مطالب پیشنهادی![]()
روزم به عیادت شب آمد
جانم به زیارت لب آمد
از بس که شنید یاربم چرخ
از یارب من به یارب آمد
یار آمد و جام باده بر کف
زان می که خلاف مذهب آمد
هر بار ز جرعه مست بودم
این بار قدح لبالب آمد
عالم به خمار اوست معجب
پس وی چه عجب که معجب آمد
بر هر فلکی که ماه او تافت
خورشید کمینه کوکب آمد
گویی مه نو سواره دیدش
کز عشق چو نعل مرکب آمد
این بس نبود شرف جهان را
کو روح و جهان چو قالب آمد
شاد آن دل روشنی که بیند
دل را که چه سان مقرب آمد
از پرتو دل جهان پرگل
زیبا و خوش و مؤدب آمد
هر میوه به وقت خویش سر کرد
هر فصل چه سان مرتب آمد
بس کن که به پیش ناطق کل
گویای خمش مهذب آمد
بس کن که عروس جان ز جلوه
با نامحرم معذب آمد
من بس نکنم که بیدلان را
این کلبشکر مجرب آمد
من بس نکنم به کوری آنک
اندر ره دین مذبذب آمد
خامش که به گفت حاجتی نیست
چون جذب فرغت فانصب آمد
خود گفتن بنده جذب حقست
کز بنده به بنده اقرب آمد
غزل ۷۰۶ مولانا، غزلی پر از شور و هیجان از تجربهی حضور معشوق و مستی از شراب عشق الهی است. مولانا در این غزل، بر نهایت نزدیکی حق به انسان، قدرت دگرگونکنندهی عشق، و تجلیات این عشق در سراسر هستی تأکید میکند. او با تصویرسازیهای بدیع، وضعیت بیخودی و جذبهی الهی را وصف کرده و بر لزوم رهایی از قید عقل و منطق در مسیر عشق پا میفشارد.
مولانا غزل را با توصیف آمدن یار و تأثیر آن بر وجود آغاز میکند:
روزم به عیادت شب آمد جانم به زیارت لب آمد
«روز (وجود بنده) به دیدار شب (حقیقت پنهان معشوق یا حالتی که از عالم غیب میآید) آمد،» «(و) جانم به زیارت لب (معشوق، کنایه از کلام فیضبخش یا بوسه و وصال) آمد.» این بیت به نهایت نزدیکی و اشتیاق وجود عاشق برای رسیدن به معشوق و دریافت فیض از او اشاره دارد.
از بس که شنید یاربم چرخ از یارب من به یارب آمد
«از بس که چرخ (آسمان، یا عالم بالا) نالهی “یارب” مرا شنید،» «(خود) از “یاربِ” من (به وجد آمد و) به “یارب” گفتن (ستایش و بیقراری) آمد.» این بیت به تأثیر عمیق ناله و نیایش عاشق بر عالم هستی و حتی بر خود معشوق اشاره دارد.
یار آمد و جام باده بر کف زان می که خلاف مذهب آمد
«یار (معشوق) آمد و جام باده (شراب عشق) بر کف داشت،» «از آن می(ای) که (حتی) خلاف مذهب (ظاهری و عقلانی) است (اما حقیقت را آشکار میکند).» این بیت به حضور بیواسطهی معشوق با شراب عشق که از قید قواعد و منطق ظاهری فراتر است.
هر بار ز جرعه مست بودم این بار قدح لبالب آمد
«هر بار (در گذشته) از جرعهای (اندکی) مست میشدم،» «(اما) این بار قدح (جام) لبالب (لبریز از شراب عشق) آمد.» این بیت به افزایش بیسابقهی فیض و مستی از عشق الهی، به حدی که عاشق را کاملاً دربرمیگیرد.
مولانا به مستی عالم از خمار معشوق و تجلیات او در پدیدههای هستی اشاره میکند:
عالم به خمار اوست معجب پس وی چه عجب که معجب آمد
«عالم (هستی) از خمار او (خمار ناشی از مستی عشق معشوق) به شگفت آمده (معجب است)،» «پس (دربارهی) خود او چه شگفتی است که (منشأ این همه شگفتیهاست و) شگفتانگیز (معجب) است؟» این بیت به فراگیری تأثیر معشوق بر تمامی هستی، و اینکه خود معشوق منشأ اصلی شگفتیهاست.
بر هر فلکی که ماه او تافت خورشید کمینه کوکب آمد
«بر هر فلکی که ماه (روی) او (معشوق) تابید (و جلوه کرد)،» «خورشید (در برابر او) کماهمیتترین ستاره (کمینه کوکب) شد.» این بیت به عظمت بینظیر معشوق که در برابر نور او، حتی خورشید نیز بیفروغ میشود.
گویی مه نو سواره دیدش کز عشق چو نعل مرکب آمد
«گویی ماه نو (هلال ماه) او (معشوق) را سواره دید،» «که از عشق (به او) مانند نعل مرکب (اسب) شد (و به حالت سجده درآمد).» این بیت به خضوع ماه در برابر عظمت معشوق و سجدهی آن به شکل نعل مرکب.
مولانا به شرف جهان از وجود حق و تجلیات دل عارف اشاره میکند:
این بس نبود شرف جهان را کو روح و جهان چو قالب آمد
«این (حقیقت که) او (معشوق/خداوند) روح است و جهان مانند قالب (جسم)،» «(آیا) این (امر) برای شرف (عزت و بزرگی) جهان کافی نیست؟» این بیت به شرافت و ارزش جهان به دلیل اینکه روح حاکم بر آن (و اصل آن) معشوق است.
شاد آن دل روشنی که بیند دل را که چه سان مقرب آمد
«شاد است آن دل روشنایییافته (روشندل) که میبیند،» «دل (خودش) را که چگونه مقرب (نزدیک) (به حق) شده است.» این بیت به شادی عارف از مشاهدهی مقام قرب و نزدیکی دلش به خداوند.
از پرتو دل جهان پرگل زیبا و خوش و مؤدب آمد
«از پرتو (نور) دل (عارف)، جهان پر از گل شد،» «(و) زیبا و خوشایند و باادب (منظم و هماهنگ) گشت.» این بیت به تأثیر نورانی دل عارف بر عالم که آن را زیبا، منظم و سرشار از طراوت میسازد.
هر میوه به وقت خویش سر کرد هر فصل چه سان مرتب آمد
«هر میوه در وقت مناسب خود (سر از خاک) برآورد (رسید)،» «(و) هر فصل (از طبیعت) چگونه منظم و مرتب شد.» این بیت به نظم و ترتیب حاکم بر طبیعت که نشانهای از دست پروردگار است.
مولانا به لزوم سکوت در برابر حقیقت مطلق و اصرار عاشق بر ادامهی بیان اشاره میکند:
بس کن که به پیش ناطق کل گویای خمش مهذب آمد
«بس کن (ای سخنگو)! چرا که در حضور ناطق کل (خداوند، که سخنران مطلق است)،» «سخنورِ خاموش (کسی که سکوت پیشه میکند) با ادبتر است (مهذبتر).» این بیت به تواضع در برابر عظمت الهی و لزوم سکوت در محضر خداوند که خود منبع تمامی کلمات است.
بس کن که عروس جان ز جلوه با نامحرم معذب آمد
«بس کن (سخن گفتن را)! چرا که عروس جان (حقایق پنهان معنوی)، از جلوهگری (آشکار شدن) در برابر نامحرم (کسی که ظرفیت درک ندارد) آزار میبیند (معذب میشود).» این بیت به لزوم حفظ اسرار معنوی از نااهلان و کسانی که ظرفیت درک آن را ندارند.
من بس نکنم که بیدلان را این کلبشکر مجرب آمد
«(اما) من (مولانا) بس نمیکنم (از سخن گفتن دربارهی عشق)، زیرا برای بیدلان (عاشقان بیقرار)،» «این “قندزبان” (کلبشکر، کنایه از سخنان شیرین و شورانگیز عشق) تجربهشده و مفید است.» این بیت به تعهد مولانا به سخن گفتن از عشق برای تسکین و هدایت عاشقان، حتی با وجود هشدارهای قبلی به سکوت.
من بس نکنم به کوری آنک اندر ره دین مذبذب آمد
«من بس نمیکنم (از گفتن حقیقت عشق)، به کوری چشم آن کسی که،» «در راه دین (و معرفت) مردد و دودل (مذبذب) است.» این بیت به ایستادگی مولانا در ترویج عشق و حقیقت، به منظور رفع تردید از دلهای مرددان.
خامش که به گفت حاجتی نیست چون جذب فرغت فانصب آمد
«خاموش باش! که نیازی به گفتن (کلمات) نیست،» «چون جذب (کشش) تو به سوی فراغت (آرامش ازلی و آزادی مطلق) و نصب (ثبات و پدیایی الهی) آمد.» این بیت به رسیدن به مرحلهای از مکاشفه که در آن نیاز به کلام از بین میرود و تنها جذب الهی کافی است.
خود گفتن بنده جذب حقست کز بنده به بنده اقرب آمد
«در حقیقت، گفتار بنده (عاشق)، خود نشانهی جذب (کشش) حق است،» «که (این کشش) از هر بنده (و هر موجودی) به خود او (حق) نزدیکتر است.» این بیت به اینکه اصل هر کلام و بیانی از جانب حق است و نشانهی کشش او به سوی مخلوق، و نهایت نزدیکی حق به هر موجود.
این غزل با تصویرسازیهای غنی و مفاهیم عمیق عرفانی، خواننده را به تجربهی حضور معشوق و مستی از عشق الهی دعوت میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر