تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 980 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 980 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 980 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۸۰ دیوان شمس مولانا

مادر عشق طفل عاشق را
پیش سلطان بی‌امان نبرد

تا نشد بالغ و ز جان فارغ
پیش آن جان جان جان نبرد

روبه عقل گرچه جهد کند
ره بدان صارم الزمان نبرد

جان فدا عشق را که او دل را
جز به معراج آسمان نبرد

عاشقان طالب نشان گشته
عشقشان جز که بی‌نشان نبرد

خون چکیده‌ست ره ره این نه بس است
عاشقی جز که خون فشان نبرد

هر کشان خون نه بوی مشک دهد
تو یقین دان که بوی آن نبرد

دیده را کحل شمس تبریزی
جز به معشوق لامکان نبرد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۸۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۸۰ مولانا، بیانگر مسیر دشوار اما متعالی عشق الهی است. مولانا در این غزل، با تأکید بر لزوم بلوغ و رهایی از تعلقات برای رسیدن به معشوق حقیقی، به ناتوانی عقل در درک این راه، قدرت عشق در عروج دادن دل، و اهمیت فداکاری و خون‌فشانی در مسیر عاشقی اشاره می‌کند. او در نهایت، “کحل” (سرمه) شمس تبریزی را راهگشای چشم دل به سوی “معشوق لامکان” می‌داند.

بلوغ و آمادگی در مسیر عشق

مولانا غزل را با تمثیلی از “مادر عشق” و “طفل عاشق” آغاز می‌کند:

مادر عشق طفل عاشق را پیش سلطان بی‌امان نبرد

«مادر عشق (راهبر عشق یا عشق الهی)، طفل (ناپخته) عاشق را،» «پیش سلطان بی‌امان (معشوق مطلق، خداوندی که جلوه‌اش بی‌رحم و فراگیر است) نمی‌برد (تا زمانی که آماده نشده باشد).» این بیت، بیانگر لزوم بلوغ و آمادگی روحی عاشق برای مواجهه با عظمت معشوق.

تا نشد بالغ و ز جان فارغ پیش آن جان جان جان نبرد

«تا زمانی که (عاشق) بالغ (پخته و کامل) نشود و از جان (تعلقات نفسانی و خودی) فارغ نگردد،» «(مادر عشق) او را پیش آن جان جانان (معشوق حقیقی، خدا) نمی‌برد.» این بیت، تأکید مجدد بر ضرورت رهایی از خودی و رسیدن به بلوغ معنوی برای وصال.

ناتوانی عقل و قدرت عشق

مولانا به ناتوانی عقل و قدرت بی‌نظیر عشق اشاره می‌کند:

روبه عقل گرچه جهد کند ره بدان صارم الزمان نبرد

«عقل (روبه عقل: عقل جزئی و حسابگر) هر چند که تلاش (جهد) کند،» «راه بدان صارم الزمان (برنده‌ی روزگار، قاطع و قدرتمند: معشوق) را نمی‌برد (و درک نمی‌کند).» این بیت، بیانگر محدودیت‌های عقل جزئی در درک حقایق عشق و وصال.

جان فدا عشق را که او دل را جز به معراج آسمان نبرد

«جان فدای عشق باد! زیرا او (عشق)، دل را،» «جز به معراج آسمان (عالم بالا و اوج روحانی) نمی‌برد (و آن را به بالاترین مقام‌ها عروج می‌دهد).» این بیت، ستایش عشق به دلیل قدرت آن در عروج دادن دل و رساندن آن به مقام‌های عالی.

خون‌فشانی و بی‌نشانی در عشق

مولانا به لزوم فداکاری و رهایی از نشانه‌ها اشاره می‌کند:

عاشقان طالب نشان گشته عشقشان جز که بی‌نشان نبرد

«عاشقان (در آغاز راه) طالب نشانه (راه، دلیل، کرامت) شده‌اند،» «(اما) عشقشان آن‌ها را جز به بی‌نشانی (فنا و رهایی از هر نام و نشان) نمی‌برد.» این بیت، بیانگر این که هدف نهایی عشق، رهایی از هر قید و نشانه‌ای است و فانی شدن در حقیقت بی‌نشان.

خون چکیده‌ست ره ره این نه بس است عاشقی جز که خون فشان نبرد

«(در این راه) خون در مسیر قطره قطره چکیده است (رنج‌ها کشیده شده)، آیا این کافی نیست؟» «عاشقی (حقیقی) جز با خون‌فشانی (ایثار کامل جان و وجود) به مقصد نمی‌رسد.» این بیت، تأکید بر لزوم ایثار و فداکاری بی‌حد و حصر در راه عشق.

هر کشان خون نه بوی مشک دهد تو یقین دان که بوی آن نبرد

«هر کس خونش (فداکاری و ایثارش) بوی مشک (عطر معنوی و پاکیزگی) ندهد،» «تو یقین داشته باش که بوی آن (عشق حقیقی و وصال) را نمی‌برد (و از آن بهره‌مند نمی‌شود).» این بیت، بیانگر خالص بودن نیت و فداکاری عاشق که باید همراه با بوی معنوی باشد.

سرمه شمس تبریزی

مولانا غزل را با اشاره به شمس تبریزی به پایان می‌برد:

دیده را کحل شمس تبریزی جز به معشوق لامکان نبرد

«سرمه‌ی (کحل) شمس تبریزی، چشم (دل) را،» «جز به سوی معشوق لامکان (معشوقی که در مکان نمی‌گنجد، حق تعالی) نمی‌برد (و بصیرت را تنها برای دیدن او می‌بخشد).» این بیت، تأکید بر نقش هدایت‌گرانه و بصیرت‌بخش شمس تبریزی که چشم دل را به سوی معشوق حقیقی می‌گشاید.

نکات مهم

  • بلوغ و رهایی برای وصال: عاشق باید از تعلقات نفسانی رها شده و به بلوغ معنوی برسد تا به معشوق حقیقی واصل شود.
  • محدودیت عقل در راه عشق: عقل جزئی قادر به درک راه عشق و رسیدن به معشوق نیست.
  • قدرت عروج‌دهنده‌ی عشق: عشق، دل را به بالاترین مقام‌های روحانی می‌رساند.
  • فنا و بی‌نشانی: هدف نهایی عشق، رهایی از هر قید و نشانه‌ای و فانی شدن در حقیقت بی‌نشان است.
  • ایثار و خون‌فشانی: مسیر عاشقی نیازمند فداکاری کامل و خلوص نیت است.
  • بصیرت‌بخشی شمس تبریزی: “کحل” شمس تبریزی، چشم دل را تنها به سوی معشوق مطلق می‌گشاید.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۸۰ مولانا، نقشه‌ی راهی برای سالکان طریق عشق است که با بیانی پرمعنا، مراحل و لوازم رسیدن به وصال الهی را تشریح می‌کند. مولانا با تمثیل “مادر عشق” که “طفل عاشق” را تنها پس از “بلوغ” و “فارغ شدن از جان” (نفس) به “سلطان بی‌امان” و “جان جان جان” می‌برد، بر اهمیت تزکیه نفس و آمادگی کامل تأکید می‌ورزد.

او در ادامه، به ناتوانی “روبه عقل” در درک “صارم الزمان” (معشوق قاطع و قدرتمند) اشاره می‌کند، و سپس با ستایش از “عشق” که دل را “جز به معراج آسمان نبرد”، قدرت بی‌حد و حصر آن را در عروج روحانی بیان می‌دارد. مولانا عاشقان را در ابتدا طالب “نشان” می‌بیند، اما تأکید می‌کند که “عشقشان جز که بی‌نشان نبرد”، یعنی آن‌ها را به فنا و رهایی مطلق از قید و نشانه‌ها می‌رساند. او لزوم “خون‌فشانی” (ایثار کامل) در این راه را متذکر می‌شود و شرط بوی “مشک” دادن این خون را برای درک “بوی” وصال حقیقی بیان می‌کند. در بیت پایانی، مولانا اوج این هدایت و بصیرت را در “کحل شمس تبریزی” می‌بیند که “دیده” (چشم دل) را “جز به معشوق لامکان” نمی‌برد. این غزل پیامی از سختی راه عشق، لزوم فنا و ایثار، و نقش پیر کامل (شمس تبریزی) در رساندن عاشق به معشوق مطلق و بی‌نشان را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: