تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 800 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 800 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 800 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۰۰ دیوان شمس مولانا

گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
ور نکوبی به درشتی در هجران چه شود

ور به یاری و کریمی شبکی روز آری
از برای دل پرآتش یاران چه شود

ور دو دیده به تماشای تو روشن گردد
کوری دیده ناشسته شیطان چه شود

ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رخت
همه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه شود

آب حیوان که نهفته‌ست و در آن تاریکیست
پر شود شهر و کهستان و بیابان چه شود

ور بپوشند و بیابند یکی خلعت نو
این غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود

ور سواره تو برانی سوی میدان آیی
تا شود گوشه هر سینه چو میدان چه شود

دل ما هست پریشان تن تیره شده جمع
صاف اگر جمع شود تیره پریشان چه شود

به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیست
بهر ما گر برود ماه به میزان چه شود

چون عزیر و خر او را به دمی جان بخشید
گر خر نفس شود لایق جولان چه شود

بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست
گر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود

هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور
جمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۰۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۰۰ مولانا، یک غزل پرسش و پاسخ‌گونه و سرشار از التماس و آرزو برای فیض و تجلی معشوق (خداوند/شمس تبریزی) است. مولانا در این غزل، با تکرار عبارت «چه شود»، به تأثیرات عظیم و دگرگون‌کننده‌ی حضور و لطف معشوق بر عالم و آدم اشاره می‌کند. او با بیانی پرشور، آرزوی وصال، بینایی باطنی، تبدیل کاستی‌ها به کمالات، و غلبه‌ی عشق بر نفس را بیان می‌نماید.

آرزوی لطف و رحمت معشوق

مولانا غزل را با ابراز آرزوی لطف و تواضع معشوق آغاز می‌کند:

گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود ور نکوبی به درشتی در هجران چه شود

«اگر (تو ای معشوق) از روی تواضع (همچون شبکی) نخسبی (و بیدار و حاضر باشی)، چه می‌شود؟» «و اگر درِ هجران را با درشتی (قهر) نکوبی (و آن را باز نگذاری)، چه می‌شود؟» این بیت، التماس عاشق به معشوق برای دوام حضور و عدم دوری، با کنایه از اینکه حتی تواضع او (معشوق) می‌تواند برای عاشق جان‌بخش باشد.

ور به یاری و کریمی شبکی روز آری از برای دل پرآتش یاران چه شود

«و اگر از سر یاری و کریمی، شب (تاریکی و رنج) را به روز (روشنایی و شادی) تبدیل کنی،» «برای دل‌های پرآتش یاران (عاشقان) چه می‌شود؟ (یعنی چه سعادتی حاصل می‌شود).» این بیت، بیانگر آرزوی عاشق برای تبدیل شب‌های هجران به روز وصال با کرم معشوق.

بینایی باطنی و غلبه بر شیطان

مولانا به بینایی باطنی حاصل از دیدار معشوق و غلبه بر شیطان اشاره می‌کند:

ور دو دیده به تماشای تو روشن گردد کوری دیده ناشسته شیطان چه شود

«و اگر دو دیده (چشم باطن) با تماشای تو (معشوق) روشن گردد،» «(آن وقت) کوری چشم ناشسته‌ی (آلوده‌ی) شیطان چه می‌شود؟ (یعنی شیطان کور و ناامید می‌گردد).» این بیت، نشان‌دهنده قدرت جمال معشوق در روشن کردن دیده‌ی باطن و غلبه بر اغوای شیطان.

تجلی بهار و غلبه‌ی نور

مولانا به تجلی معشوق در طبیعت و غلبه‌ی نور اشاره می‌کند:

ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رخت همه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه شود

«و اگر (عالم) از بهاران و نوروز (نور و برکت) از روی تو (معشوق) بگیرد،» «تمام عالم پر از گل و شکوفه و ریحان (شادابی و زیبایی) چه می‌شود؟ (یعنی چه زیبایی عظیمی حاصل می‌شود).» این بیت، تأکید بر این که منشأ تمام زیبایی‌ها و شادابی‌های جهان (بهار و نوروز)، تجلی روی معشوق است.

آب حیوان که نهفته‌ست و در آن تاریکیست پر شود شهر و کهستان و بیابان چه شود

«آب حیات که پنهان است و در تاریکی (عالم غیب) قرار دارد،» «(اگر به واسطه‌ی تو) شهر و کوهستان و بیابان (تمام عالم) از آن پر شود، چه می‌شود؟ (یعنی چه زندگی جاویدی حاصل می‌شود).» این بیت، بیانگر آرزوی جاری شدن آب حیات (معرفت و زندگی جاودان) به تمام عالم از سوی معشوق.

عزت یافتن غلامان و میدان عشق

مولانا به عزت یافتن بندگان و پهن شدن میدان عشق اشاره می‌کند:

ور بپوشند و بیابند یکی خلعت نو این غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود

«و اگر این غلامان و ضعیفان (انسان‌های ناتوان)، از تو (معشوق) یک لباس نو (خلعت عزت و کرامت) بپوشند و آن را بیابند،» «سلطان چه می‌شود؟ (یعنی مقام سلطانی آن‌ها چه عظمتی می‌یابد).» این بیت، نشان‌دهنده قدرت معشوق در اعطای عزت و کرامت به بندگان ناتوان تا حد سلطانی.

ور سواره تو برانی سوی میدان آیی تا شود گوشه هر سینه چو میدان چه شود

«و اگر تو (معشوق) سواره اسب (با قدرت) به سوی میدان (میدان عشق و تجلی) رانده و بیایی،» «تا گوشه هر سینه‌ای (قلب هر عاشق) مانند میدان (گشاده و آماده) شود، چه می‌شود؟» این بیت، آرزوی تجلی قدرتمند معشوق و گشایش دل‌های عاشقان برای پذیرش او.

صفای دل و ناپایداری دنیا

مولانا به اهمیت صفای دل و ناپایداری دنیا اشاره می‌کند:

دل ما هست پریشان تن تیره شده جمع صاف اگر جمع شود تیره پریشان چه شود

«دل ما پریشان است و تن (همانند آب) تیره شده جمع است،» «اگر (دل) صاف و جمع شود، (آن وقت) تیرگی پریشان (متفرق) چه می‌شود؟ (یعنی تیرگی‌ها از بین می‌روند).» این بیت، بیانگر لزوم جمع شدن دل و صفای آن برای از بین رفتن تیرگی‌ها و پریشانی‌ها.

به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیست بهر ما گر برود ماه به میزان چه شود

«در ترازو (قیاس) کمتر از آنیم که ماه (معشوق/شمس) با ما نیست،» «به خاطر ما اگر ماه (معشوق) به میزان (ترازو) برود، چه می‌شود؟ (یعنی اگر معشوق به خاطر ما تجلی کند و ما را وزن کند، چه افتخاری نصیب ما می‌شود).» این بیت، نشان‌دهنده ارزش ناچیز انسان بدون معشوق و آرزوی تجلی معشوق برای اعطای ارزش به انسان.

جان‌بخشی و رهایی نفس

مولانا به قدرت جان‌بخشی معشوق و رهایی نفس اشاره می‌کند:

چون عزیر و خر او را به دمی جان بخشید گر خر نفس شود لایق جولان چه شود

«چون (خداوند) به عزیر (ع) و خر او در یک دم (ناگهان) جان بخشید (آن‌ها را زنده کرد)،» «اگر خر نفس (نفس اماره) نیز (از قید و بند رها شود و) لایق جولان (حرکت آزادانه در راه حق) شود، چه می‌شود؟» این بیت، اشاره به معجزه‌ی الهی در جان‌بخشی و آرزوی رهایی نفس از سرکشی و تبدیل آن به مرکبی راهوار در راه حق.

بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست گر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود

«بر سر کوی غم تو (معشوق)، جان من معبد و صومعه‌ای (محل عبادت) ساخته است،» «اگر قدمش (قدم معشوق) بر کوه لبنان (نمادی از عظمت و بلندی) نباشد، چه می‌شود؟ (یعنی جای پای معشوق، این صومعه را عظمت می‌بخشد).» این بیت، بیانگر ارزش و قداست محل غم و عشق معشوق و آرزوی حضور معشوق در آن.

سکوت و تمرکز بر جان غیور

مولانا غزل را با دعوت به سکوت و تمرکز بر جان غیور (حق) به پایان می‌برد:

هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور جمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود

«هین! ساکت باش و به آن جان غیور (حق‌تعالی) بیندیش،» «جمع شو (متمرکز شو)؛ اگر حرف پریشان (سخنان بی‌اساس و پراکنده) نباشد، چه می‌شود؟ (یعنی با تمرکز و سکوت، به حقیقت می‌رسی).» این بیت، دعوت به سکوت و تمرکز در برابر عظمت الهی و رهایی از سخنان پراکنده برای رسیدن به حقیقت.


نکات مهم

  • آرزوی حضور معشوق: التماس برای دوام حضور و عدم دوری معشوق و تبدیل شب هجران به روز وصال.
  • بینایی باطنی: دیدار معشوق دیده‌ی باطن را روشن می‌کند و بر شیطان غلبه می‌یابد.
  • منشأ زیبایی‌ها: تمام زیبایی‌ها و شادابی‌های جهان (بهار و نوروز) از تجلی روی معشوق سرچشمه می‌گیرند.
  • آرزوی جاری شدن آب حیات: آرزوی جاری شدن معرفت و زندگی جاودان به تمام عالم از سوی معشوق.
  • عزت بخشیدن معشوق: معشوق قدرت اعطای عزت و کرامت به بندگان ناتوان تا حد سلطانی را دارد.
  • گشایش دل‌ها: آرزوی تجلی قدرتمند معشوق و گشایش دل‌های عاشقان برای پذیرش او.
  • صفای دل و ناپایداری دنیا: لزوم جمع شدن دل و صفای آن برای از بین رفتن تیرگی‌ها و ناپایداری‌های دنیا.
  • ارزش‌بخشی معشوق: ارزش ناچیز انسان بدون معشوق و آرزوی تجلی او برای اعطای ارزش.
  • رهایی و تربیت نفس: آرزوی رهایی نفس از سرکشی و تبدیل آن به مرکبی راهوار در راه حق.
  • قداست کوی غم: محل غم و عشق معشوق، صومعه و محل عبادت است.
  • سکوت و تمرکز: دعوت به سکوت و تمرکز در برابر عظمت الهی برای رسیدن به حقیقت.

این غزل با بیانی سرشار از شوق و تمنا، به عظمت بی‌کران معشوق و تأثیرات شگرف و دگرگون‌کننده‌ی حضور و لطف او بر هستی و جان انسان می‌پردازد. مولانا در این ابیات، با پرسش‌های بلاغی متعدد، آرزوهای قلبی خود را برای رسیدن به وصال و بهره‌مندی از فیض الهی بیان می‌کند و در نهایت، به سکوت و تمرکز برای درک این حقایق دعوت می‌نماید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: