تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 104 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 104 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 104 دیوان شمس مولانا

خبر کن ای ستاره یار ما را

که دریابد دل خون خوار ما را

خبر کن آن طبیب عاشقان را

که تا شربت دهد بیمار ما را

بگو شکرفروش شکرین را

که تا رونق دهد بازار ما را

اگر در سر بگردانی دل خود

نه دشمن بشنود اسرار ما را

پس اندر عشق دشمن کام گردم

که دشمن می‌نپرسد کار ما را

اگر چه دشمن ما جان ندارد

بسوزان جان دشمن دار ما را

اگر گِل بر سرستت تا نشویی

بیار و بشکفان گلزار ما را

بیا ای شمس تبریزی نیر

بدان رخ نور ده دیدار ما را

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۰۴ دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۱۰۴ از دیوان شمس مولانا با آغاز «خبر کن ای ستاره یار ما را / که دریابد دل خون خوار ما را»، غزلی است در طلب وصال یار و بیان بی‌قراری عاشق و نقش واسطه‌ها در این مسیر. مولانا در این غزل با زبانی پرسوز و گداز، اشتیاق خود به دیدار معشوق ازلی را بیان کرده و از عناصر مختلف برای رساندن پیام خود یاری می‌جوید.

در این غزل، شاعر ابتدا “ستاره” را خطاب قرار می‌دهد و از او می‌خواهد که به یارش خبر رساند تا به فریاد دل خون‌آلود او برسد. این “ستاره” می‌تواند نمادی از پیام‌رسان الهی، یا حتی تابش و جلوه‌ای از نور حق باشد که می‌تواند خبری از معشوق بیاورد.

سپس، شاعر از “طبیب عاشقان” که همان معشوق حقیقی یا پیر و مراد است، طلب شربت شفا برای “بیمار” عشق خود می‌کند. این نشان‌دهنده دردی است که جز با درمان و نظر لطف معشوق، تسکین نمی‌یابد.

در ادامه، از “شکر فروش شکرین” می‌خواهد که به بازار دل و جان او رونق بخشد. “شکر فروش” و “شکرین” کنایه از معشوقی است که کلام و حضورش شیرین و روح‌بخش است و می‌تواند کسادی بازار جان عاشق را با جلوه خود جبران کند.

مولانا در بیتی به حفظ اسرار عشق اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که اگر دل، اسرار خود را فاش نکند، دشمن (که می‌تواند نمادی از نفس اماره یا اغیار باشد) از حال او باخبر نمی‌شود. این تأکید بر پنهان داشتن رازهای درونی از نااهلان در مسیر سلوک است.

سپس بیان می‌کند که در عشق، کار عاشق به جایی می‌رسد که دشمن‌کام می‌شود، چرا که دشمن (نفس یا اغیار) هرگز حال و کار او را درک نمی‌کند و به آن توجهی ندارد. حتی اگر این دشمنِ درونی یا بیرونی، جانی در ظاهر نداشته باشد، اما مولانا خواستار سوزاندن جان “دشمن‌دار” است؛ یعنی آن بخشی از وجود یا هر آنچه که با معشوق در ستیز است.

شاعر در ادامه با بیانی تمثیلی می‌گوید که اگر بر سر تو “گل” (کنایه از تعلقات و کدورت‌ها) است و آن را نشسته‌ای، بیا و بگذار “گلزار” جان ما شکوفا شود. این دعوت به تصفیه باطن و رهایی از ناخالصی‌هاست تا زمینه برای تجلی معشوق و رشد و نمو معنوی فراهم آید. “گل سرشوی” نیز در برخی تفاسیر برای این بیت ذکر شده که اشاره به پاکیزگی ظاهری برای آمادگی جهت دیدار باطنی دارد.

غزل با تخلص و خطاب به شمس تبریزی به پایان می‌رسد. مولانا از “شمس تبریزی” که نمادی از نور الهی و کمال مطلق است، درخواست می‌کند که با تابش رخ نورانی‌اش، دیدار و شهود او را نورانی و ممکن سازد. این نشان‌دهنده نقش محوری پیر و مراد در کشف و شهود حقایق برای سالک است.

در مجموع، غزل ۱۰۴ دیوان شمس، تصویری است از اشتیاق سوزان عاشق به وصال معشوق، بی‌قراری دل، طلب شفا و رونق از سوی یار، تأکید بر حفظ اسرار درونی، و نقش نور و عنایت الهی (که در وجود شمس تبریزی متجلی است) در مسیر دیدار و شهود. این غزل نیز همچون دیگر غزلیات شمس، سرشار از شور و حال و بیان تجربیات عمیق عرفانی مولاناست.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: