مطالب پیشنهادی![]()
توبه سفر گیرد با پای لنگ
صبر فروافتد در چاه تنگ
جز من و ساقی بنماند کسی
چون کند آن چنگ ترنگاترنگ
عقل چو این دید برون جست و رفت
با دل دیوانه که کردست جنگ
صدر خرابات کسی را بود
کو رهد از صدر و ز نام و ز ننگ
هر کی ز اندیشه دلارام ساخت
کشتی برساخت ز پشت نهنگ
و آنک در اندیشه یک جو زر است
او خر پالان بود و پالهنگ
یار منی زود فرو جه ز خر
خر بفروش و برهان بیدرنگ
کون خری دنب خری گیر و رو
رو که کلیدان نبود بی مدنگ
راز مگو پیش خران ای مسیح
باده ستان از کف ساقی شنگ
این غزل مولانا، ستایشی از عشق و مستی روحانی و طرد عقل جزئی و تعلقات دنیوی است. مولانا بیان میکند که در بزم عشق، توبه و صبر راه به جایی نمیبرند و عقل از بیم آشوب عشق میگریزد. او عاشق حقیقی را رها از نام و ننگ و اندیشههای مادی میداند و با لحنی طنزآمیز و کنایهآمیز، به توصیه به ترک دنیا و طلب باده عشق میپردازد.
غزل با بیان ضعف توبه و صبر در برابر عشق آغاز میشود: “توبه سفر گیرد با پای لنگ / صبر فروافتد در چاه تنگ“. در راه عشق، توبه با پای لنگ (ناتوان) به سفر میرود و دوام نمیآورد. و صبر نیز در چاهی تنگ و تاریک (کنایه از محدودیت و بنبست) سقوط میکند. (یعنی در عشق حقیقی، جایی برای توبه از گناه عشق یا صبر بر آن نیست).
“جز من و ساقی بنماند کسی / چون کند آن چنگ ترنگاترنگ“. در این بزم عشق، جز من (عاشق) و ساقی (معشوق)، کسی باقی نمیماند. آنگاه چنگ (ساز عشق) چگونه میتواند نغمههای شورانگیز (ترنگاترنگ) بنوازد؟ (اشاره به وحدت عاشق و معشوق در بزم عشق و بیاثر شدن هر آنچه جز این دو است).
مولانا به واکنش عقل در برابر عشق اشاره میکند: “عقل چو این دید برون جست و رفت / با دل دیوانه که کردست جنگ“. عقل هنگامی که این صحنه (بزم عشق و بیخودی) را دید، بیرون جست و فرار کرد. (عقلی که) با دل دیوانه (که درگیر عشق است) جنگیده بود.
“صدر خرابات کسی را بود / کو رهد از صدر و ز نام و ز ننگ“. صدرنشینی خرابات (مقام برتری در عالم عشق و رندی) سزاوار کسی است. که از مقام و منصب (صدر) و از نام و ننگ (آبرو و اعتبار ظاهری) رهایی یافته باشد.
مولانا به دو نوع اندیشه و نتیجه آن اشاره میکند: “هر کی ز اندیشه دلارام ساخت / کشتی برساخت ز پشت نهنگ“. هر کس که از اندیشه (فکر و خیال خود) دلآرامی (معشوق یا آرامشبخش) ساخت. (او کاری کرده است بس دشوار و محال، چرا که) کشتی را از پشت نهنگ (که نماد خطر و ناپایداری است) ساخته است. (یعنی با اندیشه صرف نمیتوان به دلآرام حقیقی دست یافت و اندیشه باید از جنس عشق باشد).
“و آنک در اندیشه یک جو زر است / او خر پالان بود و پالهنگ“. و آن کس که تمام فکر و اندیشهاش، یک جو طلا (کوچکترین مقدار از مال دنیا) است. او خود خر پالاندار (حمال دنیا) است و پالهنگ (مهار و قید) بر گردن دارد. (کنایه از اسارت در دنیا).
مولانا به ترک دنیا و نفس اماره توصیه میکند: “یار منی زود فرو جه ز خر / خر بفروش و برهان بیدرنگ“. ای همراه من، هر چه زودتر از این خر (نفس اماره یا جسم دنیاپرست) فرو بپر (رها شو). خرت را بفروش (دنیا را ترک کن) و بیدرنگ خود را نجات بده.
“کون خری دنب خری گیر و رو / رو که کلیدان نبود بیمدنگ“. (این بیت کمی کنایهآمیز و تند است) دم خر را بگیر و برو (با رندی و بیخیالی راه خود را پیش بگیر). برو که کلید (گشایش) بدون مدنگ (سوراخ کلید، یا شاید کنایه از سختی یا راهکار خاصی که باید بدان دست یازی) نبود. (یعنی برای رسیدن به گشایش، باید سختی و رنجی را تحمل کرد).
غزل با توصیهای به مسیحواران به پایان میرسد: “راز مگو پیش خران ای مسیح / باده ستان از کف ساقی شنگ“. ای مسیحنفس (کسی که روح مسیحایی دارد و اسرار میداند)، راز را پیش خران (جاهلان و نااهلان) مگو. (فقط) باده را از کف ساقی چابک و شوخ (ساقی شنگ) بگیر (و مست شو).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر