تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 461 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 461 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 461 دیوان شمس مولانا

شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟
باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟

شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد
بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست ؟

پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد ؟
در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست ؟

ساغرها می‌شمرد وی بشده از شمار
گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست ؟

از اثر روی شه هر نفسی شاهدی
سر کشد از لامکان گوید کابین که راست ؟

ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق
سینه صیاد کو دیده شاهین که راست ؟

هین که براقان عشق در چمنش می‌چرند
تنگ درآمد وصال لایقشان زین که راست ؟

سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل
چهره زر لایق آن بر سیمین که راست ؟

خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان
در دو جهان همچو او شاه خوش‌آیین که راست ؟

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 461 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 461 از دیوان پر شور مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، غزلی است که با زبانی تمثیلی و با استفاده از واژگانی چون “شاه”، “دیده شه بین”، “باده گلگون” و “پرده”، به جلوه‌گری معشوق الهی و نیاز به چشم باطنی برای مشاهده او می‌پردازد. مولانا در این غزل با طرح پرسش‌هایی پی‌درپی، مخاطب را به تفکر در باب حقیقت هستی و جایگاه معشوق در آن و همچنین محدودیت‌های ادراک ظاهری دعوت می‌کند.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با بهره‌گیری از نمادهای عالم مُلک و ملکوت، به بیان تجلی حق در هستی و لزوم بصیرت درونی برای مشاهده این تجلی می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟ باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟

شرح: مولانا می‌گوید که “شاه” (معشوق الهی یا حق) روی خود را گشوده و تجلی کرده است. اما پرسش اینجاست که چه کسی “دیده شه بین” دارد تا این جمال را مشاهده کند؟ همچنین، “باده گلگون شه” (شراب معرفت و عشق الهی) برای چه کسی گوارا و بر گل و نسرین وجود چه کسی اثرگذار است؟ این بیت به تجلی دائم حق و نیاز به چشم باطنی (دیده شه بین) و آمادگی درونی (وجود گل و نسرین‌گون) برای دریافت فیض او اشاره دارد.

بیت دوم:

شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست ؟

شرح: در این لحظه، “شاه” (معشوق) قدم در بزم هستی نهاده و شور و طرب را با خود آورده است. اما چه کسی این سعادت را دارد که سر بر زانوی او بگذارد و او را تکیه‌گاه و بالین خود سازد؟ این بیت به نهایت قرب و انس با معشوق اشاره دارد که نصیب هر کسی نمی‌شود.

بیت سوم:

پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد ؟ در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست ؟

شرح: در برابر روی معشوق که همچون آفتاب عالم‌تاب است، چه کسی می‌تواند پیاپی و بی‌وقفه حرکت کند؟ و در پشت حجاب جسم (تتق ابر تن)، ماه وجود چه کسی آشکار و مشخص است؟ این بیت به عظمت بی‌نهایت معشوق که هیچ موجودی را یاراى برابری با او نیست و همچنین به پنهان بودن حقیقت جان در پس حجاب تن اشاره دارد.

بیت چهارم:

ساغرها می‎شمرد وی بشده از شمار گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست ؟

شرح: در بزم عشق، ساغرها (جلوه‌ها و فیوضات الهی) شمرده می‌شوند، اما معشوق (وی) خود از شمارش بیرون است و بی‌حد و حصر. اگر ساغر پیشین (فیض گذشته) از شمارش بیرون رفت، پس ساغر بعدی (فیض جدید) از آن کیست؟ این بیت به تجدید فیض الهی و بی‌کرانگی بخشش معشوق اشاره دارد که همواره در حال تجلی و ریزش است.

بیت پنجم:

از اثر روی شه هر نفسی شاهدی سر کشد از لامکان گوید کابین که راست ؟

شرح: از تأثیر و تابش روی معشوق (شاه) در هر لحظه، شاهد و جلوه‌ای از عالم لامکان (عالم غیب و ورای مکان) سر برمی‌آورد و می‌پرسد که کابین (مهریه وصال) از آن کیست؟ این بیت به تجلی اسماء و صفات حق در عالم و دعوت این جلوه‌ها از عاشقان برای رسیدن به وصال اشاره دارد. کابین در اینجا می‌تواند نمادی از بهای وصال باشد که عاشق باید بپردازد (مانند جان، دل یا ترک خود).

بیت ششم:

ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق سینه صیاد کو دیده شاهین که راست ؟

شرح: بسیاری از طالبان و سالکان (مرغان آب) بر لب دریای عشق (عالم معنا) نشسته‌اند. اما چه کسی سینه صیاد عشق را دارد؟ و چه کسی دیده شاهین دارد تا بتواند در این دریا صید (حقایق پنهان) کند؟ این بیت به تفاوت میان طالبان ظاهری و عاشقان حقیقی اشاره دارد و لزوم همت بلند (سینه صیاد) و بصیرت قوی (دیده شاهین) را برای درک و دریافت حقایق عشق بیان می‌کند.

بیت پایانی:

خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان در دو جهان همچو او شاه خوش‎آیین که راست ؟

شرح: در بیت پایانی، مولانا به شمس تبریزی، “خسرو جان” و “مفخر تبریزیان”، اشاره می‌کند و با طرح پرسشی تأکیدی، بیان می‌کند که در هر دو جهان، شاهی با این اوصاف و آیین خوش همچون او وجود ندارد. این بیت بیانگر مقام بی‌همتای شمس در نزد مولانا و نقش او به عنوان شاه راه عشق و حقیقت است.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 461 دیوان شمس، غزلی است که به زیبایی تجلیات معشوق الهی در عالم هستی و نیاز به بصیرت درونی و آمادگی روحی برای مشاهده این تجلیات می‌پردازد. مولانا با استفاده از نمادهای شاه و بزم و با طرح پرسش‌هایی روشنگر، مخاطب را به تأمل در حقیقت وجود و جایگاه انسان در برابر عظمت الهی دعوت می‌کند. این غزل بر لزوم رهایی از حجاب تن و کسب چشم باطنی برای درک حقیقت و همچنین برتری و بی‌همتایی شمس تبریزی به عنوان راهبر در مسیر عشق تأکید می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: