تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 475 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 475 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 475 دیوان شمس مولانا

بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
بدانک مست تجلی به ماه راه نماست

میان روز شتر بر سر مناره رود
هر آنک گوید کو کو بدانک نابیناست

بگرد عاشق اگر صد هزار خام بود
مرا دو چشم ببندی بگویمت که کجاست

بیا به پیش من آ تا به گوش تو گویم
که از دهان و لب من پری رخی گویاست

کسی که عاشق روی پری من باشد
نزاده است ز آدم نه مادرش حواست

عجب مدار از آن کس که ماه ما را دید
چو آفتاب در آتش چو چرخ بی‌سر و پاست

سر بریده نگر در میان خون غلطان
دمی قرار ندارد مگر سر یحیاست

او آفتاب و چو ماهست آن سر بی‌تن
که روز و شب متقلب در این نشیب و علاست

بر این بساط خرد را اگر خرد بودی
بیامدی و بگفتی که این چه کارافزاست

کسی که چهره دل دید اوست اهل خرد
کسی که قامت جان یافت اوست کاهل صلاست

در این چمن نظری کن به زعفران رویان
که روی زرد و دل درد داغ آن سیماست

خموش باش مگو راز اگر خرد داری
ز ما خرد مطلب تا پری ما با ماست

که برد مفخر تبریز شمس تبریزی
خرد ز حلقه مغزم که سخت حلقه رباست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 475 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 475 از دیوان پر شور و حال شمس مولانا، غزلی است با مضمونی عمیق که به بیان ویژگی‌های عاشق حقیقی و تأثیر جمال معشوق بر او می‌پردازد. مولانا در این غزل با بیانی تمثیلی و با اشاره به حال عاشقان و تفاوت آنان با غیرعاشقان، به این نکته اشاره می‌کند که درک حقیقت معشوق و ورود به عالم عشق، نیازمند بصیرتی فراتر از عقل جزئی و حواس ظاهری است.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با زبانی پرشور، به توصیف حال عاشقان و تفاوت ایشان با غافلان می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست بدانک مست تجلی به ماه راه نماست

شرح: مولانا دعوت می‌کند که بیا، چرا که عاشق حقیقی، شیفته‌ی “ماه” (اشاره به معشوق الهی که مانند ماه زیبا و روشن است) است و نشانه‌ی او (عاشق) از میان “اختران” (اشاره به موجودات عالم، کثرات) آشکار و پیدا است. بدان که کسی که مست تجلی الهی است، ماه (معشوق) راهنمای اوست در این مستی. این بیت بر وضوح حال عاشق حقیقی در میان خلق و هدایت او توسط معشوق در سفر معنوی تأکید دارد.

بیت دوم:

میان روز شتر بر سر مناره رود هر آنک گوید کو کو بدانک نابیناست

شرح: مولانا برای بیان وضوح معشوق برای اهل بصیرت، مثالی می‌آورد. در میان روز روشن، اگر کسی بگوید که شتر (موجود به این بزرگی) بر سر مناره رفته است و باز هم بپرسد “کو کو؟” (کجاست؟)، بدان که او نابینا است و حقیقت را نمی‌بیند. این بیت بر آشکار بودن حقیقت معشوق برای کسانی که چشم دلشان باز است و غفلت و کوری باطن کسانی که با وجود نشانه‌ها باز هم در جستجو هستند، تأکید دارد.

بیت سوم:

بگرد عاشق اگر صد هزار خام بود مرا دو چشم ببندی بگویمت که کجاست

شرح: مولانا می‌گوید حتی اگر صد هزار انسان “خام” و ناپخته (ناآگاه از عشق و حقیقت) در اطراف عاشق جمع شوند، اگر دو چشم مرا (چشم ظاهر) ببندی، باز هم به تو خواهم گفت که معشوق کجاست. این بیت بر بصیرت باطنی عاشق و درک حضور معشوق حتی در غیاب حواس ظاهری تأکید دارد.

بیت چهارم:

بیا به پیش من آ تا به گوش تو گویم که از دهان و لب من پری رخی گویاست

شرح: مولانا دعوت می‌کند که نزدیک بیا تا در گوش تو رازی را بگویم: از دهان و لب من (کلام و سخن من)، حقیقت معشوق (پری رخ، اشاره به زیبایی و لطافت ماورایی) سخن می‌گوید. این بیت بیانگر این است که سخنان عاشق حقیقی، ترجمان و جلوه‌ای از کلام معشوق است.

بیت پنجم:

کسی که عاشق روی پری من باشد نزاده است ز آدم نه مادرش حواست

شرح: مولانا در بیان عظمت معشوق و عاشق او، از تمثیلی غریب استفاده می‌کند. کسی که عاشق روی آن پری من (معشوق) باشد، وجودی فراتر از عالم مادی دارد و از آدم و حوا (والدین بشری) متولد نشده است. این بیت به مقام والای انسان کامل و تولد معنوی او در عالم عشق اشاره دارد.

بیت ششم:

عجب مدار از آن کس که ماه ما را دید چو آفتاب در آتش چو چرخ بی‎سر و پاست

شرح: از آن کسی که ماه ما (معشوق) را دید، تعجب مکن که چگونه حالش دگرگون شد. حال او مانند آفتاب در آتش (نهایت بی‌قراری و سوز و گداز) و مانند چرخی بی‌سر و پاست که بی‌اختیار در حال حرکت است. این بیت به تأثیر شگرف مشاهده جمال الهی و بی‌اختیار شدن و فنای عاشق در این مشاهده اشاره دارد.

بیت هفتم:

سر بریده نگر در میان خون غلطان دمی قرار ندارد مگر سر یحیاست

شرح: مولانا با اشاره به داستان حضرت یحیی، حال عاشق را پس از فناء در معشوق توصیف می‌کند. سر بریده عاشق را در میان خون غلطان ببین که لحظه‌ای قرار ندارد. این حال، شبیه حال سر حضرت یحیی است (که پس از شهادت نیز سخن می‌گفت). این بیت بیانگر حیات جاویدان عاشق پس از فناء جسمانی در راه عشق و بی‌قراری او حتی پس از مرگ است.

بیت یازدهم:

در این چمن نظری کن به زعفران رویان که روی زرد و دل درد داغ آن سیماست

شرح: در این چمن (عالم هستی یا بزم عاشقان)، به کسانی که رویی زعفرانی دارند (اشاره به عاشقان رنجور و نحیف از فراق) نگاه کن. روی زرد و دل پر درد آنان، نشان و “داغ” عشق آن سیمای زیبا (معشوق) است. این بیت به نشانه‌های ظاهری رنج و درد عشق در عاشقان و زیبایی این نشانه‌ها در چشم اهل معرفت اشاره دارد.

بیت دوازدهم:

خموش باش مگو راز اگر خرد داری ز ما خرد مطلب تا پری ما با ماست

شرح: مولانا در این بیت به اهمیت سکوت در عالم عشق و فراتر بودن عالم عشق از درک عقل جزئی اشاره می‌کند. اگر عقل جزئی داری، خاموش باش و این راز را برملا مکن. و از ما (اهل عشق) عقل جزئی را طلب نکن، تا زمانی که آن پری ما (معشوق) با ماست و در حال تجلی است.

بیت سیزدهم:

که برد مفخر تبریز شمس تبریزی خرد ز حلقه مغزم که سخت حلقه رباست

شرح: مولانا در بیت پایانی به شمس تبریزی، “مفخر تبریز”، اشاره می‌کند. او می‌پرسد که چه کسی عقل جزئی را از حلقه مغز من (اشاره به مرکز اندیشه و استدلال) ربود؟ آن که این کار را کرد، شمس تبریزی است که به شدت حلقه ربا (رباینده و جذب‌کننده) است. این بیت بیانگر تأثیر شگرف شمس بر مولانا و ربوده شدن عقل جزئی او در سایه عشق شمس است.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 475 دیوان شمس، غزلی است که به زیبایی به بیان ویژگی‌های عاشق حقیقی و تأثیر شگرف جمال معشوق بر او می‌پردازد. مولانا در این غزل، بر بصیرت باطنی عاشق، ورای صورت بودن کلام او، مقام والای انسان کامل و بی‌اختیار شدن و فنای عاشق در مشاهده جمال الهی تأکید می‌کند. این غزل با اشاره به داستان حضرت یحیی، به حیات جاویدان عاشق پس از فناء اشاره داشته و با ذکر نام شمس تبریزی، تأثیر او در ربوده شدن عقل جزئی مولانا را بیان می‌نماید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: