تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1195

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1195

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1195

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1195

سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز

عشق دارد در تصور صورتی صورت گداز

خانه خویش آمدی خوش اندرآ شاد آمدی

از در دل اندرآ تا پیشگاه جان بتاز

ذره ذره از وجودم عاشق خورشید توست

هین که با خورشید دارد ذره‌ها کار دراز

پیش روزن ذره‌ها بین خوش معلق می‌زنند

هر که را خورشید شد قبله چنین باشد نماز

در سماع آفتاب این ذره‌ها چون صوفیان

کس نداند بر چه قولی بر چه ضربی بر چه ساز

اندرون هر دلی خود نغمه و ضربی دگر

پای کوبان آشکار و مطربان پنهان چو راز

برتر از جمله سماع ما بود در اندرون

جزوهای ما در او رقصان به صد گون عز و ناز

شمس تبریزی توی سلطان سلطانان جان

چون تو محمودی نیامد همچو من دیگر ایاز

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1195 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، وصفی زیبا و عمیق از ورود عشق به خانه‌ی دل عاشق و تجلیات این عشق در ذره‌ذره‌ی وجود است. مولانا با تشبیه وجود عاشق به ذراتی که در برابر خورشید (معشوق) می‌رقصند، به وحدت وجود و فنای در حق اشاره می‌کند و در نهایت، به مقام شامخ شمس تبریزی می‌پردازد.

بخش اول: ورود عشق به خانه دل (ابیات 1 تا 3)

بیت 1: سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز / عشق دارد در تصور صورتی صورت گداز

  • “عشق (الهی)، آن نوازش‌گر عاشق، به سوی خانه (دل) خودش (عاشق) آمد.”
  • “عشق در خیال و تصور (عاشق)، صورتی دارد که (از شدت زیبایی و تأثیر) هر صورتی را ذوب می‌کند (صورت‌گداز).” این بیت به ورود معشوق (تجلی عشق الهی) به قلب عاشق اشاره دارد. عشق نه تنها به دل می‌آید، بلکه خود را در تصوری چنان زیبا و قدرتمند می‌نمایاند که هر تصویر دیگری را محو می‌کند.

بیت 2: خانه خویش آمدی خوش اندرآ شاد آمدی / از در دل اندرآ تا پیشگاه جان بتاز

  • “(ای عشق) به خانه‌ی خودت (دل عاشق) آمدی، خوش آمدی، شاد آمدی!”
  • “از در دل وارد شو و تا پیشگاه جان (اعماق وجود) با سرعت و شور بتاز (مستقر شو).” این بیت، دعوتی گرم و صمیمانه از عشق برای ورود کامل و مستقر شدن در تمام ارکان وجود عاشق است.

بیت 3: ذره ذره از وجودم عاشق خورشید توست / هین که با خورشید دارد ذره‌ها کار دراز

  • “ذره‌ذره‌ی وجود من عاشق خورشید (وجود) توست.”
  • “آگاه باش (هین) که ذرات (وجود عاشق) با خورشید (معشوق) کار و ارتباطی دیرینه و عمیق دارند.

بخش دوم: رقص ذرات و نماز عاشقان (ابیات 4 تا 6)

بیت 4: پیش روزن ذره‌ها بین خوش معلق می‌زنند / هر که را خورشید شد قبله چنین باشد نماز

  • “در مقابل روزن (منفذ نور، یا محل تجلی معشوق)، ببین که ذرات چگونه به زیبایی معلق می‌زنند (می‌رقصند و در حرکت‌اند).”
  • “هر کس که خورشید (معشوق) قبله‌اش باشد، نمازش (عبادتش) این‌گونه است (همراه با شور و حرکت و فنا).” این بیت، حرکت ذرات در نور خورشید را به رقص عارفانه تشبیه می‌کند و نشان می‌دهد که عبادت عاشقان، حرکتی پرشور و غرق در فناست.

بیت 5: در سماع آفتاب این ذره‌ها چون صوفیان / کس نداند بر چه قولی بر چه ضربی بر چه ساز

  • “در سماع و رقص آفتاب (خورشید حقیقت)، این ذرات همچون صوفیان (اهل سماع) هستند.”
  • “کسی نمی‌داند که این رقص بر چه نغمه‌ای، بر چه ضرب آهنگی، و با چه سازی (در عالم غیب) انجام می‌شود.” این بیت به جنبه‌ی باطنی و غیرقابل وصف سماع ذرات در برابر خورشید حقیقت اشاره دارد که فراتر از درک مادی است.

بیت 6: اندرون هر دلی خود نغمه و ضربی دگر / پای کوبان آشکار و مطربان پنهان چو راز

  • “درون هر دلی (عاشق)، نغمه و ضرب (آهنگ) دیگری (متناسب با حال آن دل) وجود دارد.”
  • “پای‌کوبان (ظاهر) آشکارند و مطربان (فراز و فرود روحی) پنهان و چون راز.

بخش سوم: سماع درونی و ستایش شمس (ابیات 7 تا 9)

بیت 7: برتر از جمله سماع ما بود در اندرون / جزوهای ما در او رقصان به صد گون عز و ناز

  • “برتر از تمامی رقص‌ها و سماع‌های ما (ظاهری)، سماعی است که در درون ما (باطن) اتفاق می‌افتد.”
  • “اجزای وجود ما در آن سماع درونی، با صدگونه عزت و ناز می‌رقصند.” این بیت به سماع درونی و روحانی اشاره دارد که از هر رقص ظاهری برتر است و تمام ذرات وجود را در خود غرق می‌کند.

بیت 8: شمس تبریزی توی سلطان سلطانان جان / چون تو محمودی نیامد همچو من دیگر ایاز

  • “تو (ای) شمس تبریزی، سلطانِ سلطانانِ جان (رهبر روح‌های بزرگ) هستی.”
  • “همچون تو (که) محمود (ممدوح و ستوده) هستی، دیگری نیامد و همچون من (مولانا)، ایاز (بنده‌ی مخلص محمود) دیگری نیز نیامد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۹۵ مولانا، بیانی شیوا از لحظه‌ی ورود عشق الهی به خانه‌ی دل است. مولانا با استقبال گرم از عشق، از او می‌خواهد که به اعماق جان نفوذ کند. او ذره‌ذره‌ی وجود خود را عاشق “خورشید” (معشوق) می‌داند و رقص ذرات در برابر نور خورشید را به نماز و سماع عارفان تشبیه می‌کند. این سماع فراتر از درک ظاهری است و هر دلی نغمه و ضرب آهنگ خاص خود را در این رقص باطنی دارد.

مولانا بر برتری “سماع درونی” تأکید می‌ورزد که در آن، اجزای وجود عاشق با نهایت عزت و ناز به رقص درمی‌آیند. در بیت پایانی، مولانا با تخلص به نام شمس تبریزی، او را “سلطان سلطانان جان” می‌نامد و خود را “ایاز” (بنده‌ی مخلص) در برابر این “محمود” (ستوده) می‌داند، که نشان از اوح ارادت و تسلیم او به پیر و مرادش است. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا درباره‌ی وحدت وجود، سماع درونی، و نقش پیر کامل در سلوک عاشقانه را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: