تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 641 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 641 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 641 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۴۱ دیوان شمس مولانا

در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد
کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد

چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسن
تا قصه خوبان که بنامند برافتاد

بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید
بس باده کز آن نادره در چشم و سر افتاد

مه با سپر و تیغ شبی حمله او دید
بفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد

ما بنده آن شب که به لشکرگه وصلش
در غارت شکر همه ما را حشر افتاد

خونی بک هجران به هزیمت علم انداخت
بر لشکر هجران دل ما را ظفر افتاد

گفتند ز شمس الحق تبریز چه دیدیت
گفتیم کز آن نور به ما این نظر افتاد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۴۱ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۴۱ مولانا، غزلی پر از شادی، ستایش و بی‌خویشی ناشی از وصال معشوق است. مولانا در این غزل، بر ظهور ناگهانی و دلبرانه‌ی معشوق، تأثیر شگرف جمال او بر عاشقان، غلبه بر هجران، و سرچشمه‌ی همه‌ی این فیوضات از شمس تبریزی تأکید می‌کند. این غزل سراسر تجلیل از قدرت عشق و زیبایی معشوق است.


ظهور ناگهانی و دلبرانه‌ی معشوق

مولانا غزل را با خبری خوش و ناگهانی آغاز می‌کند:

در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد

ناگهان در جمع عاشقان، خبری (خوش) منتشر شد،” “که از بخت نیکو و اقبال، یک ماه روی زیبا (معشوقی نیکوچهره) ظاهر شد (و به میان آمد).” این بیت به آمدن غیرمنتظره و مبارک معشوق و شادی و شعفی که با حضور او در جمع عاشقان پدید می‌آید، اشاره دارد.


جمال بی‌نظیر و تأثیر آن بر هستی

مولانا به زیبایی بی‌نظیر معشوق و تأثیرات گسترده‌ی آن اشاره می‌کند:

چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسن تا قصه خوبان که بنامند برافتاد

چشم و دل عاشقان چنان از آن زیبایی (حسن) پر و لبریز شد،” “که دیگر داستان (زیبایی) تمام خوبانی که از آن‌ها نام برده می‌شد، از میان رفت (و اهمیت خود را از دست داد).” این بیت به محو شدن تمام زیبایی‌های دیگر در برابر جمال بی‌کران معشوق و بی‌نظیر بودن او تأکید دارد.

بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید بس باده کز آن نادره در چشم و سر افتاد

چه بسیار چشمه‌های آب حیات (منبع زندگی جاودانه) که از آن زیبایی جوشید،” “و چه بسیار باده‌ها (شراب‌های مستی‌بخش) که از آن (زیبایی) بی‌نظیر، در چشم و سر (یعنی تمام وجود) انسان افتاد (و او را مست کرد).” این بیت به تأثیر حیات‌بخش و مستی‌آور جمال معشوق اشاره دارد که منشأ جاودانگی و بی‌خویشی است.

مه با سپر و تیغ شبی حمله او دید بفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد

ماه (نماد زیبایی، یا شاید ماه آسمان) با سپر (محافظ) و تیغ (قدرت)، شبی حمله‌ی او (معشوق) را دید،” “سپر خود را سبک (به آسانی) انداخت و خود نیز بر روی سپر افتاده (تسلیم شد).” این بیت به غلبه‌ی بی‌چون و چرای جمال و قدرت معشوق بر هر زیبایی و قدرتی، حتی ماه و تجهیزات دفاعی آن، اشاره دارد.


شب وصل و غلبه بر هجران

مولانا به شب وصال و پیروزی بر غم هجران می‌پردازد:

ما بنده آن شب که به لشکرگه وصلش در غارت شکر همه ما را حشر افتاد

ما بنده‌ی آن شب (شام وصال) هستیم که در لشکرگاه وصل او،” “در (شیرینی) غارت (و بهره‌مندی از) شکر (لطف و حلاوت معشوق)، همه‌ی ما (عاشقان) محشور شدیم (و گرد آمدیم).” این بیت به تجربه‌ی وصال و غرق شدن عاشقان در شیرینی و فیض معشوق، به مثابه جمع شدن در یک میدان مبارکه، اشاره دارد.

خونی بک هجران به هزیمت علم انداخت بر لشکر هجران دل ما را ظفر افتاد

خونریز هجران (غم فراق) به هزیمت (شکست) پرچم خود را برافراشت (نشانه تسلیم و شکست).” “بر لشکر هجران، دل ما را پیروزی (ظفر) حاصل شد.” این بیت به پیروزی عاشق بر غم هجران و رهایی از درد فراق با فرا رسیدن وصال اشاره دارد.


منشأ فیض و اشاره به شمس تبریزی

مولانا در پایان غزل، به منشأ این فیوضات و نور الهی اشاره می‌کند:

گفتند ز شمس الحق تبریز چه دیدیت گفتیم کز آن نور به ما این نظر افتاد

(کسانی) پرسیدند: از شمس‌الحق تبریزی (که نماد نور و حقیقت الهی است) چه دیدید؟” “ما گفتیم: از آن نور (وجود او)، این (مقام و) بینش (نظر) به ما رسید (و ما این تجربه‌ی عظیم را یافتیم).” این بیت به نقش شمس تبریزی به عنوان منبع و واسطه‌ی فیض و نور الهی که بصیرت و معرفت را به عاشقان عطا می‌کند، اشاره دارد.


نکات مهم

  • ظهور ناگهانی معشوق: وصال معشوق، غیرمنتظره و با برکت فرا می‌رسد.
  • جمال بی‌نظیر: زیبایی معشوق، تمام زیبایی‌های دیگر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
  • تأثیر حیات‌بخش و مستی‌آور: جمال معشوق، منبع آب حیات و شراب معرفت است.
  • غلبه بر هر قدرت: قدرت و جمال معشوق بر هر مانع و قدرتی غلبه می‌کند.
  • وصال و غارت شکر: وصال با معشوق، به مثابه غرق شدن در شیرینی و فیض بی‌کران است.
  • پیروزی بر هجران: با آمدن وصال، غم هجران به کلی از میان می‌رود.
  • شمس تبریزی، منشأ نور و معرفت: تمام فیوضات و بینش‌های عرفانی از نور وجود شمس تبریزی سرچشمه می‌گیرد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: