مطالب پیشنهادی![]()
شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟
باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟
شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد
بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست ؟
پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد ؟
در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست ؟
ساغرها میشمرد وی بشده از شمار
گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست ؟
از اثر روی شه هر نفسی شاهدی
سر کشد از لامکان گوید کابین که راست ؟
ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق
سینه صیاد کو دیده شاهین که راست ؟
هین که براقان عشق در چمنش میچرند
تنگ درآمد وصال لایقشان زین که راست ؟
سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل
چهره زر لایق آن بر سیمین که راست ؟
خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان
در دو جهان همچو او شاه خوشآیین که راست ؟
غزل شماره 461 از دیوان پر شور مولانا جلالالدین محمد بلخی، غزلی است که با زبانی تمثیلی و با استفاده از واژگانی چون “شاه”، “دیده شه بین”، “باده گلگون” و “پرده”، به جلوهگری معشوق الهی و نیاز به چشم باطنی برای مشاهده او میپردازد. مولانا در این غزل با طرح پرسشهایی پیدرپی، مخاطب را به تفکر در باب حقیقت هستی و جایگاه معشوق در آن و همچنین محدودیتهای ادراک ظاهری دعوت میکند.
مولانا در این غزل با بهرهگیری از نمادهای عالم مُلک و ملکوت، به بیان تجلی حق در هستی و لزوم بصیرت درونی برای مشاهده این تجلی میپردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟ باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟
شرح: مولانا میگوید که “شاه” (معشوق الهی یا حق) روی خود را گشوده و تجلی کرده است. اما پرسش اینجاست که چه کسی “دیده شه بین” دارد تا این جمال را مشاهده کند؟ همچنین، “باده گلگون شه” (شراب معرفت و عشق الهی) برای چه کسی گوارا و بر گل و نسرین وجود چه کسی اثرگذار است؟ این بیت به تجلی دائم حق و نیاز به چشم باطنی (دیده شه بین) و آمادگی درونی (وجود گل و نسرینگون) برای دریافت فیض او اشاره دارد.
شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست ؟
شرح: در این لحظه، “شاه” (معشوق) قدم در بزم هستی نهاده و شور و طرب را با خود آورده است. اما چه کسی این سعادت را دارد که سر بر زانوی او بگذارد و او را تکیهگاه و بالین خود سازد؟ این بیت به نهایت قرب و انس با معشوق اشاره دارد که نصیب هر کسی نمیشود.
پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد ؟ در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست ؟
شرح: در برابر روی معشوق که همچون آفتاب عالمتاب است، چه کسی میتواند پیاپی و بیوقفه حرکت کند؟ و در پشت حجاب جسم (تتق ابر تن)، ماه وجود چه کسی آشکار و مشخص است؟ این بیت به عظمت بینهایت معشوق که هیچ موجودی را یاراى برابری با او نیست و همچنین به پنهان بودن حقیقت جان در پس حجاب تن اشاره دارد.
ساغرها میشمرد وی بشده از شمار گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست ؟
شرح: در بزم عشق، ساغرها (جلوهها و فیوضات الهی) شمرده میشوند، اما معشوق (وی) خود از شمارش بیرون است و بیحد و حصر. اگر ساغر پیشین (فیض گذشته) از شمارش بیرون رفت، پس ساغر بعدی (فیض جدید) از آن کیست؟ این بیت به تجدید فیض الهی و بیکرانگی بخشش معشوق اشاره دارد که همواره در حال تجلی و ریزش است.
از اثر روی شه هر نفسی شاهدی سر کشد از لامکان گوید کابین که راست ؟
شرح: از تأثیر و تابش روی معشوق (شاه) در هر لحظه، شاهد و جلوهای از عالم لامکان (عالم غیب و ورای مکان) سر برمیآورد و میپرسد که کابین (مهریه وصال) از آن کیست؟ این بیت به تجلی اسماء و صفات حق در عالم و دعوت این جلوهها از عاشقان برای رسیدن به وصال اشاره دارد. کابین در اینجا میتواند نمادی از بهای وصال باشد که عاشق باید بپردازد (مانند جان، دل یا ترک خود).
ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق سینه صیاد کو دیده شاهین که راست ؟
شرح: بسیاری از طالبان و سالکان (مرغان آب) بر لب دریای عشق (عالم معنا) نشستهاند. اما چه کسی سینه صیاد عشق را دارد؟ و چه کسی دیده شاهین دارد تا بتواند در این دریا صید (حقایق پنهان) کند؟ این بیت به تفاوت میان طالبان ظاهری و عاشقان حقیقی اشاره دارد و لزوم همت بلند (سینه صیاد) و بصیرت قوی (دیده شاهین) را برای درک و دریافت حقایق عشق بیان میکند.
خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان در دو جهان همچو او شاه خوشآیین که راست ؟
شرح: در بیت پایانی، مولانا به شمس تبریزی، “خسرو جان” و “مفخر تبریزیان”، اشاره میکند و با طرح پرسشی تأکیدی، بیان میکند که در هر دو جهان، شاهی با این اوصاف و آیین خوش همچون او وجود ندارد. این بیت بیانگر مقام بیهمتای شمس در نزد مولانا و نقش او به عنوان شاه راه عشق و حقیقت است.
غزل شماره 461 دیوان شمس، غزلی است که به زیبایی تجلیات معشوق الهی در عالم هستی و نیاز به بصیرت درونی و آمادگی روحی برای مشاهده این تجلیات میپردازد. مولانا با استفاده از نمادهای شاه و بزم و با طرح پرسشهایی روشنگر، مخاطب را به تأمل در حقیقت وجود و جایگاه انسان در برابر عظمت الهی دعوت میکند. این غزل بر لزوم رهایی از حجاب تن و کسب چشم باطنی برای درک حقیقت و همچنین برتری و بیهمتایی شمس تبریزی به عنوان راهبر در مسیر عشق تأکید میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر