تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 656 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 656 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 656 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۵۶ دیوان شمس مولانا

مرغان که کنون از قفس خویش جدایید
رخ باز نمایید و بگویید کجایید

کشتی شما ماند بر این آب شکسته
ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید

یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست
یا دام بشد از کف و از صید جدایید

امروز شما هیزم آن آتش خویشید
یا آتشتان مرد شما نور خدایید

آن باد وبا گشت شما را فسرانید
یا باد صبا گشت به هر جا که درآیید

در هر سخن از جان شما هست جوابی
هر چند دهان را به جوابی نگشایید

در هاون ایام چه درها که شکستید
آن سرمه دیدست بسایید بسایید

ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید
این زادن ثانیست بزایید بزایید

گر هند وگر ترک بزادیت دوم بار
پیدا شود آن روز که روبند گشایید

ور زانک سزیدیت به شمس الحق تبریز
والله که شما خاصبک روز سزایید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۵۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۵۶ مولانا، غزلی پر از پرسش‌های عرفانی و دعوت به بیداری، رهایی و تولد دوباره‌ی معنوی است. مولانا در این غزل، مخاطبان را به رها شدن از قید جسم و نفس، و رسیدن به حیات حقیقی درونی فرا می‌خواند. او بر اهمیت مرگ اختیاری، تولد ثانوی، و نقش شمس تبریزی در رسیدن به این مقام تأکید می‌کند.

پرسش از رهایی و دعوت به ظهور

مولانا غزل را با پرسشی از مرغان رها شده و دعوت به ظهور آغاز می‌کند:

مرغان که کنون از قفس خویش جدایید رخ باز نمایید و بگویید کجایید

«ای مرغانی (اشاره به ارواح رها شده از قید جسم و نفس) که اکنون از قفس خویش (قالب تن یا تعلقات دنیوی) جدا شده‌اید،» «چهره (حقیقی) خود را آشکار کنید و بگویید اکنون در کجا (در چه عالمی و با چه مقامی) هستید؟» این بیت به رهایی روح از قید تن و پرسش از جایگاه معنوی آنان که به این رهایی رسیده‌اند، اشاره دارد.

کشتی شما ماند بر این آب شکسته ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید

«کشتی (بدن یا وجود مادی) شما بر این آب (دریای دنیا و کثرات) شکسته (و رها شده) است.» «ای کسانی که مانند ماهی (در دریای حقیقت) هستید، لحظه‌ای از این آب (آب کثرات و تعلقات) بیرون آیید (و به حقیقت وجود خود پی ببرید)!» این بیت به تأکید بر رهایی از قید بدن و بالا آمدن از آب کثرات دنیا برای رسیدن به حیات حقیقی.

رهایی از دام یا فنای قالب

مولانا به دو حالت رهایی اشاره می‌کند: شکستن قالب یا رها شدن از دام:

یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست یا دام بشد از کف و از صید جدایید

«یا قالب (بدن) شما شکسته و (روح) به آن دوست (معشوق ازلی) رسیده است،» «یا (شما) از دام (دنیا و تعلقات آن) رها شده‌اید و از بند شکار (هواهای نفسانی) جدا گشته‌اید.» این بیت به دو راه اصلی رهایی عرفانی اشاره دارد: فنای در حق (شکستن قالب) یا رهایی از تعلقات دنیوی (بشدن دام).

آتش عشق و نور الهی

مولانا به تبدیل عاشق به آتش عشق و نور الهی اشاره می‌کند:

امروز شما هیزم آن آتش خویشید یا آتشتان مرد شما نور خدایید

«امروز شما هیزم (سوخت) آن آتش خویش (نفس و تعلقات خود) هستید (یعنی در حال سوختن و فنای خود در عشقید)،» «یا (پس از سوختن و فنا) آتشتان (فنای شما) از بین رفته و شما (به حقیقت) نور خدا هستید؟» این بیت به تجربه‌ی فنا در آتش عشق و رسیدن به مقام بقای بالله و تبدیل شدن به مظهر نور الهی، تأکید دارد.

آن باد وبا گشت شما را فسرانید یا باد صبا گشت به هر جا که درآیید

«آیا آن باد بلا و وبا (سختی‌ها و ابتلائات دنیا) شما را خسته و دل‌سرد کرد؟» «یا (آن بلاها) به باد صبا (نسیم روح‌بخش و نشاط‌آور) تبدیل شده‌اند و شما به هر جا که وارد می‌شوید (با خود) روح زندگی و نشاط می‌آورید؟» این بیت به قدرت سالک کامل در تبدیل بلاها به رحمت و آوردن فیض به هر مکان، اشاره دارد.

پاسخ درونی و دیدن باطن

مولانا به پاسخ‌های درونی و دیدن باطن اشاره می‌کند:

در هر سخن از جان شما هست جوابی هر چند دهان را به جوابی نگشایید

«در هر سخنی که گفته شود، از جان شما (یعنی از وجود باطنی و شهودی شما) جوابی (حقیقی) وجود دارد،» «اگرچه دهان خود را برای پاسخ (به صورت کلامی) باز نکنید.» این بیت به رسیدن به مقام سکوت عارفانه و توانایی پاسخگویی از طریق زبان حال و شهود باطنی، اشاره دارد.

در هاون ایام چه درها که شکستید آن سرمه دیدست بسایید بسایید

«در هاون ایام (سختی‌ها و گذر زمان) چه مرواریدهایی (درها، اشاره به حقایق گرانبها یا حجاب‌ها) را که شکستید (و آشکار کردید)!» «آن سرمه (سرمه‌ی بینایی و بصیرت) را دیده (به دست آورده‌اید)؛ پس (آن را) بسایید (بیشتر به کار ببرید و بر دیده‌ی جان خود بکشید)!» این بیت به تجربه‌ی سختی‌ها و ریاضت‌ها که منجر به شکستن حجاب‌ها و دستیابی به بصیرت معنوی می‌شود، و دعوت به استفاده‌ی بیشتر از این بصیرت، تأکید دارد.

تولد ثانوی و آشکار شدن حقیقت

مولانا به مفهوم تولد ثانوی و آشکار شدن حقیقت اشاره می‌کند:

ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید این زادن ثانیست بزایید بزایید

«ای کسانی که متولد شدید (حیات مادی یافتید) در حالی که (به نوعی) در مرگ (غفلت و بی‌خبری) قرار داشتید،» «این (رهایی و بیداری) تولد دوم (زادن ثانی) است؛ متولد شوید، متولد شوید!» این بیت به مفهوم مرگ اختیاری و تولد دوباره‌ی معنوی، که همان بیداری از غفلت و یافتن حیات حقیقی است، تأکید دارد.

گر هند وگر ترک بزادیت دوم بار پیدا شود آن روز که روبند گشایید

«چه هندی باشید و چه ترک (از هر نژاد و فرهنگی باشید)، اگر برای دومین بار متولد شوید (تولد معنوی یابید)،» «آن روز که پرده (از چهره حقیقت) کنار می‌زنید (و حقیقت برایتان آشکار می‌شود)، (جایگاه حقیقی‌تان) پیدا خواهد شد.» این بیت به فراگیر بودن تولد معنوی برای هر انسانی و آشکار شدن حقیقت درونی پس از رهایی از قیدها و حجاب‌ها، اشاره دارد.

اشاره به شمس تبریزی و مقام سالکان

مولانا در پایان غزل، به مقام والای سالکانی که به شمس تبریزی رسیده‌اند، اشاره می‌کند:

ور زانک سزیدیت به شمس الحق تبریز والله که شما خاصبک روز سزایید

«و اگر شما (به مقام) سزاوار شدن و رسیدن به شمس‌الحق تبریزی (مراد و پیر کامل) را یافتید،» «به خدا سوگند که شما امیرزاده و شایسته‌ی روز (وقت و زمان) هستید (یعنی مقام و رتبه‌ی والایی دارید و زمانه‌ی خود را رهبری می‌کنید).» این بیت به مقام والای سالکانی که به هدایت و فیض شمس تبریزی رسیده‌اند، و شایستگی آن‌ها برای رهبری و تأثیرگذاری بر زمانه، تأکید دارد.


نکات مهم

  • رهایی از قفس جسم و دنیا: روح با رها شدن از قید تن و تعلقات مادی، به سوی حقیقت عروج می‌کند.
  • مرگ اختیاری و تولد ثانوی: بیداری از غفلت و رسیدن به حیات حقیقی، همان تولد دوباره‌ی معنوی است که در آن سالک از قید مرگ و تعلقات رها می‌شود.
  • فنا در عشق و بقای بالله: سوختن در آتش عشق (فنای نفس) منجر به رسیدن به مقام نور الهی و بقای بالله می‌شود.
  • تبدیل بلا به رحمت: سالکان کامل می‌توانند سختی‌ها و بلاها را به لطف و رحمت تبدیل کرده و موجب نشاط معنوی دیگران شوند.
  • سکوت عارفانه و بصیرت درونی: حقیقت درونی سالک حتی بدون کلام پاسخگوست و بصیرت از طریق ریاضت‌ها به دست می‌آید.
  • شمس تبریزی، راهبر مقام: رسیدن به مقام والای رهبری و تأثیرگذاری معنوی، در گرو هدایت و فیض شمس تبریزی است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: