تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 785 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 785 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 785 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۸۵ دیوان شمس مولانا

ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند
و نه زان مُفلِسَکان که بُزِ لاغر گیرند

ما از آن سوختگانیم که از لذّت سوز
آب حیوان بِهِلند و پیِ آذر گیرند

چو مه از روزنِ هر خانه که اندر تابیم
از ضیا شب‌صفتان جمله رهِ در گیرند

ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکست
چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند

آن که زین جرعه کِشد جمله جهانش نکِشد
مگر او را به گلیم از برِ ما برگیرند

هر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کس
اگرش سردمزاجان همه در زر گیرند

در فروبند و بده باده که آن وقت رسید،
زردرویان تو را، که می احمر گیرند

به یکی دست میِ خالصِ ایمان نوشند
به یکی دستِ دگر پرچمِ کافر گیرند

آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی
عود ماییم به هر سور که مجمر گیرند

پسِ این پردهٔ ازرق صنمی مه‌روییست
که ز نورِ رخش انجم همه زیور گیرند

ز احتراقات و ز تربیع و نحوست برَهند
اگر او را سحری گوشهٔ چادر گیرند

تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آن‌ها راست
که دل خود بهلند و دل دلبر گیرند

خمش ای عقلِ عطارد! که در این مجلسِ عشق
حلقهٔ زهره بیانت همه تسخر گیرند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۸۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۸۵ مولانا، به مقام و ویژگی‌های عاشقان حقیقی در برابر سایر طبقات اجتماعی و حتی عارفان سطحی می‌پردازد. مولانا در این غزل، عاشقان را افرادی فراتر از تعلقات مادی و دنیوی، غرق در لذت سوز عشق، و منشأ نور و امید برای دیگران توصیف می‌کند. او با بیانی پرشور، به وحدت وجود، قدرت عشق در تحول‌بخشی، و برتری دل بر عقل اشاره می‌کند و در نهایت، به ناتوانی عقل در درک اسرار عشق می‌پردازد.

مقام عاشقان حقیقی

مولانا غزل را با معرفی جایگاه ویژه‌ی عاشقان آغاز می‌کند:

ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند و نه زان مُفلِسَکان که بُزِ لاغر گیرند

«ما از آن ثروتمندان و اشراف نیستیم که (تنها به) ساغر (باده‌های ظاهری و لذت‌های دنیوی) دل ببندند،» «و نه از آن تهیدستان (مُفلِسَکان) که به دنبال بز لاغر (معیشت ناچیز) باشند.» این بیت، بیانگر بی‌اعتنایی عاشقان به هر دو نوع تعلق مادی: نه به دنبال ثروت و جاه‌اند و نه در بند فقر و معیشت‌اند.

ما از آن سوختگانیم که از لذّت سوز آب حیوان بِهِلند و پیِ آذر گیرند

«ما از آن سوختگان عشق هستیم که از شدت لذت سوزش (در عشق)،» «آب حیات (آب حیوان، نماد زندگی جاودان) را رها می‌کنند و به دنبال آتش (آذر، نماد سوز عشق) می‌روند.» این بیت، تأکید بر برتری لذت سوز عشق بر حیات جاودان؛ عاشق، لذت فنا شدن در عشق را بر هر زندگی ابدی ترجیح می‌دهد.

منشأ نور و امید

مولانا به نقش عاشقان در تاباندن نور و امید بر دیگران اشاره می‌کند:

چو مه از روزنِ هر خانه که اندر تابیم از ضیا شب‌صفتان جمله رهِ در گیرند

«ما (عاشقان) مانند ماه هستیم که از پنجره (روزن) هر خانه‌ای که بتابیم،» «همه‌ی آنان که در ظلمت شب (شب‌صفتان) هستند، از نور ما راه (در) را پیدا می‌کنند.» این بیت، تشبیه عاشقان به ماه که با نور خود، راه را به تاریکی‌نشینان نشان می‌دهد؛ عاشقان منشأ هدایت و امید برای گمراهان هستند.

ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکست چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند

«ناامیدانی که فلک (روزگار) ساغر (امید و خوشی) آن‌ها را شکسته است،» «هنگامی که روی ما را ببینند، دوباره شادمانی (طرب) را از سر می‌گیرند.» این بیت، نشان‌دهنده قدرت عاشقان در احیای امید و شادی در دل ناامیدان؛ آن‌ها منشأ شور و نشاط معنوی‌اند.

غلبه عشق و بی‌ارزشی غیر آن

مولانا به قدرت بی‌نظیر عشق و بی‌ارزشی غیر آن اشاره می‌کند:

آن که زین جرعه کِشد جمله جهانش نکِشد مگر او را به گلیم از برِ ما برگیرند

«کسی که از این جرعه‌ی (شراب عشق) بنوشد، تمام جهان نمی‌تواند او را به سوی خود بکشد،» «مگر اینکه او را (با زور) با گلیمی از کنار ما (عاشقان) ببرند.» این بیت، بیانگر بی‌نظیری و بی‌قید و شرط بودن عشق؛ کسی که طعم این عشق را بچشد، هیچ چیز دنیوی او را جذب نمی‌کند.

هر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کس اگرش سردمزاجان همه در زر گیرند

«هر کس در این بزم (مجلس عشق) گرم شد (مست و پرشور شد)، گرفتار فریب (غرّه) هیچ کس نمی‌شود،» «حتی اگر سردمزاجان (اهل دنیا) او را با طلا (زر) فریب دهند.» این بیت، تأکید بر نفوذناپذیری عاشق واقعی در برابر فریب‌های مادی؛ عشق، او را از هر وسوسه‌ای مصون می‌کند.

مستی از شراب ایمان و پیروزی بر کفر

مولانا به مستی از شراب ایمان و غلبه بر کفر اشاره می‌کند:

در فروبند و بده باده که آن وقت رسید، زردرویان تو را، که می احمر گیرند

«در را (بر روی غیر) ببند و باده (شراب عشق) بده، که آن زمان رسید،» «که زردرویان (عاشقان رنج‌کشیده) تو، شراب سرخ (می احمر، نماد عشق و مستی شدید) را بگیرند (و بنوشند).» این بیت، دعوت به برگزاری بزم عشق و نوشیدن شراب مستی‌بخش الهی برای عاشقان.

به یکی دست میِ خالصِ ایمان نوشند به یکی دستِ دگر پرچمِ کافر گیرند

«با یک دست شراب خالص ایمان را می‌نوشند،» «و با دست دیگر، پرچم کفر (شرک و نادانی) را به دست می‌گیرند (و آن را شکست می‌دهند).» این بیت، بیانگر قدرت عاشق در ایمان و غلبه بر کفر و شرک؛ آن‌ها هم به لحاظ درونی مست ایمانند و هم در عمل، بر ظلمت فائق می‌آیند.

وحدت وجود و تأثیر معشوق

مولانا به وحدت وجود و نقش معشوق در هستی اشاره می‌کند:

آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی عود ماییم به هر سور که مجمر گیرند

«ما (عاشقان/حقیقت عشق) آب هستیم در هر چرخش و دورانی که بگردد،» «ما عود هستیم در هر جشنی که عودسوز (مجمر) را بگیرند.» این بیت، بیانگر وحدت وجودی عاشقان؛ آن‌ها در تمام ابعاد هستی و در تمام جشن‌ها و مراحل زندگی حضور دارند و منشأ حیات و خوشی هستند.

پسِ این پردهٔ ازرق صنمی مه‌روییست که ز نورِ رخش انجم همه زیور گیرند

«پشت این پرده‌ی آبی رنگ آسمان (ازرق)، معشوقی (صنمی) ماهرو و زیباست،» «که از نور روی او، ستارگان (انجم) همه زینت و زیبایی می‌گیرند.» این بیت، توصیف معشوق حقیقی که ورای آسمان‌هاست و نور او منشأ زیبایی و درخشش تمام موجودات (ستارگان) است.

ز احتراقات و ز تربیع و نحوست برَهند اگر او را سحری گوشهٔ چادر گیرند

«(عاشقان) از سوختن‌ها (احتراقات) و از نحوست و تأثیرات بد ستارگان (تربیع و نحوست) رها می‌شوند،» «اگر سحری (صبح‌گاهان) گوشه‌ای از چادر او (معشوق) را بگیرند (و به او پناه ببرند).» این بیت، بیانگر قدرت معشوق در رهایی عاشق از تمام بلاها و نحسی‌ها، با پناه بردن به او.

دل پاک و برتری آن بر عقل

مولانا به پاکی دل عاشقان و برتری دل بر عقل اشاره می‌کند:

تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آن‌ها راست که دل خود بهلند و دل دلبر گیرند

«تو دچار دوگانگی و دودلی هستی، اما دل پاک و صاف، از آن کسانی است،» «که دل خود را رها کنند و دل معشوق (دلبر) را بگیرند (یعنی از خواست خود بگذرند و تسلیم خواست معشوق شوند).» این بیت، دعوت به رهایی از دودلی و رسیدن به خلوص با واگذاری دل به معشوق.

خمش ای عقلِ عطارد! که در این مجلسِ عشق حلقهٔ زهره بیانت همه تسخر گیرند

«خاموش باش ای عقلِ عطارد! (عقل جزوی و منطقی، که عطارد نماد آن است)،» «زیرا در این مجلس عشق، بیان‌های (بیانت) زحل (حلقه زهره، نماد نجوم و حسابگری) را همه به مسخره می‌گیرند (و بی‌اعتبار می‌شوند).» این بیت، دعوت به سکوت عقل در برابر عشق؛ عقل با تمام محاسبات و دانش خود در برابر عظمت عشق ناتوان و بی‌اهمیت است.


نکات مهم

  • مقام ویژه عاشقان: آن‌ها نه در بند ثروت‌اند و نه در بند فقر؛ تنها به دنبال لذت سوز عشق‌اند.
  • برتری لذت سوز عشق: لذت سوختن در عشق، حتی از آب حیات نیز برتر است.
  • عاشقان، منشأ نور و امید: آن‌ها مانند ماه هستند که راه را به گمراهان نشان داده و به ناامیدان امید می‌بخشند.
  • بی‌قید و شرط بودن عشق: کسی که طعم این عشق را بچشد، هیچ چیز دنیوی او را جذب نمی‌کند.
  • ایمان و غلبه بر کفر: عاشقان با یک دست شراب ایمان می‌نوشند و با دست دیگر بر کفر غلبه می‌کنند.
  • وحدت وجودی: عاشقان در تمام ابعاد هستی حضور دارند و منشأ حیات و خوشی هستند.
  • رهایی از بلاها: پناه بردن به معشوق، عاشق را از تمام بلایا و نحسی‌ها رها می‌کند.
  • برتری دل بر عقل: دل پاک از آن کسانی است که دل خود را رها کرده و به معشوق می‌سپارند.
  • ناتوانی عقل در عشق: عقل با تمام محاسبات خود در برابر عظمت عشق ناتوان و بی‌اعتبار است.

این غزل با بیانی عمیق و پر از شور، به مقام والای عاشقان حقیقی و برتری عشق بر هر چیز دیگر می‌پردازد. مولانا در این ابیات، عاشقان را افرادی فراتر از تعلقات مادی و دنیوی، منشأ هدایت و امید، و در نهایت تسلیم محض در برابر معشوق (که منشأ تمام هستی است)، معرفی می‌کند و بر ناتوانی عقل در درک این مقام بلند تأکید می‌ورزد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: