تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 744 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 744 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 744 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۴۴ دیوان شمس مولانا

رو ترش کردی مگر دی باده‌ات گیرا نبود
ساقیت بیگانه بود و آن شه زیبا نبود

یا به قاصد رو ترش کردی ز بیم چشم بد
بر کدامین یوسف از چشم بد آن غوغا نبود

چشم بد خستش ولیکن عاقبت محمود بود
چشم بد با حفظ حق جز باطل و سودا نبود

هین مترس از چشم بد وان ماه را پنهان مکن
آن مه نادر که او در خانه جوزا نبود

در دل مردان شیرین جمله تلخی‌های عشق
جز شراب و جز کباب و شکر و حلوا نبود

این شراب و نقل و حلوا هم خیال احولست
اندر آن دریای بی‌پایان به جز دریا نبود

یک زمان گرمی به کاری یک زمان سردی در آن
جز به فرمان حق این گرما و این سرما نبود

هین خمش کن در خموشی نعره می‌زن روح وار
تو کی دیدی زین خموشان کو به جان گویا نبود

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۴۴ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۴۴ مولانا، غزلی پر از نکته‌سنجی‌های عرفانی در باب جلوه‌ی معشوق، ترس از چشم بد، و حقیقت عشق است. مولانا در این غزل، به معشوق (یا شمس تبریزی) خطاب می‌کند و از او می‌خواهد که از جلوه‌گری نترسد. او به بی‌اثر بودن چشم بد در برابر حفظ الهی اشاره می‌کند و حقیقت عشق را ورای لذت‌های حسی و در نهایت، فنا در دریای بی‌کران حق می‌داند.

گلایه از ترش‌رویی و دلیل آن

مولانا غزل را با سؤالی از معشوق آغاز می‌کند:

رو ترش کردی مگر دی باده‌ات گیرا نبود ساقیت بیگانه بود و آن شه زیبا نبود

«مگر دیروز (در بزم عشق) ترش‌رو (گرفته و اخمو) شدی؟ شاید باده‌ات (شراب فیض) گیرایی (تأثیر لازم) نداشت،» «یا ساقیت بیگانه بود و آن پادشاه زیبا (معشوق) حضور نداشت؟» این بیت، سوال از علت ترش‌رویی معشوق و اشاره به عوامل احتمالی مانند کمبود فیض یا غیبت معشوق حقیقی.

یا به قاصد رو ترش کردی ز بیم چشم بد بر کدامین یوسف از چشم بد آن غوغا نبود

«یا به خاطر پیام‌رسان (قاصد) ترش‌رو شدی، از بیم چشم بد (که مبادا جمالت را چشم بزنند)؟» «بر کدامین یوسف (اشاره به حضرت یوسف که به دلیل جمالش مورد حسد قرار گرفت) از چشم بد آن همه غوغا (آسیب و فتنه) نبود؟ (یعنی زیبایی همیشه با خطر چشم بد همراه بوده است).» این بیت، احتمال دوم برای ترش‌رویی: ترس از چشم زخم. اما مولانا این ترس را طبیعی و حتی اجتناب‌ناپذیر برای زیبایی‌های یوسف‌گونه می‌داند.

بی‌اثری چشم بد در برابر حفظ الهی

مولانا به بی‌اثر بودن چشم بد در برابر لطف الهی اشاره می‌کند:

چشم بد خستش ولیکن عاقبت محمود بود چشم بد با حفظ حق جز باطل و سودا نبود

«چشم بد (اگرچه ظاهراً) او (یوسف یا هر صاحب جمالی) را آست آسیب زد، اما عاقبت (کارش) ستوده (محمود) بود (و به خیر انجامید)،» «چشم بد در برابر حفظ (مراقبت) حق، چیزی جز باطل و خیالی خام (سودا) نبود (و هیچ تأثیری حقیقی نداشت).» این بیت، تأکید بر حمایت الهی و بی‌اثر بودن حقیقی چشم بد در برابر اراده و حفاظت خداوند.

هین مترس از چشم بد وان ماه را پنهان مکن آن مه نادر که او در خانه جوزا نبود

«بشتاب (هین)، از چشم بد مترس و آن ماه (معشوق که چون ماه زیباست) را پنهان مکن،» «آن ماه نادری (بی‌نظیری) که او (حتی) در خانه‌ی جوزا (برج جوزا، نماد فلک و آسمان) هم نمی‌گنجد (و از آسمان‌ها نیز فراتر است).» این بیت، دعوت صریح از معشوق برای تجلی بی‌پرده و بی‌هراس، زیرا او آنقدر بزرگ و نادر است که فراتر از هر آسیبی است.

حقیقت عشق ورای لذت‌های حسی

مولانا به ماهیت حقیقی عشق و لذت‌های آن اشاره می‌کند:

در دل مردان شیرین جمله تلخی‌های عشق جز شراب و جز کباب و شکر و حلوا نبود

«در دل مردان (عاشقان حقیقی)، تمام تلخی‌های عشق، (در حقیقت) چیزی جز شراب و کباب و شکر و حلوا نبود (یعنی این تلخی‌ها نیز برای آن‌ها بسیار شیرین و لذت‌بخش است).» این بیت، بیان پارادوکسیکال در عشق؛ تلخی‌ها برای عاشقان حقیقی به شیرینی تبدیل می‌شود و سراسر لذت است.

این شراب و نقل و حلوا هم خیال احولست اندر آن دریای بی‌پایان به جز دریا نبود

«این شراب و نقل و حلوا (که نماد لذت‌های حسی و حتی لذت‌های ظاهری عشق است)، خود نیز خیالی از دیده‌ی کج‌بین (احول) است،» «(چرا که) در آن دریای بی‌کران (عشق الهی)، چیزی جز خود دریا (و فنا در آن) وجود نداشت (و تمام لذت‌ها در حقیقت همان دریاست).» این بیت، تعالی بخشیدن به مفهوم لذت؛ حتی لذت‌های عشق نیز در نهایت خیالی بیش نیستند و اصل، همان فنا در دریای بی‌کران حق است.

فرمان الهی و خاموشی عارفانه

مولانا به فرمان الهی در گرما و سرما و سپس به خاموشی عارفانه می‌پردازد:

یک زمان گرمی به کاری یک زمان سردی در آن جز به فرمان حق این گرما و این سرما نبود

«یک زمان در کاری (حالتی از سلوک) گرمی (شور و حال) وجود دارد و یک زمان سردی (قبض و بی‌حالی)،» «(و این) گرما و سرما (همه احوال و دگرگونی‌ها) جز به فرمان حق (خداوند) نیست.» این بیت، اشاره به احوال قبض و بسط در سلوک عرفانی و تأکید بر اینکه تمام این حالات از فرمان الهی است.

هین خمش کن در خموشی نعره می‌زن روح وار تو کی دیدی زین خموشان کو به جان گویا نبود

«بشتاب (هین)، ساکت شو و در خاموشی، (مانند) روح نعره بزن (و به بیان حقایق بپرداز)،» «تو کی دیدی از این خاموشان (عارفانی که ظاهراً ساکتند) که با جان (و باطن) خود گویا (سخن‌گو و بیان‌کننده) نباشد؟» این بیت، دعوت به خاموشی ظاهری و گویایی باطنی؛ عارفان حقیقی در خاموشی ظاهری، با روح خود حقایق را فریاد می‌زنند.


نکات مهم

  • معشوق و تجلی: مولانا از معشوق می‌خواهد که از ترش‌رویی و پنهان‌کردن جمال خود بپرهیزد.
  • بی‌اثری چشم بد: چشم بد در برابر حفاظت الهی ناتوان است و در نهایت، زیبایی و لطف معشوق پیروز می‌شود.
  • فراتر از محدودیت‌ها: معشوق آنقدر عظیم است که فراتر از هرگونه حصار و برجی است و نباید از جلوه‌گری او ترسید.
  • تبدیل تلخی به شیرینی در عشق: برای عاشقان حقیقی، حتی تلخی‌های راه عشق نیز شیرین و لذت‌بخش است.
  • فنا در دریای عشق: لذت‌های ظاهری عشق، خود نیز خیالی بیش نیستند و اصل، همان فنا در دریای بی‌کران حقیقت است.
  • قبض و بسط در سلوک: تمام احوال (گرمی و سردی) در مسیر عرفانی، تحت فرمان الهی است.
  • خاموشی ظاهری و گویایی باطنی: عارفان حقیقی در سکوت ظاهری، با روح خود حقایق را بیان می‌کنند.

این غزل با بیانی عمیق و پر از نکته‌سنجی، به ابعاد مختلف عشق و معرفت می‌پردازد و سالک را به رهایی از ترس‌ها و تعلقات ظاهری، و رسیدن به حقیقت محض عشق که فنا در معشوق است، فرامی‌خواند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: