تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 765 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 765 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 765 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۶۵ دیوان شمس مولانا

هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد
نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند

چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند

به مثَل گفته‌ام این را و اگر نه کرَم او
نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند

همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند

دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟

هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۶۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۶۵ مولانا، غزلی پر از امید، استقامت، و بشارت به عاشقان در برابر سختی‌ها و ناامیدی‌ها است. مولانا در این غزل، به لطف و کرم بی‌نهایت یار (معشوق/خداوند)، لزوم صبر و پایداری در راه او، و راهگشایی‌های غیبی اشاره می‌کند. او با تمثیل‌های زیبا و تکرار تأکیدی، به عظمت بی‌مانند معشوق و فیض بی‌پایان او می‌پردازد.

امیدواری و پایداری در برابر یار

مولانا غزل را با دعوتی به امیدواری و پایداری در راه معشوق آغاز می‌کند:

هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟

«بیا! ناامید مباش، اگر یار (معشوق/خداوند) تو را (به ظاهر) دور کند،» «اگر امروز تو را راند، آیا (ممکن نیست) که فردای تو را بخواند (پذیرا شود)؟» این بیت، دعوتی به عدم ناامیدی در برابر دوری ظاهری یار؛ دوری امروز ممکن است مقدمه‌ی قربت فردا باشد و معشوق در نهایت عاشق را پذیرا خواهد شد.

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند

«اگر در (وصال یا رحمت) را بر تو بست، مرو و همان‌جا صبر کن،» «پس از صبر، او تو را به صدر (بالاترین جایگاه) خواهد نشاند.» این بیت، تأکید بر اهمیت صبر و استقامت در راه عشق؛ حتی اگر درها بسته شوند، پایداری عاشق در نهایت او را به مقامی والا می‌رساند.

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

«و اگر (یار) تمام راه‌ها و گذرگاه‌ها را بر تو ببندد،» «راه پنهانی را به تو نشان خواهد داد که هیچ کس آن راه را نمی‌داند.» این بیت، بیان راهگشایی‌های غیبی معشوق؛ حتی در اوج ناامیدی و بسته شدن ظاهری راه‌ها، او راهی پنهان و خاص را برای عاشق باز می‌کند.

لطف و کرم یار و دگرگونی‌ها

مولانا با تمثیل‌هایی به لطف و قدرت دگرگون‌کننده‌ی یار اشاره می‌کند:

نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند

«مگر نه اینکه قصاب (در ظاهر ظالم) وقتی سر میش را با خنجر می‌برد،» «کشته‌ی خود را رها نمی‌کند، (بلکه) پس از کشتن، آن را می‌کشد (برای مصرف)؟» این بیت، تمثیلی برای بیان اینکه سختی‌هایی که از سوی یار می‌رسد، ظاهری است؛ همان‌طور که قصاب میش را برای منظوری والا می‌کشد، یار نیز سختی‌ها را برای هدفی والاتر به عاشق می‌رساند.

چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند

«چون نفس (دم) میش (وجود مادی) از بین رفت (و فانی شد)، او (یار/خداوند) آن را از نفس خود (فیض الهی) پُر می‌کند،» «(آن وقت) تو خواهی دید که نفس یزدان (دم الهی) تو را به کجاها می‌رساند.» این بیت، ادامه تمثیل قبلی؛ فنای نفسانی (از دست رفتن دم میش) موجب دریافت فیض الهی (دم یزدان) و رسیدن به مقامات بلند می‌شود.

به مثَل گفته‌ام این را و اگر نه کرَم او نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند

«این را به عنوان مثال گفته‌ام، وگرنه کرم (بخشش و لطف) او (یار/خداوند)،» «هیچ کس را نمی‌کشد (یعنی به معنای حقیقی، هلاکت نمی‌دهد)، بلکه از کشتن (فنای ظاهری و هلاکت حقیقی) می‌رهاند.» این بیت، تأکید بر جنبه‌ی لطف و کرم بی‌نهایت خداوند؛ حتی آن سختی‌های ظاهری نیز برای رهایی و رستگاری است، نه برای هلاکت.

عظمت بی‌مانند و فیض بی‌پایان یار

مولانا به بی‌مانندی معشوق و فیض بی‌کران او اشاره می‌کند:

همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند

«(او) تمام پادشاهی سلیمان را به یک مور می‌بخشد،» «هر دو جهان را می‌دهد و هیچ دلی را (از فیض خود) محروم نمی‌کند (نرمانَد).» این بیت، بیان عظمت بی‌نهایت لطف و سخاوت یار؛ او قادر است بزرگترین بخشش‌ها را به کوچکترین موجودات بکند و هیچ دلی را از فیض خود محروم نمی‌سازد.

دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟

«دل من تمام جهان را گشت و مانندی (مثالی) برای او (یار) نیافت،» «به چه کسی شباهت دارد؟ به چه کسی شباهت دارد؟ به چه کسی شباهت دارد؟ به چه کسی شباهت دارد؟» این بیت، بیانگر بی‌مانندی و بی‌نظیری یار؛ او چنان یگانه است که هیچ چیز در عالم نمی‌تواند با او مقایسه شود. تکرار “به که ماند” نشانه‌ی حیرت و عظمت یار است.

هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

«بیا! خاموش باش، زیرا او (یار)، بی‌سخن (بدون نیاز به گفتار و واسطه)، از این شراب (می عشق)، همگان را» «می‌چشاند، می‌چشاند، می‌چشاند، می‌چشاند.» این بیت، دعوت به سکوت و خاموشی؛ زیرا یار قادر است بی‌واسطه و بی‌سخن، شراب عشق را به همگان بچشاند. تکرار “بچشاند” نشانه‌ی شدت فیض‌بخشی و وسعت نفوذ عشق اوست.


نکات مهم

  • امیدواری و پایداری: ناامیدی در برابر دوری یار جایز نیست و صبر در راه او، عاشق را به مقام والایی می‌رساند.
  • راهگشایی‌های غیبی: حتی در اوج سختی‌ها و بسته شدن راه‌ها، یار راهی پنهان و خاص را برای عاشق می‌گشاید.
  • هدفمندی سختی‌ها: سختی‌هایی که از سوی یار می‌رسد، ظاهری است و برای هدفی والاتر (رهایی و رستگاری) است.
  • فنا و بقا: فنای نفسانی (کشتن میش) مقدمه‌ی دریافت فیض الهی (دم یزدان) و رسیدن به مقامات بلند است.
  • کرم بی‌نهایت الهی: یار قادر است بزرگترین بخشش‌ها را به کوچکترین موجودات کند و هیچ دلی را از فیض خود محروم نمی‌سازد.
  • بی‌مانندی یار: معشوق چنان یگانه و بی‌نظیر است که هیچ چیز در جهان قابل مقایسه با او نیست.
  • فیض بی‌واسطه: یار می‌تواند بی‌سخن و بی‌واسطه، شراب عشق را به همگان بچشاند.
  • سکوت عارفانه: دعوت به خاموشی، زیرا فیض یار فراتر از کلام و گفتار است.

این غزل با بیانی شورانگیز و سراسر امید، به لطف و کرم بی‌نهایت معشوق (خداوند/شمس تبریزی) و لزوم صبر و استقامت در راه او می‌پردازد. مولانا در این ابیات، عاشق را به نگاهی فراتر از ظواهر دعوت می‌کند و به او اطمینان می‌دهد که حتی سختی‌ها نیز از سر لطف و برای ارتقای اوست.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: