تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 489 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 489 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 489 دیوان شمس مولانا

اگر تو مست وصالی‌، رخ تو ترش چراست‌؟
برون شیشه ز حال درون شیشه گوا‌ست

پدید باشد مستی میان صد هشیار
ز بوی رنگ و ز چشم و فتادن از چپ و راست

علی‌الخصوص شرابی که اولیا نوشند
که جوش و نوش و قوامش ز خم لطف خدا‌ست

خم شراب میان هزار خم دگر
به کف و تف و به جوش و به غلغله پیدا‌ست

چو جوش دیدی می‌دان که آتش‌ست ز جان
خروش دیدی می‌دانک شعلهٔ سودا‌ست

بدانک سرکه فروشی شراب کی دهدت
که جرعه‌اش را صد من شکر به نقد بها‌ست

بهای باده من المؤمنین انفسهم
هوای نفس بمان گر هوات بیع و شراست

هوای نفس رها کردی و عوض نرسید
مگو چنین که بر آن مکرم این دروغ خطا‌ست

کسی که شب به خرابات قاب قوسین‌ست
درون دیده پرنور او خمار لقا‌ست

طهارتی‌ست ز غم باده شراب طهور
در آن دماغ که باده‌ است باد غم ز کجاست‌؟

ابیت عند ربی نام آن خرابات است
نشان یطعم و یسقن هم از پیمبر ماست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 489 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 489 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است با مضمونی عمیق عرفانی که به ظاهر متناقض حال عاشق در مقام وصال می‌پردازد. مولانا در این غزل با طرح این پرسش که چرا روی عاشق در عین مستی وصال ترش است، به ورای ظواهر رفتن در درک احوالات عرفانی اشاره می‌کند. او مستی حقیقی را نه در باده‌ی ظاهری، بلکه در شراب لطف الهی می‌بیند و بهای آن را فانی ساختن نفس می‌داند.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با بیانی تمثیلی و استفاده از مفاهیم مستی و هشیاری، به تفاوت درک ظاهری و باطنی از حال عارف می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

اگر تو مست وصالی، رخ تو ترش چراست؟ برون شیشه ز حال درون شیشه گواست

شرح: مولانا با طرح سؤالی آغاز می‌کند: اگر تو (خطاب به عاشق یا عارف) مست وصال (مستی ناشی از رسیدن به معشوق و فنای در او) هستی، چرا روی تو ترش و ناخوش به نظر می‌رسد؟ او خود پاسخ می‌دهد که ظاهر شیشه (روی ترش) گواه حال درون شیشه (مستی وصال) است. این بیت به ظاهر متناقض حال عارف در مقام فنا اشاره دارد که ممکن است در بیرون غمگین به نظر برسد، اما در درون غرق شادی وصال است.

بیت دوم:

پدید باشد مستی میان صد هشیار ز بوی رنگ و ز چشم و فتادن از چپ و راست

شرح: در میان صد هشیار (کسانی که ظاهراً هوشیارند و از مستی عشق بی‌خبرند)، مستی حقیقی (مستی ناشی از عشق و معرفت) آشکار و نمایان است. نشانه‌های این مستی را می‌توان از “بوی رنگ” (رنگ رخسار عاشق که پریده است)، از چشم (چشم عاشق که حال دیگری دارد) و از “فتادن از چپ و راست” (بی‌اختیاری و شوریدگی عاشق) مشاهده کرد. این بیت بر نشانه‌های ظاهری مستی عشق که برای اهل آن آشکار است، تأکید دارد.

بیت سوم:

علی‎الخصوص شرابی که اولیا نوشند که جوش و نوش و قوامش ز خم لطف خداست

شرح: به خصوص مستی ناشی از آن شرابی (باده‌ی معرفت و عشق) که اولیا و مقربان الهی می‌نوشند، آشکار و عظیم است. چرا که “جوش و نوش و قوامش” (حرارت، گوارایی و پایداری‌اش) از “خم لطف خدا” (گنجینه بی‌نهایت لطف و رحمت الهی) است. این بیت بر مقام والای اولیا و منبع الهی مستی حقیقی تأکید دارد.

بیت چهارم:

خم شراب میان هزار خم دگر به کف و تف و به جوش و به غلغله پیداست

شرح: خم شرابی که در آن باده‌ی الهی است، در میان هزار خم دیگر (اشاره به تعلقات و موانع دنیوی یا باده‌های مجازی) به وضوح نمایان و قابل تشخیص است. این خم با “کف و تف” (جوش و خروش) و با “غلغله” (هیاهو و شور) خود را نشان می‌دهد. این بیت بر تمایز عشق حقیقی از عشق مجازی و نمودار بودن نشانه‌های عشق الهی در وجود عاشق تأکید دارد.

بیت پنجم:

چو جوش دیدی می‎دان که آتش‎ست ز جان خروش دیدی می‎دانک شعلهٔ سوداست

شرح: هنگامی که جوش و خروش عاشق را دیدی، بدان که این جوش ناشی از آتش عشق در جان اوست. و هنگامی که خروش و ناله‌های او را شنیدی، بدان که این خروش شعله‌ی “سودا” (عشق شورانگیز، یا اندیشه و عشق معشوق) است. این بیت بر تعبیر احوال ظاهری عاشق به نشانه‌های عشق درونی تأکید دارد.

بیت هفتم:

بهای باده من المؤمنین انفسهم هوای نفس بمان گر هوات بیع و شراست

شرح: بهای این باده (باده‌ی معرفت و عشق الهی)، “من المؤمنین انفسهم” (اشاره به آیه قرآن که خداوند جان و مال مؤمنان را در برابر بهشت خریده است، سوره توبه، آیه 111) است. یعنی فدا کردن جان و هستی خود در راه خدا. اگر تمایلات نفسانی تو (هوات) معامله و خرید و فروش (بیع و شرا) با دنیاست، پس “هوای نفس” را رها کن و دست از آن بردار. این بیت بر بهای سنگین باده‌ی عشق و لزوم فانی کردن نفس برای رسیدن به آن تأکید دارد.

بیت هشتم:

هوای نفس رها کردی و عوض نرسید مگو چنین که بر آن مکرم این دروغ خطا‎ست

شرح: اگر هوای نفس را رها کردی و در عوض آن، عوض و پاداشی (فیض الهی) به تو نرسید، هرگز چنین مگو و گمان مبر! چرا که گفتن چنین سخنی بر آن “مکرم” (خداوند کریم و بخشنده) دروغ و خطا است. این بیت بر یقین عاشق به کرم و بخشش الهی و عدم ناامیدی از فضل او تأکید دارد.

بیت نهم:

کسی که شب به خرابات قاب قوسین‎ست درون دیده پرنور او خمار لقا‎ست

شرح: کسی (عارف واصل) که در شب (اشاره به عالم غیب، یا حالت خلوت و اتصال با حق) در “خرابات قاب قوسین” (اشاره به مقام قرب الهی که نهایت نزدیکی و اتصال است) قرار دارد، درون دیده‌ی پرنور او “خمار لقا” (اشاره به مستی و بی‌خودی ناشی از دیدار معشوق) است. این بیت بر مقام والای عارف واصل و مستی دائمی او از دیدار الهی تأکید دارد.

بیت دهم:

طهارتی‎ست ز غم باده شراب طهور در آن دماغ که باده‎ است باد غم ز کجاست‎؟

شرح: باده‌ی “شراب طهور” (شراب پاک‌کننده، اشاره به باده‌ی معرفت الهی) باعث طهارت و پاکی از غم و اندوه می‌شود. در آن “دماغ” (ذهن، جان) که این باده‌ی پاک وجود دارد و مست آن است، باد غم از کجا می‌تواند بیاید و جای بگیرد؟ این بیت بر خاصیت غم‌زدایی باده‌ی معرفت و نبود غم در جان عارف حقیقی تأکید دارد.

بیت یازدهم:

ابیت عند ربی نام آن خرابات است نشان یطعم و یسقن هم از پیمبر ماست

شرح: نام آن “خرابات” (اشاره به مقام قرب و وصال الهی) که در بیت نهم ذکر شد، “ابیت عند ربی” (اشاره به حدیث قدسی “من نزد پروردگارم بیتوته می‌کنم و او مرا می‌خوراند و می‌نوشاند”) است. این نشانه‌ی “یطعم و یسقن” (خوراندن و نوشاندن از سوی حق) نیز از پیامبر ما (حضرت محمد) به ما رسیده است. این بیت با اشاره به حدیث قدسی و سنت پیامبر، بر مقام خاص اولیا در قرب الهی و دریافت فیوضات مستقیم از حق تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 489 دیوان شمس، غزلی است که با مضمونی عمیق عرفانی، به ظاهر متناقض حال عاشق در مقام وصال می‌پردازد. مولانا در این غزل، با طرح پرسش از روی ترش عاشق مست وصال، به ورای ظواهر رفتن در درک احوالات عرفانی اشاره می‌کند. او مستی حقیقی را در شراب لطف الهی می‌بیند و بهای آن را فانی ساختن نفس و فدا کردن جان می‌داند. این غزل با تأکید بر نشانه‌های مستی عشق، تمایز عشق حقیقی از مجازی، تعبیر احوال عاشق، یقین به کرم الهی، مقام والای عارف واصل و خاصیت غم‌زدایی باده‌ی معرفت، تصویری از پیچیدگی و زیبایی مسیر عرفان و مقام قرب الهی ارائه می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: