تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1232

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1232

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1232

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۳۲

هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
با زهره درآ گویان در حلقه مستانش

هر جان که بود محرم بیدار کنش آن دم
وان کو نبود محرم تا حشر بخسبانش

می‌گو سخنش بسته در گوش دل آهسته
تا کفر به پیش آرد صد گوهر ایمانش

یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگه
آتش فتد اندر مه برهم زند ارکانش

آن جا که عنایت‌ها بخشید ولایت‌ها
آن جا چه زند کوشش آن جا چه بود دانش

آن جا که نظر باشد هر کار چو زر باشد
بی‌دست برد چوگان هر گوی ز میدانش

شمس الحق تبریزی کو هر دل بی‌دل را
می‌آرد و می‌آرد تا حضرت سلطانش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۳۲ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی است به بیداری معنوی در هنگام صبوح (صبحگاهان) که نمادی از زمان تجلیات الهی و فرصت‌های عرفانی است. مولانا بر اهمیت عشق و عنایت الهی تأکید می‌کند که ورای هر تلاش و دانش انسانی است و در نهایت، شمس تبریزی را راهبر دل‌ها به درگاه سلطان حقیقت معرفی می‌نماید.

دعوت به بیداری و حضور در بزم مستان (بیت ۱ و ۲)

غزل با دعوت به بیداری و حضور در بزم عشق آغاز می‌شود: “هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش / با زهره درآ گویان در حلقه مستانش“. مولانا خطاب به مرغ سحرخوان (که نماد سالک بیدار یا وجود خود مولانا است) می‌گوید که هنگام صبح (زمان تجلیات و فرصت‌های معنوی) فرا رسیده است. با زهره (ستاره‌ای که نماد زیبایی و طرب است) همراه شو و با نغمه‌سرایی و سروده‌گویی، به حلقه مستان عشق وارد شو. این بیت، دعوت به هوشیاری معنوی و پیوستن به جمع عاشقان است.

سپس به تمایز میان محرمان و نامحرمان اسرار عشق اشاره می‌کند: “هر جان که بود محرم بیدار کنش آن دم / وان کو نبود محرم تا حشر بخسبانش”. هر جانی که محرم و شایسته درک اسرار عشق است، در همان لحظه (صبحگاهان تجلی) او را بیدار کن. اما کسی که محرم نیست، او را تا روز قیامت در خواب غفلت رها کن. این بیت، بر اهمیت آمادگی باطنی و قابلیت درک اسرار عشق تأکید دارد.

قدرت کلام عشق و برهم زدن کفر و ایمان (بیت ۳ و ۴)

مولانا به قدرت کلام عشق اشاره می‌کند: “می‌گو سخنش بسته در گوش دل آهسته / تا کفر به پیش آرد صد گوهر ایمانش”. سخن عشق را (که بسته و پنهان از نااهلان است) در گوش دل آهسته زمزمه کن. این زمزمه چنان تأثیری دارد که حتی اگر کفر (ظاهر بی‌ایمانی یا انکار) را به ظاهر پیش آورد، در باطن، صدها گوهر ایمان (حقیقت و معرفت) را در دل ایجاد می‌کند. این بیانگر آن است که عشق ورای مرزبندی‌های ظاهری دین و کفر است.

سپس به تأثیر ناگهانی و ویرانگر عشق بر عالم اشاره می‌کند: “یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگه / آتش فتد اندر مه برهم زند ارکانش”. یک جرقه‌ کوچک از عشق معشوق (شه) ناگهان بر چرخ هستی (گردون) بتابد، چنان آتشی در ماه (نماد عالم ماده یا هر چیز زیبا و ظاهری) می‌افکند که تمام ارکان و پایه‌های آن را در هم می‌ریزد. این بیت، نشان‌دهنده قدرت تخریبی و دگرگون‌کننده عشق الهی است که هیچ چیز در برابر آن پایدار نیست.

غلبه عنایت بر کوشش و دانش (بیت ۵ و ۶)

مولانا به اهمیت عنایت الهی در مقابل تلاش و دانش بشری اشاره می‌کند: “آن جا که عنایت‌ها بخشید ولایت‌ها / آن جا چه زند کوشش آن جا چه بود دانش”. در آن مقامی که عنایت‌های الهی بی‌حد و حصر است و مقامات معنوی (ولایت‌ها) بخشیده می‌شود، تلاش و کوشش انسان چه ارزشی دارد؟ و دانش بشری در آنجا چه جایگاهی می‌تواند داشته باشد؟ این بیت، بر برتری فیض الهی بر تلاش‌های صرفاً انسانی در مسیر عرفان تأکید دارد.

او به قدرت نظر و بصیرت الهی اشاره می‌کند: “آن جا که نظر باشد هر کار چو زر باشد / بی‌دست برد چوگان هر گوی ز میدانش”. در آن مقامی که تنها نظر و نگاه (بصیرت و عنایت) الهی حاکم است، هر کاری (هر عمل یا نتیجه‌ای) مانند طلا ارزشمند و خالص است. در آنجا، گویی چوگان (ابزار بازی) خودبه‌خود و بی‌آنکه دستی آن را بگیرد، هر گوی (اهداف و نتایج) را از میدان به سوی مقصد می‌برد. این تمثیل، نشان‌دهنده کارساز بودن محض عنایت الهی بدون نیاز به واسطه‌هاست.

شمس تبریزی، راهبر دل‌ها (بیت ۷)

غزل با ارجاع به شمس تبریزی و نقش او در راهبری دل‌ها به پایان می‌رسد: “شمس الحق تبریزی کو هر دل بی‌دل را / می‌آرد و می‌آرد تا حضرت سلطانش“. شمس‌الحق تبریزی کسی است که هر دل بی‌دل را (هر دلی که از خودیت رها شده و مشتاق حقیقت است)، پیوسته و مداوم می‌آورد و می‌آورد (هدایت می‌کند) تا به درگاه حضرت سلطان حقیقت (خداوند یا معشوق مطلق) برساند. این بیت، شمس تبریزی را راهبر و واسطه اصلی وصول دل‌ها به حق می‌داند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: