مطالب پیشنهادی![]()
در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد
کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد
چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسن
تا قصه خوبان که بنامند برافتاد
بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید
بس باده کز آن نادره در چشم و سر افتاد
مه با سپر و تیغ شبی حمله او دید
بفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد
ما بنده آن شب که به لشکرگه وصلش
در غارت شکر همه ما را حشر افتاد
خونی بک هجران به هزیمت علم انداخت
بر لشکر هجران دل ما را ظفر افتاد
گفتند ز شمس الحق تبریز چه دیدیت
گفتیم کز آن نور به ما این نظر افتاد
غزل ۶۴۱ مولانا، غزلی پر از شادی، ستایش و بیخویشی ناشی از وصال معشوق است. مولانا در این غزل، بر ظهور ناگهانی و دلبرانهی معشوق، تأثیر شگرف جمال او بر عاشقان، غلبه بر هجران، و سرچشمهی همهی این فیوضات از شمس تبریزی تأکید میکند. این غزل سراسر تجلیل از قدرت عشق و زیبایی معشوق است.
مولانا غزل را با خبری خوش و ناگهانی آغاز میکند:
در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد
“ناگهان در جمع عاشقان، خبری (خوش) منتشر شد،” “که از بخت نیکو و اقبال، یک ماه روی زیبا (معشوقی نیکوچهره) ظاهر شد (و به میان آمد).” این بیت به آمدن غیرمنتظره و مبارک معشوق و شادی و شعفی که با حضور او در جمع عاشقان پدید میآید، اشاره دارد.
مولانا به زیبایی بینظیر معشوق و تأثیرات گستردهی آن اشاره میکند:
چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسن تا قصه خوبان که بنامند برافتاد
“چشم و دل عاشقان چنان از آن زیبایی (حسن) پر و لبریز شد،” “که دیگر داستان (زیبایی) تمام خوبانی که از آنها نام برده میشد، از میان رفت (و اهمیت خود را از دست داد).” این بیت به محو شدن تمام زیباییهای دیگر در برابر جمال بیکران معشوق و بینظیر بودن او تأکید دارد.
بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید بس باده کز آن نادره در چشم و سر افتاد
“چه بسیار چشمههای آب حیات (منبع زندگی جاودانه) که از آن زیبایی جوشید،” “و چه بسیار بادهها (شرابهای مستیبخش) که از آن (زیبایی) بینظیر، در چشم و سر (یعنی تمام وجود) انسان افتاد (و او را مست کرد).” این بیت به تأثیر حیاتبخش و مستیآور جمال معشوق اشاره دارد که منشأ جاودانگی و بیخویشی است.
مه با سپر و تیغ شبی حمله او دید بفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد
“ماه (نماد زیبایی، یا شاید ماه آسمان) با سپر (محافظ) و تیغ (قدرت)، شبی حملهی او (معشوق) را دید،” “سپر خود را سبک (به آسانی) انداخت و خود نیز بر روی سپر افتاده (تسلیم شد).” این بیت به غلبهی بیچون و چرای جمال و قدرت معشوق بر هر زیبایی و قدرتی، حتی ماه و تجهیزات دفاعی آن، اشاره دارد.
مولانا به شب وصال و پیروزی بر غم هجران میپردازد:
ما بنده آن شب که به لشکرگه وصلش در غارت شکر همه ما را حشر افتاد
“ما بندهی آن شب (شام وصال) هستیم که در لشکرگاه وصل او،” “در (شیرینی) غارت (و بهرهمندی از) شکر (لطف و حلاوت معشوق)، همهی ما (عاشقان) محشور شدیم (و گرد آمدیم).” این بیت به تجربهی وصال و غرق شدن عاشقان در شیرینی و فیض معشوق، به مثابه جمع شدن در یک میدان مبارکه، اشاره دارد.
خونی بک هجران به هزیمت علم انداخت بر لشکر هجران دل ما را ظفر افتاد
“خونریز هجران (غم فراق) به هزیمت (شکست) پرچم خود را برافراشت (نشانه تسلیم و شکست).” “بر لشکر هجران، دل ما را پیروزی (ظفر) حاصل شد.” این بیت به پیروزی عاشق بر غم هجران و رهایی از درد فراق با فرا رسیدن وصال اشاره دارد.
مولانا در پایان غزل، به منشأ این فیوضات و نور الهی اشاره میکند:
گفتند ز شمس الحق تبریز چه دیدیت گفتیم کز آن نور به ما این نظر افتاد
“(کسانی) پرسیدند: از شمسالحق تبریزی (که نماد نور و حقیقت الهی است) چه دیدید؟” “ما گفتیم: از آن نور (وجود او)، این (مقام و) بینش (نظر) به ما رسید (و ما این تجربهی عظیم را یافتیم).” این بیت به نقش شمس تبریزی به عنوان منبع و واسطهی فیض و نور الهی که بصیرت و معرفت را به عاشقان عطا میکند، اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر