تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 947 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 947 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 947 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۴۷ دیوان شمس مولانا

مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد
که شب ببخشد آن بدر بدره بی‌حد

به آسمان جهان هر شبی فرود آید
برای هر متظلم سپاه فضل احد

خدای گفت قم اللیل و از گزاف نگفت
ز شب رویست فرو قد زهره و فرقد

ز دود شب پزی ای خام ز آتش موسی
مداد شب دهد آن خامه را ز علم مدد

بگیر لیلی شب را کنار ای مجنون
شبست خلوت توحید و روز شرک و عدد

شبست لیلی و روزست در پیش مجنون
که نور عقل سحر را به جعد خویش کشد

بدانک آب حیات اندرون تاریکیست
چه ماهیی که ره آب بسته‌ای بر خود

به دیبه سیه این کعبه را لباسی ساخت
که اوست پشت مطیعان و اوستشان مسند

درون کعبه شب یک نماز صد باشد
ز بهر خواب ندارد کسی چنین معبد

شکست جمله بتان را شب و بماند خدا
که نیست در کرم او را قرین و کفو احد

خمش که شعر کسادست و جهل از آن اکسد
چه زاهدی تو در این علم و در تو علم ازهد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۴۷ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۴۷ مولانا، دعوتی شورانگیز به شب‌زنده‌داری و بهره‌برداری از فیوضات معنوی شب است. مولانا در این غزل، با تأکید بر ارزش بی‌نظیر شب برای قرب الهی، شب را زمان نزول رحمت و فضل خداوند می‌داند. او شب را خلوت توحید و فرصتی برای رهایی از تعلقات دنیوی می‌شمارد و با تمثیل‌های عرفانی، به عمق تاریکی برای یافتن آب حیات اشاره می‌کند. غزل در نهایت به بی‌همتایی خداوند در کرم و حکمت می‌پردازد.

ارزش بی‌نظیر شب و فیوضات آن

مولانا غزل را با دعوت به شب‌زنده‌داری آغاز می‌کند:

مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد که شب ببخشد آن بدر بدره بی‌حد

«شب را نخواب (شب‌زنده‌داری کن) زیرا هر شبی صدها هزار جان (ارزش بی‌نهایت) دارد،» «زیرا شب (از طریق فیوضات الهی)، آن ماه (بدر) را گنج‌های بی‌حد (بدره بی‌حد) می‌بخشد.» این بیت، تأکید بر ارزش بی‌کران شب برای سلوک معنوی؛ شب زمان نزول فیوضات الهی است.

به آسمان جهان هر شبی فرود آید برای هر متظلم سپاه فضل احد

«هر شبی به آسمان جهان (درون عارف)، سپاه فضل خداوند یگانه (احد) فرود می‌آید،» «برای هر کس که مظلوم واقع شده و به دنبال دادخواهی است (متظلم).» این بیت، بیانگر نزول رحمت و نصرت الهی در شب؛ شب زمان اجابت دعا و رفع ستم است.

خدای گفت قم اللیل و از گزاف نگفت ز شب رویست فرو قد زهره و فرقد

«خداوند فرمود “قم اللیل” (برخیز در شب – اشاره به آیه قرآن) و این سخن را بی‌هدف (گزاف) نگفت،» «زیرا به واسطه‌ی شب‌روی (شب‌زنده‌داری) است که قدر و مقام ستاره زهره و دو ستاره فرقد (درخشان‌ترین ستارگان) فزونی می‌یابد.» این بیت، تأکید بر فرمان الهی به شب‌زنده‌داری و بیانگر تأثیر شب‌روی بر ارتقاء مقامات معنوی.

شب، زمان پختگی و خلوت توحید

مولانا به نقش شب در پختگی روح و خلوت با حق اشاره می‌کند:

ز دود شب پزی ای خام ز آتش موسی مداد شب دهد آن خامه را ز علم مدد

«ای (عاشق) خام (ناپخته)! از دود شب (هوای نفس و تاریکی جهل) و آتش موسی (نور تجلی الهی)، می‌پزی (پخته می‌شوی)،» «مداد شب (نور و حکمت شب) به آن خامه (قلم وجود) از علم الهی یاری می‌دهد.» این بیت، بیانگر نقش شب در پختگی و تزکیه‌ی نفس و دریافت علم لدنی؛ شب زمان آموختن از منبع حقیقی است.

بگیر لیلی شب را کنار ای مجنون شبست خلوت توحید و روز شرک و عدد

«ای مجنون (عاشق شوریده)! لیلای شب را (به آغوش) بگیر،» «شب، خلوتگاه توحید (و یگانگی با حق) است و روز، زمان شرک (دوگانه‌بینی) و کثرت (عدد).» این بیت، تأکید بر شب به عنوان زمان وحدت و رهایی از کثرت‌های دنیوی.

شبست لیلی و روزست در پیش مجنون که نور عقل سحر را به جعد خویش کشد

«شب، لیلا (معشوق و حقیقت پنهان) است و روز، (در برابر) مجنون (عاشق) است،» «که نور عقل (منطق و استدلال) سحر (طلوع) را به پیچ و خم موی خویش (ظواهر و جزئیات) می‌کشاند (و از حقیقت بازمی‌دارد).» این بیت، بیانگر این که شب زمان شهود و کشف حقایق پنهان است، در حالی که روز (ظاهرگرایی و عقل جزوی) مانع دیدن حقیقت می‌شود.

آب حیات در تاریکی و شب، کعبه‌ی معنوی

مولانا به یافتن حقیقت در باطن و شب را به کعبه تشبیه می‌کند:

بدانک آب حیات اندرون تاریکیست چه ماهیی که ره آب بسته‌ای بر خود

«بدان که آب حیات (سرچشمه‌ی زندگی جاودان) در درون تاریکی (عالم غیب یا شب) است،» «چه (حال) ماهی‌ای که راه آب (منبع حیات خود) را بر خود بسته‌ای؟ (کنایه از انسان غافل که راه حیات حقیقی را بر خود بسته است).» این بیت، تأکید بر یافتن حقیقت در باطن و عمق هستی؛ همان‌طور که خضر آب حیات را در تاریکی یافت، عارف نیز در شب به آن می‌رسد.

به دیبه سیه این کعبه را لباسی ساخت که اوست پشت مطیعان و اوستشان مسند

«با پارچه‌ی سیاه (دیبه سیه)، برای این کعبه (وجود یا شب) لباسی ساختند،» «که او (این کعبه/شب)، پناهگاه مطیعان و جایگاه تکیه‌گاه (مسند) آن‌هاست.» این بیت، تشبیه شب به کعبه؛ همان‌طور که کعبه با پارچه‌ی سیاه پوشیده شده و پناهگاه مؤمنان است، شب نیز پوشیده از تاریکی است و مأمن سالکان.

درون کعبه شب یک نماز صد باشد ز بهر خواب ندارد کسی چنین معبد

«یک نماز در درون کعبه‌ی شب (در خلوت شب)، (به ارزش) صد نماز است،» «کسی برای خوابیدن، چنین معبد (پرارزشی) را (بیهوده) از دست نمی‌دهد.» این بیت، تأکید بر ارزش بی‌نظیر عبادت در شب و نکوهش کسانی که این فرصت را برای خواب از دست می‌دهند.

شکست بتان و بی‌همتایی خداوند

مولانا به از بین رفتن بت‌های نفسانی در شب و بی‌همتایی خداوند اشاره می‌کند:

شکست جمله بتان را شب و بماند خدا که نیست در کرم او را قرین و کفو احد

«شب، تمام بتان (تعلقات دنیوی و نفسانی) را شکست (و از بین برد) و (تنها) خداوند باقی ماند،» «زیرا در کرم (بخشندگی) او هیچ همتا (قرین) و همتایی (کفو) نیست.» این بیت، بیانگر نقش شب در از بین بردن حجاب‌ها و رسیدن به توحید محض؛ در خلوت شب، تنها خدا باقی می‌ماند.

خشم از کسادی شعر و جهل

مولانا غزل را با نکوهش کسادی شعر و نادانی به پایان می‌رساند:

خمش که شعر کسادست و جهل از آن اکسد چه زاهدی تو در این علم و در تو علم ازهد

«ساکت شو (خمش) زیرا شعر (در این زمانه) بی‌رونق (کساد) است و نادانی (جهل) از آن برتر (اکسد) است (و رواج بیشتری دارد)،» «تو چه زاهدی هستی در این علم (علم عرفان) و (با این وجود) علم زهد (خشک) در تو بیشتر است (از علم حقیقی).» این بیت، انتقاد از نادانی و عدم فهم حقایق عرفانی در جامعه و کسانی که به ظاهر زهد می‌ورزند اما از باطن علم بی‌بهره‌اند.

نکات مهم

  • ارزش بی‌نهایت شب: شب، زمان نزول فیوضات الهی، اجابت دعا و ارتقاء مقامات معنوی است.
  • فرمان الهی: “قم اللیل” (برخیز در شب) فرمانی برای بهره‌برداری از این فرصت است.
  • شب، زمان پختگی و علم لدنی: شب‌زنده‌داری باعث پختگی روح و دریافت علم الهی می‌شود.
  • شب، خلوت توحید و روز، زمان کثرت: شب زمان وحدت و شهود حقایق پنهان است، در حالی که روز (ظاهرگرایی) مانع دیدن حقیقت می‌شود.
  • آب حیات در تاریکی: حقیقت و حیات جاودان را باید در باطن و عمق وجود (تاریکی شب) جستجو کرد.
  • شب، کعبه‌ی معنوی: شب مانند کعبه است که با تاریکی پوشیده شده و مکان عبادت و پناهگاه سالکان است.
  • ارزش عبادت در شب: یک نماز در شب به ارزش صد نماز است و نباید این فرصت را از دست داد.
  • شکست بتان در شب: در خلوت شب، حجاب‌ها برطرف شده و تنها خداوند باقی می‌ماند؛ زیرا در کرم بی‌همتاست.
  • انتقاد از جهل و زهد خشک: مولانا از کسادی شعر عرفانی و رواج نادانی و زهد ظاهری گلایه می‌کند.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۴۷ مولانا، دعوتی پرشور و آتشین به شب‌زنده‌داری و غواصی در اقیانوس بی‌کران فیوضات شب است. مولانا با بیان ارزش بی‌نظیر هر شب، آن را زمانی برای نزول رحمت الهی و اجابت دعای مظلومان می‌داند. او بر فرمان “قم اللیل” تأکید می‌کند و شب را خلوتگاه توحید، محل پختگی روح، و منبع دریافت علم لدنی معرفی می‌کند، در مقابل، روز (ظاهرگرایی) را زمان شرک و کثرت می‌شمارد. مولانا با تمثیل آب حیات در تاریکی، به جستجوی حقیقت در باطن وجود فرا می‌خواند و شب را به کعبه‌ای معنوی تشبیه می‌کند که عبادت در آن ارزشی صد برابر دارد. غزل با اشاره به شکست بت‌های نفسانی در خلوت شب و ظهور توحید محض، بی‌همتایی خداوند در کرم را برجسته می‌سازد. در نهایت، مولانا با گلایه از رواج جهل و زهد خشک در جامعه، به کسادی شعر حقیقی و عدم فهم حقایق عرفانی اشاره می‌کند. این غزل پیامی از اهمیت سیر و سلوک شبانه، بیداری دل، و تلاش برای رسیدن به وحدت با معشوق ازلی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: