مطالب پیشنهادی![]()
یا من لواء عشقک لا زال عالیا
قد خاب من یکون من العشق خالیا
نادی نسیم عشقک فی انفس الوری
احیاکم جلالی جل جلالیا
الحب و الغرام اصول حیاتکم
قد خاب من یظلل من الحب سالیا
فی وجنه المحب سطور رقیمه
طوبی لمن یصیر لمعناه تالیا
یا عابسا تفرق فی الهم حاله
بالله تستمع لمقالی و حالیا
یا من اذل عقلک نفس الهوی تعی
من ذله النفوس سریعا معالیا
یا مهملا معیشته فی محبه
اسکت کفی الا له معینا وکالیا
غزل شماره ۲۸۲ از دیوان شمس مولانا با خطابی به معشوق که عشقش جهانگیر و پایدار است آغاز میشود: «یَا مَنْ لِوَاءُ عِشْقِکَ لَا زَالَ عَالِیاً / قَدْ خَابَ مَنْ یَکُونُ مِنَ العِشْقِ خَالِیاً». شاعر میگوید: “(به زبان عربی) ای کسی که پرچم عشق تو همیشه در اهتزاز (عالیا) است”. “لواء عشقک” (پرچم عشق تو) نمادی از غلبه، پیروزی و آشکار بودن عشق معشوق است که همواره در اهتزاز است و بر عالم مسلط است. “قد خاب من یکون من العشق خالیا” (ناامید و زیانکار شد کسی که از عشق خالی باشد). این بخش، تأکیدی بر اهمیت حیاتی عشق و زیان کسانی است که از این موهبت بیبهرهاند. این آغاز، بیانگر عظمت و سلطهی عشق الهی و ضرورت آن برای سعادت انسان است.
«نَادَیٰ نَسِیمُ عِشْقِکَ فِی اَنْفُسِ الوَرَیٰ / اَحْیَاکُمْ جَلَالِی جَلَّ جَلَالِیَا». ندای عشق و حیاتبخشی جلال الهی: “(به زبان عربی) نسیم عشق تو در جان انسانها (وری) ندا داد”. عشق معشوق مانند نسیمی حیاتبخش است که در اعماق جان انسانها نفوذ کرده و آنها را بیدار میکند. “جلال من (جلالی) شما را زنده کرد، جلال من بزرگ است، جلال من بزرگ است”. این خطاب از زبان حق تعالی بیان میشود و به تجلی جلال الهی اشاره دارد که موجب حیات حقیقی جانها میشود. تکرار “جل جلالی” تأکیدی بر عظمت بینهایت الهی است. این بیت، بیانگر فراگیری عشق الهی، بیداری جانها توسط آن، و حیاتبخشی جلال حق است.
«الحُبُّ و الغَرَامُ اُصُولُ حَیَاتِکُمْ / قَدْ خَابَ مَنْ یُظَلَّلْ مِنَ الحُبِّ سَالِیاً». عشق، ریشهی حیات و غفلت از آن، زیان: “(به زبان عربی) عشق (حب) و دلدادگی (غرام) اساس (اصول) حیات شماست”. تأکید بر اینکه حیات حقیقی و معنوی انسان بر پایهی عشق و دلدادگی الهی استوار است. “ناامید شد کسی که از عشق غافل (سالیا) بماند”. تکرار خسران و ناامیدی برای کسی که از عشق غافل شود، نشاندهندهی اهمیت حیاتی عشق در مسیر سعادت است. این بیت، بیانگر جایگاه بنیادین عشق در حیات معنوی و عواقب غفلت از آن است.
«فِی وَجْنَةِ المُحِبِّ سُطُورٌ رَقِیمَةٌ / طُوبَیٰ لِمَنْ یَصِیرُ لِمَعْنَاهُ تَالِیاً». نشانههای عشق بر چهرهی عاشق و سعادت درک آن: “(به زبان عربی) در گونهی عاشق نوشتههایی (سطور رقیمة) نقش بسته است”. احوال درونی و تأثیر عشق بر چهرهی عاشق نمودار میشود، گویی بر چهرهاش سطرهایی نوشته شده است. “خوشا به حال کسی که برای درک معنای آن (معناه) تلاش کند (تالیا)”. سعادت و خوشبختی (طوبی) از آن کسی است که بتواند این نشانهها و احوالات عاشق را درک کند و به معنای عمیق آن پی ببرد. این بیت، بیانگر ظهور نشانههای عشق بر ظاهر عاشق و ارزش درک باطن این نشانههاست.
«یَا عَابِساً تَفَرَّقَ فِی الهَمِّ حَالُهُ / بِاللَّهِ تَسْتَمِعُ لِمَقَالِی وَ حَالِیَا». خطاب به غافل غمگین: “(به زبان عربی) ای ترشرویی (عابسا) که حالش در غم پراکنده شده است”. خطاب به کسی که به خاطر دوری از عشق و غرق شدن در غمهای دنیوی، حالی پریشان و ظاهری ناگوار دارد. “به خدا سخن (مقال) و حال مرا گوش کن”. دعوت این فرد به شنیدن سخنان و درک حال عاشق، به امید اینکه از غم رها شود. این بیت، بیانگر ترحم بر غافلان و دعوت ایشان به عالم عشق است.
«یَا مَنْ اَذَلَّ عَقْلَکَ نَفْسُ الهَوَیٰ تَعِی / مِنْ ذِلَّةِ النُّفُوسِ سَرِیعاً مُعَالِیَا». رهایی عقل از نفس به واسطهی درک حق: “(به زبان عربی) ای کسی که عقلت را نفس هوس (دنیاپرستی) خوار کرده است (اذل)”. خطاب به کسی که عقلش اسیر نفس اماره و خواستههای پست دنیوی شده است. “بفهم که از خواری نفسها سریعاً بالا میروی”. درک حق و روی آوردن به عشق الهی موجب رهایی عقل از اسارت نفس و صعود سریع به مقامات بلند معنوی میشود. این بیت، بیانگر مذمت اسارت عقل در دست نفس و راه رهایی و تعالی آن است.
«یَا مُهْمِلاً مَعِیشَتَهُ فِی مَحَبَّةٍ / اُسْکُتْ کَفَیٰ الا لَهُ مُعِینًا و کَالِیَا». رها کردن معیشت ظاهری برای عشق و کفایت حق: “(به زبان عربی) ای کسی که معیشت (زندگی ظاهری) خود را در محبت (عشق الهی) رها کردهای”. خطاب به عاشقی که از توجه به امور دنیوی دست کشیده و خود را وقف عشق کرده است. “ساکت باش، خدا برای یاری (معینا) و کفالت (کالیا) کافی است”. به چنین عاشقی توصیه میشود که دم فروبندد و بداند که خداوند برای تأمین نیازهای او کافی و کفیل است. این بیت، بیانگر مقام توکل عاشق، رهایی از تعلقات مادی، و اعتماد کامل به کفایت الهی است.
غزل ۲۸۲ مولانا، غزلی است در بیان عظمت و ضرورت عشق الهی و تأثیر آن بر جان انسان. پیام اصلی غزل، تأکید بر سلطهی عشق الهی در عالم و زیان کسانی است که از آن بیبهرهاند. غزل بر فراگیری عشق الهی و حیاتبخشی جلال الهی اشاره دارد و عشق را ریشهی حیات معنوی و غفلت از آن را موجب زیان معرفی میکند. ظهور نشانههای عشق بر چهرهی عاشق و ارزش درک باطن این نشانهها نیز از مضامین غزل است. غزل به غافلان غمگین ترحم میکند و ایشان را به عالم عشق دعوت مینماید و بر رهایی عقل از اسارت نفس به واسطهی درک حق و تعالی سریع اشاره دارد. در نهایت، غزل بر مقام توکل عاشق، رهایی از تعلقات مادی، و اعتماد کامل به کفایت الهی برای عاشقی که معیشت ظاهری را برای عشق رها کرده، تأکید میکند. غزل بر عشق، عظمت، سلطه، ضرورت، زیان، فراگیری، حیاتبخشی، جلال الهی، ریشهی حیات، غفلت، نشانههای عشق، چهرهی عاشق، درک باطن، غافلان، غمگین، ترحم، رهایی عقل، نفس، تعالی، توکل، رهایی از مادیات، کفایت الهی، و معیشت ظاهری تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر