تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 291 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 291 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 291 دیوان شمس مولانا

ای خواب! به جان تو! زحمت بِبَری امشب
وز بهر خدا زین جا اندرگذری امشب

هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس
ای خواب! در این مجلس تا درنپری امشب

امشب به جمال او پرورده شود دیده
ای چشم ز بی‌خوابی تا غم نخوری امشب

و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا
تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب

گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله
گر دوش نمی‌خفتی امشب بتری امشب

با ماه که همخویم تا روز سخن گویم
کای مونس مشتاقان صاحب‌نظری امشب

شد ماه گواهِ من استاره سپاهِ من
وز ناوکِ استاره‌ ای مه سپری امشب

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۲۹۱ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: ای خواب! به جان تو! زحمت ببری امشب

غزل شماره ۲۹۱ از دیوان شمس مولانا با خطابی عجیب و درخواست از “خواب” آغاز می‌شود: «اِی خُوَابْ بِه جَانْ تُو زَحْمَتْ بِبَرِیْ اِمْشَبْ / وَزْ بِهْر خُدَا زِینْ جَا اَنْدَرْگُذَرِی اِمْشَبْ». شاعر می‌گوید: “ای خواب! به جان تو!”. خطاب مستقیم به خواب و سوگند دادن آن به جانش، شدت نیاز و التماس شاعر را نشان می‌دهد. “زحمت ببری امشب”. درخواست این است که خواب در این شب خاص، زحمت و سختی را با خود ببرد و از عاشق دور کند. این “زحمت” می‌تواند هرگونه درد، رنج، دغدغه‌ی دنیوی، یا حتی حجاب‌های روحانی باشد که مانع وصال یا ادراک حق است. “وز بهر خدا زین جا اندرگذری امشب”. تأکید بر رفتن خواب و درخواست از آن برای عبور کردن از این مکان (وجود شاعر یا محفل عاشقان) برای خاطر خدا. این آغاز، بیانگر بیزاری عاشق از غفلت و بی‌خبری (که خواب می‌تواند نمادی از آن باشد) و تمنای بیداری و حضور کامل در محضر معشوق در طول شب است.

هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس، ای خواب! در این مجلس تا درنپری امشب

«هَرْ جَا کِه بِپَرِی تُو وِیْرَانْ شَوَدْ آنْ مَجْلِسْ / اِی خُوَابْ دَرْ اِینْ مَجْلِسْ تَا دَرْنِپَرِیْ اِمْشَبْ». تأثیر ویرانگر خواب و درخواست دوری از محفل عاشقان: “هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس”. حضور خواب و غفلت در هر جمع و محفلی، موجب تباهی و ویرانی آن می‌شود. این می‌تواند اشاره به مجالس غفلت و بی‌خبری از حق باشد. “ای خواب! در این مجلس تا درنپری امشب”. درخواست مشخص از خواب که به مجلس و محفل کنونی (که احتمالاً محفل ذکر و سماع یا حضور در جمع عاشقان است) وارد نشود. این بیت، بیانگر تضاد میان بیداری عاشقانه و غفلت‌آلود خواب، و اهمیت حفظ حریم معنوی محفل عاشقان از ورود عوامل غفلت‌زا است.

امشب به جمال او پرورده شود دیده، ای چشم ز بی‌خوابی تا غم نخوری امشب

«اِمْشَبْ بِه جَمَالْ اُو پَرْوَرْدَه شَوَدْ دِیدَه / اِی چَشْمْ زِ بی‌خُوَابِیْ تَا غَمْ نَخُورِیْ اِمْشَبْ». پرورش دیده با جمال معشوق و دلداری به چشم بی‌خواب: “امشب به جمال او پرورده شود دیده”. در این شب خاص، دیده (دیده‌ی دل یا چشم ظاهر) با مشاهده‌ی جمال معشوق (تجلی حق) پرورش می‌یابد و قوت می‌گیرد. “ای چشم ز بی‌خوابی تا غم نخوری امشب”. خطاب به چشم و دلداری دادن به آن که به خاطر بی‌خوابی (در مسیر عشق و بیداری)، غمگین و ناراحت نباشد. این بی‌خوابی، نه از سر رنج، بلکه از سر شوق و بیداری برای درک جمال معشوق است. این بیت، بیانگر ارزش بیداری عاشقانه برای درک جمال معشوق و نادیده گرفتن سختی بی‌خوابی در این راه است.

وَالْلَّیْلِ اِذَا یَغْشَیٰ ای خواب برو حاشا، تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب

«وَالْلَّیْلِ اِذَا یَغْشَیٰ اِی خُوَابْ بِرُو حَاشَا / تَا اَزْ دِلْ بِیْدَارَانْ صَدْ تُحْفَه بِبَرِیْ اِمْشَبْ». سوگند به شب و دور راندن خواب برای کسب فیض: “وَالْلَّیْلِ اِذَا یَغْشَیٰ”. اشاره به آیه‌ی اول سوره‌ی لیل در قرآن کریم به معنای “سوگند به شب چون بپوشاند”. این سوگند، بر اهمیت و رمز و راز شب در احوال روحانی تأکید دارد. “ای خواب برو حاشا”. دوباره خواب را دور می‌راند و از آن می‌خواهد که هرگز نزدیک نشود. “تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب”. هدف از این بیداری و دوری از خواب، این است که دل‌های بیدار عاشقان در این شب، فیوضات و معارف بی‌شماری (صد تحفه) دریافت کنند. این بیت، بیانگر اهمیت شب‌زنده‌داری در عرفان و دستاوردهای معنوی بیداری دل در این زمان است.

گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله، گر دوش نمی‌خفتی امشب بتری امشب

«گَرْ خَلْقْ هَمَه خُفْتَنْدْ اِی دِلْ تُو بِحَمْدَاللَهْ / گَرْ دُوشْ نِمِیْخُفْتِی اِمْشَبْ بِتَرِی اِمْشَبْ». مقایسه‌ی بیداری عاشق با خواب خلایق و برتری شب کنونی: “گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله”. اگرچه تمام مردم در خواب غفلت یا خواب طبیعی هستند، اما دل عاشق بیدار است و این جای شکرگزاری دارد. “گر دوش نمی‌خفتی امشب بتری امشب”. اگر دل در شب گذشته نیز بیدار بوده است، امشب این بیداری و حال او بهتر و کامل‌تر از دیشب است. این بیت، بیانگر تمایز دل بیدار عاشق از دل‌های غافل و تأکید بر پیشرفت و فزونی حال خوش او در شب کنونی است.

با ماه که همخویم تا روز سخن گویم، کای مونس مشتاقان صاحب‌نظری امشب

«بَا مَاهْ کِه هَمْخُویَمْ تَا رُوز سُخَنْ گُویَمْ / کَایْ مُونِسْ مُشْتَاقَانْ صَاحِبْ‌نَظَرِیْ اِمْشَبْ». همدمی با ماه و گفتگو با معشوق: “با ماه که همخویم تا روز سخن گویم”. عاشق در بی‌خوابی شبانه، با ماه انس گرفته و تا صبح با آن سخن می‌گوید. “ماه” می‌تواند نمادی از معشوق یا عالمی دیگر باشد. “کای مونس مشتاقان صاحب‌نظری امشب”. در این گفتگو، معشوق (خطاب به ماه یا در حال خود باطنی) را ای مونس و همدم مشتاقان و صاحب‌نظر می‌خواند. این بیت، بیانگر حال انس و الفت عاشق با نمادهای عالم بالا و گفتگوی درونی او با معشوق است.

شد ماه گواه من، استاره سپاه من، وز ناوک استاره‌ای مه سپری امشب

«شُدْ مَاهْ گُوَاِه مَنْ اِسْتَارَه سِپَاِه مَنْ / وَزْ نَاوَکْ اِسْتَارَه اِیْ مَهْ سِپَرِیْ اِمْشَبْ». ماه و ستارگان، شاهد و سپاه عاشق و درخواست حمایت از ماه: “شد ماه گواه من، استاره سپاه من”. ماه شاهد بیداری و حال عاشق است و ستارگان به منزله‌ی سپاه و یاران او هستند. این تصویری شاعرانه از همراهی عالم بالا با عاشق بیدار است. “وز ناوک استاره‌ای مه سپری امشب”. “ناوک استاره” می‌تواند اشاره به نگاه‌های تیز یا تأثیرات فلکی باشد. از ماه (که خود نمادی از معشوق یا واسطه‌ی فیض است) خواسته می‌شود که در این شب، سپر و پناه عاشق در برابر این تأثیرات باشد. این بیت، بیانگر توجه عاشق به عالم بالا، احساس همراهی با آن، و درخواست حمایت از معشوق در برابر آنچه از عالم بالا می‌رسد، است.

خلاصه پیام غزل

غزل ۲۹۱ مولانا، غزلی است در بیان تمنای عاشق برای رهایی از غفلت و بی‌خبری (نماد خواب) و شوق بیداری و حضور کامل در محضر معشوق در طول شب. پیام اصلی غزل، بیزاری از خواب و غفلت و درخواست از آن برای دوری از محفل عاشقان است که محل پرورش دیده با جمال معشوق است. غزل بر اهمیت شب‌زنده‌داری در عرفان و دستاوردهای معنوی آن تأکید دارد و بیداری دل عاشق را برتر از خواب خلایق می‌داند. عاشق در بی‌خوابی شبانه با ماه (نمادی از معشوق یا عالم بالا) همدم می‌شود و با او سخن می‌گوید و از او در برابر تأثیرات عالم بالا حمایت می‌طلبد. غزل بر خواب، زحمت، امشب، اندرگذشتن، مجلس، ویرانی، جمال معشوق، پرورده شدن دیده، چشم، بی‌خوابی، غم نخوردن، سوگند به شب، حاشا کردن، دل بیداران، تحفه، خلق، خفتن، بحمدالله، دوش، بهتر بودن، ماه، همخویی، روز، سخن گفتن، مونس مشتاقان، صاحب‌نظر، گواه، استاره، سپاه، ناوک، سپر، و حمایت تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: