مطالب پیشنهادی![]()
شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی حلال
رهزنی آن کس کند کو نشناسد رهی
خانه دغل او بود کو نشناسد جمال
اهل جهان عنکبوت صید همه خرمگس
هیچ از ایشان مگو تام نگیرد ملال
دزد نهان خانه را شاهد و غماز کیست
چهره چون زعفران اشک چو آب زلال
اشک چرا میدود تا بکشد آتشی
زرد چرا میشود تا بکند وصف حال
اشک و رخ عاشقان میکشدت که بیا
پیشگه عشق رو خیز ز صف نعال
زردی رخ آینهست سرخی معشوق را
اشک رقم میکشد بر صحف خط و خال
این همه خوبی و کش بر رخ خاک حبش
تافته از ماه غیب پرتو نور کمال
صبر کن این یک دو روز با همه فر و فروز
بازرود سوی اصل بازکند اتصال
این غزل مولانا، توصیفی از حضور “لولیان” (عشاق بیقید و بند) در حریم قدس الهی و رهایی آنها از قید و بندهای ظاهری است. مولانا بر این باور است که تنها کسانی رهزن هستند که راه را نشناسند و خانه دلشان از جمال الهی بیخبر باشد. او دنیاپرستان را به عنکبوت و صیدشان را به خرمگس تشبیه میکند و سپس به نشانههای عشق حقیقی در چهره و اشک عاشق میپردازد. در نهایت، با اشاره به منشأ زیباییها در عالم غیب و دعوت به صبر، وعده وصال به اصل و مبدأ را میدهد.
غزل با تصویری خاص آغاز میشود: “شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال / چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی حلال“. (معنای احتمالی: از پی این لولیان (عشاق رند و بیقید) در حرم ذوالجلال (درگاه الهی) چشمهها و سبزهها (طراوت و برکت) پدید آمد، و شوخی و دزدی (کنایه از رندی و بیباکی عارفانه) برایشان حلال شد. (یعنی در عالم عشق، قواعد عادی دگرگون میشود و رندی و بیباکی عاشقان مقبول میافتد).
“رهزنی آن کس کند کو نشناسد رهی / خانه دغل او بود کو نشناسد جمال“. راهزنی را آن کس انجام میدهد که راه را نشناسد. خانه او پر از فریب و حیله است، آن کس که جمال (حقیقی) را نشناسد. (یعنی گمراهان و بیخبران از جمال حق، راهزن و اهل فریباند).
مولانا به اهل دنیا اشاره میکند: “اهل جهان عنکبوت صید همه خرمگس / هیچ از ایشان مگو تام نگیرد ملال“. اهل دنیا مانند عنکبوت هستند و صید آنها همه خرمگس (موجودات بیارزش و پست) است. هیچ از ایشان سخن مگو تا ملال و خستگی تو را نگیرد.
“دزد نهان خانه را شاهد و غماز کیست / چهره چون زعفران اشک چو آب زلال“. شاهد و فاشکننده “دزد پنهان خانهدل” (عشق پنهان شده در دل) کیست؟ چهرهای که از عشق زعفرانی شده و اشکی که مانند آب زلال و پاک جاری است.
مولانا به کارکرد اشک و زردی رخ در عاشق اشاره میکند: “اشک چرا میدود تا بکشد آتشی / زرد چرا میشود تا بکند وصف حال“. اشک عاشق چرا میریزد؟ برای آنکه آتش عشق (درونش) را فرو نشاند. چهره (عاشق) چرا زرد میشود؟ برای آنکه (با این حالت) وضعیت و حال درونیاش را وصف کند.
“اشک و رخ عاشقان میکشدت که بیا / پیشگه عشق رو خیز ز صف نعال“. اشک و چهره عاشقان تو را به سوی خود میکشد و میگوید: “بیا! به درگاه عشق برو! از میان صف کفشها (نعال، نماد پستی و تعلقات دنیوی) برخیز!”
مولانا به زیبایی و منشأ آن اشاره میکند: “زردی رخ آینهست سرخی معشوق را / اشک رقم میکشد بر صحف خط و خال“. زردی رخسار عاشق، آینهای برای سرخی و زیبایی معشوق است. اشک (بر چهره عاشق) بر صفحات خط و خال (بر زیباییهای معشوق) رقم میکشد (آن را آشکار میسازد).
“این همه خوبی و کش بر رخ خاک حبش / تافته از ماه غیب پرتو نور کمال“. این همه خوبی و زیبایی که بر چهره خاک حبش (اشاره به سیاهی پوست یا سیاهی خاک، کنایه از جهان مادی و پست) دیده میشود، پرتویی از نور کمال است که از ماه غیب (از عالم پنهان و معشوق) تابیده است.
غزل با دعوت به صبر و امید به وصال به پایان میرسد: “صبر کن این یک دو روز با همه فر و فروز / بازرود سوی اصل بازکند اتصال“. این یک دو روز (مدت اندک عمر دنیوی) را با تمام شکوه و جلال (فر و فروز) صبر کن. (این زیباییها و جانها) باز به سوی اصل و مبدأ خود بازمیگردند و اتصال (با حق) را برقرار میکنند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر