مطالب پیشنهادی![]()
در این جو دل چو دولاب خرابست
که هر سویی که گردد پیشش آبست
وگر تو پشت سوی آب داری
به پیش روت آب اندر شتابست
چگونه جان برد سایه ز خورشید
که جان او به دست آفتابست
اگر سایه کند گردن درازی
رخ خورشید آن دم در نقابست
زهی خورشید کاین خورشید پیشش
چو سیماب از خطر در اضطرابست
چو سیمابست مه بر کف مفلوج
بجز یک شب دگر در انسکابست
به هر سی شب دو شب جمعست و لاغر
دگر فرقت کشد فرقت عذابست
اگر چه زار گردد تازه رویست
ضحوکی عاشقان را خوی و دابست
زید خندان بمیرد نیز خندان
که سوی بخت خندانش ایابست
خمش کن زانک آفات بصیرت
همیشه از سؤالست و جوابست
غزل شماره ۳۵۹ از دیوان شمس مولانا با مطلع “در این جو دل چو دولاب خرابست / که هر سویی که گردد پیشش آبست”. این غزل، با استفاده از تمثیل دولاب (چرخ چاه) که پیوسته میچرخد و آب میکشد، به حال دل انسان در این عالم اشاره دارد که هرچند در حرکت و تکاپوست، اما گویی خراب و بیقرار است و پیوسته با آب (اشاره به عالم کثرت، دنیا، یا حتی اشک و اندوه) درگیر است. مولانا در این غزل، به ناتوانی سایه در برابر خورشید (محدودیت مخلوق در برابر خالق)، ناپایداری ماه (عالم تغییر)، و اهمیت سکوت در برابر آفات گفتار میپردازد. ردیف غزل “است” است که بر حقیقت و پایداری این حالات و مفاهیم تأکید دارد.
غزل با تمثیل حال دل آغاز میشود: در این جو دل چو دولاب خرابست / که هر سویی که گردد پیشش آبست. در این جوی (اشاره به عالم دنیا، یا مسیر زندگی)، دل انسان مانند دولاب (چرخ چاه) خراب و بیقرار است. چرا که در هر جهتی که میچرخد و حرکت میکند، در پیش روی خود با آب (کثرت، دنیا، یا اندوه و اشک) روبروست. این بیت، بیانی از گرفتاری دل انسان در عالم کثرت و رنج است.
به بیاثری پشت کردن به دنیا اشاره میکند: وگر تو پشت سوی آب داری / به پیش روت آب اندر شتابست. و حتی اگر تو (ای سالک) به قصد رهایی، پشت به آب (دنیا و تعلقات آن) کنی، باز هم آب (همان تعلقات یا رنجها) با شتاب در برابر روی تو خواهد بود. رهایی از دنیا و تعلقات آن تنها با پشت کردن ظاهری میسر نیست.
به ناتوانی مخلوق در برابر خالق اشاره دارد: چگونه جان برد سایه ز خورشید / که جان او به دست آفتابست. چگونه سایه میتواند از خورشید (که مایهٔ وجود و حیات اوست) جان سالم به در ببرد و رها شود؟ در حالی که جان و هستی سایه در دست آفتاب است. مخلوق را یارای مقاومت در برابر خالق نیست.
به حجاب شدن خورشید در صورت گردنکشی سایه اشاره دارد: اگر سایه کند گردن درازی / رخ خورشید آن دم در نقابست. اگر سایه (مخلوق) سرکشی کند و گردن درازی نماید (ادعای استقلال یا وجود مستقل کند)، در آن لحظه رخ خورشید (تجلی حقیقت الهی) در نقاب و پنهان میشود. خودبینی و ادعای وجود، مانع تجلی حق است.
به عظمت خورشید حقیقی اشاره دارد: زهی خورشید کاین خورشید پیشش / چو سیماب از خطر در اضطرابست. آفرین بر آن خورشید حقیقی (نور حق) که این خورشید (خورشید فلکی) در برابرش، مانند سیماب (جیوه) از شدت عظمت و خطر در اضطراب و بیقراری است. عظمت نور الهی ورای درک ماست.
به ناپایداری ماه و تشبیه آن اشاره میکند: چو سیمابست مه بر کف مفلوج / بجز یک شب دگر در انسکابست. ماه (نماد عالم تغییر و نقصان) مانند سیمابی است بر کف دست لرزان و ناتوان (مفلوج). به جز یک شب (شب بدر)، در بقیهٔ ایام در حال ریخته شدن و نقصان است. عالم تغییر ناپایدار است.
به غم و عذاب فراق اشاره دارد: به هر سی شب دو شب جمعست و لاغر / دگر فرقت کشد فرقت عذابست. در هر سی شب (یک ماه قمری)، ماه دو شب کامل است و در بقیهٔ ایام ناقص و لاغر است. در بقیهٔ زمانها فراق و دوری را تحمل میکند و فراق عین عذاب است. این بیت میتواند اشاره به فراق از معشوق حقیقی نیز باشد.
به حال عاشقان اشاره میکند: اگر چه زار گردد تازه رویست / ضحوکی عاشقان را خوی و دابست. عاشق، اگرچه در راه عشق زار و دردمند میشود، اما تازه روی و شاداب است. خنده رویی و شادابی، خوی و عادت عاشقان است. درد عشق با شادابی معنوی همراه است.
به خنده رویی در زندگی و مرگ و بازگشت به سوی بخت خندان اشاره دارد: زید خندان بمیرد نیز خندان / که سوی بخت خندانش ایابست. عاشق در زندگی خندان است و حتی در هنگام مرگ نیز خندان میمیرد. چرا که بازگشت او به سوی بخت خندان و سعادت ابدی است. پایان کار عاشقان وصل و سعادت است.
در پایان به لزوم سکوت اشاره میکند: خمش کن زانک آفات بصیرت / همیشه از سؤالست و جوابست. خاموش باش (ای زبان یا ای فکر)! زیرا آفات و آسیبهای بینش و بصیرت معنوی، همیشه از سؤال کردن و جواب دادن (قید و بندهای گفتار و فکر منطقی) است. حقیقت با سکوت و شهود درک میشود نه با بحث و جدل.
غزل ۳۵۹ مولانا، غزلی پر از تمثیل و اشاره است که به حال پریشان دل انسان در عالم ناسوت، ناپایداری دنیا و ناتوانی مخلوق در برابر عظمت خالق میپردازد. مولانا با اشاره به ناپایداری ماه و غم فراق، به دردمندی عاشقان در عین شادابی و بازگشت سعادتمندانهٔ آنها به سوی حق اشاره میکند. در نهایت، غزل با تأکید بر لزوم سکوت در برابر آفات گفتار و فکر، به ارزش بینش درونی و شهود معنوی در درک حقیقت اشاره دارد. این غزل، بیانی زیبا از بیقراری در عالم کثرت، عظمت حق، و راه وصول به سعادت از طریق عشق و سکوت است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر