مطالب پیشنهادی![]()
جان منست او هی مزنیدش
آن منست او هی مبریدش
آب منست او، نان منست او
مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش، آب روانش
سرخی سیبش، سبزی بیدش
متصلست او، معتدلست او
شمع دلست او، پیش کشیدش
هر که ز غوغا، وز سر سودا
سر کشد این جا، سر ببریدش
هر که ز صهبا، آرد صفرا
کاسهٔ سکبا، پیش نهیدش
عام بیاید، خاص کنیدش
خام بیاید، هم بپزیدش
نک شه هادی، زان سوی وادی
جانب شادی، داد نویدش
داد زکاتی، آب حیاتی
شاخ نباتی تا به مزیدش
باده چو خورد، او خامش کرد او
زحمت برد او تا طلبیدش
این غزل مولانا، بیانی پرشور و سراسر ستایش از معشوق الهی یا پیر کامل است. مولانا او را جان، آب، نان و باغ امید خود میخواند و با لحنی قاطع و آمرانه از دیگران میخواهد که به او آسیبی نرسانند و قدر او را بدانند. مضمون اصلی، بیهمتایی معشوق و نقش او در هدایت و تحول انسانها است.
غزل با ابراز مالکیت و حفاظت شدید از معشوق آغاز میشود: “جان منست او هی مزنیدش / آن منست او هی مبریدش“. او (معشوق) جان من است، پس ای مردم، او را آزار ندهید و به او دست نزنید. او مال و دارایی من است، پس او را نبرید و از من دور نکنید. این ابیات، شدت تعلق خاطر و عشق مولانا به معشوق را نشان میدهد.
سپس به نقش حیاتی معشوق در زندگی عاشق اشاره میکند: “آب منست او، نان منست او / مثل ندارد باغ امیدش“. او آب (مایه حیات) من است، او نان (مایه بقا) من است. باغ امید (سرچشمه آرزوها و آمال) او هیچ مانندی ندارد. این تشبیهات، بیانگر بینیازی عاشق از هر چیز دیگر در حضور معشوق است.
مولانا به زیباییها و صفات معشوق اشاره میکند: “باغ و جنانش، آب روانش / سرخی سیبش، سبزی بیدش“. باغ و بهشت او (معشوق)، آب جاری و حیاتبخش او، سرخی سیب (نماد زیبایی و طراوت) او و سبزی بید (نماد لطافت و سرسبزی) او. این بیت به جنبههای جمالی معشوق اشاره دارد.
“متصلست او، معتدلست او / شمع دلست او، پیش کشیدش“. او (معشوق) متصل است (بیانتها و بیگسست، یا متصلکننده به حق). او معتدل است (دارای اعتدال و هماهنگی کامل). او شمع دل است (نوربخش و روشنگر دل)، او را به پیش بیاورید (تا از نورش بهرهمند شویم).
مولانا به نحوه برخورد با کسانی که شایسته عشق نیستند، اشاره میکند: “هر که ز غوغا، وز سر سودا / سر کشد این جا، سر ببریدش“. هر کس که از سر غوغا (هیاهو و ناآرامی) و از روی سودا (خیال و شهوت نفسانی) در اینجایگاه (حریم عشق) سرکشی کند و وارد شود، سرش را ببرید (یعنی او را از این افکار و حالات نفسانی جدا کنید یا اجازه ورود ندهید).
“هر که ز صهبا، آرد صفرا / کاسهٔ سکبا، پیش نهیدش“. هر کس که از صهبا (شراب عشق) به جای مستی، صفرا (تلخی و ناراحتی) حاصل کند. کاسه سکبا (نوعی آش که برای تعدیل مزاج مصرف میشد) پیش او بگذارید (یعنی او را از باده عشق دور کنید و چیزی متناسب با حالش بدهید). این بیت، اشاره به این دارد که عشق برای همه مناسب نیست.
مولانا به نقش معشوق در تربیت و ارتقاء انسانها اشاره میکند: “عام بیاید، خاص کنیدش / خام بیاید، هم بپزیدش“. اگر کسی عام (عادی و معمولی) وارد شود، او را خاص (والا و برجسته) کنید. اگر کسی خام (نارسیده و ناپخته) وارد شود، او را بپزید (به پختگی و کمال برسانید).
سپس به نقش هدایتگر معشوق اشاره میکند: “نک شه هادی، زان سوی وادی / جانب شادی، داد نویدش“. بنگرید که آن شاه هادی (راهنما و هدایتکننده)، از آن سوی وادی (از عالم غیب و فراسو)، به سوی شادی و سرور، نوید و بشارت داد.
مولانا به بخششهای معنوی معشوق اشاره میکند: “داد زکاتی، آب حیاتی / شاخ نباتی تا به مزیدش“. او (معشوق) زکات (بخشش و فیض) خود را داد، آب حیات (آب زندگی جاودان) را بخشید. شاخ نبات (نماد زیبایی و طراوت) را تا بینهایت (تا به مزیدش) عطا کرد.
غزل با اشاره به سکوت پس از مستی به پایان میرسد: “باده چو خورد، او خامش کرد او / زحمت برد او تا طلبیدش“. هنگامی که باده (عشق) را نوشید، او را (مولانا یا عاشق را) خاموش کرد (از سخن بازداشت). او (عاشق) زحمتهای زیادی را تحمل کرد تا (معشوق را) طلب کرد و به دست آورد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر