مطالب پیشنهادی![]()
ساقیا این می از انگور کدامین پُشتهست
که دل و جان حریفان ز خمار آغشتهست
خم پیشین بگشا و سر این خم بربند
که چو زهرست نشاط همگان را کشتهست
بند این جام جفا جام وفا را برگیر
تا نگویند که ساقی ز وفا برگشتهست
درده آن باده اول که مبارک بادهست
مگسل آن رشتهٔ اول که مبارک رشتهست
صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست
تا چه عشقست که اندر دل ما بسرشتهست
بر در خانهٔ دل این لگد سخت مزن
هان که ویران شود این خانهٔ دل یک خشتهست
بادهای ده که بدان باده بلا واگردد
مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشتهست
تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم
پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشتهست
غزل شماره ۴۲۱ از دیوان شمس مولانا با مطلع “ساقیا این می از انگور کدامین پشته\u200cست / که دل و جان حریفان ز خمار آغشته\u200cست”. این غزل، با زبان تمثیل و استعاره، به وصف بادهٔ عشق الهی و تأثیر ژرف آن بر جان و دل عاشقان میپردازد. مولانا با خطاب به ساقی (اشاره به پیر کامل یا حق تعالی)، از کیفیت و منشأ این باده میپرسد که چگونه دل و جان حریفان (سالکان) را چنین مست و آغشته به خمار (شور و بیقراری عشق) کرده است. غزل با درخواست گشودن خم کهنه و بستن خم جدید (اشاره به رهایی از خودی و فنا در حق)، و گرفتن جام وفا به جای جام جفا، به اهمیت وفاداری در عشق و مبارکی باده و رشتهٔ اولیهٔ سلوک اشاره دارد. همچنین به رویش شکوفههای معرفت از جرعهای از این باده، ویرانی خانهٔ دل در برابر ضربهٔ عشق، و درخواست بادهای که بلا را دفع کند و مجلسی پر از گل الهی میپردازد و در نهایت با بیان مست شدن و سجده کردن پیش نقش نگاشتهٔ حق، به فنا در ذات الهی رهنمون میشود. ردیف غزل “آغشته\u200cست” و “کشته\u200cست” و “برگشته\u200cست” و “رشته\u200cست” و “بسرشته\u200cست” و “خشته\u200cست” و “کشته\u200cست” و “بنووشته\u200cست” بر مفاهیم تأثیرگذاری عشق، فنا، وفاداری، ریشههای سلوک، آمیختگی با عشق، آسیبپذیری دل، لطف الهی، و تجلی حق تأکید دارد.
غزل با پرسشی از ساقی دربارهٔ بادهٔ عشق آغاز میشود: ساقیا این می از انگور کدامین پشته\u200cست / که دل و جان حریفان ز خمار آغشته\u200cست. ای ساقی (پیر کامل یا حق تعالی)، این بادهٔ (عشق الهی) از انگور کدام پشته و سرزمین (اشاره به منشأ و مبدأ الهی آن) است؟ که دل و جان همدمان و سالکان از شور و بیقراری و مستی آن آغشته و لبریز شده است. تأثیر ژرف عشق الهی بر جان سالکان و ابهام در منشأ آن برای غیرعارف.
به درخواست گشودن خم کهنه و بستن خم جدید و گرفتن جام وفا اشاره دارد: خم پیشین بگشا و سر این خم بربند / که چو زهرست نشاط همگان را کشته\u200cست. خم پیشین (اشاره به هستی مجازی و تعلقات) را بگشا و از آن رها شو، و سر این خم (هستی حقیقی و فنا در حق) را ببند و در آن مستقر شو. چرا که (تعلقات دنیوی) مانند زهر است و نشاط و شادی حقیقی همگان را از بین برده است. بند این جام جفا جام وفا را برگیر / تا نگویند که ساقی ز وفا برگشته\u200cست. قید و بند این جام جفا (تعلقات دنیوی، خودی) را رها کن و جام وفا (عشق الهی، فنا) را بگیر. تا (اهل نظر) نگویند که ساقی (حق تعالی) از وفای به عهد خود با بندگان برگشته است. لزوم رهایی از خود و تعلقات برای دریافت فیض الهی و اشاره به وفاداری حق.
به اهمیت باده و رشتهٔ اولیهٔ سلوک و رویش شکوفههای معرفت اشاره میکند: درده آن باده اول که مبارک باده\u200cست / مگسل آن رشتهٔ اول که مبارک رشته\u200cست. آن بادهٔ اولیهٔ (مستی الست، پیمان ازلی) را بنوش و در آن مستقر شو، چرا که آن باده مبارک و سرچشمهٔ همهٔ خیرات است. آن رشتهٔ اولیهٔ (رابطهٔ ازلی با حق، فطرت الهی) را قطع مکن، چرا که آن رشته مبارک و مایهٔ اتصال به حقیقت است. اهمیت توجه به مبدأ و ریشههای معنوی. صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست / تا چه عشق\u200cست که اندر دل ما بسرشته\u200cست. رویش صدها شکوفهٔ معرفت و حقایق از یک جرعهٔ (فیض اندک) بر این خاک وجود (انسان) برای چیست؟ ببین چه عشق عظیمی است که در دل ما آمیخته و سرشته شده است. تأثیر شگرف فیض الهی در ظهور معرفت و عمق عشق در وجود انسان.
به آسیبپذیری خانهٔ دل و درخواست بادهٔ دفع بلا اشاره دارد: بر در خانهٔ دل این لگد سخت مزن هان / که ویران شود این خانهٔ دل یک خشته\u200cست. (خطاب به عشق یا معشوق) بر در خانهٔ دل (وجود انسان) اینگونه محکم لگد مزن و با قهر و جلالت وارد مشو. آگاه باش که این خانهٔ دل با یک خشت (بسیار آسیبپذیر) است و ممکن است ویران شود. ظرافت و آسیبپذیری دل انسان در برابر تجلیات جلالی حق. باده\u200cای ده که بدان باده بلا واگردد / مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشته\u200cست. بادهای (فیض و رحمت) به ما عطا کن که با آن باده بلا و رنج از ما دور شود. مجلسی (محضر قدس الهی) به ما عنایت کن که پر از آن گلهای (حقایق و معارف الهی) باشد که خداوند خود آنها را کاشته و رویانده است. درخواست رحمت الهی و حضور در محضر حق.
در بیت پایانی، به مست شدن و سجده کردن پیش تجلی حق اشاره دارد: تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم / پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشته\u200cست. (باده و مجلس عنایت کن) تا همه (سالکان) مست (فانی در عشق) شویم و از شدت شادی و طرب سجده کنیم. در پیشگاه آن نقشی (تجلی حق در عالم یا در انسان کامل) که خداوند خود به تنهایی و بدون واسطه نگاشته و ایجاد کرده است. فنا در تجلی الهی و سجدهٔ شکر و تسلیم در برابر او.
غزل ۴۲۱ مولانا، غزلی است که با بیان تمثیلی بادهٔ عشق الهی، به تأثیر ژرف و شورانگیز آن بر جان سالکان اشاره میکند. مولانا با تأکید بر رهایی از خودی و تعلقات و اهمیت وفاداری در عشق، به مبارکی ریشههای معنوی و رویش شکوفههای معرفت از فیض الهی میپردازد. غزل با بیان آسیبپذیری دل و درخواست رحمت الهی و حضور در محضر حق، به فنا در تجلی الهی و سجدهٔ شکر و تسلیم در برابر او رهنمون میشود. این غزل، بیانی زیبا و پرمعنا از نگاه مولانا به عشق الهی، سلوک، و مراتب فناست.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر