تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1181

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1181

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1181

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1181

به سوی ما نگر چشمی برانداز

وگر فرصت بود بوسی درانداز

چو کردی نیت نیکو مگردان

از آن گلشن گلی بر چاکر انداز

اگر خواهی که روزافزون بود کار

نظر بر کار ما افزونتر انداز

وگر تو فتنه انگیزی و خودکام

رها کن داد و رسمی دیگر انداز

نگون کن سرو را همچون بنفشه

گناه غنچه بر نیلوفر انداز

ز باد و بوی توست امروز در باغ

درختان جمله رقاص و سرانداز

چو شاخ لاغری افزون کند رقص

تو میوه سوی شاخ لاغر انداز

چو آمد خار گل را اسپری بخش

چو خصم آمد به سوسن خنجر انداز

بر عاشق بری چون سیم بگشا

سوی مفلس یکی مشتی زر انداز

برآ ای شاه شمس الدین تبریز

یکی نوری عجب بر اختر انداز

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1181 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، مناجاتی شورانگیز و درخواست‌محور از معشوق (که در نهایت به شمس تبریزی ختم می‌شود) است. مولانا در این غزل، با زبانی پر از تمثیل و استعاره، از معشوق می‌خواهد که با نگاه لطف، فیض و عنایت خود را بر عاشق فرو ریزد و بر کار او نظر بیشتری داشته باشد.

بخش اول: درخواست عنایت و فیض از معشوق (ابیات 1 تا 5)

بیت 1: به سوی ما نگر چشمی برانداز / وگر فرصت بود بوسی درانداز

  • “با لطف و محبت به ما نگاهی بینداز (نگاهی از سر عنایت).”
  • “و اگر فرصتی دست داد (یعنی مانعی نبود)، بوسی (فیض و لطفی کوچک) نیز نثار کن.” این بیت درخواست آغازین و اصلی عاشق از معشوق است: نگاه لطف و عنایت، و بخشش فیضی هر چند اندک.

بیت 2: چو کردی نیت نیکو مگردان / از آن گلشن گلی بر چاکر انداز

  • “وقتی نیت خوبی (عنایت و بخشش) کردی، از آن برنگرد.”
  • “از آن گلشن (باغ پر فیض و زیبایی خودت)، گلی (بخشی از زیبایی و فیض) بر این چاکر (بنده و خدمتگزار) بیفکن.” این بیت از معشوق می‌خواهد که در نیت خیر خود ثابت‌قدم بماند و از فیض خود به عاشق نیز برساند. “گلشن” نماد وجود پرفیض معشوق است.

بیت 3: اگر خواهی که روزافزون بود کار / نظر بر کار ما افزونتر انداز

  • “اگر می‌خواهی که کارها (امور جهان یا امور معنوی) روز به روز افزایش یابد و رونق گیرد،”
  • “لطفاً نگاه و عنایتت را بر کار ما (امور عاشقان و سالکان) بیشتر کن.” این بیت بیانگر این باور است که رونق و خیر در عالم، وابسته به عنایت و نظر معشوق ازلی (خداوند) است. مولانا این قاعده را به خود و اهل دل نیز تعمیم می‌دهد.

بیت 4: وگر تو فتنه انگیزی و خودکام / رها کن داد و رسمی دیگر انداز

  • “و اگر تو (ای معشوق) قصد فتنه (آزمایش یا آشفتگی) داری و خودکامه (مطابق میل خودت عمل می‌کنی)،”
  • “پس انصاف را رها کن و شیوه‌ای دیگر (غیر از انصاف ظاهری) در پیش گیر.” این بیت به جنبه‌ی “خودکامگی” (در معنای بی‌نیازی و مطلق‌العنان بودن) معشوق اشاره دارد که گاهی بر اساس منطق و داد ظاهری عمل نمی‌کند، بلکه بر اساس مشیت خویش عمل می‌کند. عاشق می‌گوید که اگر اینگونه است، پس رسم و شیوه‌ای دیگر برای برخورد با ما در پیش گیر (شاید شیوه‌ای از عشق که از حساب‌گری فراتر رود).

بیت 5: نگون کن سرو را همچون بنفشه / گناه غنچه بر نیلوفر انداز

  • “سرو (نماد قامت بلند و خودبینی) را مانند بنفشه (که سر به زیر و فروتن است) خمیده کن.”
  • “و گناه غنچه (بسته‌دلی یا خامی) را بر نیلوفر (که همیشه باز و گشاده است) بینداز.” این بیت درخواستی از معشوق است که متکبران را فروتن سازد و شاید گناه بی‌خبری و نادانی (بسته‌دلی غنچه) را به عهده کسانی بیندازد که باید راهگشا باشند (نیلوفر، نماد جمال و گشایش). این می‌تواند یک تضاد‌آفرینی عارفانه باشد.

بخش دوم: تأثیر حضور معشوق بر هستی و عاشق (ابیات 6 تا 9)

بیت 6: ز باد و بوی توست امروز در باغ / درختان جمله رقاص و سرانداز

  • “امروز در باغ (عالم هستی)، درختان همگی رقصان و سرانداز (سر از خود بی‌خود) هستند،”
  • “این همه از تأثیر باد و بوی (فیض و حضور) توست.” این بیت به تأثیر حضور و فیض معشوق بر تمامی موجودات اشاره دارد که به رقص و وجد درآمده‌اند.

بیت 7: چو شاخ لاغری افزون کند رقص / تو میوه سوی شاخ لاغر انداز

  • “هنگامی که شاخه‌ی لاغری (عاشق ضعیف و ناتوان) بیشتر به رقص درمی‌آید (بیشتر شور و حال نشان می‌دهد)،”
  • “تو میوه (فیض و پاداش) را به سوی همان شاخه‌ی لاغر بینداز.” این بیت درخواست از معشوق است که به عاشقانی که با وجود ضعف و ناتوانی، شور و حال بیشتری در عشق از خود نشان می‌دهند، فیض و پاداش بیشتری عطا کند.

بیت 8: چو آمد خار گل را اسپری بخش / چو خصم آمد به سوسن خنجر انداز

  • “هنگامی که خار برای گل سپر (محافظ) شد (یعنی ناملایمات موجب استحکام عاشق شد)،”
  • “هنگامی که دشمن (نفس یا وسوسه) به سوسن (جان لطیف عاشق) نزدیک شد، خنجر (حمایت و دفع) بینداز.” این بیت به حفاظت معشوق از عاشق در برابر بلایا و دشمنان درونی و بیرونی اشاره دارد.

بیت 9: بر عاشق بری چون سیم بگشا / سوی مفلس یکی مشتی زر انداز

  • “مانند سیم و نقره (سخاوتمندانه) سینه‌ی خود را (سینه گنجینه‌ی اسرار و فیوضات) بر عاشق بگشا،”
  • “و به سوی مفلس (عاشق فقیر از مال دنیا و تهیدست از فیض) یک مشت طلا (فیض و معرفت) بینداز.” این بیت درخواستی برای سخاوت بی‌حد و حصر معشوق است تا گنجینه‌های فیض خود را بر عاشقان گشاید.

بخش سوم: تخلص و درخواست نهایی (بیت 10)

بیت 10: برآ ای شاه شمس الدین تبریز / یکی نوری عجب بر اختر انداز

  • “ظاهر شو ای شاه شمس‌الدین تبریز،”
  • “و نوری عجیب و شگفت‌انگیز بر ستاره (وجود من یا هر اهل دلی) بیفکن.” این بیت، تخلص مولانا به نام مراد و پیر خویش، شمس تبریزی است. او از شمس می‌خواهد که با ظهور خود، نوری شگفت‌انگیز بر وجود او و دیگر طالبان (اختران) بتاباند و آن‌ها را روشن سازد. این نور می‌تواند نور معرفت، عشق، یا تجلی خاص الهی باشد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۸۱ مولانا، مناجاتی پرشور و تضرع‌آمیز به درگاه معشوق الهی و در نهایت به مرادش، شمس تبریزی است. مولانا با درخواست‌های پی‌درپی “برانداز” و “درانداز”، خواهان نگاه لطف، فیض، و عنایت بی‌وقفه معشوق است. او از معشوق می‌خواهد که در نیت خیر خود ثابت‌قدم باشد و از گلشن فیض خود به او نیز عطا کند.

مولانا بیان می‌کند که رونق کار و حیات عالم از عنایت معشوق است و حتی در صورت “فتنه‌انگیزی” یا “خودکامگی” معشوق (که نشان از مطلق‌العنانی اوست)، باز هم شیوه‌ای از عشق ورزی خاص را می‌طلبد. او از معشوق می‌خواهد که متکبران را فروتن سازد و با تمثیل رقص درختان از باد و بوی معشوق، به تأثیر حیات‌بخش و وجدآور حضور الهی اشاره می‌کند. مولانا به خصوص بر عنایت به عاشقان ضعیف اما پرشور تأکید می‌کند و از معشوق می‌خواهد که از آنان در برابر سختی‌ها محافظت کند و گنجینه‌های فیض خود را بر آنان بگشاید. در بیت پایانی، با تخلص به نام شمس تبریزی، از او می‌خواهد که با ظهور خود، نوری شگفت‌انگیز بر وجود او و دیگر عاشقان بتاباند. این غزل به خوبی فروتنی عاشق، طلب فیض، و جایگاه والای پیر در اندیشه‌ی مولانا را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: