مطالب پیشنهادی![]()
هر ذره که بر بالا مِی نوشد و پا کوبد
خورشید ازل بیند وز عشق خدا کوبد
آن را که بخنداند خوش دست برافشاند
وان را که بترساند دندان به دعا کوبد
مستست از آن باده با قامت خم داده
این چرخ بر این بالا ناقوس صلا کوبد
این عشق که مست آمد در باغ الست آمد
کانگور وجودم را در جهد و عنا کوبد
گر عشق نی مستستی یا باده پرستستی
در باغ چرا آید انگور چرا کوبد
تو پای همیکوبی و انگور نمیبینی
کاین صوفی جان تو در معصرهها کوبد
گویی همه رنج و غم بر من نهد آن همدم
چون باغ تو را باشد انگور که را کوبد
همخرقه ایوبی زان پای همیکوبی
هر کو شنود ارکض او پای وفا کوبد
از زمزمه یوسف یعقوب به رقص آمد
وان یوسف شیرین لب پا کوبد پا کوبد
ای طایفه پا کوبید چون حاضر آن جویید
باشد که سعادت پا در پای شما کوبد
این عشق چو بارانست ما برگ و گیا ای جان
باشد که دمی باران بر برگ و گیا کوبد
پا کوفت خلیل الله در آتش نمرودی
تا حلق ذبیح الله بر تیغ بلا کوبد
پا کوفته روح الله در بحر چو مرغابی
با طایر معراجی تا فوق هوا کوبد
خاموش کن و بیلب خوش طال بقا میزن
میترس که چشم بد بر طال بقا کوبد
غزل ۶۲۴ مولانا، غزلی پر از حرکت، شور و رقص عرفانی است که بر تأثیر عشق الهی بر تمام ذرات هستی، فنای در معشوق، و رنجهای راه سلوک به مثابهی کوبیدن انگور برای شراب الهی تأکید دارد. مولانا در این غزل، با اشاره به داستانهای انبیا، به قدرت عشق و مقام بندگی خالصانه میپردازد و در نهایت به حفظ این حال خوش از چشم بد توصیه میکند.
مولانا غزل را با بیان رقص ذرات در پرتو عشق آغاز میکند:
هر ذره که بر بالا مِی نوشد و پا کوبد خورشید ازل بیند وز عشق خدا کوبد
“هر ذرهای که (در عالم معنا) باده مینوشد و پا میکوبد (به رقص میآید)،” “خورشید ازلی (معشوق الهی) را میبیند و از شدت عشق خدا به زمین میکوبد (به وجد میآید).” این بیت به تأثیر مستکننده و وجدآور عشق الهی بر تمام ذرات هستی اشاره دارد.
آن را که بخنداند خوش دست برافشاند وان را که بترساند دندان به دعا کوبد
“آن (عشق) کسی را که شاد کند، به شادی دستافشان میکند (او را به رقص میآورد).” “و آن کسی را که (در راه عشق) بترساند، (از شدت اضطراب و توکل) دندانهایش را با دعا به هم میکوبد (یا برای نجات دعا میکند).” این بیت به دو وجه عشق اشاره دارد: هم شادیبخش و وجدآور است و هم باعث ترس و تضرع (در برابر هیبت معشوق) میشود.
مستست از آن باده با قامت خم داده این چرخ بر این بالا ناقوس صلا کوبد
“(خود) این چرخ (آسمان) از آن بادهی (عشق) مست است، در حالی که قامتش را خم کرده است.” “این چرخ (آسمان) بر این بلندی، ناقوس اعلام (صلا، یعنی بانگ دعوت به میهمانی) را میکوبد.” این بیت به احاطه و نفوذ عشق الهی بر تمام عالم و دعوت تمام هستی به سوی معشوق اشاره دارد.
مولانا به عشق به مثابهی عامل رنج و تحول میپردازد:
این عشق که مست آمد در باغ الست آمد کانگور وجودم را در جهد و عنا کوبد
“این عشق که مستکننده است، در باغ الست (عالم میثاق ازلی) آمد،” “تا انگور وجودم را (ذات و هستی من) در رنج و سختی (جهد و عنا) بکوبد (تا به شراب ناب تبدیل شود).” این بیت به مقدر بودن رنج در راه عشق از ازل و نقش آن در تصفیه و خالص کردن وجود عاشق اشاره دارد.
گر عشق نی مستستی یا باده پرستستی در باغ چرا آید انگور چرا کوبد
“اگر عشق مستکننده نبود و یا (وجود) باده (مستکننده) نبود،” “چرا (عشق) به باغ میآمد و چرا انگور را میکوبید (چرا رنجی در کار بود)؟” این بیت به ضرورت رنج و سختی در مسیر عشق برای دستیابی به حقیقت ناب و مستی حقیقی تأکید دارد.
تو پای همیکوبی و انگور نمیبینی کاین صوفی جان تو در معصرهها کوبد
“تو (ای انسان غافل) پا میکوبی (کارهایی ظاهری انجام میدهی) اما انگور (حقیقت پنهان در رنج) را نمیبینی،” “که این صوفی جان تو (روح تو) است که در معصرهها (فشاره و سختیها، مانند محل عصارهگیری انگور) کوبیده میشود (تا به معرفت برسد).” این بیت به عدم درک حقیقت رنجها و سختیها توسط انسان غافل، در حالی که روح او در حال تصفیه شدن است، اشاره دارد.
گویی همه رنج و غم بر من نهد آن همدم چون باغ تو را باشد انگور که را کوبد
“تو میگویی که آن همدم (معشوق) همه رنج و غم را بر من تحمیل میکند.” “اما وقتی باغ (وجود) تو متعلق به توست، انگور (وجودت) را چه کسی باید بکوبد (جز آنکه صاحب آن است)؟” این بیت به لزوم پذیرش رنجها از جانب معشوق، زیرا وجود عاشق متعلق به اوست و اوست که برای خالص کردن آن تدبیر میکند.
مولانا به پای کوبی و تلاش انبیا و اولیا در راه حق اشاره میکند:
همخرقه ایوبی زان پای همیکوبی هر کو شنود ارکض او پای وفا کوبد
“تو نیز همنشین و همدرد ایوب (ع) هستی، از این رو (مانند او در رنجها) پای میکوبی.” “هر کسی که فرمان “ارکض” (پای بر زمین بکوب! فرمان خدا به ایوب برای جاری شدن چشمه) را بشنود، او پای وفا (پای بندگی و تسلیم) میکوبد.” این بیت به صبر ایوب (ع) و تسلیم او در برابر ارادهی الهی، و لزوم پیروی سالکان از او در راه بندگی اشاره دارد.
از زمزمه یوسف یعقوب به رقص آمد وان یوسف شیرین لب پا کوبد پا کوبد
“یعقوب (ع) از (شنیدن) زمزمهی یوسف (ع) به رقص آمد (شاد و پرشور شد).” “و آن یوسف شیرینلب نیز پیوسته پا میکوبد (رقص میکند، یا فیض میرساند).” این بیت به شادی و وجد حاصل از بوی یوسف (معشوق) و رقص خود یوسف (معشوق یا فیض او) اشاره دارد.
ای طایفه پا کوبید چون حاضر آن جویید باشد که سعادت پا در پای شما کوبد
“ای گروه (سالکان)، پا بکوبید (به رقص آیید و تلاش کنید)، زیرا آن (معشوق) را حاضر و نزدیک میجویید.” “باشد که سعادت (خوشبختی و وصال) نیز قدم در قدم شما بکوبد (به شما بپیوندد).” این بیت به لزوم تلاش و کوشش و رقص معنوی در راه وصال، با این امید که سعادت نیز همراه سالک شود.
مولانا به عشق به مثابه باران و فداکاریهای انبیا اشاره میکند:
این عشق چو بارانست ما برگ و گیا ای جان باشد که دمی باران بر برگ و گیا کوبد
“این عشق مانند باران است و ما (انسانها) برگ و گیاه هستیم، ای جان!” “باشد که لحظهای باران (عشق) بر برگ و گیاه (وجود ما) ببارد و آن را حیات بخشد.” این بیت به حیاتبخشی و تغذیهی عشق الهی مانند باران برای وجود انسان اشاره دارد.
پا کوفت خلیل الله در آتش نمرودی تا حلق ذبیح الله بر تیغ بلا کوبد
“خلیلالله (ابراهیم ع) در آتش نمرود (با شجاعت و تسلیم) پا کوبید (قدم گذاشت)،” “تا (در ادامه آن تسلیم)، گلوی ذبیحالله (اسماعیل ع) بر تیغ بلا (تیغ قربانی) کوبیده شود (تسلیم امر الهی شود).” این بیت به نمونههای عالی تسلیم و فداکاری در راه حق، از جمله تسلیم ابراهیم در آتش و اسماعیل در برابر قربانی اشاره دارد.
پا کوفته روح الله در بحر چو مرغابی با طایر معراجی تا فوق هوا کوبد
“روحالله (عیسی ع) در دریا مانند مرغابی پا کوبید (راه رفت، معجزهی راه رفتن بر آب).” “و با پرندهی معراج (براق، یا روح بلند خود) تا فراتر از هوا (عوالم بالا) پرواز کرد (معراج او).” این بیت به معجزات عیسی (ع) و صعود او به مقامات بالا در پرتو عشق و قدرت الهی اشاره دارد.
مولانا در پایان غزل، به خاموشی و حفظ این حال خوش اشاره میکند:
خاموش کن و بیلب خوش طال بقا میزن میترس که چشم بد بر طال بقا کوبد
“خاموش باش و بدون سخن گفتن، (نغمهی) طال بقا (جاویدان بودن، اشاره به عمر و بقای معنوی) را با خوشی بنواز (آن را در دل خود زمزمه کن).” “بترس که چشم بد (حسودان یا ناآگاهان) بر این طال بقا (بر این مقام جاودانگی و خوشبختی) تو اثر بگذارد.” این بیت به لزوم حفظ اسرار معنوی و پنهانکاری در عالم عرفان برای دوری از چشم زخم اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر