مطالب پیشنهادی![]()
تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
تدبیر به تقدیر خداوند نماند
بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند
حیله بکند لیک خدایی نتواند
گامی دو چنان آید کو راست نهادست
وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
استیزه مکن مملکت عشق طلب کن
کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر
کاین کام تو را زود به ناکام رساند
اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری
کاشکار تو را باز اجل بازستاند
چون باز شهی رو به سوی طبله بازش
کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند
از شاه وفادارتر امروز کسی نیست
خر جانب او ران که تو را هیچ نراند
زندانی مرگند همه خلق یقین دان
محبوس تو را از تک زندان نرهاند
دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست
تا هر که مخنث بود آناش برماند
حاشا ز سواری که بود عاشق این راه
که بانگ سگ کوی دلش را بطپاند
غزل ۶۵۲ مولانا، مانند غزلهای قبلی در این مجموعه، به مفاهیم تقدیر، تدبیر، عشق الهی، تسلیم و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد. مولانا در این غزل، بر ناتوانی تدبیر انسانی در برابر تقدیر الهی، لزوم پناه بردن به عشق، و رهایی از نفس و خواستههای مادی تأکید میکند. او سالک را به تسلیم در برابر مشیت حق و توجه به شاه حقیقی (خداوند) فرا میخواند.
مولانا غزل را با بیان تفاوت تدبیر انسانی و تقدیر الهی آغاز میکند:
تدبیر کند بنده و تقدیر نداند تدبیر به تقدیر خداوند نماند
“بنده (انسان) تدبیر میکند و برنامهریزی میکند، اما از تقدیر (سرنوشت و مشیت الهی) آگاه نیست.” “تدبیر انسان چگونه میتواند با تقدیر خداوند برابری کند؟ (هرگز برابری نمیکند).” این بیت به محدودیت و ناتوانی تدابیر انسانی در برابر ارادهی مطلق و دانش بینهایت الهی اشاره دارد.
بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند حیله بکند لیک خدایی نتواند
“هنگامی که بنده میاندیشد و برنامهریزی میکند، مشخص است که چه چیزهایی را (محدود به دیدگاه خود و امور دنیوی) میبیند.” “او حیله و چارهجویی میکند، اما قدرت و ارادهی الهی را نمیتواند (درک کند یا بر آن غلبه کند).” این بیت بر محدودیت دید انسان در تدبیر و ناتوانی او در نفوذ در تقدیر الهی تأکید میکند.
گامی دو چنان آید کو راست نهادست وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
“(انسان) یکی دو گام (در مسیر تدابیرش) به گونهای برمیدارد که گویی قدمهایش درست و مستقیم است،” “اما پس از آن درمییابد که (همین گامها در نهایت) او را به کجاها (به مقاصد و سرنوشتهای غیرمنتظرهای که تقدیر الهی تعیین کرده) کشانده است.” این بیت به غیرقابل پیشبینی بودن مسیر زندگی و نقش تقدیر در هدایت انسان به سوی مقصدهایی که هرگز تدبیر نکرده بود، اشاره دارد.
مولانا به لزوم رهایی از ستیزه با تقدیر و پناه بردن به عشق اشاره میکند:
استیزه مکن مملکت عشق طلب کن کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
“با تقدیر (یا با هستی) مقابله و ستیزه نکن! (در عوض) قلمرو عشق (الهی) را طلب کن!” “زیرا این قلمرو (عشق)، تو را از (چنگ) ملکالموت (فرشتهی مرگ) رها میسازد (یعنی مرگ جسمانی را به حیات ابدی و فنا در حق تبدیل میکند).” این بیت به راه نجات و رهایی از فنای مادی از طریق پناه بردن به عشق الهی و تجربه فنای اختیاری در آن تأکید دارد.
باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر کاین کام تو را زود به ناکام رساند
“باری تو خواستهها و تمایلات نفسانی (کام خود) را رها کن و نور خرد (بصیرت و معرفت الهی) را به دست آور!” “زیرا این خواستههای (نفسانی) تو را زود به ناکامی و پشیمانی میرساند.” این بیت به لزوم رهایی از خواستههای نفسانی که مانع رسیدن به مقصود حقیقی هستند و توجه به بصیرت و معرفت الهی، اشاره میکند.
مولانا به تسلیم مطلق در برابر شاه (معشوق الهی) اشاره میکند:
اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری کاشکار تو را باز اجل بازستاند
“تو شکارِ شاه (معشوق الهی) باش و خود را تسلیم او کن؛ به دنبال هیچ شکار (دنیوی) دیگری نباش!” “زیرا شکار تو را (هر آنچه به دست آوری)، بازِ اجل (مرگ) دوباره از تو پس میگیرد و از بین میبرد.” این بیت بر لزوم تسلیم مطلق در برابر معشوق الهی و بیارزشی تعلقات دنیوی که همگی فانی هستند، تأکید دارد.
چون باز شهی رو به سوی طبله بازش کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند
“همانند بازِ شاهی (که پس از شکار به سوی صاحبش بازمیگردد)، تو نیز به سوی طبله (محل بازگشت و پناهگاه امن) آن شاه بازگرد!” “زیرا آن طبله (مقام قرب الهی) به تو نوش (شادی و حیات) میدهد، و تو را (با نواختن) طبل (جنگ و سختیها) نمیخواند.” این بیت به امنیت و آرامش در پناه معشوق الهی که سرشار از لطف و رحمت است و نه دشواری و جنگ، اشاره دارد.
از شاه وفادارتر امروز کسی نیست خر جانب او ران که تو را هیچ نراند
“امروز هیچ کس از آن شاه (خداوند یا پیر کامل) وفادارتر نیست.” “الاغ (نماد نفس اماره و تعلقات دنیوی) را به سوی او بران (جهتگیری خود را به سمت او قرار بده) که او هرگز تو را از خود نمیراند و طرد نمیکند.” این بیت بر وفاداری مطلق معشوق الهی و دعوت به تسلیم نفس در برابر او، تأکید دارد.
مولانا به ناتوانی انسان در برابر مرگ و مفهوم “بانگ سگان” در راه عرفان اشاره میکند:
زندانی مرگند همه خلق یقین دان محبوس تو را از تک زندان نرهاند
“مطمئن باش که تمام مخلوقات (اهل دنیا) زندانی مرگ هستند (در قید فنا گرفتارند).” “(پس) زندانی دیگری نمیتواند تو را از قعر این زندان (زندان دنیا و فنا) رهایی بخشد.” این بیت بر فناپذیری همه چیز و عدم امکان نجات از طریق موجودات فانی، و لزوم پناه به بقای مطلق الهی، تأکید دارد.
دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست تا هر که مخنث بود آناش برماند
“آیا میدانی که در این کوی رضا (مکان تسلیم و خشنودی به تقدیر الهی)، بانگ سگان چیست؟” “این بانگ برای آن است که هر کس که (در عشق) ضعیف و بیاراده (مخنث) باشد، از آن بازماند (و نتواند وارد شود).” این بیت به موانع و دشواریهای راه عرفان و غربالگری آن برای تشخیص عاشقان حقیقی از مدعیان ضعیف، اشاره دارد. “بانگ سگان” میتواند نمادی از اعتراضات، شماتتها، یا وسوسههایی باشد که مانع سالک ضعیف میشوند.
حاشا ز سواری که بود عاشق این راه که بانگ سگ کوی دلش را بطپاند
“هرگز! حاشا از سواری (سالکی) که عاشق این راه (عشق الهی) باشد،” “(که) بانگ سگ کوی (همین موانع یا حرف مردم) دلش را به تپش اندازد (و او را از راه بازدارد).” این بیت بر استقامت و ثبات قدم عاشق حقیقی در برابر تمام موانع و مخالفتها، تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر