تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3210

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3210

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3210

تفسیر غزل شماره ۳۲۱۰ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، ستایشی از روزه و بندگی است که آن را فرصتی برای رسیدن به سعادت و جاودانگی می‌داند. مولانا در این غزل، روزه را در جامه‌ی سعادت و جشن می‌بیند و با اشاره به فیوضات و جود الهی، انسان را به سوی پروردگاری مهربان و با وفا فرا می‌خواند. این غزل با ترکیبی از زبان عربی و فارسی، به عظمت و فضل الهی و دعوت او به سوی خود اشاره دارد.

روزه، جشنی از سعادت (بیت ۱ تا ۳)

غزل با تبریک روزه و آرزوی دوام سعادت آغاز می‌شود: “اتاک الصوم فی حلل السعود / فدم واسلم علی رغم الحسودروزه در لباس‌های سعادت (و خوشبختی) به سوی تو آمد، پس پایدار و سلامت باش، بر خلاف میل حسودان.

وصم وافطر و عید فی نعیم / لک العمر المؤبد بالخلودروزه بگیر و افطار کن و در نعمت (و خوشی) عید بگذران، عمر جاودان و ابدی از آن تو باد.

فلا زالت تزف لک التهانی / مهناة من‌الملک الودودتهنیت‌ها همواره به سوی تو تقدیم می‌شود، تبریکاتی از سوی پادشاه دوست‌داشتنی (خداوند ودود).

شکر و سیرابی از جود الهی (بیت ۴ و ۵)

مولانا به شکرگزاری از عطای الهی و سیرابی از فیض او اشاره می‌کند: “فشکرا ثم شکرا ثم شکرا / لاوراد العطا خیرالورودپس شکر، سپس شکر، سپس شکر (بی‌پایان)، برای (یافتن) آبشخورهای عطا (بخشش الهی)، بهترین آبشخورها.

و سقیا ثم سقیا ثم سقیا / لجود بعد جود بعد جودو سیراب باد، سپس سیراب باد، سپس سیراب باد، برای جود و بخشش پی در پی (جود بعد جود بعد جود).

باده‌ی معرفت و چشمه‌های جوشان (بیت ۶ تا ۸)

مولانا به باده‌ی معرفت و نیروی جوانی روح اشاره می‌کند: “و کأسا قد سقیناه دهاثا / یری رقراقها تحت‌الجلودو جامی (از باده‌ی معرفت) که آن را پی در پی (دهاثا) نوشیدیم، که درخشش و تلالو آن در زیر پوست‌ها (نیز) دیده می‌شود. (اشاره به نفوذ عمیق معرفت در وجود).

ینابیع جرت شرقا و غربا / کانهارالجنان بلا رکودچشمه‌هایی (از فیض) که در شرق و غرب جاری شدند، مانند نهرهای بهشت که بی‌وقفه و راکد نیستند.

و نیران الشباب موقدات / بسعد لا یخاف من‌الخمودو آتش‌های جوانی (شور و شوق روحانی) برافروخته‌اند، با سعادتی که از خاموش شدن نمی‌ترسد.

دعوت به سوی حق و فضل الهی (بیت ۹ تا ۱۴)

مولانا روح و نفس را به بازگشت به سوی حق فرا می‌خواند و به وفور وجود الهی اشاره می‌کند: “براح الروح روحی! قرعینا / و یا نفسی دعاک الجد عودیای روح من! (با نوشیدن) باده‌ی آرامش‌بخش روح، چشمت روشن شود، و ای نفس من! جدّ (تلاش و حقیقت) تو را فراخوانده است، بازگرد.

و ارض‌الله واسعة فسیح / الی رب رؤف بالوفودو زمین خداوند وسیع و گشاده است، (پس سفر کنید) به سوی پروردگاری که نسبت به واردشوندگان (وفود) مهربان (رؤف) است.

ینادی ربنا، عودوا الینا / اجبیونا و اوفوا بالعقودپروردگار ما ندا می‌دهد: “به سوی ما بازگردید،” “دعوت ما را اجابت کنید و به پیمان‌ها (عقود) وفا کنید.”

ازهدا فی ملاقاتی و عندی / وجود، فی وجود فی وجودآیا در ملاقات من زهد و بی‌میلی می‌کنید؟ در حالی که نزد من، وجود در وجود در وجود است (یعنی وجود بی‌نهایت و بی‌کران است).

ولم یخسر طلوب فی فنائی / ولم یمکن خلاف فی وعودیهیچ طالب (جوینده‌ای) در فنای من (فنای در ذات الهی) زیان نخواهد کرد، و در وعده‌های من هیچ تخلفی ممکن نیست.

خاموشی در برابر شهود (بیت ۱۵)

غزل با بیان خاموشی و شهود در برابر حق پایان می‌یابد: “خمش کردم که هر ناگفتهٔ را / بدیدم من که دیدی و شنودیخاموش شدم، زیرا هر چیز ناگفته‌ای را (که نمی‌توانستم بیان کنم)، من دیدم، همان‌گونه که تو (ای مخاطب) دیدی و شنیدی (یعنی این حقایق برای اهلش آشکار است).

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۳۲۱۰ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، ستایشی از روزه و بندگی است که آن را فرصتی برای رسیدن به سعادت و جاودانگی می‌داند. مولانا در این غزل، روزه را در جامه‌ی سعادت و جشن می‌بیند و با اشاره به فیوضات و جود الهی، انسان را به سوی پروردگاری مهربان و با وفا فرا می‌خواند. این غزل با ترکیبی از زبان عربی و فارسی، به عظمت و فضل الهی و دعوت او به سوی خود اشاره دارد.

روزه، جشنی از سعادت (بیت ۱ تا ۳)

غزل با تبریک روزه و آرزوی دوام سعادت آغاز می‌شود: “اتاک الصوم فی حلل السعود / فدم واسلم علی رغم الحسودروزه در لباس‌های سعادت (و خوشبختی) به سوی تو آمد، پس پایدار و سلامت باش، بر خلاف میل حسودان.

وصم وافطر و عید فی نعیم / لک العمر المؤبد بالخلودروزه بگیر و افطار کن و در نعمت (و خوشی) عید بگذران، عمر جاودان و ابدی از آن تو باد.

فلا زالت تزف لک التهانی / مهناة من‌الملک الودودتهنیت‌ها همواره به سوی تو تقدیم می‌شود، تبریکاتی از سوی پادشاه دوست‌داشتنی (خداوند ودود).

شکر و سیرابی از جود الهی (بیت ۴ و ۵)

مولانا به شکرگزاری از عطای الهی و سیرابی از فیض او اشاره می‌کند: “فشکرا ثم شکرا ثم شکرا / لاوراد العطا خیرالورودپس شکر، سپس شکر، سپس شکر (بی‌پایان)، برای (یافتن) آبشخورهای عطا (بخشش الهی)، بهترین آبشخورها.

و سقیا ثم سقیا ثم سقیا / لجود بعد جود بعد جودو سیراب باد، سپس سیراب باد، سپس سیراب باد، برای جود و بخشش پی در پی (جود بعد جود بعد جود).

باده‌ی معرفت و چشمه‌های جوشان (بیت ۶ تا ۸)

مولانا به باده‌ی معرفت و نیروی جوانی روح اشاره می‌کند: “و کأسا قد سقیناه دهاثا / یری رقراقها تحت‌الجلودو جامی (از باده‌ی معرفت) که آن را پی در پی (دهاثا) نوشیدیم، که درخشش و تلالو آن در زیر پوست‌ها (نیز) دیده می‌شود. (اشاره به نفوذ عمیق معرفت در وجود).

ینابیع جرت شرقا و غربا / کانهارالجنان بلا رکودچشمه‌هایی (از فیض) که در شرق و غرب جاری شدند، مانند نهرهای بهشت که بی‌وقفه و راکد نیستند.

و نیران الشباب موقدات / بسعد لا یخاف من‌الخمودو آتش‌های جوانی (شور و شوق روحانی) برافروخته‌اند، با سعادتی که از خاموش شدن نمی‌ترسد.

دعوت به سوی حق و فضل الهی (بیت ۹ تا ۱۴)

مولانا روح و نفس را به بازگشت به سوی حق فرا می‌خواند و به وفور وجود الهی اشاره می‌کند: “براح الروح روحی! قرعینا / و یا نفسی دعاک الجد عودیای روح من! (با نوشیدن) باده‌ی آرامش‌بخش روح، چشمت روشن شود، و ای نفس من! جدّ (تلاش و حقیقت) تو را فراخوانده است، بازگرد.

و ارض‌الله واسعة فسیح / الی رب رؤف بالوفودو زمین خداوند وسیع و گشاده است، (پس سفر کنید) به سوی پروردگاری که نسبت به واردشوندگان (وفود) مهربان (رؤف) است.

ینادی ربنا، عودوا الینا / اجبیونا و اوفوا بالعقودپروردگار ما ندا می‌دهد: “به سوی ما بازگردید،” “دعوت ما را اجابت کنید و به پیمان‌ها (عقود) وفا کنید.”

ازهدا فی ملاقاتی و عندی / وجود، فی وجود فی وجودآیا در ملاقات من زهد و بی‌میلی می‌کنید؟ در حالی که نزد من، وجود در وجود در وجود است (یعنی وجود بی‌نهایت و بی‌کران است).

ولم یخسر طلوب فی فنائی / ولم یمکن خلاف فی وعودیهیچ طالب (جوینده‌ای) در فنای من (فنای در ذات الهی) زیان نخواهد کرد، و در وعده‌های من هیچ تخلفی ممکن نیست.

خاموشی در برابر شهود (بیت ۱۵)

غزل با بیان خاموشی و شهود در برابر حق پایان می‌یابد: “خمش کردم که هر ناگفتهٔ را / بدیدم من که دیدی و شنودیخاموش شدم، زیرا هر چیز ناگفته‌ای را (که نمی‌توانستم بیان کنم)، من دیدم، همان‌گونه که تو (ای مخاطب) دیدی و شنیدی (یعنی این حقایق برای اهلش آشکار است).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: