مطالب پیشنهادی![]()
اگر تو نیستی در عاشقی خام
بیا مگریز از یاران بدنام
تو آن مرغی که میل دانه داری
نباشد در جهان یک دانه بیدام
مکن ناموس و با قلاش بنشین
که پیش عاشقان چه خاص و چه عام
اگر ناموس راه تو بگیرد
بکش او را و خونش را بیاشام
که این سودا هزاران ناز دارد
مکن ناز و بکش ناز و بیارام
حریفا اندر آتش صبر می کن
که آتش آب می گردد به ایام
نشان ده راه خمخانه که مستم
که دادم من جهانی را به یک جام
برادر کوی قلاشان کدام است
اگر در بسته باشد رفتم از بام
به پیش پیر میخانه بمیرم
زهی مرگ و زهی برگ و سرانجام
این غزل مولانا، دعوتی شورانگیز به شجاعت در مسیر عشق و رهایی از قیدهای ظاهری و اعتباری است. مولانا خطاب به سالک، او را به ترک خامی و پیوستن به “یاران بدنام” (رندان و عشاق رها از قید) تشویق میکند. او دنیا را دامی با دانههای فریبنده میداند و “ناموس” (حفظ آبرو و خودبینی) را مانعی بزرگ در راه عشق. غزل با تأکید بر صبر در آتش عشق و درخواست نشان دادن راه خمخانه، به وصال با “پیر میخانه” و مرگ عاشقانه ختم میشود.
غزل با دعوتی مستقیم آغاز میشود: “اگر تو نیستی در عاشقی خام / بیا مگریز از یاران بدنام“. اگر تو در عاشقی خام و نپخته نیستی (و جدی هستی)، بیا و از یاران بدنام (عاشقان و رندانی که به خاطر عشق از نگاه مردم بدنام شدهاند) فرار نکن.
“تو آن مرغی که میل دانه داری / نباشد در جهان یک دانه بیدام“. تو (ای انسان) آن پرندهای هستی که میل به دانه (تعلقات دنیا و هوسها) داری. (اما بدان که) در جهان حتی یک دانه هم بدون دام (گرفتاری و بلا) نیست. (اشاره به فریبنده بودن لذات دنیوی).
مولانا به ضرورت رهایی از خودبینی و همنشینی با اهل عشق اشاره میکند: “مکن ناموس و با قلاش بنشین / که پیش عاشقان چه خاص و چه عام“. “ناموس” (حفظ آبرو و خودبینی) مکن و با قلاش (اهل فقر و رندی، بیبندوبار در ظاهر اما رها از قیدها) همنشین شو. که در نزد عاشقان حقیقی، چه خاص (خواص جامعه) و چه عام (عوام)، همه یکسانند (هیچ تفاوتی نیست).
“اگر ناموس راه تو بگیرد / بکش او را و خونش را بیاشام“. اگر “ناموس” (حفظ آبرو و خودبینی) راه تو (به سوی عشق) را سد کرد، او را بکش (آن را از بین ببر) و خونش را (نمادی از نابودی کامل آن) بیاشام. (اشاره به ضرورت قربانی کردن نفس و خودبینی در راه عشق).
مولانا به لزوم تحمل سختی در عشق و طلب راه معرفت اشاره میکند: “که این سودا هزاران ناز دارد / مکن ناز و بکش ناز و بیارام“. چون این سودا (عشق الهی) هزاران ناز و عشوه (سختی و امتحان) دارد، تو ناز مکن (ناز نفروش)، بلکه ناز (امتحان و سختی) را بکش (تحمل کن) و آرام بگیر (در راه عشق ثابتقدم باش).
“حریفا اندر آتش صبر می کن / که آتش آب می گردد به ایام“. ای رفیق! در آتش (سختیهای عشق) صبر کن، که (با گذشت) ایام، آن آتش (سختی) به آب (رحمت و آرامش) تبدیل میشود.
مولانا به بیاعتنایی به دنیا و اشتیاق به اهل عشق اشاره میکند: “نشان ده راه خمخانه که مستم / که دادم من جهانی را به یک جام“. (ای ساقی یا راهنما!) راه خمخانه (خانهی بادهفروشی، نماد محفل عرفان و عشق) را نشان بده، زیرا من مستم (از عشق). که من (در مستی عشق) یک جهان (دنیا و تمام تعلقاتش) را به یک جام (بادهی عشق) بخشیدم (از همه چیز گذشتم).
“برادر کوی قلاشان کدام است / اگر در بسته باشد رفتم از بام“. برادر! کوی قلاشان (محل زندگی رندان و عاشقان رها) کجاست؟ اگر درش بسته باشد (مانعی وجود داشته باشد)، من از روی بام (با سماجت و بیباکی) وارد میشوم.
غزل با بیان اوج عشق و فنای عاشقانه پایان مییابد: “به پیش پیر میخانه بمیرم / زهی مرگ و زهی برگ و سرانجام“. میخواهم در محضر پیر میخانه (پیر کامل و مرشد) بمیرم (فانی شوم). چه مرگ نیکویی (زهی مرگ) و چه سرمایه (برگ) و عاقبت (سرانجام) مبارکی!
این غزل با زبانی پرشور و بیپروا، به اصول اساسی عرفان از دیدگاه مولانا، شامل رهایی از خود، تحمل سختیها در راه عشق، پیوستن به اهل فنا و رسیدن به مرگ اختیاری در محضر پیر، میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر