تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1412

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1412

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1412

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۴۱۲

بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم
که سنگ خاره جان گیرد بپیوند خداوندم

همی‌گفتم به گل روزی زهی خندان قلاوزی
مرا گل گفت می دانی تو باری کز چه می خندم

خیال شاه خوش خویم تبسم کرد در رویم
چنین شد نسل بر نسلم چنین فرزند فرزندم

شه من گفت هر مسکین که عمرش نیست من عمرم
بدین وعده من مسکین امید از عمر برکندم

دل من بانگ بر من زد چه باشد قدر عمری خود
چه منت می نهی بر من تو خود چندی و من چندم

شهی کز لطف می آید اگر منت نهد شاید
که چاهی پرحدث بودی منت از زر درآگندم

کمر نابسته در خدمت مرا تاج خرد داد او
تو خود اندیشه کن با خود چه بخشد گر بپیوندم

یقول العشق لی سرا تنافس و اغتنم برا
و لا تفجر و لا تهجر و الا تبتئس تندم

همه شاهان غلامان را به خرسندی ثنا گفته
همه خشم خداوندی بر من این که خرسندم

مضی فی صحوتی یومی و فاض السکر فی قومی
فاسرع و اسقنی خمرا حمیرا تشبه العندم

بیا درده یکی جامی پر از شادی و آرامی
که بنمایم سرانجامی چو مخموران بپرسندم

میازارید از خویم که من بسیار می گویم
جهانی طوطیان دارم اگر بسیار شد قندم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۴۱۲ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر مستی و شور عاشق در پرتو اتصال به معشوق الهی و رهایی از قید زمان و مکان است. مولانا با دعوت به گرو بستن بر تحول‌خواهی عشق، بر تأثیر عمیق خیال معشوق بر وجود خود تأکید می‌کند. او خود را فانی در عمر بی‌نهایت معشوق می‌داند و با زبان عربی و فارسی، به اهمیت عمل صالح و دوری از گناه در راه عشق اشاره می‌کند. غزل در نهایت، به لزوم مستی از باده‌ی حق و بخشش‌های بی‌شمار او می‌پردازد.

دعوت به تحول و پیوند با خدا (بیت ۱ و ۲)

غزل با دعوت به گرو بستن بر قدرت تحول‌بخش عشق آغاز می‌شود: “بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم / که سنگ خاره جان گیرد بپیوند خداوندم“. بیایید هر که می‌خواهد (شجاعت داشته باشد) تا با او گرو ببندم (شرط ببندم)، که سنگ خاره (سخت و بی‌جان) نیز جان می‌گیرد (متحول می‌شود) اگر با پروردگارم (خداوندم) پیوند برقرار کنم (و عشق او در آن اثر کند).

همی‌گفتم به گل روزی زهی خندان قلاوزی / مرا گل گفت می دانی تو باری کز چه می خندم“. روزی به گل (که نماد زیبایی و لطافت است) می‌گفتم: “آفرین بر تو ای راهنمای (قلاوز) خندان!” گل به من گفت: “آیا تو واقعاً می‌دانی که من از چه چیز می‌خندم (منبع شادی من چیست)؟” (اشاره به منبع شادی حقیقی که از پیوند با حق است).

تأثیر خیال شاه و فنا در عمر معشوق (بیت ۳ و ۴)

مولانا به دگرگونی وجودی در اثر عشق اشاره می‌کند: “خیال شاه خوش خویم تبسم کرد در رویم / چنین شد نسل بر نسلم چنین فرزند فرزندم“. خیال (تصور) شاه خوش‌اخلاق من در رویم تبسم کرد (جلوه کرد). (و در اثر این تبسم) نسل بر نسل من (هرچه از من به وجود آمده و خواهد آمد) و فرزند فرزند من (آینده‌ی من) چنین (تحت تأثیر این خیال) شد (دگرگون و روشن گشت).

شه من گفت هر مسکین که عمرش نیست من عمرم / بدین وعده من مسکین امید از عمر برکندم“. شاه من (معشوق) گفت: “هر مسکینی که عمر ندارد (عمرش فانی است)، من عمر او هستم (عمر حقیقی و جاودانه‌ام).” من مسکین (ناتوان)، با این وعده (او)، امید از عمر (فانی) خود برکندم (رها کردم و به عمر او دل بستم).

ارزش عمر و لطف بی‌کران (بیت ۵ و ۶)

مولانا به بی‌ارزشی عمر فانی در برابر لطف الهی اشاره می‌کند: “دل من بانگ بر من زد چه باشد قدر عمری خود / چه منت می نهی بر من تو خود چندی و من چندم“. دل من بر من فریاد زد که: “قدر و ارزش عمر خودت چقدر است؟” “چه منتی بر من می‌نهی؟ تو خودت چقدر ارزش داری و من چقدر ارزش دارم؟” (اشاره به بی‌ارزشی وجود مادی در برابر عظمت دل عاشق).

شهی کز لطف می آید اگر منت نهد شاید / که چاهی پرحدث بودی منت از زر درآگندم“. پادشاهی که از لطف (و کرم) می‌آید (مقام و قدرت خود را از لطف می‌گیرد)، اگر منت بگذارد، شاید (حق داشته باشد). (چاه وجود من) چاهی پر از آلودگی (حدث) بود، (اما تو ای معشوق) مرا از منت و بخشش‌های زرین (ارزشمند) پر کردی.

تاج خرد و بندگی (بیت ۷ و ۸)

مولانا به بخشش‌های معشوق و اهمیت عمل صالح اشاره می‌کند: “کمر نابسته در خدمت مرا تاج خرد داد او / تو خود اندیشه کن با خود چه بخشد گر بپیوندم“. در حالی که هنوز کمر خدمت را نبسته بودم (اقدامی نکرده بودم)، او (معشوق) تاج خرد (دانش و بصیرت الهی) را به من داد. تو خودت با خودت بیندیش که اگر (کاملاً) با او بپیوندم (وارد خدمت شوم)، چه چیزهایی خواهد بخشید!

یقول العشق لی سرا تنافس و اغتنم برا / و لا تفجر و لا تهجر و الا تبتئس تندم“. (به عربی) عشق پنهانی به من می‌گوید: “رقابت کن (در کار خیر) و نیکی را غنیمت بشمار،” “و گناه نکن (تفجر) و ترک (هجران) مکن، وگرنه غمگین می‌شوی و پشیمان می‌گردی.” (نشان‌دهنده‌ی تعلیمات اخلاقی و عرفانی عشق).

خرسندی و مستی (بیت ۹ و ۱۰)

مولانا به خشم الهی به خاطر خرسندی از غیر حق و طلب باده اشاره می‌کند: “همه شاهان غلامان را به خرسندی ثنا گفته / همه خشم خداوندی بر من این که خرسندم“. همه‌ی پادشاهان، غلامانشان را به خاطر خرسندی (رضایت) ثنا گفته‌اند (مدح کرده‌اند). اما تمام خشم خداوندی (بر من این است) که من از غیر او خرسندم (یعنی نباید به غیر او راضی بود).

مضی فی صحوتی یومی و فاض السکر فی قومی / فاسرع و اسقنی خمرا حمیرا تشبه العندم“. (به عربی) روز من در هوشیاری و بیداری گذشت، و مستی در میان قوم من (مریدانم) جاری شد (آن‌ها مست شدند). پس زود باش و به من شرابی سرخ (حمیرا) بنوشان که شبیه به خون اژدها (عندم) باشد (شرابی بسیار قوی و پرشور).

جام شادی و بی‌شمار گویی (بیت ۱۱ و ۱۲)

غزل با طلب باده و بیان بی‌قراری عاشق پایان می‌یابد: “بیا درده یکی جامی پر از شادی و آرامی / که بنمایم سرانجامی چو مخموران بپرسندم“. بیا و جامی بده که پر از شادی و آرامش باشد، تا (با نوشیدن آن) سرانجامی (حال و حقیقت) را بنمایانم وقتی که مخموران (اهل غفلت) از من بپرسند.

میازارید از خویم که من بسیار می گویم / جهانی طوطیان دارم اگر بسیار شد قندم“. از خوی من (که بسیار سخن می‌گویم) آزار نبینید، زیرا من بسیار می‌گویم. اگر قندم (موضوع سخنم) زیاد شود، جهانی طوطی (کسانی که حرفم را تکرار کنند) خواهم داشت. (اشاره به فوران سخن و الهامات).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: