مطالب پیشنهادی![]()
نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند
که سخت دست درازند بسته پات کنند
نگفتمت که بدان سوی دام در دامست
چو درفتادی در دام کی رهات کنند
نگفتمت به خرابات طرفه مستانند
که عقل را هدف تیر ترهات کنند
چو تو سلیم دلی را چو لقمه بربایند
به هر پیاده شهی را به طرح مات کنند
بسی مثال خمیرت دراز و گرد کنند
کهت کنند و دو صد بار کهربات کنند
تو مرد دل تنکی پیش آن جگرخواران
اگر روی چو جگربند شوربات کنند
تو اعتماد مکن بر کمال و دانش خویش
که کوه قاف شوی زود در هوات کنند
هزار مرغ عجب از گل تو برسازند
چو ز آب و گل گذری تا دگر چههات کنند
برون کشندت از این تن چنان که پنبه ز پوست
مثال شخص خیالیت بیجهات کنند
چو در کشاکش احکام راضیت یابند
ز رنجها برهانند و مرتضات کنند
خموش باش که این کودنان پست سخن
حشیشیاند و همین لحظه ژاژخات کنند
غزل 912 مولانا، هشداری عمیق و تند دربارهی خطرات و تحولات مسیر عشق و سلوک عرفانی است. مولانا در این غزل، با لحنی “نگفتمت”گونه، به سالک گوشزد میکند که وارد شدن به عالم عشق و حقیقت، فراتر از عقل و دانش ظاهری است و با رنجها و دگرگونیهای شدید همراه است. این غزل به فنای تدریجی سالک در عشق، رهایی از قید مادیات، و رسیدن به مقام رضایت الهی اشاره دارد و در نهایت، به لزوم سکوت در برابر درک نادانان تأکید میکند.
مولانا غزل را با هشدارهای پیدرپی دربارهی خطرات سلوک آغاز میکند:
نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند که سخت دست درازند بسته پات کنند
«آیا به تو نگفتم که به آنجا (میدان عشق و حقیقت) نرو که تو را گرفتار (مبتلا) کنند؟» «زیرا (اهل عشق و حقیقت) بسیار چیره دست هستند و پاهای تو را (از حرکت در مسیر عقل و ظاهر) ببندند (و تو را بیاختیار کنند).» این بیت، هشداری دربارهی گیر افتادن در دام عشق الهی که از اختیار انسان خارج است و او را مقید میکند.
نگفتمت که بدان سوی دام در دامست چو درفتادی در دام کی رهات کنند
«آیا به تو نگفتم که به آن سو (عالم عشق)، دام در دام است (و خطرات پنهان بسیاری دارد)؟» «هنگامی که در دام افتادی، چه کسی میتواند تو را رها کند؟ (هیچکس جز خود معشوق).» این بیت، تأکید بر بیبازگشت بودن راه عشق و ناتوانی در رهایی از آن پس از ورود.
نگفتمت به خرابات طرفه مستانند که عقل را هدف تیر ترهات کنند
«آیا به تو نگفتم که در خرابات (محل عاشقان بیخود و مست از بادهی عشق) مستانی عجیب (طرفه) هستند،» «که عقل (انسان) را هدف تیر سخنان بیمعنی و نامفهوم (ترهات) خود میکنند (و آن را از کار میاندازند)؟» این بیت، نشاندهنده بیارزش شدن عقل در عالم عشق؛ عاشقان مست، سخنانی میگویند که برای عقل بیمعناست و آن را حیران میکند.
مولانا به استحاله و دگرگونی سالک در مسیر عشق اشاره میکند:
چو تو سلیم دلی را چو لقمه بربایند به هر پیاده شهی را به طرح مات کنند
«هنگامی که (اهل عشق) تو را که دلی ساده و پاک (سلیم دل) داری، مانند لقمهای بربایند،» «با هر پیادهای (حرکت کوچکی) شاه (عقل) را در طرح شطرنج (زندگی) مات میکنند (و او را از صحنه بیرون میرانند).» این بیت، بیانگر از بین رفتن عقل و خودی سادهدل در دست عاشقان (یا خود عشق) که به سرعت او را متحول میکنند.
بسی مثال خمیرت دراز و گرد کنند کهت کنند و دو صد بار کهربات کنند
«(در این مسیر) تو را مانند خمیر، بسیار کشیده و گرد میکنند (به اشکال مختلف در میآورند)،» «(تو را) کاه میکنند (بیارزش میسازند) و دویست بار جذب خودت میکنند (کهربات کنند، جذب میکنند و دگرگون میسازند).» این بیت، تصویری از مراحل مختلف فنا و استحاله در عشق؛ عشق انسان را شکل میدهد، بیارزش میکند و سپس او را جذب و متحول میسازد.
تو مرد دل تنکی پیش آن جگرخواران اگر روی چو جگربند شوربات کنند
«تو مردی (انسانی) هستی با دلی نازک و حساس (دل تنک) در مقابل آن جگرخواران (عاشقان بیپروا یا خود عشق که جان انسان را میطلبند)،» «اگر (به آنجا) روی، تو را مانند جگربند (که برای شوربا پخته میشود) در شوربا (محیط پرشور و دگرگونساز عشق) میاندازند (و پخته میکنند).» این بیت، هشداری به سالک حساس که در مسیر عشق، متحمل پختگی و دگرگونیهای سخت خواهد شد.
تو اعتماد مکن بر کمال و دانش خویش که کوه قاف شوی زود در هوات کنند
«تو بر کمال و دانش خود (عقل و علم ظاهریات) اعتماد مکن،» «زیرا (اگر) کوه قاف (نماد عظمت و استواری) هم شوی، (اهل عشق) به سرعت تو را در هوا (نیستی و فنا) قرار میدهند (و از بین میبرند).» این بیت، دعوت به ترک غرور و اتکا به خود؛ حتی بزرگترین دانشها در برابر عشق ناچیز و فانی میشوند.
مولانا به رهایی از قید مادیات و رسیدن به مقام رضا اشاره میکند:
هزار مرغ عجب از گل تو برسازند چو ز آب و گل گذری تا دگر چههات کنند
«(هنگامی که) از آب و گل (جسم و مادیات) بگذری، هزاران مرغ عجیب (تجلیات روحانی و مقامات معنوی) از گل تو میسازند،» «(و) تا (آن زمان) چه (تحولات و دگرگونیهای) دیگری با تو میکنند (و به چه مقاماتی میرسانند)!» این بیت، نشاندهنده ظهور تجلیات روحانی پس از رهایی از قید جسم.
برون کشندت از این تن چنان که پنبه ز پوست مثال شخص خیالیت بیجهات کنند
«(تو را) از این تن (جسم) بیرون میکشند، همانگونه که پنبه را از پوست (دانه) جدا میکنند،» «(و) تو را مانند شخصی خیالی و (دارای وجودی) بیجهات (فرا مکانی) میسازند.» این بیت، تصویری از مفارقت روح از بدن و رسیدن به وجودی روحانی و غیر مادی.
چو در کشاکش احکام راضیت یابند ز رنجها برهانند و مرتضات کنند
«هنگامی که تو را در کشاکش (امتحانات و سختیهای) احکام (الهی) راضی (تسلیم و خشنود) بیابند،» «(تو را) از رنجها رها میکنند و تو را (به مقام) مورد رضایت (مرتضی) (خداوند) میرسانند.» این بیت، بیانگر نتیجه تحمل سختیها و رسیدن به مقام رضا؛ با رضایت در برابر قضای الهی، انسان به رهایی و مرتبت مورد پسند حق میرسد.
مولانا غزل را با توصیهای به سکوت به پایان میرساند:
خموش باش که این کودنان پست سخن حشیشیاند و همین لحظه ژاژخات کنند
«خاموش باش (خموش)، زیرا این نادانان (کودنان) که سخنان بیارزش (پست سخن) میگویند،» «مانند کسی هستند که حشیش (ماده مخدر) خوردهاند و همین لحظه (بیاختیار و بیمعنی) ژاژخایی میکنند (سخنان بیهوده میگویند).» این بیت، دعوت به سکوت و پرهیز از سخن گفتن با نادانان؛ زیرا آنها درکی از حقایق ندارند و فقط سخنان بیهوده میگویند.
غزل 912 مولانا، هم هشدار و هم نویدبخش است. مولانا با لحنی “نگفتمت”گونه، به سالک یادآور میشود که ورود به عالم عشق، مستلزم پذیرش تحولات عمیق و رنجهایی است که فراتر از درک عقل است. او با تصاویری گویا از استحاله (مانند خمیر شدن و کاه شدن)، نشان میدهد که چگونه عشق، سالک را از تعلقات مادی و فکری رها ساخته و او را به مقامات روحانی میرساند. این غزل بر اهمیت تسلیم و رضا در برابر مشیت الهی تأکید دارد که در نهایت به رهایی از رنجها میانجامد. در پایان، مولانا با دعوت به سکوت، راه برقراری ارتباط با حقایق را از طریق درونبینی و پرهیز از گفتوگو با کسانی که درکی از این اسرار ندارند، نشان میدهد. این غزل پیامی از پختگی درونی، فنای در عشق، و رسیدن به مقام رضایت الهی را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر