مطالب پیشنهادی![]()
بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
برده ز فلک خرقه آورده که من عورم
وای از دل سنگینش وز عشوه رنگینش
او نیست منم سنگین کاین فتنه همیشورم
من در تک خونستم وز خوردن خون مستم
گویی که نیم در خون در شیره انگورم
ای عشق که از زفتی در چرخ نمیگنجی
چون است که می گنجی اندر دل مستورم
در خانه دل جستی در را ز درون بستی
مشکات و زجاجم من یا نور علی نورم
تن حامله زنگی دل در شکمش رومی
پس نیم ز مشکم من یک نیم ز کافورم
بردی دل و من قاصد دل از دگران جویم
نادیده همیآرم اما نه چنین کورم
گر چهره زرد من در خاک رود روزی
روید گل زرد ای جان از خاک سر گورم
آخر نه سلیمان هم بشنید غم موری
آخر تو سلیمانی انگار که من مورم
گفتی که چه می نالی صد خانه عسل داری
می مالم و می نالم هم خرقه زنبورم
می نالم از این علت اما به دو صد دولت
نفروشم یک ذره زین علت ناسورم
چون چنگ همیزارم چون بلبل گلزارم
چون مار همیپیچم چون بر سر گنجورم
گویی که انا گفتی با کبر و منی جفتی
آن عکس تو است ای جان اما من از آن دورم
من خامم و بریانم خندنده و گریانم
حیران کن و حیرانم در وصلم و مهجورم
این غزل مولانا، بیانگر شدت عشق و تأثیر آن بر وجود عارف است. مولانا با تصویری از دلشکستگی و رهایی از تعلقات دنیوی، به مستی از بادهی عشق و ناتوانی در توصیف آن اشاره میکند. او عشق را فراتر از عالم ماده میداند و خود را تجلیگاه نور الهی. غزل با شکایت از غم عشق که مایهی دولت است، و بیان حیرت و تناقض درونی عاشق به پایان میرسد.
غزل با بیان تأثیر عشق بر جهان و حال عاشق آغاز میشود: “بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم / برده ز فلک خرقه آورده که من عورم“. سر بسیاری از مردمان (خلقی) را (از خود و خودبینی) شکسته (یعنی آنان را دلشکسته و رها کردهام)؛ در حالی که خود (از درد عشق) رنجورم. خرقهی (پوشش و آبروی ظاهری) فلک را (که نماد آسمان و عالم مادی است) برده و کنار گذاشتهام، و (اکنون) برهنه (عور) از هر تعلق هستم.
“وای از دل سنگینش وز عشوه رنگینش / او نیست منم سنگین کاین فتنه همیشورم“. (در ظاهر) وای از دل سنگین (بیتوجه) معشوق و از عشوه و جلوهی فریبندهاش. (اما در حقیقت) او نیست (مقصر)، بلکه این منم که سنگین (سختدل در فراق) هستم و این فتنه (عشق) را به شور میآورم (در خود میپرورم).
مولانا به مستی از جان و نفاوت آن با مستی مادی اشاره میکند: “من در تک خونستم وز خوردن خون مستم / گویی که نیم در خون در شیره انگورم“. من در اعماق خون (جوشش عشق و فنا) هستم و از نوشیدن خون (دل) خود (یعنی رنج کشیدن در راه عشق) مستم. (و اگر کسی از بیرون بنگرد) میگویی که من در خون نیستم، بلکه (از بادهی انگور مستم). (اشاره به تفاوت مستی حقیقی و مجازی).
“ای عشق که از زفتی در چرخ نمیگنجی / چون است که می گنجی اندر دل مستورم“. ای عشق! تو چنان وسیع و عظیم (زفت) هستی که در آسمان (چرخ) نیز نمیگنجی (محدود نمیشوی). پس چگونه است که در دل پنهان و پوشیدهی من (مستور) میگنجی (و جای میگیری)؟ (بیان عظمت عشق و وسعت دل عارف).
مولانا به تجلی نور الهی در دل و تسلیم در برابر معشوق اشاره میکند: “در خانه دل جستی در را ز درون بستی / مشکات و زجاجم من یا نور علی نورم“. (ای معشوق!) در خانهی دل من جستجو کردی (وارد شدی) و در را از درون (به روی اغیار) بستی. (پس در وجود من) هم جایگاه نور (مشکات) و هم شیشهی (زجاج) آن هستم (مانند آیه نور در قرآن)، یا خود “نور علی نور” هستم (نور در نور، کنایه از تجلی کامل حق در دل عارف).
“تن حامله زنگی دل در شکمش رومی / پس نیم ز مشکم من یک نیم ز کافورم“. تن من (از نظر ظاهر) حاملهی زنگی (تاریک و خاکی) است، اما دل من در درونش رومی (روشن و نورانی) است. پس نیمی از وجود من از مشک (تاریک و خاکی) است و نیمی از کافور (سفید و پاک و روحانی). (اشاره به دوگانهی جسم و روح در وجود عارف).
“بردی دل و من قاصد دل از دگران جویم / نادیده همیآرم اما نه چنین کورم“. (ای معشوق!) دل مرا بردی، و من (در ظاهر) قصد دارم دل (آرامش) را از دیگران (مادیات یا اغیار) بجویم. (و در این جستجو) نادیده و بیهدف عمل میکنم، اما نه آنقدر کورم که حقیقت را نبینم. (اشاره به ظاهر و باطن عاشق در جستجوی معشوق).
مولانا به تأثیر وجود عاشق پس از فنا و مقام خود در برابر معشوق اشاره میکند: “گر چهره زرد من در خاک رود روزی / روید گل زرد ای جان از خاک سر گورم“. اگر روزی چهرهی زرد من (از غم عشق) در خاک (گور) رود، ای جان! از خاک روی گور من، گلی زرد (نماد عشق و شوریدگی) خواهد رویید.
“آخر نه سلیمان هم بشنید غم موری / آخر تو سلیمانی انگار که من مورم“. آیا سلیمان (پیامبر که بر تمام موجودات فرمانروا بود) نیز غم مورچه را نشنید (به آن توجه نکرد)؟ تو نیز سلیمان (مقتدر) هستی، پس تصور کن که من (در برابر تو) یک مورچه (ناچیز) هستم (و به حال من توجه کن).
مولانا از رنج عشق ناله میکند اما آن را نمیفروشد: “گفتی که چه می نالی صد خانه عسل داری / می مالم و می نالم هم خرقه زنبورم“. (ای معشوق! اگر) گفتی که “چرا ناله میکنی، (در حالی که) صد خانه عسل (شیرینی عشق) داری؟” (پاسخ میدهم که) هم (از درد) میمالم (اشاره به مالیدن دست به جای درد) و هم ناله میکنم (مانند زنبور). (زیرا) من (مانند) خرقه و پوشش زنبورم (خودم دردمند و نالهکنم، اما عسل هم تولید میکنم).
“می نالم از این علت اما به دو صد دولت / نفروشم یک ذره زین علت ناسورم“. از این بیماری (علت، یعنی عشق) ناله میکنم، اما با صدها دولت و ثروت (دنیا)، یک ذره از این بیماری ناسور (عمیق و درمانناپذیر، یعنی عشق) را نخواهم فروخت.
مولانا به تناقضنماهایی که در عشق تجربه میکند اشاره میکند: “چون چنگ همیزارم چون بلبل گلزارم / چون مار همیپیچم چون بر سر گنجورم“. (از درد عشق) مانند چنگ (آلتی که با زخمخوردن ناله میکند) ناله میکنم؛ و مانند بلبل گلستان (از شوق) شادم. همچون مار (به خود) میپیچم (از درد یا از نشاط)؛ و (این پیچیدن) مانند کسی است که بر سر گنج (دریافت اسرار الهی) نشسته باشد.
“گویی که انا گفتی با کبر و منی جفتی / آن عکس تو است ای جان اما من از آن دورم“. (اگر کسی) بگوید که “تو ادعای ‘اناالحق’ (من حق هستم) کردی و با تکبر و خودخواهی همراه شدی،” (پاسخ میدهم که) ای جان! آن (ادعا)، بازتاب (عکس) تو (معشوق) است، اما من (از تکبر و منیّت) دور هستم. (اشاره به مقام فنا که سخن از جانب حق میآید نه از منیت).
غزل با بیان اوج حیرت و تناقض درونی عاشق به پایان میرسد: “من خامم و بریانم خندنده و گریانم / حیران کن و حیرانم در وصلم و مهجورم“. من هم خام (نپخته) هستم و هم بریان (پخته از عشق)؛ هم خندان هستم و هم گریان. (در عین حال) حیرتآفرین (برای دیگران) و خود نیز حیران هستم؛ هم در وصال (معشوق) هستم و هم مهجور (دور از او). (بیان مقام حیرت و جمع اضداد در عشق).
این غزل با تصاویر قوی و زبان پارادوکسیکال، پیچیدگی و عمق تجربهی عرفانی مولانا را در عشق به زیبایی بیان میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر