تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 630 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 630 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 630 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۳۰ دیوان شمس مولانا

گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد
چون حکم خدا آید آن زیر و زبر باشد

بر هر چه امیدستت کی گیرد او دستت
بر شکل عصا آید وان مار دوسر باشد

وان غصه که می‌گویی آن چاره نکردم دی
هر چاره که پنداری آن نیز غرر باشد

خودکرده شمر آن را چه خیزد از آن سودا
اندر پی صد چون آن صد دام دگر باشد

آن چاره همی‌کردم آن مات نمی‌آمد
آن چاره لنگت را آخر چه اثر باشد

از مات تو قوتی کن یا قوت شو او را تو
تا او تو شوی تو او این حصن و مفر باشد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۳۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۳۰ مولانا، غزلی پر از نکات عرفانی درباره‌ی قدرت مطلق الهی، بی‌اثر بودن تدبیرهای انسانی در برابر تقدیر، و لزوم فنا در معشوق برای رهایی حقیقی است. مولانا در این غزل، بر توکل کامل به خداوند، عبث بودن تلاش‌های بیهوده، و تبدیل شدن به معشوق برای رسیدن به امنیت و آرامش تأکید می‌کند.

قدرت مطلق الهی و بی‌اثر بودن موانع

مولانا غزل را با بیان قدرت مطلق الهی آغاز می‌کند:

گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد چون حکم خدا آید آن زیر و زبر باشد

حتی اگر دیو و پری (که نماد نیروهای قوی و ماورائی هستند) با شمشیر و سپر نگهبان باشند،” “هنگامی که حکم خدا (تقدیر الهی یا اراده‌ی حق) فرا رسد، آن (حفاظت و قدرت) زیر و رو و نابود می‌شود.” این بیت به قدرت بی‌کران و قاهر خداوند که هیچ نیرویی نمی‌تواند در برابر آن مقاومت کند، اشاره دارد.

بی‌اعتمادی به ظواهر و چاره‌های بشری

مولانا به بی‌اعتمادی به تدبیرهای انسانی و فریبنده بودن ظواهر می‌پردازد:

بر هر چه امیدستت کی گیرد او دستت بر شکل عصا آید وان مار دوسر باشد

به هر چیزی که امید بسته‌ای، (آن چیز) چگونه می‌تواند دست تو را بگیرد (تو را یاری کند)؟” “آن (چیزی که به آن امید بسته‌ای) به شکل عصا (نماد تکیه‌گاه و یاری‌گر) می‌آید، اما آن (در واقع) ماری دو سر است (یعنی فریبنده و خطرناک است).” این بیت به فریبنده بودن امید بستن به غیر خدا و اینکه ظواهر دنیا ممکن است به شکل یاری‌دهنده ظاهر شوند، اما در واقع خطرناک و گمراه‌کننده باشند، اشاره دارد.

وان غصه که می‌گویی آن چاره نکردم دی هر چاره که پنداری آن نیز غرر باشد

و آن غصه‌ای که (الان داری و می‌گویی) دیروز چاره‌اش را نکردم،” “هر چاره‌ای که تو می‌پنداری (و به ذهنت می‌رسد)، آن نیز (همانند مار دوسر) فریب و ضرر (غرر) است.” این بیت به پیوسته بودن دام‌های دنیا و اینکه حتی راه‌حل‌هایی که انسان برای مشکلات خود می‌اندیشد، ممکن است خود باعث فریب و ضرر بیشتر شوند، تأکید دارد.

خودکرده شمر آن را چه خیزد از آن سودا اندر پی صد چون آن صد دام دگر باشد

(هر غصه و مشکلی را) خودکرده بپندار (و نتیجه‌ی اعمال خودت بدان). از آن فکر و خیال (سودا) چه سودی برمی‌خیزد؟” “در پی صدها مورد مانند آن (راه حل‌های ظاهری و بی‌نتیجه)، صدها دام دیگر (برای گرفتار کردن تو) وجود دارد.” این بیت به لزوم پذیرش مسئولیت اعمال خود و بی‌فایده بودن تفکرات بیهوده، زیرا دنیا پر از دام‌ها و امتحانات است، اشاره دارد.

بی‌اثر بودن چاره‌های ناقص و لزوم فنا

مولانا به بی‌اثر بودن چاره‌های ناقص و لزوم فنا در معشوق می‌پردازد:

آن چاره همی‌کردم آن مات نمی‌آمد آن چاره لنگت را آخر چه اثر باشد

من پیوسته آن چاره (راه حل) را انجام می‌دادم (تلاش می‌کردم)، اما آن مات (معشوق، یا شکست مطلق، یا رسیدن به بن‌بست) حاصل نمی‌شد.” “آن چاره‌ی ناقص و لنگ تو (که بر پایه‌ی عقل جزئی است)، در نهایت چه اثری خواهد داشت؟” این بیت به ناکافی بودن تلاش‌های انسانی بدون توکل و تسلیم کامل در برابر اراده‌ی الهی، و اینکه چاره‌های ناقص راه به جایی نمی‌برند، اشاره دارد.

از مات تو قوتی کن یا قوت شو او را تو تا او تو شوی تو او این حصن و مفر باشد

از آن بن‌بست و شکست (مات) خود (که نشانه ناتوانی توست)، قوت بگیر (نیرو کسب کن)؛ یا تو خودت قوت او (معشوق) شو (خود را فدای او کن).” “تا او تو شوی و تو او (فنای فی الله)، این (یگانگی) قلعه و پناهگاه (حصن) و محل فرار و نجات (مفر) حقیقی است.” این بیت، راه حل نهایی و کامل را ارائه می‌دهد: رهایی از همه مشکلات و رسیدن به امنیت کامل تنها از طریق فنای در معشوق (فنای فی الله) و یگانگی با او حاصل می‌شود. این همان مقام توحید است.


نکات مهم

  • قدرت مطلق الهی: هیچ نیرویی در برابر حکم و اراده‌ی خداوند تاب مقاومت ندارد و هر مانعی را زیر و رو می‌کند.
  • فریبندگی ظواهر: امید بستن به غیر خدا و تکیه بر تدبیرهای بشری می‌تواند فریبنده و خطرناک باشد، زیرا ظواهر دنیا پر از دام است.
  • بی‌حاصلی چاره‌های ناقص: تلاش‌های ناقص و مبتنی بر عقل جزئی در نهایت بی‌اثر هستند و به نتیجه نمی‌رسند.
  • خودکرده بودن: بسیاری از مشکلات نتیجه‌ی اعمال و افکار خود انسان است و باید مسئولیت آن را پذیرفت.
  • فنای در معشوق (فنای فی الله): تنها راه رهایی حقیقی، امنیت مطلق، و آرامش پایدار، فنا شدن در معشوق و رسیدن به مقام یگانگی با اوست. این مقام، حصار و پناهگاه واقعی انسان است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: