تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 116 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 116 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 116 دیوان شمس مولانا

ای سخت گرفته جادوی را

شیری بنموده آهوی را

از سحر تو احولست دیده

در دیده نهاده‌ای دوی را

بنموده‌ای از ترنج آلو

کی یافت ترنج آلوی را

سحر تو نمود بره را گرگ

بنموده ز گندمی جوی را

منشور بقا نموده سحرت

طومار خیال منطوی را

پر باد هدایتست ریشش

از سحر تو جاهل غوی را

سوفسطاییم کرد سحرت

ای ترک نموده هندوی را

چون پشه نموده وقت پیکار

پیلان تهمتن قوی را

تا جنگ کنند و راست آرند

تقدیر و قضای مستوی را

سوفسطایی مشو خمش کن

بگشای زبان معنوی را

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۱۶ دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۱۱۶ از دیوان شمس مولانا با مطلع «ای سخت گرفته جادویی را / شیری بنموده آهوی را»، غزلی است که در آن مولانا به نقد و بررسی تأثیرات فریبنده “جادو” یا همان پندارهای باطل و صورت‌های دنیوی می‌پردازد که حقیقت امور را دگرگون جلوه می‌دهند و انسان را از درک واقعیت باز می‌دارند. این غزل دعوتی است به رهایی از این اوهام و رسیدن به بینش حقیقی.

مولانا در این غزل، کسی یا چیزی را که به “جادویی” (نیروی فریبندگی یا توهم‌زایی) سخت چنگ زده است، مورد خطاب قرار می‌دهد. این جادو آنقدر قوی است که می‌تواند “شیری” را به صورت “آهویی” بنمایاند؛ یعنی قوی و قدرتمند را ضعیف و ناتوان جلوه دهد و حقیقت درونی را پنهان سازد.

این “سحر” و جادو باعث می‌شود که “دیده احول” (چشم دوبین) شود و “دویی” در دید انسان بنشاند. منظور از چشم احول، چشمی است که اشیاء را دوتا می‌بیند و نمی‌تواند وحدت را درک کند. این جادو، عالم کثرت و دوگانگی را بر انسان غالب می‌سازد و او را از مشاهده وحدت حقیقی باز می‌دارد.

مولانا مثال‌های دیگری از این دگرگون‌نمایی می‌آورد: جادو می‌تواند “ترنج” (میوه‌ای باارزش و زیبا) را به صورت “آلو”ی کم‌ارزش بنماید و در نهایت هیچ‌کس “ترنج آلویی” را نمی‌یابد، زیرا حقیقت دگرگون شده است. همچنین می‌تواند “بره” (نماد معصومیت) را به شکل “گرگ” (نماد درندگی) و “گندم” (نماد برکت) را به صورت “جو” (نماد کم‌ارزشی) نشان دهد.

این سحر، “طومار خیال منطوی” (نامه در هم پیچیده پندار و وهم) را به صورت “منشور بقا” (فرمان جاودانگی و حقیقت ثابت) می‌نمایاند. یعنی آنچه فانی و خیالی است، به شکل حقیقتی باقی و ابدی جلوه داده می‌شود و انسان فریب این صورت‌های ناپایدار را می‌خورد.

حتی کسانی که در ظاهر ریش‌های پر از “باد هدایت” (نشانه‌ای از زهد و تقوا) دارند، ممکن است در باطن “جاهل غوی” (نادان و گمراه) باشند و این ظاهر هدایت‌یافته‌شان نیز از تأثیر آن جادو باشد.

شاعر در بیتی مهم می‌گوید: “سحر تو سوفسطاییم کرد / ای ترک نموده هندویی را”. این جادو مولانا را به “سوفسطایی” (کسی که در واقعیت امور شک دارد و نمی‌تواند حقیقت را از وهم تشخیص دهد) تبدیل کرده است. این نشان می‌دهد که فریبندگی صورت‌ها می‌تواند تا آنجا پیش برود که انسان را دچار شکاکیت در اصل وجود و حقیقت نماید. مثال “ترک نمودن هندویی را” می‌تواند به دگرگون شدن هویت و ماهیت، یا نمایش ظاهری متفاوت با باطن واقعی اشاره داشته باشد.

در میدان پیکار، این جادو می‌تواند “پیلان تهمتن قوی” (فیل‌های پهلوان و نیرومند) را به صورت “پشه” بنمایاند. این مثال نشان می‌دهد که جادو، قوّت و ضعف را نیز دگرگون جلوه می‌دهد و مانع از شناخت صحیح قدرت واقعی می‌شود.

این دگرگون‌نمایی‌ها و ایجاد توهمات با این هدف صورت می‌گیرد که مردم “جنگ کنند و راست آرند تقدیر و قضای مستوی را”. این بیت کمی پیچیده است، اما می‌تواند به این معنا باشد که نزاع‌ها و درگیری‌های ناشی از این پندارهای باطل، در نهایت انسان را به سوی درک تقدیر و قضای حقیقی الهی سوق می‌دهد، یا اینکه نبرد با این اوهام، راهی برای رسیدن به حقیقت و قرار گرفتن در مسیر تقدیر الهی است.

در پایان، مولانا با خطاب به خود یا هر کسی که در دام این جادو گرفتار آمده، توصیه می‌کند: “سوفسطایی مشو، خمش کن / بگشای زبان معنوی را”. از شکاکیت و گرفتار شدن در وهم پرهیز کن، در برابر هیاهوی عالم ظاهر خاموش باش، و به جای زبان ظاهری، “زبان معنوی” را بگشا؛ زبانی که باطن را می‌بیند و حقیقت را درک می‌کند. این دعوت به سکوت درونی و فعال کردن قوّه شهود و درک باطنی برای رهایی از فریب صورت‌هاست.

به طور کلی، غزل ۱۱۶ مولانا نقدی قوی بر تأثیرات گمراه‌کننده اوهام و صورت‌های دنیوی است که حقیقت را دگرگون جلوه می‌دهند و انسان را دچار شک و تردید (سوفسطایی‌گری) می‌کنند. این غزل با استفاده از تمثیل‌ها و مثال‌های متعدد، ماهیت فریبنده این “جادو” را آشکار می‌سازد و در نهایت، راه رهایی از آن را در سکوت درونی، فعال کردن بینش باطنی، و گشودن زبان معنوی می‌داند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: