تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1059

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1059

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1059

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1059

گفتی که زیان کنی زیان گیر

گفتی که تو ملحدی چنان گیر

گفتی که تو روبهی نه‌ای شیر

ما را سقط همه سگان گیر

گفتی که ز دل خبر نداری

ای مونس دل مرا زبان گیر

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1059 دیوان شمس مولانا

این غزل کوتاه مولانا، با زبانی بسیار تند و بی‌پروا، به سرزنش‌ها و قضاوت‌های بیرونی پاسخ می‌دهد. مولانا در این ابیات، با رویکردی رندانه و تسلیم‌وار (از نظر ظاهری)، اما عمیقاً عارفانه، خود را در برابر داوری‌های مردم بی‌ارزش جلوه می‌دهد تا از طریق فنای خودی، به حقیقت معشوق برسد. این غزل نشان می‌دهد که برای عاشق، قضاوت‌های دنیوی بی‌اهمیت است.

بیت اول:

  • “گفتی که زیان کنی زیان گیر”: شاعر، با لحنی اعتراضی و در عین حال تسلیم‌طلبانه، می‌گوید: “اگر گفتی که من زیان می‌کنم، باشد؛ زیان را بپذیرم.” این زیان می‌تواند از دست دادن موقعیت‌های دنیوی، اعتبار یا حتی جان در راه عشق باشد. عاشق، باکی از این زیان‌ها ندارد.
  • “گفتی که تو ملحدی چنان گیر”: اگر کسی او را “ملحد” (کافر یا بی‌دین) خطاب کند، شاعر می‌پذیرد و می‌گوید: “باشد، همان‌طور بپذیر.” این پذیرش ظاهری، نه به معنای انکار ایمان، بلکه بیانگر این است که معیارهای ایمان عاشق فراتر از تعاریف و قضاوت‌های سطحی مردم است. او در راه عشق، از این برچسب‌ها نمی‌هراسد.

بیت دوم:

  • “گفتی که تو روبهی نه‌ای شیر”: اگر کسی او را “روباه” (نماد مکر، ضعف یا بی‌ارزشی) خطاب کند و نه “شیر” (نماد قدرت و شجاعت).
  • “ما را سقط همه سگان گیر”: شاعر حتی پا را فراتر گذاشته و می‌گوید: “باشد، پس ما را (که چنین ضعیف و بی‌ارزشیم) حتی از “سقط همه سگان” (مانده و ته مانده و لاشه سگ‌ها) هم پایین‌تر در نظر بگیر.” این اوج تواضع و بی‌اعتنایی به نفس و هرگونه خودنمایی است. در عرفان، این مرحله از فنای خودی و خوار شمردن نفس، پله‌ای برای رسیدن به بقای با حق است.

بیت سوم:

  • “گفتی که ز دل خبر نداری”: اگر کسی بگوید که “از دل (حقیقت عشق و معرفت باطنی) خبر نداری” و بی‌بصیرتی.
  • “ای مونس دل مرا زبان گیر”: در مقابل این اتهام، شاعر خطاب به “مونس دل” (یعنی همان معشوق الهی یا پیر راه که یگانه همدم دل اوست) می‌گوید: “مرا زبان گیر” (به من اجازه سخن گفتن بده یا از زبان من سخن بگو). این مصرع نشان می‌دهد که حقیقت حال عاشق را تنها معشوق می‌داند و اگر قرار است کسی از دل او سخن بگوید، آن معشوق است که باید زبان او شود. این بیت اوج تسلیم و اعتراف به این حقیقت است که سخن عاشق از خود او نیست، بلکه از جانب معشوق است.

غزل ۱۰۵۹ نمونه‌ای از شیوه‌ی رندانه و فناگرایانه‌ی مولانا در پاسخ به منتقدان و ظاهربینان است. او با پذیرش ظاهری تمامی برچسب‌های منفی، از آن‌ها عبور کرده و نشان می‌دهد که برای عاشق، مهم نیست مردم چه می‌گویند؛ زیرا هویت و ارزش او نه در نظر خلق، بلکه در پیوند با معشوق تعیین می‌شود. این پذیرش، نوعی رهایی از تعلقات نفسانی و نگریستن به خود از منظر هیچ است تا تنها حقیقت معشوق دیده شود.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: