تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1420

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1420

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1420

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۲۰

اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
برآور سر ز جود من که لاتأسوا نمودستم

اگر فانی شود عالم ز دریایی بود شبنم
گر افتاده‌ست او از خود نیفتاده‌ست از دستم

جهان ماهی عدم دریا درون ماهی این غوغا
کنم صیدش اگر گم شد که من صیاد بی‌شستم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۲۰ دیوان شمس مولانا

این غزل کوتاه مولانا، بیانگر نگاه توحیدی و عرفانی به هستی و فنای آن است. مولانا با خطاب به انسان (یا دل)، او را به رهایی از غم از دست دادن‌های مادی دعوت می‌کند، چرا که منبع حقیقی سود و بقا خود او (یا خداوند) است. غزل با تصویرسازی از فنای عالم همچون شبنم از دریا، بر وابستگی مطلق هستی به حق تأکید دارد و در نهایت، قدرت لایزال خود (مولانا به عنوان جلوه‌ای از حق) را در یافتن گمشدگان عالم به تصویر می‌کشد.

رهایی از غم و منبع جود (بیت ۱)

غزل با دعوت به رهایی از غم و امید به منبع خیر آغاز می‌شود: “اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم / برآور سر ز جود من که لاتأسوا نمودستم“. (ای انسان!) اگر سود و سرمایه‌ات از دست رفت، چرا غمگینی، وقتی که من (منبع اصلی هستی و خیر) هستم؟ (سر برآور و) از سخاوت و بخشش من بهره‌مند شو، زیرا من “لاتأسوا” (ناامید نشوید) را آشکار کرده‌ام (یا تجلی‌بخش آیه‌ی ناامید نشوید هستم). (اشاره به آیه‌ی قرآن: “قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ” – بگو ای بندگان من که بر خود اسراف کرده‌اید، از رحمت خدا ناامید نشوید.)

فنای عالم و بقای حق (بیت ۲)

مولانا به فنای عالم در برابر عظمت حق اشاره می‌کند: “اگر فانی شود عالم ز دریایی بود شبنم / گر افتاده‌ست او از خود نیفتاده‌ست از دستم“. اگر عالم فانی شود، (این فنا) تنها مانند شبنمی است که از دریا (دریافنا شده باشد، یعنی نسبت به عظمت دریا بسیار ناچیز است). اگر (عالم) از خود (وجود ظاهری و مستقل خود) افتاده است، (اما) از دست من (حقیقت مطلق و منبع هستی) نیفتاده است (بلکه در دست قدرت من است).

جهان، دریا و صیاد بی‌شست (بیت ۳)

غزل با بیان احاطه‌ی حق بر عالم و قدرت او در یافتن گمشدگان پایان می‌یابد: “جهان ماهی عدم دریا درون ماهی این غوغا / کنم صیدش اگر گم شد که من صیاد بی‌شستم“. جهان مانند ماهی است و عدم (نیستی) دریاست که این غوغا و هیاهو (هستی ظاهری) در دل آن ماهی (جهان) قرار دارد. (اما) اگر (این جهان) گم شود، آن را صید می‌کنم، زیرا من صیادی هستم که (بدون نیاز به ابزار مادی صید) بی‌شست (بدون نخ و قلاب صید) هستم (با قدرت لایزال خود صید می‌کنم).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: