مطالب پیشنهادی![]()
جانم به فدا بادا آن را که نمیگویم
آن روز سیه بادا کو را بنمیجویم
یک باره شوم رسوا در شهر اگر فردا
من بر در دل باشم او آید در کویم
گفتم صنم مه رو گه گاه مرا میجو
کز درد به خون دل رخساره همیشویم
گفتا که تو را جستم در خانه نبودی تو
یا رب که چنین بهتان می گوید در رویم
یک روز غزل گویان والله سپارم جان
زیرا که چو مو شد جان از بس که همیمویم
این غزل مولانا، بیانگر عشق پنهان و درد فراق عاشق از معشوقی است که بهانههایی برای عدم حضور میآورد. مولانا با کتمان نام معشوق، به رازآلودی و تقدس عشق اشاره میکند و آرزوی رسوایی در مسیر این عشق را دارد. او خود را در حال سوختن از درد فراق میبیند و جان خود را به دلیل نالههای بیشمار، نحیف شده میداند.
غزل با بیان فداکاری عاشق برای معشوقی که نامش را نمیبرد، آغاز میشود: “جانم به فدا بادا آن را که نمیگویم / آن روز سیه بادا کو را بنمیجویم“. جان من فدای آن کسی باد که (از شدت عشق و کتمان) نامش را نمیبرم (و بیان نمیکنم). آن روز (برای من) سیاه باد که او را (با وجود اشتیاق) جستجو نکنم و در پی او نباشم. (اشاره به پنهانکاری و تقدس معشوق در ذهن عاشق).
“یک باره شوم رسوا در شهر اگر فردا / من بر در دل باشم او آید در کویم“. کاش فردا (برای همیشه) در شهر رسوا شوم، اگر (چنین اتفاقی بیفتد که) من بر در (درگاه) دل (معشوق) منتظر باشم و او به سوی کوی (خانهی) من بیاید (این اتفاق را آرزو میکنم، حتی به قیمت رسوایی).
مولانا به گفتگوی خود با معشوق و بهانهتراشی او اشاره میکند: “گفتم صنم مه رو گه گاه مرا میجو / کز درد به خون دل رخساره همیشویم“. (به) صنم ماهرو (معشوق زیبا) گفتم: “گاهی (حتی) مرا جستجو کن (و به یادم باش).” “زیرا از درد (فراق)، روی خود را با خون دل میشویم (یعنی از شدت غم به هلاکت میرسم).”
“گفتا که تو را جستم در خانه نبودی تو / یا رب که چنین بهتان می گوید در رویم“. (معشوق) گفت: “من تو را جستجو کردم، اما در خانه نبودی.” یا رب! (ای خدا!) چه کسی چنین تهمتی (بهتان) را به من میزند (در حضور من میگوید، در حالی که من همیشه در انتظارش بودهام). (اشاره به بهانهجویی معشوق برای عدم حضور).
غزل با بیان فنای جان از شدت ناله و غم پایان مییابد: “یک روز غزل گویان والله سپارم جان / زیرا که چو مو شد جان از بس که همیمویم“. روزی (از شدت عشق)، غزلخوانان و (در حال ذکر معشوق)، به خدا سوگند که جان خواهم سپرد (خواهم مرد). زیرا (این) جان من از بس که ناله کردم (همیمویم)، مانند مو (نازک و نحیف) شده است. (اشاره به ناله و گریهی بیوقفه که موجب فرسایش جان شده است).
این غزل با زبانی دلنشین و پر از سوز و گداز، به بیان حال عاشق در فراق یار و شدت اشتیاق او به وصال میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر