تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 482 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 482 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 482 دیوان شمس مولانا

برات عاشق نو کن رسید روز برات
زکات لعل ادا کن‌، رسید وقت زکات

برات و قدر خیالت دو عید چیست وصال
چو این و آن نبود هست نوبت حسرات

به باغ‌های حقایق برات دوست رسید
ز تخته‌بند زمستان شکوفه یافت نجات

چو طوطیان خبر قند دوست آوردند
ز دشت و کوه برویید صد هزار نبات

دو شادی‌ست عروسان باغ را امروز
وفات در بگشاد و خریف یافت وفات

بیا که نور سماوات خاک را آراست
شکوفه نور حق است و درخت چون مشکات

جهان پر از خضر سبزپوش دانی چیست
که جوش کرد ز خاک و درخت آب حیات

ز لامکان برسیده‌ست حور سوی ملک
ز بی‌جهت برسیده‌ست خلد سوی جهات

طیور نعره ارنی همی‌زنند چرا
که طور یافت ربیع و کلیم جان میقات

به باغ آی و قیامت ببین و حشر عیان
که رعد نفخهٔ صور آمد و نشور موات

اذان فاخته دیدیم و قامت اشجار
خموش کن که سخن شرط نیست وقت صلات

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 482 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 482 از دیوان پر شور و حال شمس مولانا، غزلی است که به فرارسیدن بهار معنوی و تجلیات الهی در عالم هستی می‌پردازد. مولانا در این غزل با بیانی سرشار از امید و حیات، این زمان را “روز برات” و وقت رهایی از قید زمستان (اشاره به دوران فترت و جمود) و دریافت فیوضات الهی می‌داند. او عالم را پر از نشانه‌های حق می‌بیند و همه چیز را در حال تسبیح و ستایش او توصیف می‌کند.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با بیانی وجدآمیز و با استفاده از تمثیل‌های بهار، باغ، شکوفه، آب حیات و قیامت، به تجلیات الهی و تأثیر آن بر عالم و آدم اشاره می‌کند. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

برات عاشق نو کن رسید روز برات زکات لعل ادا کن، رسید وقت زکات

شرح: مولانا با فرارسیدن بهار معنوی، به عاشق خطاب می‌کند و می‌گوید که “برات” (اشاره به حواله‌ی عفو و بخشش الهی، یا نامه‌ی رهایی) عاشقان را نو کن و تازه بگردان، چرا که “روز برات” (روزی که فیض و بخشش الهی فراوان است) فرا رسیده است. ای معشوق، اکنون وقت آن رسیده است که “زکات لعل” (اشاره به بخشش از لعل لب معشوق که نمادی از کلام حیات‌بخش یا بوسه‌ی اوست) خود را ادا کنی. این بیت به فرارسیدن زمان رحمت و بخشش الهی و انتظار عاشق برای دریافت آن اشاره دارد.

بیت دوم:

برات و قدر خیالت دو عید چیست وصال چو این و آن نبود هست نوبت حسرات

شرح: مولانا برات (بخشش) و قدر (اندازه و مرتبه‌ی وجودی) را دو عید برای عاشق می‌داند که در اثر “خیال” و یاد معشوق حاصل می‌شود. اما وصال حقیقی (رسیدن به خود معشوق)، چیزی فراتر از این اعیاد است. هنگامی که این (برات و قدر خیالی) و آن (وصال حقیقی) نباشد، نوبت حسرت‌ها و اندوه‌ها فرا می‌رسد. این بیت به مراتب مختلف درک و قرب به معشوق و حسرت ناشی از عدم وصول کامل اشاره دارد.

بیت سوم:

به باغ‎های حقایق برات دوست رسید ز تخته‎بند زمستان شکوفه یافت نجات

شرح: “برات دوست” (نامه و حواله‌ی رحمت معشوق) به “باغ‌های حقایق” (اشاره به عالم معنا، دل عارفان) رسیده است. در نتیجه‌ی این رحمت، شکوفه‌ی وجودی (استعدادهای معنوی) از “تخته‌بند زمستان” (اشاره به قید جمود و غفلت، یا عالم ماده) رهایی یافته و شکفته شده است. این بیت به تأثیر فیض الهی در بیداری دل‌ها و شکوفایی استعدادهای معنوی اشاره دارد.

بیت چهارم:

چو طوطیان خبر قند دوست آوردند ز دشت و کوه برویید صد هزار نبات

شرح: هنگامی که طوطیان (اشاره به عاشقان شیرین‌سخن، یا الهامات غیبی) خبر از “قند دوست” (شیرینی وصال و لطف معشوق) آوردند، در نتیجه‌ی این خبر خوش، از دشت و کوه (تمام عالم هستی) صد هزار “نبات” (رویش‌ها و زیبایی‌ها) رویید. این بیت به تأثیر کلام و بشارت عاشقان و تجلی زیبایی‌های عالم در اثر خبر وصال اشاره دارد.

بیت پنجم:

دو شادی‎ست عروسان باغ را امروز وفات در بگشاد و خریف یافت وفات

شرح: عروسان باغ (اشاره به شکوفه‌ها و گل‌ها، یا مظاهر عالم) امروز دو شادی دارند. “وفات” (اشاره به مرگ و نیستی) درِ خود را گشود (اشاره به رهایی از قید فنا) و “خریف” (پاییز، نماد پژمردگی و نقصان) خود نیز وفات یافت (اشاره به پایان یافتن دوران پژمردگی). این بیت به غلبه حیات بر مرگ و پایان یافتن دوران نقصان در اثر تجلی بهار معنوی اشاره دارد.

بیت ششم:

بیا که نور سماوات خاک را آراست شکوفه نور حق است و درخت چون مشکات

شرح: مولانا دعوت می‌کند که بیا، چرا که نور آسمان‌ها (نور الهی) خاک (عالم ماده و تن انسان) را آراسته و زیبا کرده است. شکوفه‌ها (تجلیات زیبایی در عالم و جان انسان) نور حق هستند و درخت (وجود انسان یا عالم هستی) مانند “مشکات” (اشاره به چراغدان در آیه نور قرآن که نمادی از جایگاه نور الهی است) است. این بیت با اشاره به آیه نور، بر تجلی نور الهی در عالم و انسان و نقش انسان به عنوان جایگاه این نور تأکید دارد.

بیت هفتم:

جهان پر از خضر سبزپوش دانی چیست که جوش کرد ز خاک و درخت آب حیات

شرح: می‌دانی که چرا جهان پر از “خضر سبزپوش” (اشاره به حضرت خضر که نماد حیات جاویدان و آب حیات است و همیشه سبزپوش ظاهر می‌شود) شده است؟ به این دلیل است که “آب حیات” (اشاره به فیض الهی و حیات معنوی) از خاک و درخت (عالم ماده و موجودات) جوش کرده و به ظهور رسیده است. این بیت بر فراگیر شدن فیض الهی و حیات معنوی در تمام عالم اشاره دارد.

بیت هشتم:

ز لامکان برسیده‎ست حور سوی ملک ز بی‎جهت برسیده‎ست خلد سوی جهات

شرح: “حور” (اشاره به زیبایی‌ها و کمالات بهشتی، یا حقایق غیبی) از “لامکان” (عالم بی‌مکان، عالم غیب) به سوی “ملک” (عالم ظاهر، عالم مکان) رسیده است. و “خلد” (بهشت جاویدان) از “بی‌جهت” (ورای جهت‌ها، عالم غیب) به سوی “جهات” (جهت‌های مختلف عالم مکان) رسیده است. این بیت بر نزول فیض و کمالات الهی از عالم غیب به عالم شهود و تجلی عالم معنا در عالم ماده تأکید دارد.

بیت نهم:

طیور نعره ارنی همی‎زنند چرا که طور یافت ربیع و کلیم جان میقات

شرح: مولانا می‌پرسد چرا “طیور” (اشاره به ارواح بلندپرواز، عارفان) مانند حضرت موسی در طور، “نعره ارنی” (اشاره به درخواست رؤیت الهی توسط حضرت موسی در کوه طور) می‌زنند؟ به این دلیل است که “طور” (اشاره به مقام تجلی الهی) بهار (ربیع، اشاره به بهار معنوی) را یافته است و جان “کلیم” (اشاره به حضرت موسی و هر کس که به مقام او رسیده است) در میقات (محل وعده دیدار با خدا) است. این بیت با اشاره به داستان حضرت موسی، بر اشتیاق عارفان برای رؤیت الهی در زمان تجلی و فرارسیدن زمان این دیدار تأکید دارد.

بیت دهم:

به باغ آی و قیامت ببین و حشر عیان که رعد نفخهٔ صور آمد و نشور موات

شرح: مولانا دعوت می‌کند که به باغ (عالم هستی در بهار معنوی) بیا و “قیامت” و “حشر” را آشکارا ببین. چرا که رعد بهار (نفخه صور، اشاره به دمیدن در صور اسرافیل در روز قیامت برای زنده شدن مردگان) آمده است و “نشور موات” (زنده شدن مردگان، اشاره به زنده شدن دل‌های مرده در اثر فیض الهی) رخ داده است. این بیت به تشبیه تجلی بهار به قیامت و زنده شدن دل‌های مرده به نشور موات اشاره دارد و بیانگر این است که حقایق قیامت را می‌توان در عالم هستی مشاهده کرد.

بیت یازدهم:

اذان فاخته دیدیم و قامت اشجار خموش کن که سخن شرط نیست وقت صلات

شرح: مولانا می‌گوید ما “اذان فاخته” (آواز فاخته در بهار که نمادی از ندا و بیداری است) و قامت راست درختان (پس از رهایی از پژمردگی زمستان، نمادی از بندگی و قامت نمازگزار) را دیدیم. سپس به خود یا مخاطب دستور می‌دهد که خاموش شو، چرا که در وقت “صلات” (وقت نماز، اشاره به زمان اتصال با حق) سخن گفتن شرط نیست. این بیت به مشاهده نشانه‌های الهی در طبیعت و لزوم سکوت و توجه قلبی در زمان اتصال با حق تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 482 دیوان شمس، غزلی است که با بیانی سرشار از امید و حیات، به فرارسیدن بهار معنوی و تجلیات الهی در عالم هستی می‌پردازد. مولانا در این غزل، این زمان را “روز برات” و وقت رهایی از قید زمستان و دریافت فیوضات الهی می‌داند. او بر تأثیر فیض الهی در بیداری دل‌ها، شکوفایی استعدادهای معنوی، فراگیر شدن حیات معنوی، نزول کمالات از عالم غیب، و اشتیاق عارفان برای رؤیت الهی تأکید می‌کند. این غزل با تشبیه تجلی بهار به قیامت و زنده شدن دل‌های مرده، به مشاهده نشانه‌های الهی در طبیعت و لزوم سکوت و توجه قلبی در زمان اتصال با حق اشاره می‌نماید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: