تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 484 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 484 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 484 دیوان شمس مولانا

هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست
به هر چه روی نهی بی‌وی ار نکوست بدست

چو مغز خام بود در درون پوست نکوست
چو پخته گشت از این پس بدانک پوست بدست

درون بیضه چو آن مرغ پر و بال گرفت
بدانک بیضه از این پس حجاب اوست بدست

به خلق خوب اگر با جهان بسازد کس
چو خلق حق نشناسد نه نیک خوست بدست

فراق دوست اگر اندک‌ست اندک نیست
درون چشم اگر نیم تای موست بدست

در این فراق چو عمری به جست و جو بگذشت
به وقت مرگ اگر نیز جست و جوست بدست

غزل رها کن از این پس صلاح دین را بین
از آنک خلعت نو را غزل رفوست بدست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 484 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 484 از دیوان پر شور و حال شمس مولانا، غزلی است که به تمایز میان ظاهر و باطن، اهمیت رهایی از قید صورت و لزوم جستجوی حقیقت معشوق می‌پردازد. مولانا در این غزل با بیانی تمثیلی، بر این نکته تأکید می‌کند که آنچه در ابتدا نیکوست، ممکن است در ادامه حجاب راه شود و آنچه مهم است، رسیدن به باطن و حقیقت ورای ظاهر است.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با زبانی پر از اشارات، به اهمیت درک حقیقت ورای ظاهر و رهایی از قید صورت می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست به هر چه روی نهی بی‎وی ار نکوست بدست

شرح: مولانا می‌گوید هر چیزی که تو را از دوست (معشوق الهی) دور کند، بد و ناپسند است. حتی اگر به هر چیزی روی آوری که در ظاهر نیکو و پسندیده به نظر برسد، اگر بدون حضور او (بی‌وی) باشد، باز هم بد و ناپسند است. این بیت بر اولویت مطلق معشوق و بی‌ارزش بودن هر آنچه موجب دوری از او می‌شود، تأکید دارد.

بیت دوم:

چو مغز خام بود در درون پوست نکوست چو پخته گشت از این پس بدانک پوست بدست

شرح: هنگامی که مغز (باطن، حقیقت) هنوز خام و نارس است، باقی ماندن در درون پوست (ظاهر، صورت) خوب و لازم است (اشاره به مراحل ابتدایی سلوک که سالک نیازمند رعایت ظواهر است). اما هنگامی که مغز پخته شد (باطن به کمال رسید)، از این پس بدان که پوست (باقی ماندن در قید ظاهر) بد و مانع است. این بیت بر اهمیت رشد باطنی و رهایی از قید ظواهر پس از رسیدن به کمال تأکید دارد.

بیت سوم:

درون بیضه چو آن مرغ پر و بال گرفت بدانک بیضه از این پس حجاب اوست بدست

شرح: هنگامی که آن مرغ در درون بیضه (تخم مرغ) پر و بال گرفت و کامل شد، بدان که بیضه از این پس برای او حجاب و مانع پرواز است و باید از آن رها شود. این بیت نیز مانند بیت قبل، بر لزوم رهایی از قید صورت (بیضه) پس از کمال باطن (مرغ پر و بال گرفته) برای رسیدن به عالم معنا (پرواز) تأکید دارد.

بیت چهارم:

به خلق خوب اگر با جهان بسازد کس چو خلق حق نشناسد نه نیک خوست بدست

شرح: اگر کسی با داشتن اخلاق نیکو با مردم و جهان بسازد و زندگی کند، اما در عین حال “خلق حق” (اخلاق الهی، صفات حق) را نشناسد، این خوش‌خویی او نیکو نیست، بلکه بد و ناقص است. این بیت بر اهمیت معرفت الهی و کسب اخلاق الهی به عنوان کمال حقیقی اخلاق تأکید دارد و اخلاق بدون این معرفت را ناقص می‌داند.

بیت پنجم:

فراق دوست اگر اندک‎ست اندک نیست درون چشم اگر نیم تای موست بدست

شرح: دوری و فراق از دوست (معشوق) حتی اگر در ظاهر اندک و ناچیز به نظر برسد، در حقیقت اندک و کم‌اهمیت نیست. این فراق مانند نیمه‌ی یک تار مو در درون چشم است که با وجود کوچکی، بسیار آزاردهنده و مانع دید کامل است. این بیت بر اهمیت حضور معشوق و سنگینی بار فراق، حتی در کمترین حد آن، تأکید دارد.

بیت ششم:

در این فراق چو عمری به جست و جو بگذشت به وقت مرگ اگر نیز جست و جوست بدست

شرح: هنگامی که در این دوران فراق از معشوق، عمری به جستجو و طلب او گذشت، حتی در وقت مرگ نیز اگر این جستجو و طلب در وجود عاشق باشد، نیکوست. این بیت بر اهمیت طلب و جستجوی معشوق در تمام مراحل زندگی، حتی تا لحظه‌ی مرگ، تأکید دارد.

بیت هفتم:

غزل رها کن از این پس صلاح دین را بین از آنک خلعت نو را غزل رفوست بدست

شرح: مولانا در پایان غزل، با اشاره به خود یا به سالک، می‌گوید که از این پس غزل‌سرایی و سخنوری را رها کن و به “صلاح دین” (راه درست و حقیقت) بپرداز. چرا که غزل و سخن در برابر “خلعت نو” (عنایت و فیض جدید الهی که به عاشق می‌رسد) مانند “رفو” (وصله زدن) است و ارزش چندانی ندارد. این بیت بر ترجیح حال بر قال و بی‌اهمیت بودن سخن در برابر حقیقت و معرفت تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 484 دیوان شمس، غزلی است که به زیبایی به تمایز میان ظاهر و باطن، اهمیت رهایی از قید صورت و لزوم جستجوی حقیقت معشوق می‌پردازد. مولانا در این غزل، بر اولویت مطلق معشوق، لزوم رهایی از قید ظواهر پس از کمال باطنی، اهمیت معرفت الهی و کسب اخلاق الهی، سنگینی بار فراق معشوق و ارزش طلب و جستجوی او در تمام مراحل زندگی تأکید می‌کند. این غزل با اشاره به بی‌اهمیت بودن سخن در برابر حقیقت و معرفت، بر ترجیح حال بر قال در مسیر سلوک الی الله اشاره می‌نماید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: