تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 889 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 889 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 889 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۸۹ دیوان شمس مولانا

روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
ای خنک آن را که او روی شما را ندید

من شده مهمان تو در چمن جان تو
پای پر از خار شد دست یکی گل نچید

ای مثل خارپشت گرد تو خار درشت
خار تو ما را بکشت مار تو ما را گزید

با تو موافق شدم با تو منافق شدم
بر دبه عاشق شدم در دبه زیت پلید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۸۹ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۸۹ مولانا، غزلی شگفت‌انگیز و متفاوت در دیوان شمس است. در نگاه اول، این غزل به نظر می‌رسد که شرح حال یک رابطه‌ی ناموفق و رنج‌آور با کسی است که صفات منفی دارد. اما در سنت عرفانی مولانا، به خصوص در دیوان شمس، “معشوق” گاهی اوقات با صفات متضاد و حتی آزاردهنده توصیف می‌شود تا جوهر پاک عشق و معشوق حقیقی از هرزه‌های نفسانی و تعلقات دنیوی تمایز یابد. این غزل می‌تواند تمثیلی از سختی راه سلوک، مجاهده با نفس اماره، یا تجربه‌ی مواجهه با تجلیات دشوار حق باشد که سالک را به پاکی و خلوص می‌کشاند.

توصیف معشوق با صفات منفی و رنج حاصل از آن

مولانا غزل را با توصیف تند و زننده‌ای از معشوق آغاز می‌کند:

روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید ای خنک آن را که او روی شما را ندید

«چهره‌ی تو مانند چهره‌ی مار (خطرناک و هشنار دهنده) است، و خوی تو زهر خشک‌شده (بسیار کشنده و کهنه) است،» «ای خوشا به حال آن کسی که چهره‌ی شما را ندید (و در دام تو نیفتاد).» این بیت، شروعی بسیار تند و منفی است که معشوق را با صفاتی چون مار و زهر توصیف می‌کند. این می‌تواند اشاره به وجه جلالی حق باشد که برای نفس سرکش، هولناک و آزاردهنده است. یا انتقادی تلخ از یک رابطه‌ی دنیوی مسموم.

من شده مهمان تو در چمن جان تو پای پر از خار شد دست یکی گل نچید

«من مهمان تو (و در حال سیر و سلوک) در چمن جان تو (حریم وجود تو) شدم،» «(اما نتیجه این بود که) پایم پر از خار شد و (حتی) یک گل (فایده یا کمال) هم نچیدم (و به دست نیاوردم).» این بیت، بیانگر رنج و سختی راه و عدم حصول نتیجه‌ی ظاهری مطلوب. در نگاه عرفانی، این خارها می‌توانند مجاهدات و ریاضت‌های سلوک باشند که هنوز به ثمر (گل) نرسیده‌اند.

ای مثل خارپشت گرد تو خار درشت خار تو ما را بکشت مار تو ما را گزید

«ای (کسی که) مانند خارپشت (سر تا پا) خارهای درشت و تیز گرداگرد تو را گرفته است،» «خار تو (آن رنج و آزار) ما را کشت (به نهایت سختی رساند) و مار تو (آن ذات زهرآگین) ما را گزید (و مجروح کرد).» این بیت، تأکید بر شدت آزار و رنجی که از معشوق (یا مسیر سلوک) به عاشق می‌رسد. این “کشتن” و “گزیدن” می‌تواند کنایه از فنای نفس در راه عشق باشد.

موافقت با منافق و عشق به پلیدی

مولانا به اوج شگفتی در غزل می‌رسد و تناقضی آشکار را بیان می‌کند:

با تو موافق شدم با تو منافق شدم بر دبه عاشق شدم در دبه زیت پلید

«با تو (ای معشوق با این اوصاف) موافق (همراه و همدل) شدم، و (با خودم یا دیگران) در مورد تو منافق (دورنگ) شدم (چرا که این عشق را نمی‌توان به دیگران گفت یا خود نیز دچار تردیدم)،» «(عجیب‌تر اینکه) من عاشق “دبه” (کنایه از ظرفی ناچیز، یا پلیدی) شدم، در حالی که در آن “دبه”، روغن زیتون پلید (زیت پلید) قرار دارد.» این بیت، نهایت تناقض و پارادوکس عرفانی را نشان می‌دهد. عاشق با وجود تمام زشتی‌ها و رنج‌هایی که از معشوق می‌بیند، باز هم موافق و بلکه منافق می‌شود و حتی به “دبه زیت پلید” (تمثیلی از نفس اماره یا تجلیات نامطلوب دنیوی که پر از پلیدی است) عاشق می‌شود. این عشق به “دبه زیت پلید” می‌تواند چند معنا داشته باشد:

  • اشاره به نفس اماره: عاشق در مسیر مجاهده، با نفس اماره‌ی خود مواجه می‌شود و باید آن را رام کند. این نفس در ظاهر “پلید” است، اما عشق به حق، او را وادار می‌کند که با این پلیدی درگیر شود.
  • آزمایش الهی: حق تعالی گاهی خود را در قالب‌های نامطلوب یا رنج‌آور ظاهر می‌کند تا جوهر عشق و اخلاص سالک را بیازماید.
  • عشق به کل هستی: عارف حقیقی به جایی می‌رسد که همه‌ی هستی، حتی آنچه در ظاهر “پلید” می‌نماید، تجلی حق می‌بیند و دوست می‌دارد. این سطح از عشق، فراتر از قضاوت‌های اخلاقی و زیبایی‌شناختی ظاهری است.
  • تجربه منفی: این بیت می‌تواند تجربه‌ای کاملا منفی از یک رابطه‌ی مسموم باشد که شاعر را به این نقطه از استیصال رسانده که حتی پلیدی را نیز دوست دارد. اما در بافت دیوان شمس، احتمال عرفانی آن قوی‌تر است.

نکات مهم

  • توصیف متضاد معشوق: شروع غزل با توصیفی تند و منفی از معشوق (“روی مار”، “زهر قدید”)، که می‌تواند اشاره به وجه جلالی یا قهر الهی، یا سختی‌های راه سلوک باشد.
  • رنج در مسیر سلوک: عاشق در این راه به جای “گل چیدن”، پایش پر از “خار” می‌شود و مورد “گزیدگی” قرار می‌گیرد. این بیانگر ریاضت‌ها، مجاهدات، و فنای نفس است.
  • پارادوکس عرفانی: “با تو موافق شدم، با تو منافق شدم” نشان‌دهنده‌ی تعلیق درونی و تناقض ظاهری است که عاشق در این مسیر تجربه می‌کند؛ عشقی که منطق ظاهری را نقض می‌کند.
  • عشق به “پلیدی”: بیت آخر، اوج شگفتی غزل است. “عاشق شدن بر دبه‌ی زیت پلید” می‌تواند چندین تعبیر عرفانی داشته باشد:
    • مواجهه و رام کردن نفس اماره.
    • آزمایش اخلاص عاشق در مواجهه با تجلیات دشوار حق.
    • رسیدن به مرحله‌ای از عشق که همه چیز را تجلی حق می‌بیند.

نتیجه‌گیری

غزل ۸۸۹ مولانا، در نگاه اول، غزلی تلخ و نومیدکننده به نظر می‌رسد که شرح حال یک رابطه‌ی مسموم و رنج‌آور است. اما در پرتو دیدگاه‌های عرفانی مولانا، این غزل را می‌توان تمثیلی ژرف از مواجهه‌ی سالک با حقایق دشوار سلوک و جنبه‌های جلالی معشوق دانست. مولانا در این غزل، به رنج‌ها، مجاهدات و فنای نفس در راه عشق اشاره می‌کند و تناقض شگفتی را به تصویر می‌کشد که عاشق با وجود تمام این سختی‌ها و حتی مواجهه با “پلیدی” (نفس یا تجلیات قهرآمیز)، باز هم به راه خود ادامه می‌دهد و بلکه عاشق می‌شود. این غزل می‌تواند نمادی از عشق بی‌قید و شرط عارف باشد که حتی در سخت‌ترین شرایط و در مواجهه با ناخوشایندی‌ها نیز پابرجا می‌ماند و تمامی هستی را تجلی حق می‌بیند. این عمق و پیچیدگی، غزل را از یک شعر معمولی فراتر می‌برد و به اثری عمیق در ادبیات عرفانی تبدیل می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: