مطالب پیشنهادی![]()
لی حبیب حبه یشوی الحشا
لو یشا یمشی علی عینی مشا
روز آن باشد که روزیم او بود
ای خوشا آن روز و روزی ای خوشا
آن چه باشد کو کند کان نیست خوش
قد رضینا یفعل الله ما یشا
خار او سرمایه گلها بود
انه المنان فی کشف الغشا
هر چه گفتی یا شنیدی پوست بود
لیس لب العشق سرا قد فشا
کی به قشر پوستها قانع شود
ذو لباب فی التجلی قد نشا
من خمش کردم غمش خامش نکرد
عافنا من شر واش قد وشا
غزل شماره ۲۶۴ از دیوان شمس مولانا با بیانی از سوز و گداز درونی عاشق در آتش عشق الهی آغاز میشود: «لی حبیب حبه یشوی الحشا / لو یشا یمشی علی عینی مشا». شاعر میگوید: “(به زبان عربی) مرا معشوقی است که عشق او اندرونم را بریان میکند”. “حشا” به معنای اندرون، دل و جگر است و “یشوی” به معنای بریان کردن و کباب کردن. این تعبیر، شدت سوز و گداز درونی و درد عمیق عاشق در فراق یا در تجلیات شدید معشوق را بیان میکند. این درد، درد فنا و پالایش است که هستی مجازی عاشق را میسوزاند. “لو یشا یمشی علی عینی مشا” (به زبان عربی): “اگر بخواهد، بر چشمان من راه میرود، بگذار راه برود”. عاشق در نهایت تسلیم و فداکاری است و بالاترین عضو خود، یعنی چشم را که ابزار دیدن جهان ظاهر است، فرش راه معشوق میسازد و با کمال میل این را میپذیرد. این آغاز، بیانگر شدت و سوزندگی عشق الهی، و نهایت تسلیم و فداکاری عاشق در برابر اراده و حضور معشوق است.
«روز آن باشد که روزیم او بود / ای خوشا آن روز و روزی ای خوشا». مطلوبترین روز، روزی است که بهرهام از او باشد: “روز مطلوب و خوش، آن روزی است که بهره و قسمت من (روزیم)، او (معشوق) باشد”. روز حقیقی زندگی، روزی است که تماماً در محضر معشوق سپری شود و رزق و روزی معنوی از جانب او برسد. “ای خوشا آن روز و چه خوشا آن بهره و قسمت، چه خوشا!”. تکرار “خوشا” تأکید بر نهایت سعادت و خوشبختی در آن روز و با آن روزی است. این بیت، بیانگر مطلوبیت بینهایت روز وصال و بهرهمندی از حضور معشوق به عنوان بالاترین رزق و روزی است.
«آن چه باشد کو کند کان نیست خوش؟ / قد رضینا یفعل الله ما یشا». هرچه او کند نیکوست و تسلیم در برابر ارادهی حق: “چه کاری است که او (معشوق، حق تعالی) انجام دهد و آن کار ناخوشایند باشد؟”. تمام افعال الهی، هرچند در ظاهر سخت به نظر آید، در باطن خیر و نیکوست. “قد رضینا یفعل الله ما یشا” (به زبان عربی): “ما راضی شدیم که خدا هر چه بخواهد، انجام دهد”. این بیانگر مقام رضا و تسلیم در برابر مشیت و ارادهی الهی است. عاشق حقیقی از هر آنچه از جانب معشوق رسد، راضی و خشنود است. این بیت، بیانگر نیکویی تمام افعال الهی و لزوم مقام رضا و تسلیم در برابر ارادهی حق است.
«خار او سرمایه گل\u200cها بود / انه المنان فی کشف الغشا». سختیهای راه او مایهی رویش گلها و منتگذار بودن در کشف حجاب: “خار راه او (سختیها، رنجها، ابتلائات در مسیر عشق) سرمایهی رویش گلها (رحمتها، الطاف، گشایشها) است”. سختیهای مسیر الهی، در حقیقت مقدمهی رسیدن به الطاف و گشایشهای بزرگتر است. “انه المنان فی کشف الغشا” (به زبان عربی): “او بسیار منتگذار و بخشنده است در برداشتن حجاب”. خداوند بیمنت حجابها را از برابر دیدهی دل برمیدارد و جمال خود را آشکار میسازد. این بیت، بیانگر تبدیل سختیها به رحمت در راه عشق و بیمنت بودن لطف الهی در کشف حجاب است.
«هر چه گفتی یا شنیدی پوست بود / لیس لب العشق سرا قد فشا». ظاهر بودن اقوال و شنیدهها و پنهان بودن باطن عشق: “هر آنچه (دربارهی عشق) گفتی یا شنیدی، تنها پوست و ظاهر بوده است”. سخنان و شنیدهها از عالم ظاهر، به حقیقت و باطن عشق راه نمیبرند. “لیس لب العشق سرا قد فشا” (به زبان عربی): “برای باطن عشق رازی نیست که آشکار شده باشد”. حقیقت و لب عشق، پنهان و دستنیافتنی برای درک ظاهری است. این بیت، بیانگر تفاوت میان ظاهر و باطن در عشق و پنهان بودن حقیقت عشق برای درک سطحی است.
«کی به قشر پوست\u200cها قانع شود / ذو لباب فی التجلی قد نشا». عدم رضایت به ظاهر و طلوع صاحب باطن در تجلی: “چه کسی (که طالب حقیقت است) به قشر و پوستها (ظواهر) قانع میشود؟”. کسی که به دنبال حقیقت است، به ظاهر امور بسنده نمیکند. “(بلکه کسی به حقیقت میرسد که) صاحب باطن (ذو لباب) است و در تجلیات (الهی) رشد کرده و نشو و نما یافته است”. حقیقت را کسی درک میکند که در مسیر تجلیات الهی پیش رفته و به باطن رسیده باشد. این بیت، بیانگر لزوم توجه به باطن و عدم قناعت به ظواهر و رشد باطنی در سایهی تجلیات الهی است.
«من خمش کردم غمش خامش نکرد / عافنا من شر واش قد وشا». سکوت شاعر و تداوم درد عشق و پناه از شر سخنچین: “من (شاعر) خاموش شدم (از سخن گفتن باز ایستادم)، اما غم او (غم عشق معشوق) خاموش نشد”. سکوت ظاهری نمیتواند آتش عشق و سوز درونی را خاموش کند. “عافنا من شر واش قد وشا” (به زبان عربی): “خداوند ما را از شر سخنچین که سخنچینی کرد، در امان دارد”. پناه بردن به خداوند از شر کسانی که با سخنان خود به عاشق و معشوق آسیب میرسانند. این بیت، بیانگر تداوم سوز درونی عشق با وجود سکوت ظاهری و پناه بردن از شر بدگویان است.
غزل ۲۶۴ مولانا، غزلی است در بیان شدت، سوزندگی و پالایشگری عشق الهی. پیام اصلی غزل، مطلوب بودن این درد و سوز است که مایهی فنا و پالایش جان عاشق میشود. عاشق حقیقی در برابر ارادهی معشوق نهایت تسلیم و فداکاری را نشان میدهد و مطلوبترین روز برای او روزی است که تماماً در محضر معشوق سپری شود و از او بهرهمند گردد. غزل بر این حقیقت تأکید دارد که تمام افعال الهی خیر و نیکوست و باید در برابر مشیت او مقام رضا را داشت. سختیهای راه عشق، در حقیقت مقدمهی رسیدن به الطاف و گشایشهای الهی است و خداوند بیمنت حجابها را برای بینندگان برمیدارد. غزل به تفاوت میان ظاهر و باطن در عشق اشاره میکند و اینکه حقیقت عشق برای درک سطحی پنهان است و تنها صاحب باطن که در سایهی تجلیات الهی رشد کرده، میتواند به آن دست یابد. با وجود سکوت ظاهری شاعر، آتش عشق درونی او خاموش نمیشود و از شر بدگویان به خدا پناه میبرد. غزل بر شدت عشق، سوز و گداز، فنا، تسلیم، فداکاری، روز وصال، رزق معنوی، مقام رضا، نیکویی افعال الهی، تبدیل سختی به رحمت، کشف حجاب، تفاوت ظاهر و باطن عشق، پنهان بودن حقیقت عشق، صاحب باطن، رشد در تجلی، تداوم سوز عشق، و پناه از شر بدگویان تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر