مطالب پیشنهادی![]()
به گرد دل همیگردی چه خواهی کرد میدانم
چه خواهی کرد دل را خون و رخ را زرد میدانم
یکی بازی برآوردی که رخت دل همه بردی
چه خواهی بعد از این بازی دگر آورد میدانم
به یک غمزه جگر خستی پس آتش اندر او بستی
بخواهی پخت میبینم بخواهی خورد میدانم
به حق اشک گرم من به حق آه سرد من
که گرمم پرس چون بینی که گرم از سرد میدانم
مرا دل سوزد و سینه تو را دامن ولی فرق است
که سوز از سوز و دود از دود و درد از درد میدانم
به دل گویم که چون مردان صبوری کن دلم گوید
نه مردم نی زن ار از غم ز زن تا مرد میدانم
دلا چون گرد برخیزی ز هر بادی نمیگفتی
که از مردی برآوردن ز دریا گرد میدانم
جوابم داد دل کان مه چو جفت و طاق میبازد
چو ترسا جفت گویم گر ز جفت و فرد میدانم
چو در شطرنج شد قایم بریزد نرد شش پنجی
بگویم مات غم باشم اگر این نرد میدانم
این غزل مولانا، بیانگر شناخت عمیق عاشق از معشوق و تأثیرات دگرگونکنندهی عشق است. مولانا با لحنی اعترافگونه و در عین حال تسلیم، رنج و محنت ناشی از عشق را پیشبینی میکند و آن را جزئی از سیر و سلوک میداند. او به فرق میان سوز عشق و سوزهای عادی اشاره میکند و دل خود را در مقام فنا، فراتر از جنسیت و تمایزات ظاهری میبیند. غزل در نهایت، عشق را همچون بازی شطرنج معرفی میکند که در آن، عاشق تسلیم محض ارادهی معشوق است.
غزل با خطاب به معشوق و آگاهی عاشق از آینده آغاز میشود: “به گرد دل همیگردی چه خواهی کرد میدانم / چه خواهی کرد دل را خون و رخ را زرد میدانم“. (ای معشوق) تو به گرد دل من میگردی و من میدانم که چه خواهی کرد. میدانم که دل را خون خواهی کرد (سخت آزار خواهی داد) و رخ را زرد (نشانهی بیقراری و بیماری عشق) خواهی کرد.
“یکی بازی برآوردی که رخت دل همه بردی / چه خواهی بعد از این بازی دگر آورد میدانم“. تو یک بازی (عشقورزی) آغاز کردی که همهی دارایی دل (آرامش، قرار، صبر) را بردی. میدانم که بعد از این بازی، بازی دیگری (فنای بیشتر) را آغاز خواهی کرد.
“به یک غمزه جگر خستی پس آتش اندر او بستی / بخواهی پخت میبینم بخواهی خورد میدانم“. با یک نگاه (غمزه)، جگر مرا زخمی کردی، سپس آتش عشق را در آن افکندی. میبینم که (این جگر) را خواهی پخت (تا به کمال رسانی) و میدانم که آن را خواهی خورد (فانی در خود خواهی کرد).
مولانا به تمایز درد عشق از دردهای عادی و عمق رنج خود اشاره میکند: “به حق اشک گرم من به حق آه سرد من / که گرمم پرس چون بینی که گرم از سرد میدانم“. به حق اشک گرم من و به حق آه سرد من (که هر دو نشانهی شدت حالم هستند)، وقتی مرا دیدی، گرم احوالپرسی کن، زیرا من گرمی (نشانهی عشق) را از سردی (نشانهی دوری و بیعشقی) تمیز میدهم.
“مرا دل سوزد و سینه تو را دامن ولی فرق است / که سوز از سوز و دود از دود و درد از درد میدانم“. دل و سینهی من (از عشق) میسوزد و (این سوز) دامن تو (معشوق) را (مجازاً) میسوزاند، اما فرق است (میان این سوزها). زیرا من هر سوزی را از سوز دیگر، هر دودی را از دود دیگر و هر دردی را از درد دیگر میشناسم (یعنی درد عشق من از جنس دیگری است).
مولانا به قدرت و مقاومت دل خود در برابر غم و وسوسههای دنیوی اشاره میکند: “به دل گویم که چون مردان صبوری کن دلم گوید / نه مردم نی زن ار از غم ز زن تا مرد میدانم“. به دل خود میگویم که مانند مردان (با شهامت) صبوری کن. دلم در جوابم میگوید: “من نه مردم و نه زن، اگر (از شدت) غم، (تمایز) از زن تا مرد را (به خوبی) میدانم (یعنی چنان در غم غرق شدم که از تفاوتهای ظاهری فراتر رفتهام).”
“دلا چون گرد برخیزی ز هر بادی نمیگفتی / که از مردی برآوردن ز دریا گرد میدانم“. ای دل! هنگامی که (مانند گرد و غبار) از هر بادی برمیخاستی (به هر سویی متمایل میشدی)، نمیگفتی (چنین ادعایی نمیکردی): “که از مردانگی و قدرت (من) است که از دریا هم گرد و غبار برمیآورم (یعنی من چنان نیرومندم که از هر چیز ناممکنی، گرد برمیانگیزم).” (اشاره به تحول دل در عشق).
غزل با تمثیل بازیهای فکری و تسلیم در برابر غم پایان مییابد: “جوابم داد دل کان مه چو جفت و طاق میبازد / چو ترسا جفت گویم گر ز جفت و فرد میدانم“. دل به من جواب داد که: “آن ماه (معشوق) وقتی بازی جفت و طاق (فرد و زوج، یا بازی تقدیر) را انجام میدهد، (من هم) مانند مسیحیان (که تثلیث را میگویند) جفت میگویم، اگر (معنای) جفت و فرد را میدانم.” (اشاره به پذیرش هر دو سوی تقدیر از جانب معشوق).
“چو در شطرنج شد قایم بریزد نرد شش پنجی / بگویم مات غم باشم اگر این نرد میدانم“. هنگامی که (معشوق) در شطرنج (بازی عقل و تدبیر) ثابت و قائم شد (و حرکت مرا محدود کرد)، بازی نرد ششپنج (بازی اقبال و شانس) از بین میرود. (در آن لحظه) میگویم: “در غم مات هستم (تسلیم غمم)، اگر (اصلاً) این بازی نرد (بخت و شانس) را میدانم.” (یعنی در برابر تقدیر عشق، بازیهای دنیا بیمعناست و عاشق مات و تسلیم است).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر