مطالب پیشنهادی![]()
کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست
آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست
آنک به رقص آورد پرده دل بردرد
این همه بویش کند دیدن او خود جداست
جنبش خلقان ز عشق جنبش عشق از ازل
رقص هوا از فلک رقص درخت از هواست
دل چو شد از عشق گرم رفت ز دل ترس و شرم
شد نفسش آتشین عشق یکی اژدهاست
ساقی جان در قدح دوش اگر درد ریخت
دردی ساقی ما جمله صفا در صفاست
باده عشق ای غلام نیست حلال و حرام
پر کن و پیش آر جام بنگر نوبت که راست
ای دل پاک تمام بر تو هزاران سلام
جمله خوبان غلام جمله خوبی تو راست
سجده کنم پیش یار گوید دل هوش دار
دادن جان در سجود جان همه سجدههاست
غزل شماره 472 از دیوان پر شور و حال شمس مولانا، غزلی است که به حرکت و پویایی عالم در اثر عشق و تأثیر این نیروی الهی بر کالبد بیجان و دل خفته انسان میپردازد. مولانا در این غزل با بیانی وجدآمیز، عشق را محرک اصلی هستی معرفی کرده و باده عشق را مایهی رهایی از ترس و شرم و رسیدن به مقام جانفشانی در راه معشوق میداند.
مولانا در این غزل با بیانی پویا و با استفاده از تمثیلهایی از رقص و حرکت، به تأثیر عشق بر عالم و آدم اشاره میکند. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست
شرح: مولانا میگوید کالبد ما که از خواب غفلت کاهل و مشغول دنیا بود، از جا برخاست و به حرکت درآمد. اما آن نیرویی که این کالبد کاهل ما را به رقص (اشاره به سماع و حرکت وجدآمیز در راه عشق) آورد، کجاست؟ این بیت به بیداری جان از خواب غفلت در اثر عشق و جستجوی منبع این بیداری اشاره دارد.
آنک به رقص آورد پرده دل بردرد این همه بویش کند دیدن او خود جداست
شرح: آن نیرویی که جان را به رقص درمیآورد، پردههای غفلت را از روی دل کنار میزند و این همه بوهای خوش معرفت و حقیقت را به مشام جان میرساند. اما دیدن خود معشوق (حقیقت مطلق)، چیزی جدا و ورای این تجلیات و نشانههاست. این بیت به نقش عشق در کنار زدن حجابها و دریافت معرفت اشاره دارد، اما دیدار حق را فراتر از هرگونه درکی میداند.
جنبش خلقان ز عشق جنبش عشق از ازل رقص هوا از فلک رقص درخت از هواست
شرح: مولانا عشق را محرک اصلی هستی معرفی میکند. جنبش و حرکت تمام موجودات (خلقان) از عشق است و جنبش عشق نیز از عالم ازل (بیآغاز) سرچشمه میگیرد. رقص هوا در اثر حرکت فلک است و رقص درختان در اثر وزش هوا. این بیت به سلسلهی علل و معلول در عالم هستی اشاره دارد که در نهایت به عشق ازلی بازمیگردد.
دل چو شد از عشق گرم رفت ز دل ترس و شرم شد نفسش آتشین عشق یکی اژدهاست
شرح: هنگامی که دل با حرارت عشق گرم میشود، ترس و شرم (اشاره به ترس از غیر حق و شرم از خلق) از آن رخت برمیبندد. نفس عاشق (اراده و همت او) آتشین میشود و عشق مانند اژدهایی است که هرچه غیر معشوق است را میبلعد و فانی میکند. این بیت به شجاعت و بیباکی عاشق در راه عشق و قدرت فناکننده عشق اشاره دارد.
ساقی جان در قدح دوش اگر درد ریخت دردی ساقی ما جمله صفا در صفاست
شرح: اگرچه ساقی جان (اشاره به پیر یا معشوق که باده معرفت میدهد) شب گذشته در جام، درد (رسوبات، کدورتها، سختیها) ریخت، اما در حقیقت، تمام درد و رنجی که از سوی ساقی ما میرسد، عین صفا و پاکی است. این بیت بر این نکته تأکید دارد که در عالم عشق، حتی سختیها و دردها نیز لطف و عنایت معشوق است.
باده عشق ای غلام نیست حلال و حرام پر کن و پیش آر جام بنگر نوبت که راست
شرح: مولانا خطاب به سالک (غلام) میگوید که باده عشق، ورای احکام ظاهری حلال و حرام است. جام را پر کن و پیش آور و ببین که نوبت نوشیدن از این بادهی بیقید و شرط، از آن کیست. این بیت به ورای شریعت ظاهری بودن عالم عشق و بیقیدی عاشق در برابر احکام مرسوم در این عالم اشاره دارد.
ای دل پاک تمام بر تو هزاران سلام جمله خوبان غلام جمله خوبی تو راست
شرح: مولانا خطاب به دل کامل و پاک (دل عارف که به کمال رسیده است) هزاران درود میفرستد. او میگوید که تمام زیباییها و خوبان عالم بنده و مطیع تو هستند و تمام خوبیها و زیباییها از آن توست. این بیت به مقام والای دل عارف و تجلی تمام زیباییها در آن اشاره دارد.
سجده کنم پیش یار گوید دل هوش دار دادن جان در سجود جان همه سجدههاست
شرح: مولانا میگوید در پیشگاه یار (معشوق) سجده میکنم، و دل به من میگوید که “هوش دار” (بیدار و آگاه باش). در راه عشق، جان فدا کردن در حالت سجده (نهایت تسلیم و بندگی)، خود جان و حقیقت تمام سجدههاست. این بیت بر اوج بندگی و تسلیم در برابر حق و ارزش جانفشانی در راه عشق تأکید دارد.
غزل شماره 472 دیوان شمس، غزلی است که به پویایی عالم در اثر عشق و تأثیر این نیروی الهی بر جان انسان میپردازد. مولانا در این غزل با بیانی پرشور، عشق را محرک اصلی هستی معرفی کرده و باده عشق را مایهی رهایی از ترس و شرم و رسیدن به مقام جانفشانی در راه معشوق میداند. این غزل بر بیداری جان از خواب غفلت، نقش عشق در کنار زدن حجابها، ورای احکام ظاهری بودن عالم عشق و مقام والای دل عارف تأکید دارد و در نهایت، جانفشانی در راه عشق را اوج بندگی معرفی مینماید.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر