مطالب پیشنهادی![]()
یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
چونک دریا دست ندهد پای نِه در جوی آب
آن حریفان چو جان و باقیان جاودان
در لطافت همچو آب و در سخاوت چون سحاب
همرهانِ آبِ حیوان خضریانِ آسمان
زندگی هر عمارت گنجهای هر خراب
آب یار نور آمد این لطیف و آن ظریف
هر دو غمازند لیکن نی ز کین بل ز احتساب
آب اندر طشت و یا جو چون ز کف جنبان شود
نور بر دیوار هم آغاز گیرد اضطراب
عرق جنسیت برادر جون قیامت میکند
خود تو بنگر من خموشم وهو اعلم بالصواب
غزل شماره ۲۹۹ از دیوان شمس مولانا با طرح دو نیاز اساسی در مسیر سلوک آغاز میشود: «یَا وِصَاْلِ یَاْرْ بَاْیَدْ یَا حَرِیفَاْنْ رَا شَرَاْبْ / چُونْکْ دَرْیَاْ دَسْتْ نَدْهَدْ پَاْیْ نِِهْ دَرْ جُویْ آْبْ». شاعر میگوید: “یا وصال یار باید یا حریفان را شراب”. یا باید به وصال یار (حقیقت مطلق، معشوق الهی) رسید که نهایت آرزوی هر سالکی است، یا اگر این میسر نشد، برای یاران و هممسلکان (حریفان) شراب (شراب عشق الهی، حال خوش روحانی) لازم است. این نشان میدهد که در غیاب وصال کامل، تنها چیزی که میتواند تحمل فراق را ممکن سازد و جان را تازه کند، نوشیدن از بادهی عشق است. “چونک دریا دست ندهد پای نِه در جوی آب”. این مصرع یک تمثیل است: هنگامی که دسترسی به دریا (وصال کامل، فناء فی الله) ممکن نیست، باید پا در جوی آب (تجلیات جزئی، حالات روحانی، ذکر و فکر) گذاشت و از آن بهره برد. این بیت، بیانگر این است که در مسیر رسیدن به حقیقت مطلق، اگرچه وصال نهایی مقصود است، اما در طول راه نیز باید از فیوضات و تجلیات الهی بهرهمند شد و نباید از حرکت باز ایستاد.
«آنْ حَرِیفَاْنْ چُو جَاْنْ و بَاْقِیَاْنِ جَاْوِدَاْنْ / دَرْ لَطَاْفَتْ هَمْچُو آْبْ و دَرْ سَخَاْوَتْ چُونْ سَحَاْبْ». وصف حریفان (سالکان) و صفات آنها: “آن حریفان چو جان و باقیان جاودان”. آن یاران و هممسلکان در لطافت و ارزشمندی مانند جان هستند و وجودشان باقی و جاودانه است (به دلیل اتصال به حق). “در لطافت همچو آب و در سخاوت چون سحاب”. در لطافت و نرمی مانند آب هستند و در بخشش و کرم مانند ابر (سحاب) که باران رحمت میباراند. این بیت، به بیان ویژگیهای انسانهای واصل یا در مسیر وصول میپردازد که وجودشان سرشار از حیات معنوی، لطافت، و بخشش است.
«هَمْرَهَاْنِ آْبِ حَیْوَاْنْ خِضْرِیَاْنِ آْسْمَاْنْ / زِنْدِگِیْ هَرْ عِمَاْرَتْ گَنْجْهَاْیِ هَرْ خَرَاْبْ». همنشینی با آب حیات و خضریان معنوی، و زندگی بخشیدن به خرابیها: “همرهان آب حیوان خضریان آسمان”. این حریفان کسانی هستند که همنشین آب حیات (معرفت و عشق الهی) و مانند خضر (که عمر جاودان یافت) در آسمان معرفت جای دارند. “زندگی هر عمارت گنجهای هر خراب”. زندگی و آبادی هر بنایی، مرهون گنجهایی است که در ویرانهها و خرابیها (درون انسان، عالم ماده) نهفته است. این نشان میدهد که در دل سختیها و نیستیها (خرابیها)، گنجهای معنوی و حیات حقیقی نهفته است که با راهنمایی این همرهان آب حیوان میتوان به آنها دست یافت.
«آْبْ یَاْرِ نُورْ آْمَدْ اِینْ لَطِیفْ و آنْ ظَرِیْفْ / هَرْ دُو غَمَّاْزَنْدْ لِیْکِنْ نَیْ زِ کِینْ بَلْ زِ اِحْتِسَاْبْ». آب و نور، دوستان یکدیگر و غمازان لطیف و ظریف: “آب یار نور آمد این لطیف و آن ظریف”. آب (نماد حیات) دوست و همراه نور (نماد معرفت و تجلی حق) است. آب لطیف است و نور ظریف. این دو با هم همراهند. “هر دو غمازند لیکن نی ز کین بل ز احتساب”. هر دو (آب و نور) غماز و نشاندهنده هستند، اما نه از روی کینه، بلکه برای حساب و روشن کردن حقیقت (احتساب). آب زلالی نشان میدهد و نور آشکار میکند. این بیت، بیانگر همراهی حیات و معرفت و نقش آنها در آشکار کردن حقایق عالم.
«آْبْ اَنْدَرْ طَشْتْ و یَا جُو چُونْ زِ کَفْ جُنْبَاْنْ شَوَدْ / نُورْ بَرْ دِیْوَاْرْ هَمْ آْغَاْزْ گِیرَدْ اِضْطِرَاْبْ». اضطراب نور با حرکت آب: “آب اندر طشت و یا جو چون ز کف جنبان شود”. هنگامی که آب در طشت یا جوی، با دست تکان داده شود و به حرکت درآید. “نور بر دیوار هم آغاز گیرد اضطراب”. نوری که بر دیوار تابیده، به دلیل حرکت آب، شروع به اضطراب و لرزش میکند. این تمثیل نشان میدهد که هرگونه حرکت و جنبش در عالم ماده (آب)، در عالم معنا و نور (نور بر دیوار) نیز تأثیر گذاشته و بیقراری ایجاد میکند. این بیت، بیانگر ارتباط و تأثیر متقابل عالم ماده و معنا و تأثیر حرکت در یکی بر دیگری.
«عَرَقِ جِنْسِیَّتْ بَرَاْدَرْ جُونْ قِیَاْمَتْ مِیکُنَدْ / خُودْ تُو بِنْگَرْ مَنْ خَمُوشَمْ و هُوَ اَعْلَمْ بِاْلصَّوَاْبْ». جنبش و اضطراب جنسیت و سکوت در برابر علم الهی: “عرق جنسیت برادر جون قیامت میکند”. عرق و جوشش جنسیت (میل به همجنس، یا هرگونه کشش طبیعی) در وجود انسان، مانند قیامت (اضطراب و دگرگونی بزرگ) عمل میکند. این بیانگر شدت تأثیر غرایز و کششهای طبیعی است. “خود تو بنگر من خموشم و هو اعلم بالصواب”. خودت (ای برادر، ای سالک) این اضطراب را درک کن و ببین. من در این مورد سکوت میکنم، زیرا تنها خداوند از حقیقت و درستی امور آگاه است (“هو اعلم بالصواب”). این بیت، با اذعان به تأثیر قوی غرایز، به محدودیت دانش انسانی در این باره و واگذاری علم کامل به خداوند اشاره میکند.
غزل ۲۹۹ مولانا، غزلی است در بیان عطش سیرابناپذیر عاشق برای وصال معشوق و نقش حیاتی شراب عشق الهی در این مسیر. پیام اصلی غزل، این است که در غیاب وصال کامل، تنها شراب عشق است که میتواند جان یاران را تازه کند و تحمل فراق را ممکن سازد، و نباید در مسیر رسیدن به حقیقت از فیوضات جزئی غافل شد. غزل بر ویژگیهای انسانهای واصل که در لطافت و سخاوت چون آب و ابر هستند و همنشین آب حیات و خضریان معنوی تأکید دارد. همچنین، غزل به این حقیقت که در دل خرابیها و نیستیها گنجهای معنوی نهفته است، همراهی حیات و معرفت و نقش آنها در آشکار کردن حقایق، و ارتباط و تأثیر متقابل عالم ماده و معنا اشاره میکند. در نهایت، غزل با اذعان به تأثیر قوی غرایز و محدودیت دانش انسانی در این باره، علم کامل را به خداوند واگذار میکند و در برابر این حقایق سکوت اختیار میکند. غزل بر وصال یار، حریفان، شراب، دریا، جوی آب، پا نهادن، جان، باقیان، جاودان، لطافت، آب، سخاوت، سحاب، همرهان آب حیوان، خضریان آسمان، زندگی، عمارت، گنجها، خراب، نور، لطیف، ظریف، غمازان، کین، احتساب، طشت، جو، جنبان شدن، اضطراب، عرق جنسیت، برادر، قیامت، بنگر، خموش، هو اعلم بالصواب، طلب، و سلوک تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر