تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 595 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 595 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 595 دیوان شمس مولانا

آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
چون دل نگشاید در آن را سببی باشد

رو بر در دل بنشین کان دلبر پنهانی
وقت سحری آید یا نیم شبی باشد

جانی که جدا گردد جویای خدا گردد
او نادره‌ای باشد او بوالعجبی باشد

آن دیده کز این ایوان ایوان دگر بیند
صاحب نظری باشد شیرین لقبی باشد

آن کس که چنین باشد با روح قرین باشد
در ساعت جان دادن او را طربی باشد

پایش چو به سنگ آید دریش به چنگ آید
جانش چو به لب آید با قندلبی باشد

چون تاج ملوکانش در چشم نمی‌آید
او بی‌پدر و مادر عالی نسبی باشد

خاموش کن و هر جا اسرار مکن پیدا
در جمع سبک روحان هم بولهبی باشد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۵۹۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۵۹۵ مولانا، غزلی عمیق و پر از نکات عرفانی درباره‌ی راه و رسم عاشقی، سلوک درونی، و ویژگی‌های سالک حقیقی است. مولانا در این غزل، به اهمیت طلب صادقانه و گشودن در دل، حضور پنهانی معشوق، و رهایی از تعلقات دنیوی اشاره می‌کند. او همچنین بر اهمیت کتمان اسرار عشق و عدم افشای آن در نزد نااهلان تأکید می‌ورزد.


گشودن در دل و انتظار دلبر پنهانی

مولانا غزل را با شرطی برای وصال آغاز می‌کند:

آن را که درون دل عشق و طلبی باشد چون دل نگشاید در آن را سببی باشد

“کسی که درون دلش عشق و طلب (اشتیاق به حق) وجود دارد، “اگر دلش (به روی معشوق) در را نگشاید، حتماً دلیلی (سببی) برای آن وجود دارد” (مانند موانعی که خود انسان ایجاد می‌کند). این بیت به ضرورت گشودن در دل برای دریافت فیض الهی و وجود موانع درونی در صورت عدم گشایش اشاره دارد.

رو بر در دل بنشین کان دلبر پنهانی وقت سحری آید یا نیم شبی باشد

برو و بر در دل خود بنشین (یعنی مراقب و منتظر باش)” زیرا “آن دلبر پنهانی (معشوق غیبی)ممکن است وقت سحر (زمان برکت و فیض) یا نیمه شب (هنگام خلوت و مناجات) بیاید.” این بیت به لزوم مراقبه، انتظار و هوشیاری دائمی برای درک حضور پنهانی معشوق اشاره دارد.

نادرگی جان طالب حق

مولانا به کمیاب بودن جانی که جویای حق است، می‌پردازد:

جانی که جدا گردد جویای خدا گردد او نادره‌ای باشد او بوالعجبی باشد

جانی که از غیر خدا جدا شود (از تعلقات رها گردد) و جویای خدا شود، ” او بسیار نادر و عجیب (نادره‌ای باشد او بوالعجبی باشد) است.” این بیت به کمیاب بودن و ارزش والای جانی که از دنیا بریده و به سوی خدا روی آورده است، اشاره دارد.

بصیرت معنوی و زیبایی مقام

مولانا ویژگی‌های اهل نظر و بصیرت را بیان می‌کند:

آن دیده کز این ایوان ایوان دگر بیند صاحب نظری باشد شیرین لقبی باشد

آن چشمی که از این ایوان (دنیای ظاهر و عالم حس)، ایوان دیگری (عالم غیب و عالم معنا) را می‌بیند، “چنین کسی صاحب بصیرت (صاحب نظری باشد) است و دارای لقبی شیرین (لقب نیکو و پسندیده در نزد اهل حق) است.” این بیت به توانایی اهل نظر در دیدن حقایق ماورایی و معنوی فراتر از ظواهر دنیا اشاره دارد.

طرب هنگام جان دادن

مولانا به حال خوش عارف در لحظه مرگ اشاره می‌کند:

آن کس که چنین باشد با روح قرین باشد در ساعت جان دادن او را طربی باشد

آن کس که چنین (اهل نظر و جویای خدا) باشد، با روح (روح قدسی و الهی) قرین و همراه است.” “در لحظه‌ی جان دادن (مرگ)، او شادمانی و نشاط (طربی) خواهد داشت.” این بیت به فرح و شادمانی عارف در لحظه مرگ، به دلیل وصال با حق و همراهی روح الهی اشاره دارد.

پایش چو به سنگ آید دریش به چنگ آید جانش چو به لب آید با قندلبی باشد

“هنگامی که پایش به سنگ (سختی و مصیبت) برخورد کند، گوهر (حقیقت) در دستش خواهد آمد” (یعنی سختی‌ها برای او مایه کشف حقایق است). “هنگامی که جانش به لب برسد (در لحظه مرگ)، با قندلبی (شیرینی و حلاوت) همراه خواهد بود.” این بیت به تبدیل شدن رنج به گنج و حلاوت مرگ برای عارف اشاره دارد.

بی‌اعتنایی به دنیا و اصالت معنوی

مولانا به بی‌اعتنایی عارف به مقام‌های دنیوی و والایی او می‌پردازد:

چون تاج ملوکانش در چشم نمی‌آید او بی‌پدر و مادر عالی نسبی باشد

“چون تاج پادشاهان در چشم او (عارف) بی‌ارزش است و اهمیت ندارد، “او بدون پدر و مادر (یعنی اصالتش نه از دنیاست و نه از نسب‌های خاکی) دارای نسبی عالی (نسب معنوی و الهی) است.” این بیت به رهایی عارف از دلبستگی به قدرت و مقام دنیوی و اتصال او به اصل و نسب الهی و معنوی اشاره دارد.

کتمان اسرار عشق

مولانا غزل را با نکته‌ای مهم درباره‌ی حفظ اسرار عشق به پایان می‌برد:

خاموش کن و هر جا اسرار مکن پیدا در جمع سبک روحان هم بولهبی باشد

خاموش باش (از سخنان بیهوده) و “اسرار (معارف و حقایق الهی) را در هر جا آشکار مکن.” “زیرا در جمع انسان‌های سبک‌روح (نااهل، بی‌معرفت)، ممکن است کسی مانند ابولهب (دشمن حق و جهل پیشه) نیز باشد” (که آن اسرار را درک نمی‌کند یا حتی به آن آسیب می‌رساند). این بیت به اهمیت کتمان اسرار عرفانی و عدم افشای آن برای نااهلان اشاره دارد.


نکات مهم

  • گشودن دل و طلب صادقانه: شرط اساسی برای دریافت فیض و حضور معشوق، گشودن دل و اشتیاق حقیقی است.
  • مراقبه و انتظار: برای درک حضور پنهانی معشوق، باید همواره هوشیار و منتظر بود.
  • ارزش جان طالب حق: جانی که از تعلقات دنیوی رها شده و جویای خداست، بسیار نادر و ارزشمند است.
  • بصیرت معنوی: اهل نظر قادرند حقایق عالم غیب را ببینند.
  • شادی عارف در مرگ: مرگ برای عارف، لحظه‌ی وصال و طرب است.
  • بی‌اعتنایی به دنیا و نسب معنوی: عارف از مقام و قدرت دنیوی رهاست و به نسب الهی خود متصل است.
  • کتمان اسرار: اسرار عرفانی را نباید در هر محفلی فاش کرد، چرا که نااهلان قادر به درک آن نیستند و حتی ممکن است آن را تحریف کنند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: