مطالب پیشنهادی![]()
ترکبن طبقا عن طبق مولائی
انت کالروح و نحن لک کالاعضء
کیف یبقی فطنا، من نزلالعشق به
کیف یروی کبد ذاب من استسقاء
کم خلقنا و نقضنا لک، لا عهد لنا
خدعة ان ضمن المفلس للایفاء
طاب ما ادبنی دهری بالضر ولم
یغن عنی ادب یصرف عنی دائی
عشقت جملة اجزاء وجودی قمرا
عاینته سحرا من افق الالاء
لا تؤاخذ فلکا حق اذا فارقه
قمر مثلک یا محترق الضواء
قلة الصبر و الا انا فیالمدح مسی
هل یجوز شبهالشی بلا اشیاء
یشعر العاشق و هو عجم فی عجم
فیک وارتج لسان العرب العرباء
غلب الفرد علیالشفع بلی واتحدا
ان تثنی شبح فی نظر الحولاء
این غزل مولانا، بیانگر عمق عشق و فنای عاشق در معشوق الهی است که با ترکیبی از زبان عربی و فارسی سروده شده است. مولانا در این غزل، معشوق را به روحی تشبیه میکند که کل هستی اعضای آن روح هستند و بر ناممکن بودن هوشیاری و سیرابی در حضور عشق تأکید میورزد. او به بیثباتی عهد خود در برابر معشوق، اثرات عشق بر هستی، و ناتوانی زبان در وصف آن اشاره میکند.
غزل با ستایش معشوق و بیان نسبت او با هستی آغاز میشود: “ترکبن طبقا عن طبق مولائی / انت کالروح و نحن لک کالاعضء” (ای معشوق!) ای مولای من! طبقه به طبقه (به سوی کمال) بالا میروی. تو مانند روح هستی و ما برای تو مانند اعضا (و جوارح) هستیم. (اشاره به فراگیری و حیاتبخشی معشوق در تمامی مراتب هستی).
“کیف یبقی فطنا، من نزلالعشق به / کیف یروی کبد ذاب من استسقاء” چگونه هوشیار و بافراست باقی بماند کسی که عشق بر او فرود آمده است؟ چگونه سیراب شود جگری که از شدت تشنگی (استسقاء، طلب آب) آب شده است؟ (اشاره به بیخبری و فنای عاشق در مقابل عظمت عشق).
مولانا به بیثباتی عهد انسان و ناکافی بودن ادب در مقابل درد عشق اشاره میکند: “کم خلقنا و نقضنا لک، لا عهد لنا / خدعة ان ضمن المفلس للایفاء” چقدر برای تو (عهد) بستیم و نقض کردیم، ما پیمانشکنیم و عهدی نداریم. فریب است اگر ورشکسته (مفلس) تضمین وفای به عهد بدهد. (اشاره به ناتوانی انسان از وفای به عهد با حق در مقابل کشش عشق).
“طاب ما ادبنی دهری بالضر ولم / یغن عنی ادب یصرف عنی دائی” نیکو بود آنچه روزگار مرا با سختیها ادب کرد، اما هیچ ادبی مرا از دردم (دائی) بازنداشت (و بینیاز نکرد). (یعنی درد عشق چنان عمیق است که هیچ ادب و تربیتی آن را از بین نمیبرد).
مولانا به عشق به ماه (معشوق) و تأثیر آن بر هستی اشاره میکند: “عشقت جملة اجزاء وجودی قمرا / عاینته سحرا من افق الالاء” تمام اجزای وجودم عاشق ماهی (معشوقی نورانی) شد، که او را در سحرگاه از افق انوار و درخششها (الاء) مشاهده کردم.
“لا تؤاخذ فلکا حق اذا فارقه / قمر مثلک یا محترق الضواء” حقاً که بر فلک (آسمان) خرده نگیر، اگر ماهی چون تو از آن جدا شود، ای (ماهی که از شدت نور) نورش میسوزد (محترق الضیاء). (اشاره به عظمت معشوق و تأثیر غیبت او بر هستی).
مولانا به ناتوانی زبان از وصف عشق و اتحاد با معشوق اشاره میکند: “قلة الصبر و الا انا فیالمدح مسی / هل یجوز شبهالشی بلا اشیاء” (این) از کمی صبر (من است که میسرایم)، وگرنه من در مدح (تو) ناتوانم (مسی، بد عمل میکنم). آیا جایز است تشبیه چیزی (وجود تو) بدون چیزها (یعنی بدون اشیاء و مقایسه با آنها که تو از هر تشبیهی والاتری)؟ (تأکید بر بینظیری معشوق و فراتر بودن او از هر وصف).
“یشعر العاشق و هو عجم فی عجم / فیک وارتج لسان العرب العرباء” عاشق (هرچند) در بیزبانترین حالت خود باشد (عجم در عجم)، اما در (مدح) تو، زبان عربهای فصیح نیز دچار لکنت میشود (ارتج).
“غلب الفرد علیالشفع بلی واتحدا / ان تثنی شبح فی نظر الحولاء” فرد (یگانگی حق) بر زوج (مادیات و کثرت) غلبه کرد، بله و متحد شدند، اگر (چه) شبح و سایهای در دیدگان لوچ (حولاء، کسی که انحراف چشم دارد و دو چیز را دو تا میبیند) دو تا دیده شود. (اشاره به وحدت وجودی و غلبه یگانگی حق بر کثرت ظاهری، که تنها کسی که دیدگانش ایراد دارد، دوگانگی میبیند).
این غزل با زبانی قدرتمند و سرش
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر