ۱۶۳۳: در فروبند که ما عاشق این انجمنیم

غزل شماره ۱۶۳۴: عقل گوید که من او را به زبان بفریبم

غزل شماره ۱۶۳۵: دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم

غزل شماره ۱۶۳۶: از بت باخبر من خبری می رسدم

غزل شماره ۱۶۳۷: منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم

غزل شماره ۱۶۳۸: مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم

غزل شماره ۱۶۳۹: ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم

غزل شماره ۱۶۴۰: گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم

غزل شماره ۱۶۴۱: من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم

غزل شماره ۱۶۴۲: ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم

غزل شماره ۱۶۴۳: چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم

غزل شماره ۱۶۴۴: جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم

غزل شماره ۱۶۴۵: گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم

غزل شماره ۱۶۴۶: روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم

غزل شماره ۱۶۴۷: روز شادی است بیا تا همگان یار شویم

غزل شماره ۱۶۴۸: ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم

غزل شماره ۱۶۴۹: وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم

غزل شماره ۱۶۵۰: خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم

غزل شماره ۱۶۵۱: ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم

غزل شماره ۱۶۵۲: ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم

غزل شماره ۱۶۵۳: من از این خانه پرنور به در می نروم

غزل شماره ۱۶۵۴: تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم

غزل شماره ۱۶۵۵: دوش می گفت جانم کی سپهر معظم

غزل شماره ۱۶۵۶: هم به‌درد این درد را درمان کنم

غزل شماره ۱۶۵۷: می رسد بوی جگر از دو لبم

غزل شماره ۱۶۵۸: عاشقم از عاشقان نگریختم

غزل شماره ۱۶۵۹: دست من گیر ای پسر خوش نیستم

غزل شماره ۱۶۶۰: ای گزیده یار چونت یافتم

غزل شماره ۱۶۶۱: سالکان راه را محرم شدم

غزل شماره ۱۶۶۲: بوی آن خوب ختن می آیدم

غزل شماره ۱۶۶۳: نو به نو هر روز باری می کشم

غزل شماره ۱۶۶۴: می شناسد پرده جان آن صنم

غزل شماره ۱۶۶۵: عاشقی بر من پریشانت کنم

غزل شماره ۱۶۶۶: گفته‌ای من یار دیگر می کنم

غزل شماره ۱۶۶۷: من ز وصلت چون به هجران می روم

غزل شماره ۱۶۶۸: من به سوی باغ و گلشن می روم

غزل شماره ۱۶۶۹: آتشی نو در وجود اندرزدیم

غزل شماره ۱۶۷۰: ما به خرمنگاه جان بازآمدیم

غزل شماره ۱۶۷۱: گر دم از شادی وگر از غم زنیم

غزل شماره ۱۶۷۲: روز باران است و ما جو می کنیم

غزل شماره ۱۶۷۳: امشب ای دلدار مهمان توییم

غزل شماره ۱۶۷۴: ما ز بالاییم و بالا می‌‌رویم

غزل شماره ۱۶۷۵: دوش عشق شمس دین می باختیم

غزل شماره ۱۶۷۶: عاقبت ای جان فزا نشکیفتم

غزل شماره ۱۶۷۷: یک دمی خوش چو گلستان کندم

غزل شماره ۱۶۷۸: من اگر نالم اگر عذر آرم

غزل شماره ۱۶۷۹: من اگر مستم اگر هشیارم

غزل شماره ۱۶۸۰: من اگر پرغم اگر شادانم

غزل شماره ۱۶۸۱: من از این خانه به در می نروم

غزل شماره ۱۶۸۲: من اگر پرغم اگر خندانم

غزل شماره ۱۶۸۳: من که حیران ز ملاقات توام

غزل شماره ۱۶۸۴: من از این خانه به در می نروم

غزل شماره ۱۶۸۵: ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم

غزل شماره ۱۶۸۶: گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم

غزل شماره ۱۶۸۷: گر جان منکرانت شد خصم جان مستم

غزل شماره ۱۶۸۸: رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم

غزل شماره ۱۶۸۹: صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم

غزل شماره ۱۶۹۰: اندر دو کون جانا بی‌تو طرب ندیدم

غزل شماره ۱۶۹۱: خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم

غزل شماره ۱۶۹۲: یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم

غزل شماره ۱۶۹۳: من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم

غزل شماره ۱۶۹۴: بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم

غزل شماره ۱۶۹۵: پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم

غزل شماره ۱۶۹۶: ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم

غزل شماره ۱۶۹۷: آری ستیزه می کن تا من همی‌ستیزم

غزل شماره ۱۶۹۸: ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم

غزل شماره ۱۶۹۹: دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم

غزل شماره ۱۷۰۰: عالم گرفت نورم بنگر به چشم‌هایم

غزل شماره ۱۷۰۱: آوازه جمالت از جان خود شنیدیم

غزل شماره ۱۷۰۲: درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم

غزل شماره ۱۷۰۳: من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم

غزل شماره ۱۷۰۴: اشکم دهل شده‌ست از این جام دم به دم

غزل شماره ۱۷۰۵: از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم

غزل شماره ۱۷۰۶: برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم

غزل شماره ۱۷۰۷: چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام

غزل شماره ۱۷۰۸: ای گوش من گرفته توی چشم روشنم

غزل شماره ۱۷۰۹: ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم

غزل شماره ۱۷۱۰: با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم

غزل شماره ۱۷۱۱: بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم

غزل شماره ۱۷۱۲: ما در جهان موافقت کس نمی‌کنیم

غزل شماره ۱۷۱۳: خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم

غزل شماره ۱۷۱۴: چند روی بی‌خبر آخر بنگر به بام

غزل شماره ۱۷۱۵: هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکام

غزل شماره ۱۷۱۶: امشب جان را ببر از تن چاکر تمام

غزل شماره ۱۷۱۷: لولیکان تویم در بگشا ای صنم

غزل شماره ۱۷۱۸: ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم

غزل شماره ۱۷۱۹: پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم

غزل شماره ۱۷۲۰: بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم

غزل شماره ۱۷۲۱: خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم

غزل شماره ۱۷۲۲: بدار دست ز ریشم که باده‌ای خوردم

غزل شماره ۱۷۲۳: نیم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم

غزل شماره ۱۷۲۴: همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم

غزل شماره ۱۷۲۵: نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم

غزل شماره ۱۷۲۶: بیار باده که دیر است در خمار توام

غزل شماره ۱۷۲۷: به غم فرونروم باز سوی یار روم

غزل شماره ۱۷۲۸: مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم

غزل شماره ۱۷۲۹: اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم

غزل شماره ۱۷۳۰: چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم

غزل شماره ۱۷۳۱: اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم

غزل شماره ۱۷۳۲: به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام

غزل شماره ۱۷۳۳: به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام

غزل شماره ۱۷۳۴: سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام

غزل شماره ۱۷۳۵: به گوش من برسانید هجر تلخ پیام

غزل شماره ۱۷۳۶: به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم

غزل شماره ۱۷۳۷: بیار باده که اندر خمار خمارم

غزل شماره ۱۷۳۸: به گوشه‌ای بروم گوش آن قدح گیرم

غزل شماره ۱۷۳۹: زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم

غزل شماره ۱۷۴۰: خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم

غزل شماره ۱۷۴۱: به کوی عشق تو من نامدم که بازروم

غزل شماره ۱۷۴۲: ببسته است پری نهانیی پایم

غزل شماره ۱۷۴۳: اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم

غزل شماره ۱۷۴۴: بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

غزل شماره ۱۷۴۵: فضول گشته‌ام امروز جنگ می‌جویم

غزل شماره ۱۷۴۶: بر آن شده‌ست دلم کآتشی بگیرانم

غزل شماره ۱۷۴۷: اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم

غزل شماره ۱۷۴۸: می گریزد از ما و ما قوامش داریم

غزل شماره ۱۷۴۹: گه چرخ زنان همچون فلکم

غزل شماره ۱۷۵۰: تلخی نکند شیرین‌ذقنم

غزل شماره ۱۷۵۱: تشنه خویش کن مده آبم

غزل شماره ۱۷۵۲: کون خر را نظام دین گفتم

غزل شماره ۱۷۵۳: آمدم باز تا چنان گردم

غزل شماره ۱۷۵۴: آتشی از تو در دهان دارم

غزل شماره ۱۷۵۵: در طریقت دو صد کمین دارم

غزل شماره ۱۷۵۶: تا به جان مست عشق آن یارم

غزل شماره ۱۷۵۷: همتم شد بلند و تدبیرم

غزل شماره ۱۷۵۸: در وصالت چه را بیاموزم

غزل شماره ۱۷۵۹: اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم

غزل شماره ۱۷۶۰: به خدایی که در ازل بوده‌ست

غزل شماره ۱۷۶۱: ما همه از الست همدستیم

غزل شماره ۱۷۶۲: آمدستیم تا چنان گردیم

غزل شماره ۱۷۶۳: ما که باده ز دست یار خوریم

غزل شماره ۱۷۶۴: ناله بلبل بهار کنیم

غزل شماره ۱۷۶۵: عاشق روی جان فزای توییم

غزل شماره ۱۷۶۶: خیز تا فتنه‌ای برانگیزیم

غزل شماره ۱۷۶۷: تو چه دانی که ما چه مرغانیم

غزل شماره ۱۷۶۸: چند قبا بر قد دل دوختم

غزل شماره ۱۷۶۹: ای دل صافی دم ثابت قدم

غزل شماره ۱۷۷۰: آمد سرمست سحر دلبرم

غزل شماره ۱۷۷۱: شد ز غمت خانه سودا دلم

غزل شماره ۱۷۷۲: چند گهی فاتحه خوانت کنم

غزل شماره ۱۷۷۳: بار دگر جانب یار آمدیم

غزل شماره ۱۷۷۴: ما به تماشای تو بازآمدیم

غزل شماره ۱۷۷۵: گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم

غزل شماره ۱۷۷۶: منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم

غزل شماره ۱۷۷۷: انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم

غزل شماره ۱۷۷۸: رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم

غزل شماره ۱۷۷۹: اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم

غزل شماره ۱۷۸۰: اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام

غزل شماره ۱۷۸۱: قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم

غزل شماره ۱۷۸۲: ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم

غزل شماره ۱۷۸۳: فان وفق الله الکریم وصالکم

غزل شماره ۱۷۸۴: علی اهل نجد الثنا و سلام

غزل شماره ۱۷۸۵: بیا بیا دلدار من دلدار من

ن

غزل شماره ۱۷۸۶: دزدیده چون جان می‌روی اندر میان جان من

غزل شماره ۱۷۸۷: گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزون

غزل شماره ۱۷۸۸: تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون

غزل شماره ۱۷۸۹: ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان

غزل شماره ۱۷۹۰: دلدار من در باغ دی می‌گشت و می‌گفت ای چمن

غزل شماره ۱۷۹۱: بویی همی‌آید مرا مانا که باشد یار من

غزل شماره ۱۷۹۲: این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این

غزل شماره ۱۷۹۳: این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین

غزل شماره ۱۷۹۴: ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان

غزل شماره ۱۷۹۵: هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن

غزل شماره ۱۷۹۶: دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن

غزل شماره ۱۷۹۷: ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من

غزل شماره ۱۷۹۸: ای یار من ای یار من ای یار بی‌زنهار من

غزل شماره ۱۷۹۹: در غیب پر، این سو مپر ای طایر چالاک من

غزل شماره ۱۸۰۰: هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین

غزل شماره ۱۸۰۱: آن شاخ خشک است و سیه‌هان ای صبا بر وی مزن

غزل شماره ۱۸۰۲: چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من

غزل شماره ۱۸۰۳: بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن

غزل شماره ۱۸۰۴: با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن

غزل شماره ۱۸۰۵: پوشیده چون جان می‌روی، اندر میان جان من

غزل شماره ۱۸۰۶: آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من

غزل شماره ۱۸۰۷: ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من

غزل شماره ۱۸۰۸: با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من

غزل شماره ۱۸۰۹: بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من

غزل شماره ۱۸۱۰: من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان

غزل شماره ۱۸۱۱: خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن

غزل شماره ۱۸۱۲: ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین

غزل شماره ۱۸۱۳: کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من

غزل شماره ۱۸۱۴: عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من

غزل شماره ۱۸۱۵: من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان

غزل شماره ۱۸۱۶: آینه‌ای بزدایم از جهت منظر من

غزل شماره ۱۸۱۷: قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من

غزل شماره ۱۸۱۸: قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من

غزل شماره ۱۸۱۹: کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این

غزل شماره ۱۸۲۰: هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین

غزل شماره ۱۸۲۱: آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن

غزل شماره ۱۸۲۲: ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من

غزل شماره ۱۸۲۳: سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من

غزل شماره ۱۸۲۴: سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من

غزل شماره ۱۸۲۵: من طربم طرب منم زهره زند نوای من

غزل شماره ۱۸۲۶: هر کی ز حور پرسدت، رخ بنما که هم‌چنین

غزل شماره ۱۸۲۷: دوش چه خورده‌ای دلا؟ راست بگو نهان مکن

غزل شماره ۱۸۲۸: باز نگار می کشد چون شتران مهار من

غزل شماره ۱۸۲۹: گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من

غزل شماره ۱۸۳۰: تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من

غزل شماره ۱۸۳۱: راز تو فاش می کنم صبر نماند بیش از این

غزل شماره ۱۸۳۲: مانده شده‌ست گوش من از پی انتظار آن

غزل شماره ۱۸۳۳: آمده‌ام به عذر تو ای طرب و قرار جان

غزل شماره ۱۸۳۴: عید نمای عید را ای تو هلال عید من

غزل شماره ۱۸۳۵: گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من

غزل شماره ۱۸۳۶: باز بهار می کشد زندگی از بهار من

غزل شماره ۱۸۳۷: یا رب من بدانمی‌چیست مراد یار من

غزل شماره ۱۸۳۸: چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من

غزل شماره ۱۸۳۹: واقعه‌ای بدیده‌ام لایق لطف و آفرین

غزل شماره ۱۸۴۰: مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین

غزل شماره ۱۸۴۱: تا چه خیال بسته‌ای ای بت بدگمان من

غزل شماره ۱۸۴۲: چهره شرمگین تو بستد شرمگان من

غزل شماره ۱۸۴۳: دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن

غزل شماره ۱۸۴۴: مرا در دل همی‌آید که من دل را کنم قربان

غزل شماره ۱۸۴۵: عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان

غزل شماره ۱۸۴۶: حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن

غزل شماره ۱۸۴۷: خرامان می‌روی در دل، چراغ‌افروز جان و تن

غزل شماره ۱۸۴۸: چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردن

غزل شماره ۱۸۴۹: چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن

غزل شماره ۱۸۵۰: چراغ عالم افروزم نمی‌تابد چنین روشن

غزل شماره ۱۸۵۱: نشانی‌هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن

غزل شماره ۱۸۵۲: چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من

غزل شماره ۱۸۵۳: چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من

غزل شماره ۱۸۵۴: چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون

غزل شماره ۱۸۵۵: چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون

غزل شماره ۱۸۵۶: مرا هر دم همی‌گویی که برگو قطعه شیرین

غزل شماره ۱۸۵۷: توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین

غزل شماره ۱۸۵۸: چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من

غزل شماره ۱۸۵۹: منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین

غزل شماره ۱۸۶۰: الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین

غزل شماره ۱۸۶۱: ای قاعده مستان در همدگر افتادن

غزل شماره ۱۸۶۲: چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن

غزل شماره ۱۸۶۳: ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین

غزل شماره ۱۸۶۴: در پرده دل بنگر صد دختر آبستان

غزل شماره ۱۸۶۵: ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان

غزل شماره ۱۸۶۶: ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان

غزل شماره ۱۸۶۷: ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان

غزل شماره ۱۸۶۸: دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان

غزل شماره ۱۸۶۹: رو مذهب عاشق را برعکس روش‌ها دان

غزل شماره ۱۸۷۰: ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان

غزل شماره ۱۸۷۱: دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان

غزل شماره ۱۸۷۲: ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان

غزل شماره ۱۸۷۳: دانی که کجا جویی ما را به گه جستن

غزل شماره ۱۸۷۴: از آتش روی خود اندر دلم آتش زن

غزل شماره ۱۸۷۵: ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن

غزل شماره ۱۸۷۶: بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن

غزل شماره ۱۸۷۷: ای دل چو نمی‌گردد در شرح زبان من

غزل شماره ۱۸۷۸: من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون

غزل شماره ۱۸۷۹: آرایش باغ آمد این روی چه روی است این

غزل شماره ۱۸۸۰: در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین

غزل شماره ۱۸۸۱: از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین

غزل شماره ۱۸۸۲: آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن

غزل شماره ۱۸۸۳: بی او نتوان رفتن بی‌او نتوان گفتن

غزل شماره ۱۸۸۴: آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن

غزل شماره ۱۸۸۵: ای سرده صد سودا دستار چنین می کن

غزل شماره ۱۸۸۶: نی نی به از این باید با دوست وفا کردن

غزل شماره ۱۸۸۷: گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان

غزل شماره ۱۸۸۸: بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن

غزل شماره ۱۸۸۹: دل دل دل تو دل مرا مرنجان

غزل شماره ۱۸۹۰: با روی تو کفر است به معنی نگریدن

غزل شماره ۱۸۹۱: ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن

غزل شماره ۱۸۹۲: هر شب که بود قاعده سفره نهادن

غزل شماره ۱۸۹۳: صد گوش نوم باز شد از راز شنودن

غزل شماره ۱۸۹۴: گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران

غزل شماره ۱۸۹۵: بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان

غزل شماره ۱۸۹۶: نشاید از تو چندین جور کردن

غزل شماره ۱۸۹۷: در این دم همدمی آمد خمش کن

غزل شماره ۱۸۹۸: ندا آمد به جان از چرخ پروین

غزل شماره ۱۸۹۹: دل خون خواره را یک باره بستان

غزل شماره ۱۹۰۰: بیا ای مونس جان‌های مستان

غزل شماره ۱۹۰۱: ز زخم دف کفم بدرید ای جان

غزل شماره ۱۹۰۲: چرا منکر شدی ای میر کوران

غزل شماره ۱۹۰۳: شنیدی تو که خط آمد ز خاقان

غزل شماره ۱۹۰۴: کجا خواهی ز چنگ ما پریدن

غزل شماره ۱۹۰۵: اگر تو عاشقی غم را رها کن

غزل شماره ۱۹۰۶: تو نقد قلب را از زر برون کن

غزل شماره ۱۹۰۷: گر این جا حاضری سر همچنین کن

غزل شماره ۱۹۰۸: نتانی آمدن این راه با من

غزل شماره ۱۹۰۹: دل معشوق سوزیده است بر من

غزل شماره ۱۹۱۰: تو هر جزو جهان را بر گذر بین

غزل شماره ۱۹۱۱: تو را پندی دهم ای طالب دین

غزل شماره ۱۹۱۲: بیا ساقی می ما را بگردان

غزل شماره ۱۹۱۳: به باغ آییم فردا جمله یاران

غزل شماره ۱۹۱۴: اگر خواهی مرا می در هوا کن

غزل شماره ۱۹۱۵: برو ای دل به سوی دلبر من

غزل شماره ۱۹۱۶: برآ بر بام و اکنون ماه نو بین

غزل شماره ۱۹۱۷: چو بربندند ناگاهت زنخدان

غزل شماره ۱۹۱۸: فرود آ تو ز مرکب بار می‌بین

غزل شماره ۱۹۱۹: عشق است بر آسمان پریدن

غزل شماره ۱۹۲۰: دیر آمده‌ای مرو شتابان

غزل شماره ۱۹۲۱: ای ساقی و دستگیر مستان

غزل شماره ۱۹۲۲: ما شادتریم یا تو ای جان

غزل شماره ۱۹۲۳: ای روی مه تو شاد خندان

غزل شماره ۱۹۲۴: ای روی تو نوبهار خندان

غزل شماره ۱۹۲۵: بازآمد آستین فشانان

غزل شماره ۱۹۲۶: مال است و زر است مکسب تن

غزل شماره ۱۹۲۷: وقت آمد توبه را شکستن

غزل شماره ۱۹۲۸: ای دوست عتاب را رها کن

غزل شماره ۱۹۲۹: ای عربده کرده دوش با من

غزل شماره ۱۹۳۰: امروز تو خوشتری و یا من

غزل شماره ۱۹۳۱: عقل از کف عشق خورد افیون

غزل شماره ۱۹۳۲: ای دشمن عقل و جان شیرین

غزل شماره ۱۹۳۳: برخیز و صبوح را برنجان

غزل شماره ۱۹۳۴: از ما مرو ای چراغ روشن

غزل شماره ۱۹۳۵: دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان

غزل شماره ۱۹۳۶: عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن

غزل شماره ۱۹۳۷: هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین

غزل شماره ۱۹۳۸: نازنینی را رها کن با شهان نازنین

غزل شماره ۱۹۳۹: می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان

غزل شماره ۱۹۴۰: ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان

غزل شماره ۱۹۴۱: مهره‌ای از جان ربودم بی‌دهان و بی‌دهان

غزل شماره ۱۹۴۲: من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان

غزل شماره ۱۹۴۳: می گزید او آستین را شرمگین در آمدن

غزل شماره ۱۹۴۴: چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن

غزل شماره ۱۹۴۵: هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من

غزل شماره ۱۹۴۶: کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من

غزل شماره ۱۹۴۷: سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من

غزل شماره ۱۹۴۸: بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون

غزل شماره ۱۹۴۹: آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن

غزل شماره ۱۹۵۰: بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این

غزل شماره ۱۹۵۱: ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین

غزل شماره ۱۹۵۲: هست ما را هر زمانی از نگار راستین

غزل شماره ۱۹۵۳: هر صبوحی ارغنون‌ها را برنجان همچنین

غزل شماره ۱۹۵۴: عیش‌هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان

غزل شماره ۱۹۵۵: ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان

غزل شماره ۱۹۵۶: سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن

غزل شماره ۱۹۵۷: هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن

غزل شماره ۱۹۵۸: ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن

غزل شماره ۱۹۵۹: روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن

غزل شماره ۱۹۶۰: آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن

غزل شماره ۱۹۶۱: نوبهارا جان مایی جان‌ها را تازه کن

غزل شماره ۱۹۶۲: یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من

غزل شماره ۱۹۶۳: پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من

غزل شماره ۱۹۶۴: شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین

غزل شماره ۱۹۶۵: در میان ظلمت جان تو نور چیست آن

غزل شماره ۱۹۶۶: جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان

غزل شماره ۱۹۶۷: ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان

غزل شماره ۱۹۶۸: ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان

غزل شماره ۱۹۶۹: از بدی‌ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن

غزل شماره ۱۹۷۰: مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن

غزل شماره ۱۹۷۱: از دخول هر غری افسرده‌ای در کار من

غزل شماره ۱۹۷۲: عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین

غزل شماره ۱۹۷۳: موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین

غزل شماره ۱۹۷۴: ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین

غزل شماره ۱۹۷۵: عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن

غزل شماره ۱۹۷۶: عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آن

غزل شماره ۱۹۷۷: در ستایش‌های شمس الدین نباشم مفتتن

غزل شماره ۱۹۷۸: ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من

غزل شماره ۱۹۷۹: عاشقان را مژده‌ای از سرفراز راستین

غزل شماره ۱۹۸۰: یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این

غزل شماره ۱۹۸۱: مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن

غزل شماره ۱۹۸۲: گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن

غزل شماره ۱۹۸۳: به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین

غزل شماره ۱۹۸۴: بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین

غزل شماره ۱۹۸۵: صنما بیار باده بنشان خمار مستان

غزل شماره ۱۹۸۶: صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن

غزل شماره ۱۹۸۷: هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن

غزل شماره ۱۹۸۸: چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان

غزل شماره ۱۹۸۹: جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن

غزل شماره ۱۹۹۰: جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن

غزل شماره ۱۹۹۱: همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن

غزل شماره ۱۹۹۲: خوی با ما کن و با بی‌خبران خوی مکن

غزل شماره ۱۹۹۳: هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من

غزل شماره ۱۹۹۴: بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان

غزل شماره ۱۹۹۵: اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان

غزل شماره ۱۹۹۶: چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان

غزل شماره ۱۹۹۷: هر که را گشت سر از غایت برگردیدن

غزل شماره ۱۹۹۸: به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن

غزل شماره ۱۹۹۹: مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن

غزل شماره ۲۰۰۰: ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من

غزل شماره ۲۰۰۱: دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من

غزل شماره ۲۰۰۲: تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین

غزل شماره ۲۰۰۳: همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن

غزل شماره ۲۰۰۴: شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان

غزل شماره ۲۰۰۵: چه نشستی دور چون بیگانگان

غزل شماره ۲۰۰۶: هر کجا که پا نهی ای جان من

غزل شماره ۲۰۰۷: شاه ما باری برای کاهلان

غزل شماره ۲۰۰۸: می بده ای ساقی آخرزمان

غزل شماره ۲۰۰۹: نک بهاران شد صلا ای لولیان

غزل شماره ۲۰۱۰: بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن

غزل شماره ۲۰۱۱: جان جان‌هایی تو جان را برشکن

غزل شماره ۲۰۱۲: ای دلارام من و ای دل شکن

غزل شماره ۲۰۱۳: ساقیا برخیز و می در جام کن

غزل شماره ۲۰۱۴: راز چون با من نگوید یار من

غزل شماره ۲۰۱۵: فقر را در خواب دیدم دوش من

غزل شماره ۲۰۱۶: جان من جان تو جانت جان من

غزل شماره ۲۰۱۷: آمد آمد در میان خوب ختن

غزل شماره ۲۰۱۸: مرغ خانه با هما پروا مکن

غزل شماره ۲۰۱۹: ای ببرده دل تو قصد جان مکن

غزل شماره ۲۰۲۰: ای خدا این وصل را هجران مکن

غزل شماره ۲۰۲۱: صبحدم شد زود برخیز ای جوان

غزل شماره ۲۰۲۲: ای زیان و ای زیان و ای زیان

غزل شماره ۲۰۲۳: رو قرار از دل مستان بستان

غزل شماره ۲۰۲۴: مات خود را صنما مات مکن

غزل شماره ۲۰۲۵: ای به انکار سوی ما نگران

غزل شماره ۲۰۲۶: به شکرخنده ببردی دل من

غزل شماره ۲۰۲۷: ای امتان باطل بر نان زنید بر نان

غزل شماره ۲۰۲۸: گرچه بسی نشستم در نار تا به گردن

غزل شماره ۲۰۲۹: ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن

غزل شماره ۲۰۳۰: گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن

غزل شماره ۲۰۳۱: ای محو راه گشته از محو هم سفر کن

غزل شماره ۲۰۳۲: من از کی باک دارم خاصه که یار با من

غزل شماره ۲۰۳۳: جانا نخست ما را مرد مدام گردان

غزل شماره ۲۰۳۴: ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران

غزل شماره ۲۰۳۵: آن خوب را طلب کن اندر میان حوران

غزل شماره ۲۰۳۶: امروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردن

غزل شماره ۲۰۳۷: چون جان تو می‌ستانی چون شکر است مردن

غزل شماره ۲۰۳۸: از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن

غزل شماره ۲۰۳۹: رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن

غزل شماره ۲۰۴۰: روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن

غزل شماره ۲۰۴۱: پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن

غزل شماره ۲۰۴۲: ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن

غزل شماره ۲۰۴۳: دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن

غزل شماره ۲۰۴۴: جانا بیار باده و بختم بلند کن

غزل شماره ۲۰۴۵: تو آب روشنی تو در این آب گل مکن

غزل شماره ۲۰۴۶: مستی و عاشقی و جوانی و جنس این

غزل شماره ۲۰۴۷: می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن

غزل شماره ۲۰۴۸: آن کیست ای خدای؟ ک‌از این دام خامشان

غزل شماره ۲۰۴۹: ای دم به دم مصور جان از درون تن

غزل شماره ۲۰۵۰: جانا بیار باده و بختم تمام کن

غزل شماره ۲۰۵۱: می‌بینمت که عزم جفا می‌کنی مکن

غزل شماره ۲۰۵۲: ای آنک از میانه کران می‌کنی مکن

غزل شماره ۲۰۵۳: با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین

غزل شماره ۲۰۵۴: بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکن

غزل شماره ۲۰۵۵: مست شدی عاقبت آمدی اندر میان

غزل شماره ۲۰۵۶: خواجه غلط کرده‌ای در روش یار من

غزل شماره ۲۰۵۷: یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین

غزل شماره ۲۰۵۸: با رخ چون مشعله بر در ما کیست آن

غزل شماره ۲۰۵۹: گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان

غزل شماره ۲۰۶۰: یک غزل آغاز کن بر صفت حاضران

غزل شماره ۲۰۶۱: بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن

غزل شماره ۲۰۶۲: سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من

غزل شماره ۲۰۶۳: ای رخ خندان تو مایه صد گلستان

غزل شماره ۲۰۶۴: باز فروریخت عشق از در و دیوار من

غزل شماره ۲۰۶۵: باز درآمد ز راه فتنه برانگیز من

غزل شماره ۲۰۶۶: باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من

غزل شماره ۲۰۶۷: ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون

غزل شماره ۲۰۶۸: بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین

غزل شماره ۲۰۶۹: بیش مکن همچنان خانه درآ همچنین

غزل شماره ۲۰۷۰: یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران

غزل شماره ۲۰۷۱: هر چه کنی تو کرده من دان

غزل شماره ۲۰۷۲: جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان

غزل شماره ۲۰۷۳: دلا تو شهد منه در دهان رنجوران

غزل شماره ۲۰۷۴: مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتن

غزل شماره ۲۰۷۵: توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن

غزل شماره ۲۰۷۶: به جان تو که از این دلشده کرانه مکن

غزل شماره ۲۰۷۷: به من نگر به دو رخسار زعفرانی من

غزل شماره ۲۰۷۸: چهار روز ببودم به پیش تو مهمان

غزل شماره ۲۰۷۹: مقام ناز نداری برو تو ناز مکن

غزل شماره ۲۰۸۰: چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این

غزل شماره ۲۰۸۱: نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان

غزل شماره ۲۰۸۲: برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن

غزل شماره ۲۰۸۳: اگر سزای لب تو نبود گفته من

غزل شماره ۲۰۸۴: بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دین

غزل شماره ۲۰۸۵: به صلح آمد آن ترک تند عربده کن

غزل شماره ۲۰۸۶: من کجا بودم عجب بی‌تو این چندین زمان

غزل شماره ۲۰۸۷: بگویم مثالی از این عشق سوزان

غزل شماره ۲۰۸۸: ببردی دلم را بدادی به زاغان

غزل شماره ۲۰۸۹: تنت زین جهان است و دل زان جهان

غزل شماره ۲۰۹۰: به پیش آر سغراق گلگون من

غزل شماره ۲۰۹۱: ای هفت دریا گوهر عطا کن

غزل شماره ۲۰۹۲: آن دلبر من آمد بر من

غزل شماره ۲۰۹۳: تازه شد از او باغ و بر من

غزل شماره ۲۰۹۴: یک قوصره پر دارم ز سخن

غزل شماره ۲۰۹۵: با من صنما دل یک دله کن

غزل شماره ۲۰۹۶: گر تنگ بدی این سینه من

غزل شماره ۲۰۹۷: چون دل جانا بنشین بنشین

غزل شماره ۲۰۹۸: شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن

غزل شماره ۲۰۹۹: چند نظاره جهان کردن

غزل شماره ۲۱۰۰: چند بوسه وظیفه تعیین کن

غزل شماره ۲۱۰۱: سیر گشتم ز نازهای خسان

غزل شماره ۲۱۰۲: چیست با عشق آشنا بودن

غزل شماره ۲۱۰۳: گرچه اندر فغان و نالیدن

غزل شماره ۲۱۰۴: شب که جهان است پر از لولیان

غزل شماره ۲۱۰۵: ساقی من خیزد بی‌گفت من

غزل شماره ۲۱۰۶: مست رسید آن بت بی‌باک من

غزل شماره ۲۱۰۷: جان منی جان منی جان من

غزل شماره ۲۱۰۸: می‌نروم هیچ از این خانه من

غزل شماره ۲۱۰۹: ای تو پناه همه روز محن

غزل شماره ۲۱۱۰: بانگ برآمد ز خرابات من

غزل شماره ۲۱۱۱: بانگ برآمد ز خرابات من

غزل شماره ۲۱۱۲: ظلمت شب پرتو ظلمات من

غزل شماره ۲۱۱۳: ای تو چو خورشید و شه خاص من

غزل شماره ۲۱۱۴: بانگ برآمد ز دل و جان من

غزل شماره ۲۱۱۵: بازرسید آن بت زیبای من

غزل شماره ۲۱۱۶: آمده‌ای بی‌گه خامش مشین

غزل شماره ۲۱۱۷: پیشتر آ ای صنم شنگ من

غزل شماره ۲۱۱۸: می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین

غزل شماره ۲۱۱۹: اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان

غزل شماره ۲۱۲۰: دگرباره چو مه کردیم خرمن

غزل شماره ۲۱۲۱: افندس مسین کاغا یومیندن

غزل شماره ۲۱۲۲: کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان

غزل شماره ۲۱۲۳: العشق یقول لی تزین

غزل شماره ۲۱۲۴: ایا بدر الدجی بل انت احسن

غزل شماره ۲۱۲۵: اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان

غزل شماره ۲۱۲۶: اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین

غزل شماره ۲۱۲۷: یا صغیر السن یا رطب البدن

غزل شماره ۲۱۲۸: ابشر ثم ابشر یا مؤتمن

غزل شماره ۲۱۲۹: نحن إلیٰ سیدنا راجعون

و

غزل شماره ۲۱۳۰: ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او

غزل شماره ۲۱۳۱: حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو.

غزل شماره ۲۱۳۲: مستی ببینی رازدان می‌دانک باشد مست او

غزل شماره ۲۱۳۳: بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو

غزل شماره ۲۱۳۴: نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو

غزل شماره ۲۱۳۵: ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو

غزل شماره ۲۱۳۶: ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو

غزل شماره ۲۱۳۷: آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او

غزل شماره ۲۱۳۸: ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو

غزل شماره ۲۱۳۹: والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو

غزل شماره ۲۱۴۰: دل دی خراب و مست و خوش هر سو همی‌افتاد از او

غزل شماره ۲۱۴۱: ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او

غزل شماره ۲۱۴۲: چون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از او

غزل شماره ۲۱۴۳: روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو

غزل شماره ۲۱۴۴: کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو

غزل شماره ۲۱۴۵: شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو

غزل شماره ۲۱۴۶: ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او

غزل شماره ۲۱۴۷: چیست که هر دمی چنین می‌کشدم به سوی او

غزل شماره ۲۱۴۸: جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو

غزل شماره ۲۱۴۹: ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو

غزل شماره ۲۱۵۰: عید نمی‌دهد فرح بی‌نظر هلال تو

غزل شماره ۲۱۵۱: در سفر هوای تو بی‌خبرم به جان تو

غزل شماره ۲۱۵۲: سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو

غزل شماره ۲۱۵۳: ای تو امان هر بلا ما همه در امان تو

غزل شماره ۲۱۵۴: هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو

غزل شماره ۲۱۵۵: کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو

غزل شماره ۲۱۵۶: سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو

غزل شماره ۲۱۵۷: سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای تو

غزل شماره ۲۱۵۸: من که ستیزه روترم در طلب لقای تو

غزل شماره ۲۱۵۹: باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو

غزل شماره ۲۱۶۰: ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبوده‌ست او

غزل شماره ۲۱۶۱: اگر نه عاشق اویم چه می‌پویم به کوی او

غزل شماره ۲۱۶۲: دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو

غزل شماره ۲۱۶۳: چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو

غزل شماره ۲۱۶۴: اگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شو

غزل شماره ۲۱۶۵: فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است او

غزل شماره ۲۱۶۶: دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو

غزل شماره ۲۱۶۷: دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو

غزل شماره ۲۱۶۸: نمی‌گفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو

غزل شماره ۲۱۶۹: ز مکر حق مباش ایمن اگر صد بخت بینی تو

غزل شماره ۲۱۷۰: هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو

غزل شماره ۲۱۷۱: گشته‌ست طپان جانم ای جان و جهان برگو

غزل شماره ۲۱۷۲: هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او

غزل شماره ۲۱۷۳: چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو

غزل شماره ۲۱۷۴: ای یار قلندردل دلتنگ چرایی تو

غزل شماره ۲۱۷۵: در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگو

غزل شماره ۲۱۷۶: آن دلبر عیار جگرخواره ما کو

غزل شماره ۲۱۷۷: خزان عاشقان را نوبهار او

غزل شماره ۲۱۷۸: تو کمترخواره‌ای هشیار می‌رو

غزل شماره ۲۱۷۹: تو جام عشق را بستان و می‌رو

غزل شماره ۲۱۸۰: از این پستی به سوی آسمان شو

غزل شماره ۲۱۸۱: دل و جان را طربگاه و مقام او

غزل شماره ۲۱۸۲: به پیشت نام جان گویم زهی رو

غزل شماره ۲۱۸۳: به پیشت نام جان گویم زهی رو

غزل شماره ۲۱۸۴: بیا ای رونق گلزار از این سو

غزل شماره ۲۱۸۵: چو بگشادم نظر از شیوه تو

غزل شماره ۲۱۸۶: خداوندا چو تو صاحب قران کو

غزل شماره ۲۱۸۷: گران جانی مکن ای یار برگو

غزل شماره ۲۱۸۸: در این رقص و در این های و در این هو

غزل شماره ۲۱۸۹: بازم صنما چه می‌فریبی تو

غزل شماره ۲۱۹۰: دیدی که چه کرد آن پری رو

غزل شماره ۲۱۹۱: ای رونق نوبهار برگو

غزل شماره ۲۱۹۲: ای عارف خوش کلام برگو

غزل شماره ۲۱۹۳: ای صید رخ تو شیر و آهو

غزل شماره ۲۱۹۴: آن وعده که کرده‌ای مرا کو

غزل شماره ۲۱۹۵: خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو

غزل شماره ۲۱۹۶: از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او

غزل شماره ۲۱۹۷: ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو

غزل شماره ۲۱۹۸: جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو

غزل شماره ۲۱۹۹: ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو

غزل شماره ۲۲۰۰: ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو

غزل شماره ۲۲۰۱: در گذر آمد خیالش گفت جان این است او

غزل شماره ۲۲۰۲: ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو

غزل شماره ۲۲۰۳: جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو

غزل شماره ۲۲۰۴: عاشقی بر من پریشانت کنم نیکو شنو

غزل شماره ۲۲۰۵: دوش خوابی دیده‌ام خود عاشقان را خواب کو

غزل شماره ۲۲۰۶: ای برادر عاشقی را درد باید درد کو

غزل شماره ۲۲۰۷: در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو

غزل شماره ۲۲۰۸: ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو

غزل شماره ۲۲۰۹: ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو

غزل شماره ۲۲۱۰: طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او

غزل شماره ۲۲۱۱: ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو

غزل شماره ۲۲۱۲: تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او

غزل شماره ۲۲۱۳: خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او

غزل شماره ۲۲۱۴: خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو

غزل شماره ۲۲۱۵: گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو

غزل شماره ۲۲۱۶: تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو

غزل شماره ۲۲۱۷: چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو

غزل شماره ۲۲۱۸: همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو

غزل شماره ۲۲۱۹: من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

غزل شماره ۲۲۲۰: هله ای شاه مپیچان سر و دستار مرو

غزل شماره ۲۲۲۱: سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او

غزل شماره ۲۲۲۲: سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو

غزل شماره ۲۲۲۳: ای همه سرگشتگان مهمان تو

غزل شماره ۲۲۲۴: ای بمرده هر چه جان در پای او

غزل شماره ۲۲۲۵: شکر ایزد را که دیدم روی تو

غزل شماره ۲۲۲۶: ای بکرده رخت عشاقان گرو

غزل شماره ۲۲۲۷: مطربا اسرار ما را بازگو

غزل شماره ۲۲۲۸: جان ما را هر نفس بستان نو

غزل شماره ۲۲۲۹: ای غذای جان مستم نام تو

غزل شماره ۲۲۳۰: صوفیانیم آمده در کوی تو

غزل شماره ۲۲۳۱: می‌دوید از هر طرف در جست و جو

غزل شماره ۲۲۳۲: به حریفان بنشین خواب مرو

غزل شماره ۲۲۳۳: ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو

غزل شماره ۲۲۳۴: ای دیده من جمال خود اندر جمال تو

غزل شماره ۲۲۳۵: آمد خیال آن رخ چون گلستان تو

غزل شماره ۲۲۳۶: جانا توی کلیم و منم چون عصای تو

غزل شماره ۲۲۳۷: این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو

غزل شماره ۲۲۳۸: ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو

غزل شماره ۲۲۳۹: رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو

غزل شماره ۲۲۴۰: ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو

غزل شماره ۲۲۴۱: هان ای جمال دلبر ای شاد وقت تو

غزل شماره ۲۲۴۲: تا که درآمد به باغ چهره گلنار تو

غزل شماره ۲۲۴۳: آینه جان شده چهره تابان تو

غزل شماره ۲۲۴۴: سیر نیم سیر نی از لب خندان تو

غزل شماره ۲۲۴۵: مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو

غزل شماره ۲۲۴۶: ای سر مردان برگو برگو

غزل شماره ۲۲۴۷: مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو

غزل شماره ۲۲۴۸: من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او

غزل شماره ۲۲۴۹: به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو

غزل شماره ۲۲۵۰: هزار بار کشیده‌ست عشق‌ کافرخو

غزل شماره ۲۲۵۱: چو از سر بگیرم بود سرور او

غزل شماره ۲۲۵۲: بی‌دل شده‌ام بهر دل تو

غزل شماره ۲۲۵۳: نور دل ما روی خوش تو

غزل شماره ۲۲۵۴: دل من دل من دل من بر تو

غزل شماره ۲۲۵۵: بنشسته به گوشه‌ای دو سه مست ترانه گو

غزل شماره ۲۲۵۶: به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار تو

غزل شماره ۲۲۵۷: قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان تو

غزل شماره ۲۲۵۸: هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو

غزل شماره ۲۲۵۹: هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو

غزل شماره ۲۲۶۰: طیب الله عیشکم لا وحش الله منکم

غزل شماره ۲۲۶۱: بوقلمون چند از انکار تو

غزل شماره ۲۲۶۲: پرده بگردان و بزن ساز نو

غزل شماره ۲۲۶۳: یا قمرا لوعه للقمرین سکن

غزل شماره ۲۲۶۴: بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو

غزل شماره ۲۲۶۵: الیوم من الوصل نسیم و سعود

غزل شماره ۲۲۶۶: بگردان ساقی مه روی جام

غزل شماره ۲۲۶۷: هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب

غزل شماره ۲۲۶۸: یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا

غزل شماره ۲۲۶۹: الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق

غزل شماره ۲۲۷۰: ابناء ربیعنا تعالوا

غزل شماره ۲۲۷۱: جود الشموس علی الوری اشراق

غزل شماره ۲۲۷۲: حد البشیر بشاره یا جار

غزل شماره ۲۲۷۳: امسی و اصبح بالجوی اتعذب

غزل شماره ۲۲۷۴: مررت بدر فی هواه بحار

ه

غزل شماره ۲۲۷۵: امروز مستان را نگر در مست ما آویخته

غزل شماره ۲۲۷۶: ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته

غزل شماره ۲۲۷۷: یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده

غزل شماره ۲۲۷۸: این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده

غزل شماره ۲۲۷۹: این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده

غزل شماره ۲۲۸۰: ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسله

غزل شماره ۲۲۸۱: ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده

غزل شماره ۲۲۸۲: ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته

غزل شماره ۲۲۸۳: ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده

غزل شماره ۲۲۸۴: باده بده باد مده وز خودمان یاد مده

غزل شماره ۲۲۸۵: یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله

غزل شماره ۲۲۸۶: ای تو برای آبرو آب حیات ریخته

غزل شماره ۲۲۸۷: آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله

غزل شماره ۲۲۸۸: شحنه عشق می‌کشد از دو جهان مصادره

غزل شماره ۲۲۸۹: دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه

غزل شماره ۲۲۹۰: کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده

غزل شماره ۲۲۹۱: بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره

غزل شماره ۲۲۹۲: به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه

غزل شماره ۲۲۹۳: یکی ماهی همی‌بینم برون از دیده در دیده

غزل شماره ۲۲۹۴: ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پاره

غزل شماره ۲۲۹۵: سراندازان همی‌آیی نگارین جگرخواره

غزل شماره ۲۲۹۶: مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازه

غزل شماره ۲۲۹۷: چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه

غزل شماره ۲۲۹۸: زهی بزم خداوندی زهی می‌های شاهانه

غزل شماره ۲۲۹۹: سراندازان همی‌آیی ز راه سینه در دیده

غزل شماره ۲۳۰۰: با زر غم و بی‌زر غم آخر غم با زر به

غزل شماره ۲۳۰۱: من سرخوش و تو دلخوش غم بی‌دل و بی‌سر به

غزل شماره ۲۳۰۲: هشیار شدم ساقی دستار به من واده

غزل شماره ۲۳۰۳: ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده

غزل شماره ۲۳۰۴: هر روز پری زادی از سوی سراپرده

غزل شماره ۲۳۰۵: کی باشد من با تو باده به گرو خورده

غزل شماره ۲۳۰۶: ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره

غزل شماره ۲۳۰۷: بربند دهان از نان کآمد شکر روزه

غزل شماره ۲۳۰۸: یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه

غزل شماره ۲۳۰۹: من بی‌خود و تو بی‌خود، ما را کی برد خانه؟

غزل شماره ۲۳۱۰: ای غایب از این محضر از مات سلام الله

غزل شماره ۲۳۱۱: از انبهی ماهی دریا به نهان گشته

غزل شماره ۲۳۱۲: دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته

غزل شماره ۲۳۱۳: ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده

غزل شماره ۲۳۱۴: ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده

غزل شماره ۲۳۱۵: دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده

غزل شماره ۲۳۱۶: امروز بت خندان می‌بخش کند خنده

غزل شماره ۲۳۱۷: ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده

غزل شماره ۲۳۱۸: مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره

غزل شماره ۲۳۱۹: آن یار غریب من آمد به سوی خانه

غزل شماره ۲۳۲۰: بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانه

غزل شماره ۲۳۲۱: ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه

غزل شماره ۲۳۲۲: هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه

غزل شماره ۲۳۲۳: ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه

غزل شماره ۲۳۲۴: روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده

غزل شماره ۲۳۲۵: امروز من و باده و آن یار پری زاده

غزل شماره ۲۳۲۶: ای بر سر بازاری دستار چنان کرده

غزل شماره ۲۳۲۷: ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه

غزل شماره ۲۳۲۸: چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله

غزل شماره ۲۳۲۹: هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته

غزل شماره ۲۳۳۰: آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه

غزل شماره ۲۳۳۱: ای دلبر بی‌صورت صورتگر ساده

غزل شماره ۲۳۳۲: ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده

غزل شماره ۲۳۳۳: این کیست چنین مست ز خمار رسیده

غزل شماره ۲۳۳۴: ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده

غزل شماره ۲۳۳۵: رندان همه جمعند در این دیر مغانه

غزل شماره ۲۳۳۶: این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده

غزل شماره ۲۳۳۷: هلا ساقی بیا ساغر مرا ده

غزل شماره ۲۳۳۸: بیا دل بر دل پردرد من نه

غزل شماره ۲۳۳۹: ایا گم گشتگان راه و بیراه

غزل شماره ۲۳۴۰: چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاه

غزل شماره ۲۳۴۱: سماع آمد هلا ای یار برجه

غزل شماره ۲۳۴۲: خدایا مطربان را انگبین ده

غزل شماره ۲۳۴۳: ایا خورشید بر گردون سواره

غزل شماره ۲۳۴۴: مبارک باد آمد ماه روزه

غزل شماره ۲۳۴۵: چو بی‌گاه است و باران خانه خانه

غزل شماره ۲۳۴۶: مکن راز مرا ای جان فسانه

غزل شماره ۲۳۴۷: خدایا رحمت خود را به من ده

غزل شماره ۲۳۴۸: فریاد ز یار خشم کرده

غزل شماره ۲۳۴۹: ای دیده راست راست دیده

غزل شماره ۲۳۵۰: آمد مه و لشکر ستاره

غزل شماره ۲۳۵۱: دیدی که چه کرد آن یگانه

غزل شماره ۲۳۵۲: یک جام ز صد هزار جان به

غزل شماره ۲۳۵۳: جان آمده در جهان ساده

غزل شماره ۲۳۵۴: ای بی تو حیات‌ها فسرده

غزل شماره ۲۳۵۵: ای دوش ز دست ما رهیده

غزل شماره ۲۳۵۶: ماییم قدیم عشق باره

غزل شماره ۲۳۵۷: ای گشته دلت چو سنگ خاره

غزل شماره ۲۳۵۸: ماییم و دو چشم و جان خیره

غزل شماره ۲۳۵۹: آن سفره بیار و در میان نه

غزل شماره ۲۳۶۰: ای نقد تو را زکات نسیه

غزل شماره ۲۳۶۱: ای روز مبارک و خجسته

غزل شماره ۲۳۶۲: ای دو چشمت جاودان را نکته‌ها آموخته

غزل شماره ۲۳۶۳: ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته

غزل شماره ۲۳۶۴: ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته

غزل شماره ۲۳۶۵: ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته

غزل شماره ۲۳۶۶: ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته

غزل شماره ۲۳۶۷: تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده

غزل شماره ۲۳۶۸: ای به میدان‌های وحدت گوی شاهی باخته

غزل شماره ۲۳۶۹: چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته

غزل شماره ۲۳۷۰: این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده

غزل شماره ۲۳۷۱: کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته

غزل شماره ۲۳۷۲: هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره

غزل شماره ۲۳۷۳: مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه

غزل شماره ۲۳۷۴: هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه

غزل شماره ۲۳۷۵: سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه

غزل شماره ۲۳۷۶: صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده

غزل شماره ۲۳۷۷: ای خداوند یکی یار جفاکارش ده

غزل شماره ۲۳۷۸: صد خمار است و طرب در نظر آن دیده

غزل شماره ۲۳۷۹: بده آن باده جانی، که چنانیم همه

غزل شماره ۲۳۸۰: پیش جوش عفو بی‌حد تو شاه

غزل شماره ۲۳۸۱: عشق بین با عاشقان آمیخته

غزل شماره ۲۳۸۲: ای بخاری را تو جان پنداشته

غزل شماره ۲۳۸۳: عشق تو از بس کشش جان آمده

غزل شماره ۲۳۸۴: جسته‌اند دیوانگان از سلسله

غزل شماره ۲۳۸۵: روز ما را دیگران را شب شده

غزل شماره ۲۳۸۶: قرابه‌باز دانا هش‌دار آبگینه

غزل شماره ۲۳۸۷: پیغام زاهدان را کآمد بلای توبه

غزل شماره ۲۳۸۸: این جا کسی‌ست پنهان دامان من گرفته

غزل شماره ۲۳۸۹: در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟

غزل شماره ۲۳۹۰: آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده

غزل شماره ۲۳۹۱: بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده

غزل شماره ۲۳۹۲: ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده

غزل شماره ۲۳۹۳: برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده

غزل شماره ۲۳۹۴: از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله

غزل شماره ۲۳۹۵: دیدم نگار خود را می‌گشت گرد خانه

غزل شماره ۲۳۹۶: ای پاک از آب و از گل پایی در این گلم نه

غزل شماره ۲۳۹۷: ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته

غزل شماره ۲۳۹۸: آن دم که در رباید باد از رخ تو پرده

غزل شماره ۲۳۹۹: ای از تو من برسته ای هم توام بخورده

غزل شماره ۲۴۰۰: گل را نگر ز لطف سوی خار آمده

غزل شماره ۲۴۰۱: ای صد هزار خرمن‌ها را بسوخته

غزل شماره ۲۴۰۲: باده بده ساقیا عشوه و بادم مده

غزل شماره ۲۴۰۳: ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده

غزل شماره ۲۴۰۴: ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخره

غزل شماره ۲۴۰۵: ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه

غزل شماره ۲۴۰۶: ایا دلی چو صبا ذوق صبح‌ها دیده

غزل شماره ۲۴۰۷: زهی لواء و علم لا اله الا الله

غزل شماره ۲۴۰۸: چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه

غزل شماره ۲۴۰۹: که بوده است تو را دوش یار و همخوابه

غزل شماره ۲۴۱۰: مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته

غزل شماره ۲۴۱۱: دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده

غزل شماره ۲۴۱۲: چو مست روی توام ای حکیم فرزانه

غزل شماره ۲۴۱۳: عجب دلی که به عشق بت است پیوسته

غزل شماره ۲۴۱۴: ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده

غزل شماره ۲۴۱۵: تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده

غزل شماره ۲۴۱۶: برو برو که به بز لایق است بزغاله

غزل شماره ۲۴۱۷: خلاصه دو جهان است آن پری چهره

غزل شماره ۲۴۱۸: ای جان ای جان فی ستر الله

غزل شماره ۲۴۱۹: خوش بود فرش تن نور دیده

غزل شماره ۲۴۲۰: آمد آمد نگار پوشیده

غزل شماره ۲۴۲۱: مطرب جان‌های دل برده

غزل شماره ۲۴۲۲: رخ نفسی بر رخ این مست نه

غزل شماره ۲۴۲۳: یا رشا فدیته من زمن رایته

غزل شماره ۲۴۲۴: هل طربا لعاشق وافقه زمانه

غزل شماره ۲۴۲۵: طوبی لمن آواه سر فؤاده

غزل شماره ۲۴۲۶: فدیتتک یا ستی الناسیه

ی

غزل شماره ۲۴۲۷: گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی

غزل شماره ۲۴۲۸: فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری

غزل شماره ۲۴۲۹: ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری

غزل شماره ۲۴۳۰: ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌روی

غزل شماره ۲۴۳۱: این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌ای

غزل شماره ۲۴۳۲: ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه‌ای

غزل شماره ۲۴۳۳: ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی

غزل شماره ۲۴۳۴: از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی

غزل شماره ۲۴۳۵: من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری

غزل شماره ۲۴۳۶: ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی

غزل شماره ۲۴۳۷: ای یوسف خوش‌نام هی! در ره میا بی‌همرهی

غزل شماره ۲۴۳۸: دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده‌ای

غزل شماره ۲۴۳۹: دامن کشانم می‌کشد در بتکده عیاره‌ای

غزل شماره ۲۴۴۰: ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی

غزل شماره ۲۴۴۱: آخر مراعاتی بکن مر بی‌دلان را ساعتی

غزل شماره ۲۴۴۲: بانگی عجب از آسمان در می‌رسد هر ساعتی

غزل شماره ۲۴۴۳: ای تو ملول از کار من من تشنه‌تر هر ساعتی

غزل شماره ۲۴۴۴: چون در‌شو‌ی در باغ دل مانند گل خوش‌بو شوی

غزل شماره ۲۴۴۵: از بامدادان ساغری پر کرد خوش خماره‌ای

غزل شماره ۲۴۴۶: ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی

غزل شماره ۲۴۴۷: یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی

غزل شماره ۲۴۴۸: ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی

غزل شماره ۲۴۴۹: من پیش از این می‌خواستم گفتار خود را مشتری

غزل شماره ۲۴۵۰: در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری

غزل شماره ۲۴۵۱: دریوزه‌ای دارم ز تو در اقتضای آشتی

غزل شماره ۲۴۵۲: ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی

غزل شماره ۲۴۵۳: بویی ز گردون می‌رسد با پرسش و دلداریی

غزل شماره ۲۴۵۴: عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی

غزل شماره ۲۴۵۵: برگذری درنگری جز دل خوبان نبری

غزل شماره ۲۴۵۶: هم نظری هم خبری هم قمران را قمری

غزل شماره ۲۴۵۷: ای دل سرگشته شده در طلب یاوه‌روی

غزل شماره ۲۴۵۸: سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه‌گر‌ی

غزل شماره ۲۴۵۹: عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی

غزل شماره ۲۴۶۰: تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی

غزل شماره ۲۴۶۱: چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی

غزل شماره ۲۴۶۲: طوطی و طوطی بچه‌ای قند به صد ناز خوری

غزل شماره ۲۴۶۳: آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ای

غزل شماره ۲۴۶۴: هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری

غزل شماره ۲۴۶۵: آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی

غزل شماره ۲۴۶۶: ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ای

غزل شماره ۲۴۶۷: کعبه طواف می‌کند بر سر کوی یک بتی

غزل شماره ۲۴۶۸: نیست به جز دوام جان ز اهل دلان روایتی

غزل شماره ۲۴۶۹: آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی

غزل شماره ۲۴۷۰: جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی

غزل شماره ۲۴۷۱: سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی

غزل شماره ۲۴۷۲: چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی

غزل شماره ۲۴۷۳: آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا توی

غزل شماره ۲۴۷۴: ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی

غزل شماره ۲۴۷۵: باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌ای

غزل شماره ۲۴۷۶: هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی

غزل شماره ۲۴۷۷: سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی

غزل شماره ۲۴۷۸: باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری

غزل شماره ۲۴۷۹: پیش از آنک از عدم کرد وجودها سری

غزل شماره ۲۴۸۰: ای دل بی‌قرار من راست بگو چه گوهری

غزل شماره ۲۴۸۱: با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی

غزل شماره ۲۴۸۲: ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی

غزل شماره ۲۴۸۳: تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی

غزل شماره ۲۴۸۴: خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستیی

غزل شماره ۲۴۸۵: یاور من توی بکن بهر خدای یاریی

غزل شماره ۲۴۸۶: ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه‌ای

غزل شماره ۲۴۸۷: هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی

غزل شماره ۲۴۸۸: ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی

غزل شماره ۲۴۸۹: گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری

غزل شماره ۲۴۹۰: ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری

غزل شماره ۲۴۹۱: جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری

غزل شماره ۲۴۹۲: هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی

غزل شماره ۲۴۹۳: رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی

غزل شماره ۲۴۹۴: زرگر آفتاب را بسته گاز می‌کنی

غزل شماره ۲۴۹۵: آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی

غزل شماره ۲۴۹۶: خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می‌دهی

غزل شماره ۲۴۹۷: صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی

غزل شماره ۲۴۹۸: مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی

غزل شماره ۲۴۹۹: مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی

غزل شماره ۲۵۰۰: چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی‌گردی

غزل شماره ۲۵۰۱: گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی

غزل شماره ۲۵۰۲: امیر دل همی‌گوید تو را گر تو دلی داری

غزل شماره ۲۵۰۳: چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی

غزل شماره ۲۵۰۴: اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی‌خویشی

غزل شماره ۲۵۰۵: چو بی گه آمدی باری درآ مردانه‌ ای ساقی

غزل شماره ۲۵۰۶: مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی

غزل شماره ۲۵۰۷: بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی‌دانی

غزل شماره ۲۵۰۸: مرا آن دلبر پنهان همی‌گوید به پنهانی

غزل شماره ۲۵۰۹: بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی

غزل شماره ۲۵۱۰: مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن‌خایی

غزل شماره ۲۵۱۱: به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی

غزل شماره ۲۵۱۲: رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی

غزل شماره ۲۵۱۳: بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی

غزل شماره ۲۵۱۴: درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی

غزل شماره ۲۵۱۵: یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی

غزل شماره ۲۵۱۶: اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی

غزل شماره ۲۵۱۷: ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی

غزل شماره ۲۵۱۸: اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی

غزل شماره ۲۵۱۹: غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی

غزل شماره ۲۵۲۰: گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی

غزل شماره ۲۵۲۱: اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی

غزل شماره ۲۵۲۲: دل پردرد من امشب بنوشیده‌ست یک دردی

غزل شماره ۲۵۲۳: دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی

غزل شماره ۲۵۲۴: اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی

غزل شماره ۲۵۲۵: اگر گل‌های رخسارش از آن گلشن بخندیدی

غزل شماره ۲۵۲۶: نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری

غزل شماره ۲۵۲۷: بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری

غزل شماره ۲۵۲۸: مروت نیست در سرها که اندازند دستاری

غزل شماره ۲۵۲۹: ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری

غزل شماره ۲۵۳۰: دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری

غزل شماره ۲۵۳۱: چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری

غزل شماره ۲۵۳۲: کی افسون خواند در گوشت که ابرو پر گره داری؟!

غزل شماره ۲۵۳۳: برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری

غزل شماره ۲۵۳۴: مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری

غزل شماره ۲۵۳۵: هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری

غزل شماره ۲۵۳۶: مثال باز رنجورم زمین بر، من ز بیماری

غزل شماره ۲۵۳۷: مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری

غزل شماره ۲۵۳۸: حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری

غزل شماره ۲۵۳۹: یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی

غزل شماره ۲۵۴۰: چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی

غزل شماره ۲۵۴۱: الا ای جان جان جان چو می‌بینی چه می‌پرسی

غزل شماره ۲۵۴۲: بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغاپوسی

غزل شماره ۲۵۴۳: بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی

غزل شماره ۲۵۴۴: شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی

غزل شماره ۲۵۴۵: مگر مستی نمی‌دانی که چون زنجیر جنبانی

غزل شماره ۲۵۴۶: سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی

غزل شماره ۲۵۴۷: شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی

غزل شماره ۲۵۴۸: تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی

غزل شماره ۲۵۴۹: چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی

غزل شماره ۲۵۵۰: یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی

غزل شماره ۲۵۵۱: دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی

غزل شماره ۲۵۵۲: کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی

غزل شماره ۲۵۵۳: کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی

غزل شماره ۲۵۵۴: اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی

غزل شماره ۲۵۵۵: چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری

غزل شماره ۲۵۵۶: زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی

غزل شماره ۲۵۵۷: هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی

غزل شماره ۲۵۵۸: الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی

غزل شماره ۲۵۵۹: الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی

غزل شماره ۲۵۶۰: الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی‌آیی

غزل شماره ۲۵۶۱: مسلمانان مسلمانان مرا جانی است سودایی

غزل شماره ۲۵۶۲: یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی

غزل شماره ۲۵۶۳: من پای همی‌کوبم ای جان و جهان دستی

غزل شماره ۲۵۶۴: گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی

غزل شماره ۲۵۶۵: ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی

غزل شماره ۲۵۶۶: آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی

غزل شماره ۲۵۶۷: افتاد دل و جانم در فتنه طراری

غزل شماره ۲۵۶۸: یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکی

غزل شماره ۲۵۶۹: آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی

غزل شماره ۲۵۷۰: پنهان به میان ما می‌گردد سلطانی

غزل شماره ۲۵۷۱: ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی

غزل شماره ۲۵۷۲: جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی

غزل شماره ۲۵۷۳: در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی

غزل شماره ۲۵۷۴: از آتش ناپیدا دارم دل بریانی

غزل شماره ۲۵۷۵: هر لحظه یکی صورت می‌بینی و زادن نی

غزل شماره ۲۵۷۶: ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی

غزل شماره ۲۵۷۷: همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی

غزل شماره ۲۵۷۸: ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی

غزل شماره ۲۵۷۹: با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی

غزل شماره ۲۵۸۰: ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی

غزل شماره ۲۵۸۱: ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی

غزل شماره ۲۵۸۲: خواهم که روم زین جا پایم بگرفته‌ستی

غزل شماره ۲۵۸۳: آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی

غزل شماره ۲۵۸۴: ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی

غزل شماره ۲۵۸۵: گر نرگس خون خوارش دربند امانستی

غزل شماره ۲۵۸۶: گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی

غزل شماره ۲۵۸۷: ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی

غزل شماره ۲۵۸۸: ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی

غزل شماره ۲۵۸۹: نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی

غزل شماره ۲۵۹۰: ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی

غزل شماره ۲۵۹۱: ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی

غزل شماره ۲۵۹۲: ای صورت روحانی امروز چه آوردی

غزل شماره ۲۵۹۳: گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری

غزل شماره ۲۵۹۴: از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری

غزل شماره ۲۵۹۵: امشب پریان را من تا روز به دلداری

غزل شماره ۲۵۹۶: نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری

غزل شماره ۲۵۹۷: گر روی بگردانی تو پشت قوی داری

غزل شماره ۲۵۹۸: ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری

غزل شماره ۲۵۹۹: ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری

غزل شماره ۲۶۰۰: گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری

غزل شماره ۲۶۰۱: ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری

غزل شماره ۲۶۰۲: ای دشمن عقل من وی داروی بی‌هوشی

غزل شماره ۲۶۰۳: ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی

غزل شماره ۲۶۰۴: آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی

غزل شماره ۲۶۰۵: ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی

غزل شماره ۲۶۰۶: مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی

غزل شماره ۲۶۰۷: آن ماه همی‌تابد بر چرخ و زمین یا نی

غزل شماره ۲۶۰۸: افند کلیمیرا از زحمت ما چونی

غزل شماره ۲۶۰۹: در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی

غزل شماره ۲۶۱۰: چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی

غزل شماره ۲۶۱۱: جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی

غزل شماره ۲۶۱۲: در کوی کی می‌گردی ای خواجه چه می‌خواهی

غزل شماره ۲۶۱۳: ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

غزل شماره ۲۶۱۴: ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی

غزل شماره ۲۶۱۵: هم پهلوی خم سر نه، ‌ای خواجه هرجایی

غزل شماره ۲۶۱۶: من نیت آن کردم تا باشم سودایی

غزل شماره ۲۶۱۷: عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی

غزل شماره ۲۶۱۸: جانا نظری فرما چون جان نظرهایی

غزل شماره ۲۶۱۹: گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جویی

غزل شماره ۲۶۲۰: ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی

غزل شماره ۲۶۲۱: از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی

غزل شماره ۲۶۲۲: ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟

غزل شماره ۲۶۲۳: ما گوش شماییم شما تن زده تا کی

غزل شماره ۲۶۲۴: برخیز که جان است و جهان است و جوانی

غزل شماره ۲۶۲۵: گر علم خرابات تو را همنفسستی

غزل شماره ۲۶۲۶: ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی

غزل شماره ۲۶۲۷: عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری

غزل شماره ۲۶۲۸: هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

غزل شماره ۲۶۲۹: ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی

غزل شماره ۲۶۳۰: یا ساقی شرف بشراباتک زندی

غزل شماره ۲۶۳۱: تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی

غزل شماره ۲۶۳۲: ای جان گذرکرده از این گنبد ناری

غزل شماره ۲۶۳۳: در خانه خود یافتم از شاه نشانی

غزل شماره ۲۶۳۴: امروز در این شهر نفیر است و فغانی

غزل شماره ۲۶۳۵: امروز سماع است و مدام است و سقایی

غزل شماره ۲۶۳۶: ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی

غزل شماره ۲۶۳۷: امروز سماع است و شراب است و صراحی

غزل شماره ۲۶۳۸: ای آنک به دل‌ها ز حسد خار خلیدی

غزل شماره ۲۶۳۹: برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری

غزل شماره ۲۶۴۰: مگریز ز آتش که چنین خام بمانی

غزل شماره ۲۶۴۱: گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی

غزل شماره ۲۶۴۲: زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

غزل شماره ۲۶۴۳: ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی

غزل شماره ۲۶۴۴: یک روز مرا بر لب خود میر نکردی

غزل شماره ۲۶۴۵: بخوردم از کف دلبر شرابی

غزل شماره ۲۶۴۶: چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی

غزل شماره ۲۶۴۷: دلا چون واقف اسرار گشتی

غزل شماره ۲۶۴۸: دریغا کز میان ای یار رفتی

غزل شماره ۲۶۴۹: منم فانی و غرقه در ثبوتی

غزل شماره ۲۶۵۰: تو آن ماهی که در گردون نگنجی

غزل شماره ۲۶۵۱: کریما تو گلی یا جمله قندی

غزل شماره ۲۶۵۲: نگارا تو در اندیشه درازی

غزل شماره ۲۶۵۳: گر این سلطان ما را بنده باشی

غزل شماره ۲۶۵۴: ببین این فتح ز استفتاح تا کی

غزل شماره ۲۶۵۵: تو نقشی نقش بندان را چه دانی

غزل شماره ۲۶۵۶: نه آتش‌های ما را ترجمانی

غزل شماره ۲۶۵۷: دلا تا نازکی و نازنینی

غزل شماره ۲۶۵۸: اگر درد مرا درمان فرستی

غزل شماره ۲۶۵۹: کسی کاو را بود در طبع سستی

غزل شماره ۲۶۶۰: چرا ز اندیشه‌ای بیچاره گشتی‌؟

غزل شماره ۲۶۶۱: کجا شد عهد و پیمانی که کردی

غزل شماره ۲۶۶۲: دلا رو رو همان خون شو که بودی

غزل شماره ۲۶۶۳: مرا چون ناف بر مستی بریدی

غزل شماره ۲۶۶۴: از این تنگین قفس جانا پریدی

غزل شماره ۲۶۶۵: صلا ای صوفیان کامروز باری

غزل شماره ۲۶۶۶: به تن این جا به باطن در چه کاری

غزل شماره ۲۶۶۷: مبارک باد بر ما این عروسی

غزل شماره ۲۶۶۸: خبر واده کز این دنیای فانی

غزل شماره ۲۶۶۹: برفتیم ای عقیق لامکانی

غزل شماره ۲۶۷۰: خوشی آخر بگو ای یار چونی

غزل شماره ۲۶۷۱: بر من نیستی یارا کجایی

غزل شماره ۲۶۷۲: دلا در روزه مهمان خدایی

غزل شماره ۲۶۷۳: سؤالی دارم ای خواجه خدایی

غزل شماره ۲۶۷۴: هلا ای آب حیوان از نوایی

غزل شماره ۲۶۷۵: بیاموز از پیمبر کیمیایی

غزل شماره ۲۶۷۶: سبک بنواز ای مطرب ربایی

غزل شماره ۲۶۷۷: سلام علیک ای مقصود هستی

غزل شماره ۲۶۷۸: اگر خورشید جاویدان نگشتی

غزل شماره ۲۶۷۹: ز ما برگشتی و با گل فتادی

غزل شماره ۲۶۸۰: چنین باشد چنین گوید منادی

غزل شماره ۲۶۸۱: کجا شد عهد و پیمان را چه کردی

غزل شماره ۲۶۸۲: به بخت و طالع ما ای افندی

غزل شماره ۲۶۸۳: نگارا تو گلی یا جمله قندی

غزل شماره ۲۶۸۴: شنودم من که چاکر را ستودی

غزل شماره ۲۶۸۵: دگرباره شه ساقی رسیدی

غزل شماره ۲۶۸۶: اگر یار مرا از من برآری

غزل شماره ۲۶۸۷: صلا ای صوفیان کامروز باری

غزل شماره ۲۶۸۸: صلا ای صوفیان کامروز باری

غزل شماره ۲۶۸۹: منم غرقه درون جوی باری

غزل شماره ۲۶۹۰: چو عشق آمد که جان با من سپاری

غزل شماره ۲۶۹۱: نگفتم دوش ای زین بخاری

غزل شماره ۲۶۹۲: به جان تو پس گردن نخاری

غزل شماره ۲۶۹۳: به تن با ما، به دل در مرغزاری

غزل شماره ۲۶۹۴: مرا بگرفت روحانی نگاری

غزل شماره ۲۶۹۵: متاز ای دل سوی دریای ناری

غزل شماره ۲۶۹۶: مرا در خنده می‌آرد بهاری

غزل شماره ۲۶۹۷: بدید این دل درون دل بهاری

غزل شماره ۲۶۹۸: خداوندا زکات شهریاری

غزل شماره ۲۶۹۹: ندارد مجلس ما بی‌تو نوری

غزل شماره ۲۷۰۰: ز هر چیزی ملول است آن فضولی

غزل شماره ۲۷۰۱: مرا هر لحظه قربان است جانی

غزل شماره ۲۷۰۲: مگیر ای ساقی از مستان کرانی

غزل شماره ۲۷۰۳: ز مهجوران نمی‌جویی نشانی

غزل شماره ۲۷۰۴: برون کن سر که جان سرخوشانی

غزل شماره ۲۷۰۵: مرا هر لحظه منزل آسمانی

غزل شماره ۲۷۰۶: چه دلشادم به دلدار خدایی

غزل شماره ۲۷۰۷: کجایید ای شهیدان خدایی

غزل شماره ۲۷۰۸: تو هر روزی از آن پشته برآیی

غزل شماره ۲۷۰۹: دلاراما چنین زیبا چرایی

غزل شماره ۲۷۱۰: بیا ای غم که تو بس باوفایی

غزل شماره ۲۷۱۱: بیا ای یار کامروز آن مایی

غزل شماره ۲۷۱۲: بیا جانا که امروز آن مایی

غزل شماره ۲۷۱۳: چنان گشتم ز مستی و خرابی

غزل شماره ۲۷۱۴: چو اسم شمس دین اسما تو دیدی

غزل شماره ۲۷۱۵: مرا اندر جگر بنشست خاری

غزل شماره ۲۷۱۶: بگفتم با دلم آخر قراری

غزل شماره ۲۷۱۷: تو جانا بی‌وصالش در چه کاری

غزل شماره ۲۷۱۸: بیا ای آنک سلطان جمالی

غزل شماره ۲۷۱۹: مگر تو یوسفان را دلستانی

غزل شماره ۲۷۲۰: تو تا بنشسته‌ای بر دار فانی

غزل شماره ۲۷۲۱: نه آتش‌های ما را ترجمانی

غزل شماره ۲۷۲۲: به کوی دل فرورفتم زمانی

غزل شماره ۲۷۲۳: دیدی که چه کرد یار ما‌؟ دیدی‌؟

غزل شماره ۲۷۲۴: روز ار دو هزار بار می‌آیی

غزل شماره ۲۷۲۵: مندیش از آن بت مسیحایی

غزل شماره ۲۷۲۶: ای دیده ز نم زبون نگشتی

غزل شماره ۲۷۲۷: گر وسوسه ره دهی به گوشی

غزل شماره ۲۷۲۸: باغ است و بهار و سرو عالی

غزل شماره ۲۷۲۹: با این همه مهر و مهربانی

غزل شماره ۲۷۳۰: آورد خبر شکرستانی

غزل شماره ۲۷۳۱: بشنیده بدم که جان جانی

غزل شماره ۲۷۳۲: ای ساقی باده معانی

غزل شماره ۲۷۳۳: ای وصل تو آب زندگانی

غزل شماره ۲۷۳۴: ای بی‌تو حرام زندگانی

غزل شماره ۲۷۳۵: برجه که بهار زد صلایی

غزل شماره ۲۷۳۶: چون سوی برادری بپویی

غزل شماره ۲۷۳۷: مجلس چو چراغ و تو چو آبی

غزل شماره ۲۷۳۸: من پار بخورده‌ام شرابی

غزل شماره ۲۷۳۹: ای یار یگانه چند خسبی

غزل شماره ۲۷۴۰: بازم صنما چه می‌فریبی

غزل شماره ۲۷۴۱: ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شماره ۲۷۴۲: ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شماره ۲۷۴۳: رو رو که از این جهان گذشتی

غزل شماره ۲۷۴۴: روز طرب است و سال شادی

غزل شماره ۲۷۴۵: آخر گل و خار را بدیدی

غزل شماره ۲۷۴۶: آن را که به لطف سر بخاری

غزل شماره ۲۷۴۷: خضری به میان سینه داری

غزل شماره ۲۷۴۸: می‌آید سنجق بهاری

غزل شماره ۲۷۴۹: ای چشم و چراغ شهریاری

غزل شماره ۲۷۵۰: ای جان و جهان چه می‌گریزی

غزل شماره ۲۷۵۱: از قصه حال ما نپرسی

غزل شماره ۲۷۵۲: ای دلبر بی‌دلان صوفی

غزل شماره ۲۷۵۳: ای آنک تو شاه مطربانی

غزل شماره ۲۷۵۴: روزی که مرا ز من ستانی

غزل شماره ۲۷۵۵: چون عشق کند شکرفشانی

غزل شماره ۲۷۵۶: ای وصل تو اصل شادمانی

غزل شماره ۲۷۵۷: کژزخمه مباش تا توانی

غزل شماره ۲۷۵۸: مست می عشق را حیا نی

غزل شماره ۲۷۵۹: گویم سخن لب تو یا نی

غزل شماره ۲۷۶۰: با دل گفتم چرا چنینی

غزل شماره ۲۷۶۱: در خون دلم رسید فتوی

غزل شماره ۲۷۶۲: در عشق هر آنک شد فدایی

غزل شماره ۲۷۶۳: عشق است دلاور و فدایی

غزل شماره ۲۷۶۴: ماها چو به چرخ دل برآیی

غزل شماره ۲۷۶۵: آن شمع چو شد طرب فزایی

غزل شماره ۲۷۶۶: ای بی‌تو محال جان فزایی

غزل شماره ۲۷۶۷: گر یار لطیف و باوفایی

غزل شماره ۲۷۶۸: ساقی انصاف خوش لقایی

غزل شماره ۲۷۶۹: برخیز و بزن یکی نوایی

غزل شماره ۲۷۷۰: رخ‌ها بنگر تو زعفرانی

غزل شماره ۲۷۷۱: ای قلب و درست را روایی

غزل شماره ۲۷۷۲: ای آنک تو خواب ما ببستی

غزل شماره ۲۷۷۳: با یار بساز تا توانی

غزل شماره ۲۷۷۴: در فنای محض افشانند مردان آستی

غزل شماره ۲۷۷۵: مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی

غزل شماره ۲۷۷۶: ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی

غزل شماره ۲۷۷۷: شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی

غزل شماره ۲۷۷۸: ای خدایی که مفرح بخش رنجوران توی

غزل شماره ۲۷۷۹: بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر دسته‌ای

غزل شماره ۲۷۸۰: در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی

غزل شماره ۲۷۸۱: ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی

غزل شماره ۲۷۸۲: گر شراب عشق کار جان حیوانیستی

غزل شماره ۲۷۸۳: ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدی

غزل شماره ۲۷۸۴: در جهان گر بازجویی نیست بی‌سودا سری

غزل شماره ۲۷۸۵: گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی

غزل شماره ۲۷۸۶: آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ای

غزل شماره ۲۷۸۷: ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده‌ای

غزل شماره ۲۷۸۸: آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ای

غزل شماره ۲۷۸۹: پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه‌ای

غزل شماره ۲۷۹۰: بار دیگر ملتی برساختی برساختی

غزل شماره ۲۷۹۱: هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی

غزل شماره ۲۷۹۲: سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی

غزل شماره ۲۷۹۳: این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی

غزل شماره ۲۷۹۴: ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی

غزل شماره ۲۷۹۵: ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی

غزل شماره ۲۷۹۶: ای که جان‌ها خاک پایت صورت اندیش آمدی

غزل شماره ۲۷۹۷: تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری

غزل شماره ۲۷۹۸: در دو چشم من نشین ای آن که از من من تری

غزل شماره ۲۷۹۹: بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری

غزل شماره ۲۸۰۰: در میان جان نشین کامروز جان دیگری

غزل شماره ۲۸۰۱: عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی

غزل شماره ۲۸۰۲: آخر ای دلبر تو ما را می‌نجویی اندکی

غزل شماره ۲۸۰۳: ساقیا شد عقل‌ها هم خانه دیوانگی

غزل شماره ۲۸۰۴: چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی

غزل شماره ۲۸۰۵: ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره‌ای

غزل شماره ۲۸۰۶: آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه‌ای

غزل شماره ۲۸۰۷: گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی

غزل شماره ۲۸۰۸: گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی

غزل شماره ۲۸۰۹: ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی

غزل شماره ۲۸۱۰: ای بداده دیده‌های خلق را حیرانیی

غزل شماره ۲۸۱۱: از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی

غزل شماره ۲۸۱۲: ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده‌ای

غزل شماره ۲۸۱۳: اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی

غزل شماره ۲۸۱۴: خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری

غزل شماره ۲۸۱۵: بمشو همره مرغان که چنین بی‌پر و بالی

غزل شماره ۲۸۱۶: که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی

غزل شماره ۲۸۱۷: مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی

غزل شماره ۲۸۱۸: صنما چونک فریبی همه عیار فریبی

غزل شماره ۲۸۱۹: اگر او ماه منستی شب من روز شدستی

غزل شماره ۲۸۲۰: چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی

غزل شماره ۲۸۲۱: تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری

غزل شماره ۲۸۲۲: تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری

غزل شماره ۲۸۲۳: ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی

غزل شماره ۲۸۲۴: مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی

غزل شماره ۲۸۲۵: مثل ذره روزن همگان گشته هوایی

غزل شماره ۲۸۲۶: همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی

غزل شماره ۲۸۲۷: بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی

غزل شماره ۲۸۲۸: خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری

غزل شماره ۲۸۲۹: تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری

غزل شماره ۲۸۳۰: هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی

غزل شماره ۲۸۳۱: چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی

غزل شماره ۲۸۳۲: صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی

غزل شماره ۲۸۳۳: سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری

غزل شماره ۲۸۳۴: به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی

غزل شماره ۲۸۳۵: ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی

غزل شماره ۲۸۳۶: به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی

غزل شماره ۲۸۳۷: هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی

غزل شماره ۲۸۳۸: صفت خدای داری چو به سینه‌ای درآیی

غزل شماره ۲۸۳۹: بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی

غزل شماره ۲۸۴۰: منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

غزل شماره ۲۸۴۱: به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی

غزل شماره ۲۸۴۲: بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی

غزل شماره ۲۸۴۳: هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدی

غزل شماره ۲۸۴۴: تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی

غزل شماره ۲۸۴۵: بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی

غزل شماره ۲۸۴۶: چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی

غزل شماره ۲۸۴۷: دل بی‌قرار را گو که چو مستقر نداری

غزل شماره ۲۸۴۸: سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری

غزل شماره ۲۸۴۹: ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری

غزل شماره ۲۸۵۰: ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی

غزل شماره ۲۸۵۱: شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی

غزل شماره ۲۸۵۲: چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی

غزل شماره ۲۸۵۳: تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی

غزل شماره ۲۸۵۴: برسید لک لک جان که بهار شد کجایی

غزل شماره ۲۸۵۵: هله ای دلی که خفته تو به زیر ظل مایی

غزل شماره ۲۸۵۶: صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی

غزل شماره ۲۸۵۷: چه جمال جان فزایی که میان جان مایی

غزل شماره ۲۸۵۸: صنما تو همچو آتش قدح مدام داری

غزل شماره ۲۸۵۹: برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای

غزل شماره ۲۸۶۰: هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبی

غزل شماره ۲۸۶۱: چند روز است که شطرنج عجب می‌بازی

غزل شماره ۲۸۶۲: هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

غزل شماره ۲۸۶۳: وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی

غزل شماره ۲۸۶۴: به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

غزل شماره ۲۸۶۵: در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی

غزل شماره ۲۸۶۶: گر گریزی به ملولی ز من سودایی

غزل شماره ۲۸۶۷: نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای

غزل شماره ۲۸۶۸: در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندی

غزل شماره ۲۸۶۹: هست اندر غم تو دلشده دانشمندی

غزل شماره ۲۸۷۰: ای دریغا در این خانه دمی بگشودی

غزل شماره ۲۸۷۱: به دغل کی بگزیند دل یارم یاری

غزل شماره ۲۸۷۲: مرغ اندیشه که اندر همه دل‌ها بپری

غزل شماره ۲۸۷۳: رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری

غزل شماره ۲۸۷۴: سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری

غزل شماره ۲۸۷۵: نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری

غزل شماره ۲۸۷۶: شکنی شیشه مردم گرو از من گیری

غزل شماره ۲۸۷۷: بر یکی بوسه حقستت که چنان می‌لرزی

غزل شماره ۲۸۷۸: هله تا ظن نبری کز کف من بگریزی

غزل شماره ۲۸۷۹: ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی

غزل شماره ۲۸۸۰: به حق و حرمت آنکه همگان را جانی

غزل شماره ۲۸۸۱: گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی

غزل شماره ۲۸۸۲: تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی

غزل شماره ۲۸۸۳: چه حریصی که مرا بی‌خور و بی‌خواب کنی

غزل شماره ۲۸۸۴: به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی

غزل شماره ۲۸۸۵: هله آن به که خوری این می و از دست روی

غزل شماره ۲۸۸۶: اگر امشب بر من باشی و خانه نروی

غزل شماره ۲۸۸۷: بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی

غزل شماره ۲۸۸۸: به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

غزل شماره ۲۸۸۹: ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی

غزل شماره ۲۸۹۰: سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی

غزل شماره ۲۸۹۱: هر کی از نیستی آید به سوی او خبری

غزل شماره ۲۸۹۲: ای شه جاودانی وی مه آسمانی

غزل شماره ۲۸۹۳: قدر غم گر چشم سر بگریستی

غزل شماره ۲۸۹۴: با چنین رفتن به منزل کی رسی

غزل شماره ۲۸۹۵: چاره‌ای کو بهتر از دیوانگی

غزل شماره ۲۸۹۶: قره العین منی ای جان بلی

غزل شماره ۲۸۹۷: بوی باغ و گلستان آید همی

غزل شماره ۲۸۹۸: هر دم ای دل سوی جانان می‌روی

غزل شماره ۲۸۹۹: بار دیگر عزم رفتن کرده‌ای

غزل شماره ۲۹۰۰: بوی مشکی در جهان افکنده‌ای

غزل شماره ۲۹۰۱: فارغم گر گشت دل آواره‌ای

غزل شماره ۲۹۰۲: ای درآورده جهانی را ز پای

غزل شماره ۲۹۰۳: باوفا یارا جفا آموختی

غزل شماره ۲۹۰۴: عاقبت از عاشقان بگریختی

غزل شماره ۲۹۰۵: اندرآ در خانه یارا ساعتی

غزل شماره ۲۹۰۶: گوید آن دلبر که چون همدل شدی

غزل شماره ۲۹۰۷: آفتابا سوی مه رویان شدی

غزل شماره ۲۹۰۸: باوفاتر گشت یارم اندکی

غزل شماره ۲۹۰۹: هست امروز آنچ می‌باید بلی

غزل شماره ۲۹۱۰: باز گردد عاقبت این در بلی

غزل شماره ۲۹۱۱: طبع چیزی نو به نو خواهد همی

غزل شماره ۲۹۱۲: با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی

غزل شماره ۲۹۱۳: باز چون گل سوی گلشن می‌روی

غزل شماره ۲۹۱۴: ناگهان اندر دویدم پیش وی

غزل شماره ۲۹۱۵: خوش بود گر کاهلی یک سو نهی

غزل شماره ۲۹۱۶: مرحبا ای پرده تو آن پرده‌ای

غزل شماره ۲۹۱۷: هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای

غزل شماره ۲۹۱۸: می‌زنم حلقه در هر خانه‌ای

غزل شماره ۲۹۱۹: گر سران را بی‌سری درواستی

غزل شماره ۲۹۲۰: ای بهار سبز و تر شاد آمدی

غزل شماره ۲۹۲۱: ساقی این جا هست ای مولا؟ بلی

غزل شماره ۲۹۲۲: هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می

غزل شماره ۲۹۲۳: باد بین اندر سرم از باده‌ای

غزل شماره ۲۹۲۴: آه از عشق جمال حوره‌ای

غزل شماره ۲۹۲۵: ای دلی کز گلشکر پرورده‌ای

غزل شماره ۲۹۲۶: گر در آب و گر در آتش می‌روی

غزل شماره ۲۹۲۷: ز کجا آمده‌ای می‌دانی

غزل شماره ۲۹۲۸: آنچ در سینه نهان می‌داری

غزل شماره ۲۹۲۹: ای خیالی که به دل می‌گذری

غزل شماره ۲۹۳۰: تو چرا جمله نبات و شکری

غزل شماره ۲۹۳۱: از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی

غزل شماره ۲۹۳۲: چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی

غزل شماره ۲۹۳۳: ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی

غزل شماره ۲۹۳۴: گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی

غزل شماره ۲۹۳۵: گرچه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی

غزل شماره ۲۹۳۶: ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی

غزل شماره ۲۹۳۷: از بهر مرغ خانه چون خانه‌ای بسازی

غزل شماره ۲۹۳۸: آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی

غزل شماره ۲۹۳۹: ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی

غزل شماره ۲۹۴۰: چون زخمه رجا را بر تار می‌کشانی

غزل شماره ۲۹۴۱: ای گوهر خدایی آیینه معانی

غزل شماره ۲۹۴۲: اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی

غزل شماره ۲۹۴۳: گرمی مجوی الا از سوزش درونی

غزل شماره ۲۹۴۴: ای مبدعی که سگ را بر شیر می‌فزایی

غزل شماره ۲۹۴۵: ای حیله‌هات شیرین تا کی مرا فریبی

غزل شماره ۲۹۴۶: دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی

غزل شماره ۲۹۴۷: یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی

غزل شماره ۲۹۴۸: ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی

غزل شماره ۲۹۴۹: در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی

غزل شماره ۲۹۵۰: ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی

غزل شماره ۲۹۵۱: زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری

غزل شماره ۲۹۵۲: گر از شراب دوشین در سر خمار داری

غزل شماره ۲۹۵۳: بازآمدی که ما را درهم زنی به شوری

غزل شماره ۲۹۵۴: گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری

غزل شماره ۲۹۵۵: چون روی آتشین را یک دم تو می‌نپوشی

غزل شماره ۲۹۵۶: دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی

غزل شماره ۲۹۵۷: اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی

غزل شماره ۲۹۵۸: مطرب چو زخمه‌ها را بر تار می‌کشانی

غزل شماره ۲۹۵۹: ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی

غزل شماره ۲۹۶۰: رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی

غزل شماره ۲۹۶۱: در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی

غزل شماره ۲۹۶۲: با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی

غزل شماره ۲۹۶۳: می‌زن سه‌تا که یک‌تا گشتم مکن دوتایی

غزل شماره ۲۹۶۴: دی دامنش گرفتم کای گوهر عطایی

غزل شماره ۲۹۶۵: ای برده اختیارم تو اختیار مایی

غزل شماره ۲۹۶۶: هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز مایی

غزل شماره ۲۹۶۷: آمد ز نای دولت بار دگر نوایی

غزل شماره ۲۹۶۸: ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی

غزل شماره ۲۹۶۹: بوی کباب داری تو نیز دل کبابی

غزل شماره ۲۹۷۰: با صد هزار دستان آمد خیال یاری

غزل شماره ۲۹۷۱: اندر قمارخانه چون آمدی به بازی

غزل شماره ۲۹۷۲: ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ای

غزل شماره ۲۹۷۳: ای از جمال حسن تو عالم نشانه‌ای

غزل شماره ۲۹۷۴: آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی

غزل شماره ۲۹۷۵: هر روز بامداد به آیین دلبری

غزل شماره ۲۹۷۶: شد جادوی حرام و حق از جادوی بری

غزل شماره ۲۹۷۷: هر روز بامداد درآید یکی پری

غزل شماره ۲۹۷۸: ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری

غزل شماره ۲۹۷۹: هر روز بامداد طلبکار ما توی

غزل شماره ۲۹۸۰: آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی

غزل شماره ۲۹۸۱: ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهی

غزل شماره ۲۹۸۲: ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای

غزل شماره ۲۹۸۳: ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای

غزل شماره ۲۹۸۴: ای مرغ گیر دام نهانی نهاده‌ای

غزل شماره ۲۹۸۵: مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌ای

غزل شماره ۲۹۸۶: ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه‌ای

غزل شماره ۲۹۸۷: ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ای

غزل شماره ۲۹۸۸: هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی

غزل شماره ۲۹۸۹: رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی

غزل شماره ۲۹۹۰: جان خاک آن مهی که خداش است مشتری

غزل شماره ۲۹۹۱: ای عشق پرده در که تو در زیر چادری

غزل شماره ۲۹۹۲: ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری

غزل شماره ۲۹۹۳: شاها بکش قطار که شهوار می‌کشی

غزل شماره ۲۹۹۴: ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی

غزل شماره ۲۹۹۵: اندر میان جمع چه جان است آن یکی

غزل شماره ۲۹۹۶: گر من ز دست بازی هر غم پژولمی

غزل شماره ۲۹۹۷: ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی

غزل شماره ۲۹۹۸: سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی

غزل شماره ۲۹۹۹: تا چند از فراق مرا کار بشکنی

غزل شماره ۳۰۰۰: ساقی بیار باده سغراق ده منی

غزل شماره ۳۰۰۱: ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی

غزل شماره ۳۰۰۲: شوری فتاد در فلک ای مه چه شسته‌ای

غزل شماره ۳۰۰۳: ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی

غزل شماره ۳۰۰۴: بزم و شراب لعل و خرابات و کافری

غزل شماره ۳۰۰۵: آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جوی

غزل شماره ۳۰۰۶: سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری

غزل شماره ۳۰۰۷: دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی

غزل شماره ۳۰۰۸: خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی

غزل شماره ۳۰۰۹: آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی

غزل شماره ۳۰۱۰: روی من از روی تو دارد صد روشنی

غزل شماره ۳۰۱۱: هر نفسی از درون دلبر روحانیی

غزل شماره ۳۰۱۲: ای دل چون آهنت بوده چو آیینه‌ای

غزل شماره ۳۰۱۳: یار در آخرزمان کرد طرب سازیی

غزل شماره ۳۰۱۴: رو که به مهمان تو می‌نروم ای اخی

غزل شماره ۳۰۱۵: جان و جهان می‌روی جان و جهان می‌بری

غزل شماره ۳۰۱۶: بازرهان خلق را از سر و از سرکشی

غزل شماره ۳۰۱۷: لاله ستانست از عکس تو هر شوره‌ای

غزل شماره ۳۰۱۸: ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری

غزل شماره ۳۰۱۹: ای که تو عشاق را همچو شکر می‌کشی

غزل شماره ۳۰۲۰: پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی

غزل شماره ۳۰۲۱: شیردلا صد هزار شیردلی کرده‌ای

غزل شماره ۳۰۲۲: گفت مرا آن طبیب: «رو، ترشی خورده‌ای»

غزل شماره ۳۰۲۳: قصر بود روح ما نی تل ویرانه‌ای

غزل شماره ۳۰۲۴: بستگی این سماع هست ز بیگانه‌ای

غزل شماره ۳۰۲۵: جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای

غزل شماره ۳۰۲۶: خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقی

غزل شماره ۳۰۲۷: نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری

غزل شماره ۳۰۲۸: ای صنم گلزاری چند مرا آزاری

غزل شماره ۳۰۲۹: آه که دلم برد غمزه‌های نگاری

غزل شماره ۳۰۳۰: سلمک الله نیست مثل تو یاری

غزل شماره ۳۰۳۱: خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی

غزل شماره ۳۰۳۲: از پگه ای یار زان عقار سمایی

غزل شماره ۳۰۳۳: چند دویدم سوی افندی

غزل شماره ۳۰۳۴: می‌رسد ای جان باد بهاری

غزل شماره ۳۰۳۵: دوش همه شب دوش همه شب

غزل شماره ۳۰۳۶: گاه چو اشتر در وحل آیی

غزل شماره ۳۰۳۷: به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی

غزل شماره ۳۰۳۸: ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی

غزل شماره ۳۰۳۹: هزار جان مقدس هزار گوهر کانی

غزل شماره ۳۰۴۰: چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی

غزل شماره ۳۰۴۱: اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری

غزل شماره ۳۰۴۲: چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری

غزل شماره ۳۰۴۳: ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی

غزل شماره ۳۰۴۴: گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی

غزل شماره ۳۰۴۵: من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی

غزل شماره ۳۰۴۶: چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی

غزل شماره ۳۰۴۷: به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی

غزل شماره ۳۰۴۸: تو آسمان منی من زمین به حیرانی

غزل شماره ۳۰۴۹: ربود عقل و دلم را جمال آن عربی

غزل شماره ۳۰۵۰: خدایگان جمال و خلاصه خوبی

غزل شماره ۳۰۵۱: به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی

غزل شماره ۳۰۵۲: چه باده بود که در دور از بگه دادی

غزل شماره ۳۰۵۳: ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی

غزل شماره ۳۰۵۴: منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری

غزل شماره ۳۰۵۵: بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری

غزل شماره ۳۰۵۶: خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری

غزل شماره ۳۰۵۷: اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری

غزل شماره ۳۰۵۸: ز بامداد درآورد دلبرم جامی

غزل شماره ۳۰۵۹: چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی

غزل شماره ۳۰۶۰: نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی

غزل شماره ۳۰۶۱: اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی

غزل شماره ۳۰۶۲: اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی

غزل شماره ۳۰۶۳: به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی

غزل شماره ۳۰۶۴: ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

غزل شماره ۳۰۶۵: شدم به سوی چه آب همچو سقایی

غزل شماره ۳۰۶۶: رسید ترکم با چهره‌های گل وردی

غزل شماره ۳۰۶۷: تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری

غزل شماره ۳۰۶۸: فرست باده جان را به رسم دلداری

غزل شماره ۳۰۶۹: نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداری

غزل شماره ۳۰۷۰: اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری

غزل شماره ۳۰۷۱: دلا همای وصالی بپر چرا نپری

غزل شماره ۳۰۷۲: به من نگر که به جز من به هر کی درنگری

غزل شماره ۳۰۷۳: بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری

غزل شماره ۳۰۷۴: مسلم آمد یار مرا دل افروزی

غزل شماره ۳۰۷۵: بیا بیا که تو از نادرات ایامی

غزل شماره ۳۰۷۶: بلندتر شده‌ست آفتاب انسانی

غزل شماره ۳۰۷۷: ایا مربی جان از صداع جان چونی

غزل شماره ۳۰۷۸: ز آب تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی

غزل شماره ۳۰۷۹: بیامدیم دگربار سوی مولایی

غزل شماره ۳۰۸۰: تو نور دیده جان یا دو دیده مایی

غزل شماره ۳۰۸۱: تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی

غزل شماره ۳۰۸۲: رهید جان دوم از خودی و از هستی

غزل شماره ۳۰۸۳: بیا بیا که چو آب حیات درخوردی

غزل شماره ۳۰۸۴: به جان تو که بگویی وطن کجا داری

غزل شماره ۳۰۸۵: به حق آنک تو جان و جهان جانداری

غزل شماره ۳۰۸۶: شبی که دررسد از عشق پیک بیداری

غزل شماره ۳۰۸۷: اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری

غزل شماره ۳۰۸۸: حرام گشت از این پس فغان و غمخواری

غزل شماره ۳۰۸۹: به اهل پرده اسرارها ببر خبری

غزل شماره ۳۰۹۰: بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی

غزل شماره ۳۰۹۱: اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی

غزل شماره ۳۰۹۲: هزار جان مقدس فدای سلطانی

غزل شماره ۳۰۹۳: نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی

غزل شماره ۳۰۹۴: بگو به جان مسافر ز رنج‌ها چونی

غزل شماره ۳۰۹۵: از این درخت بدان شاخ و بر نمی‌بینی

غزل شماره ۳۰۹۶: ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی

غزل شماره ۳۰۹۷: بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

غزل شماره ۳۰۹۸: ترش ترش بنشستی بهانه دربستی

غزل شماره ۳۰۹۹: بداد پندم استاد عشق ز استادی

غزل شماره ۳۱۰۰: ببست خواب مرا جاودانه دلداری

غزل شماره ۳۱۰۱: کسی که باده خورد بامداد زین ساقی

غزل شماره ۳۱۰۲: برست جان و دلم از خودی و از هستی

غزل شماره ۳۱۰۳: پدید گشت یکی آهوی در این وادی

غزل شماره ۳۱۰۴: طواف کعبه دل کن اگر دلی داری

غزل شماره ۳۱۰۵: ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی

غزل شماره ۳۱۰۶: فرست باده جان را به رسم دلداری

غزل شماره ۳۱۰۷: میان تیرگی خواب و نور بیداری

غزل شماره ۳۱۰۸: به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانی

غزل شماره ۳۱۰۹: کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی

غزل شماره ۳۱۱۰: جان جان مایی، خوش‌تر از حلوایی

غزل شماره ۳۱۱۱: تو چنین نبودی تو چنین چرایی

غزل شماره ۳۱۱۲: تو خدای خویی تو صفات هویی

غزل شماره ۳۱۱۳: نه ز عاقلانم که ز من بگیری

غزل شماره ۳۱۱۴: عشق تو خواند مرا کز من چه می‌گذری

غزل شماره ۳۱۱۵: در لطف اگر بروی شاه همه چمنی

غزل شماره ۳۱۱۶: دلا گر مرا تو ببینی ندانی

غزل شماره ۳۱۱۷: پذیرفت این دل ز عشقت خرابی

غزل شماره ۳۱۱۸: نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟!

غزل شماره ۳۱۱۹: نشانت کی جوید که تو بی‌نشانی

غزل شماره ۳۱۲۰: اگر چه لطیفی و زیبالقایی

غزل شماره ۳۱۲۱: هم ایثار کردی هم ایثار گفتی

غزل شماره ۳۱۲۲: الا میر خوبان هلا تا نرنجی

غزل شماره ۳۱۲۳: به حیلت تو خواهی که در را ببندی

غزل شماره ۳۱۲۴: چو عشقش برآرد سر از بی‌قراری

غزل شماره ۳۱۲۵: بتا گر مرا تو ببینی ندانی

غزل شماره ۳۱۲۶: گل سرخ دیدم شدم زعفرانی

غزل شماره ۳۱۲۷: عجیب‌العجایب توی در کیایی

غزل شماره ۳۱۲۸: تو هر چند صدری شه مجلسی

غزل شماره ۳۱۲۹: رضیت بما قسم‌الله لی

غزل شماره ۳۱۳۰: تماشا مرو نک تماشا توی

غزل شماره ۳۱۳۱: الا هات حمرا کالعندم

غزل شماره ۳۱۳۲: خواهیم یارا کامشب نخسپی

غزل شماره ۳۱۳۳: حدی نداری در خوش لقایی

غزل شماره ۳۱۳۴: تو جان مایی، ماه سمایی

غزل شماره ۳۱۳۵: با چرخ گردان تیره هوایی

غزل شماره ۳۱۳۶: خواهی ز جنون بویی ببری

غزل شماره ۳۱۳۷: سلطان منی سلطان منی

غزل شماره ۳۱۳۸: آن به که مرا تمکین نکنی

غزل شماره ۳۱۳۹: صنما خرگه توم که بسازی و برکنی

غزل شماره ۳۱۴۰: صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری

غزل شماره ۳۱۴۱: ای خجل از تو شکر و آزادی

غزل شماره ۳۱۴۲: حکم نو کن که شاه دورانی

غزل شماره ۳۱۴۳: مستی و عاشقانه می‌گویی

غزل شماره ۳۱۴۴: بحر ما را کنار بایستی

غزل شماره ۳۱۴۵: آوخ آوخ چو من وفاداری

غزل شماره ۳۱۴۶: ای دلزار محنت و بلا داری

غزل شماره ۳۱۴۷: ساقیا ساقیا روا داری

غزل شماره ۳۱۴۸: تا شدستی امیر چوگانی

غزل شماره ۳۱۴۹: مستم از باده‌های پنهانی

غزل شماره ۳۱۵۰: من مرید توم مراد توی

غزل شماره ۳۱۵۱: چند اندر میان غوغایی

غزل شماره ۳۱۵۲: گرچه تو نیم شب رسیدستی

غزل شماره ۳۱۵۳: ز اول بامداد سر مستی

غزل شماره ۳۱۵۴: ز اول بامداد سرمستی

غزل شماره ۳۱۵۵: در غم یار یار بایستی

غزل شماره ۳۱۵۶: در غم یار، یار بایستی

غزل شماره ۳۱۵۷: آنکه چون ابر خواند کف ترا

غزل شماره ۳۱۵۸: رو، مسلم تراست بی‌کاری

غزل شماره ۳۱۵۹: زندگانی مجلس سامی

غزل شماره ۳۱۶۰: جان جانی و جان صد جانی

غزل شماره ۳۱۶۱: خامشی ناطقی مگر جانی

غزل شماره ۳۱۶۲: ای که مستک شدی و می‌گویی

غزل شماره ۳۱۶۳: عشق در کفر کرد اظهاری

غزل شماره ۳۱۶۴: مست و خوشی باده کجا خورده‌ای؟

غزل شماره ۳۱۶۵: جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای؟

غزل شماره ۳۱۶۶: ای دل سرمست، کجا می‌پری؟

غزل شماره ۳۱۶۷: از مه من مست دو صد مشتری

غزل شماره ۳۱۶۸: یا ملک المغرب والمشرقی

غزل شماره ۳۱۶۹: گر نه شکار غم دلدارمی

غزل شماره ۳۱۷۰: ای که تو از عالم ما می‌روی

غزل شماره ۳۱۷۱: خشم مرو خواجه! پشیمان شوی

غزل شماره ۳۱۷۲: ای که ازین تنگ قفس می‌پری

غزل شماره ۳۱۷۳: باده ده، ای ساقی هر متقی

غزل شماره ۳۱۷۴: صد دل و صد جان بدمی دادمی

غزل شماره ۳۱۷۵: کار به پیری و جوانیستی

غزل شماره ۳۱۷۶: کردم با کان گهر آشتی

غزل شماره ۳۱۷۷: آدمیی، آدمیی، آدمی

غزل شماره ۳۱۷۸: در دل من پرده نو می‌زنی

غزل شماره ۳۱۷۹: این طریق دارهم یا سندی و سیدی

غزل شماره ۳۱۸۰: اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی

غزل شماره ۳۱۸۱: ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی

غزل شماره ۳۱۸۲: بغداد همانست که دیدی و شنیدی

غزل شماره ۳۱۸۳: ای جان، چندان خوبی، نوباوه یعقوبی

غزل شماره ۳۱۸۴: کسی کو را بود خلق خدایی

غزل شماره ۳۱۸۵: عزیزی و کریم و لطف داری

غزل شماره ۳۱۸۶: بگو ای تازه رو، کم کن ملولی

غزل شماره ۳۱۸۷: اتی‌النیروز مسرورالجنان

غزل شماره ۳۱۸۸: ادر کاسی و دعنی عن فنونی

غزل شماره ۳۱۸۹: یا ساقی اسقنی براح

غزل شماره ۳۱۹۰: سلب‌العشق فادی، حصل‌الیوم مرادی

غزل شماره ۳۱۹۱: کالی تیشی آینو سوای افندی چلبی

غزل شماره ۳۱۹۲: لا یغرنک سد هوس عن رایی

غزل شماره ۳۱۹۳: غدرالعشق فزلت قدمی

غزل شماره ۳۱۹۴: وقتت خوش ای حبیبی، بشنو به حق یاری

غزل شماره ۳۱۹۵: درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی

غزل شماره ۳۱۹۶: بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی

غزل شماره ۳۱۹۷: سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی

غزل شماره ۳۱۹۸: گهی پرده‌سوزی، گهی پرده‌داری

غزل شماره ۳۱۹۹: الام طماعیة العاذل

غزل شماره ۳۲۰۰: هذا طبیبی، عند الدوآء

غزل شماره ۳۲۰۱: یا ساقی الحی اسمع سؤالی

غزل شماره ۳۲۰۲: هذا سیدی، هذا سندی

غزل شماره ۳۲۰۳: طیب‌الله عیشکم، لا اوحش‌الله من ابی

غزل شماره ۳۲۰۴: یا ملک المبعث والمحشر

غزل شماره ۳۲۰۵: روزن دل! آه چه خوش روزنی

غزل شماره ۳۲۰۶: اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی

غزل شماره ۳۲۰۷: قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری

غزل شماره ۳۲۰۸: الا فی‌الغشق تشریفی و عیدی

غزل شماره ۳۲۰۹: نسیت الیوم من عشقی صلاتی

غزل شماره ۳۲۱۰: اتاک الصوم فی حلل السعود

غزل شماره ۳۲۱۱: نسیم‌الصبح جد بابتشار

غزل شماره ۳۲۱۲: الا یا مالکا رق‌الزمان

غزل شماره ۳۲۱۳: املا قدح البقا ندیمی!

غزل شماره ۳۲۱۴: یا مالک دمة الزمان

غزل شماره ۳۲۱۵: یا ساقیةالمدام هاتی

غزل شماره ۳۲۱۶: طارت حیلی و زال حیلی

غزل شماره ۳۲۱۷: قالت الکأس ارفعونی کم تحبسونی

غزل شماره ۳۲۱۸: ترکبن طبقا عن طبق مولائی

غزل شماره ۳۲۱۹: اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری

غزل شماره ۳۲۲۰: لا قی‌الفراش نارا کن هکذا حبیبی

غزل شماره ۳۲۲۱: الا حریم لیلی، علیکم سلامی

غزل شماره ۳۲۲۲: اخرج عن‌المکان، یا صارم‌الزمان

غزل شماره ۳۲۲۳: یا من یزید حسنک حقا تحیری

غزل شماره ۳۲۲۴: یا ویح نفسنا بفوات الفضائل

غزل شماره ۳۲۲۵: یا ملک‌المحشر، ترحم لا ترتشی

غزل شماره ۳۲۲۶: قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق

غزل شماره ۳۲۲۷: یا ساقی الراح خذ و امرلاء به طاسی

غزل شماره ۳۲۲۸: ایا ملتقی العیش کم تبعدی

غزل شماره ۳۲۲۹: یا ولی نعمتی و سلطانی

غزل شماره ۳۲۳۰: یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی