تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 600 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 600 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 600 دیوان شمس مولانا

جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد
در جمع چنین مستان جامی چه محل دارد

گر بشکند این جامم من غصه نیاشامم
جامی دگر آن ساقی در زیر بغل دارد

جامست تن خاکی جانست می پاکی
جامی دگرم بخشد کاین جام علل دارد

ساقی وفاداری کز مهر کله دارد
ساقی که قبای او از حلم تگل دارد

شادی و فرح بخشد دل را که دژم باشد
تیزی نظر بخشد گر چشم سبل دارد

عقلی که بر این روزن شد حارس این خانه
خاک در او گردد گر علم و عمل دارد

شهمات کجا گردد آن کو رخ شه بیند
کی تلخ شود آن کو دریای عسل دارد

از آب حیات او آن کس که کشد گردن
در عین حیات خود صد مرگ و اجل دارد

خورشید به هر برجی مسعود و بهی باشد
اما کر و فر خود در برج حمل دارد

جز صورت عشق حق هر چیز که من دیدم
نیمیش دروغ آمد نیمیش دغل دارد

چندان لقبش گفتم از کامل و از ناقص
از غایت بی‌مثلی صد گونه مثل دارد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۰۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۰۰ مولانا، غزلی پر از توکل، اطمینان به ساقی ازلی (حق)، و تأکید بر فنای جسم و بقای روح در پرتو عشق الهی است. مولانا در این غزل، به نقصان‌پذیری قالب جسمانی و بی‌نیازی روح از آن، قدرت ساقی در رفع هر نقصی، و ویژگی‌های خاص عشق الهی می‌پردازد. او در نهایت، به بی‌مثلی معشوق و حقانیت عشق الهی اشاره می‌کند.


شکست جام جسم و بقای می عشق

مولانا غزل را با تمثیل جام و می و اشاره به نقص جسم آغاز می‌کند:

جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد در جمع چنین مستان جامی چه محل دارد

ای جان، جام من (بدن مادی و فناپذیرم) شکست و از پهلویش عیب (خلل) پیدا کرده است.” “در جمع چنین مستان (عاشقان غرق در بی‌خودی)، این جام (وجود مادی) چه ارزشی دارد (چه محلی دارد)؟” این بیت به فناپذیری جسم و بی‌اهمیتی آن در برابر مستی و حضور معنوی اشاره دارد.

گر بشکند این جامم من غصه نیاشامم جامی دگر آن ساقی در زیر بغل دارد

اگر این جام من بشکند، من غصه نمی‌خورم و غمگین نمی‌شوم.” “زیرا آن ساقی (خداوند یا معشوق ازلی) جام دیگری (وجود روحانی و ابدی) در زیر بغل (در اختیار و آماده‌ی بخشیدن) دارد.” این بیت به اطمینان عاشق به بقای روح و بی‌نیازی از جسم فناپذیر در پرتو لطف ساقی ازلی اشاره دارد.

جامست تن خاکی جانست می پاکی جامی دگرم بخشد کاین جام علل دارد

تن خاکی (جسم) مانند جام است و می پاکی (روح و حقیقت وجود) مانند شراب است.” “(ای ساقی) جام دیگری به من ببخش، زیرا این جام (تن خاکی) پر از عیب و نقص (علل) است.” این بیت به تفکیک جسم و روح و درخواست جام وجودی بی‌عیب و نقص (وجود روحانی) اشاره دارد.


ویژگی‌های ساقی و تأثیر لطف او

مولانا به اوصاف ساقی و برکات حضور او می‌پردازد:

ساقی وفاداری کز مهر کله دارد ساقی که قبای او از حلم تگل دارد

“او (ساقی) وفادار است و از مهر (عشق و محبت) کلاه (تاج عزت و کرامت) بر سر دارد.” “ساقی‌ای است که جامه‌ی او (قبا) از حلم (بردباری) بافته شده و دارای تگُل (نقش و نگار) است.” این بیت به وفاداری، محبت بی‌کران، و بردباری ساقی (خداوند) در مواجهه با بندگانش اشاره دارد.

شادی و فرح بخشد دل را که دژم باشد تیزی نظر بخشد گر چشم سبل دارد

“او (ساقی) شادی و نشاط می‌بخشد به دلی که غمگین (دژم) و افسرده است.” “بینایی و تیزبینی (تیزی نظر) می‌بخشد، حتی اگر چشم (ظاهری) آب مروارید (سبل) داشته باشد.” این بیت به قدرت ساقی در رفع غم از دل و بینایی بخشیدن به چشم دل، حتی در صورت نقص ظاهری اشاره دارد.


عقل و عشق و مقامات معنوی

مولانا به نقش عقل در مسیر سلوک و عظمت عشق الهی می‌پردازد:

عقلی که بر این روزن شد حارس این خانه خاک در او گردد گر علم و عمل دارد

عقلی که بر این روزن (روزنه معرفت و تجلی) حارس و نگهبان این خانه (قلب یا وجود انسان) شده است،” “اگر (این عقل) علم و عمل (حقیقی) داشته باشد، خاک در او (معشوق) خواهد شد و به فنا خواهد رسید.” این بیت به فنای عقل جزئی و تبدیل آن به فنای در حق، در صورت دستیابی به علم و عمل حقیقی اشاره دارد.

شهمات کجا گردد آن کو رخ شه بیند کی تلخ شود آن کو دریای عسل دارد

چگونه ممکن است کسی که روی شاه (معشوق) را می‌بیند، مات (شهمات، در بازی شطرنج) شود و شکست بخورد؟” “چگونه ممکن است کسی که دریایی از عسل (عشق و حلاوت الهی) دارد، کامش تلخ شود؟” این ابیات به شکست‌ناپذیری عاشق در برابر سختی‌ها و شیرینی بی‌حد و حصر عشق الهی اشاره دارد.

از آب حیات او آن کس که کشد گردن در عین حیات خود صد مرگ و اجل دارد

آن کس که از آب حیات او (معشوق، آب زندگی ابدی) بنوشد و سیراب شود (گردن کشد)،” “در اوج حیات خود، صدها بار مرگ و فنا را تجربه می‌کند (صد مرگ و اجل دارد).” این بیت به تجربه فنا فی الله و مرگ اختیاری عارف در عین حیات مادی اشاره دارد.


تجلیات معشوق و حقانیت عشق

مولانا به تجلیات مختلف معشوق و برتری عشق الهی می‌پردازد:

خورشید به هر برجی مسعود و بهی باشد اما کر و فر خود در برج حمل دارد

خورشید در هر برجی (از فلک) خوش‌یمن و نیکو (مسعود و بهی) است،” “اما شکوه و قدرت واقعی خود (کر و فر) را در برج حمل (برج اول، نماد آغاز و اوج) دارد.” این بیت به اوج تجلی و شکوه معشوق در مراحل اولیه سلوک و جذبه‌های اولیه عشق اشاره دارد.

جز صورت عشق حق هر چیز که من دیدم نیمیش دروغ آمد نیمیش دغل دارد

به جز صورت (تجلی) عشق حق، هر چیز دیگری که من دیدم،” “نصفش دروغ بود و نصف دیگرش فریب و نیرنگ (دغل) داشت.” این بیت به حقانیت مطلق عشق الهی و دروغین بودن و فریبندگی سایر تعلقات و مظاهر دنیوی اشاره دارد.

چندان لقبش گفتم از کامل و از ناقص از غایت بی‌مثلی صد گونه مثل دارد

“من لقب‌های بسیاری برای او (معشوق) گفتم، هم از کامل و هم از ناقص (از هر نوع صفت و توصیفی).” “اما او از شدت بی‌مثلی و یگانگی، صدها گونه مثال و تمثیل دارد (و در هیچ مثالی نمی‌گنجد).” این بیت به بی‌مثلی و یگانگی مطلق معشوق و ناتوانی کلام و توصیفات از درک کامل او اشاره دارد.


نکات مهم

  • فنای جسم و بقای روح: جسم فناپذیر است، اما روح در پرتو لطف ساقی ازلی (حق) بقا می‌یابد.
  • ساقی وفادار: خداوند با مهر و بردباری به بندگانش فیض می‌بخشد و نقص‌ها را جبران می‌کند.
  • عقل در خدمت عشق: عقل جزئی اگر به علم و عمل حقیقی دست یابد، در برابر عظمت معشوق فانی می‌شود.
  • شکست‌ناپذیری عاشق: کسی که روی معشوق را دیده و از دریای عسل عشق نوشیده، هرگز مات و تلخ‌کام نمی‌شود.
  • فنا در عین حیات: تجربه مرگ اختیاری و فنا فی الله در اوج حیات معنوی.
  • حقانیت عشق الهی: تنها عشق حق است که راستین و بی‌عیب است، و سایر مظاهر دنیا فریبنده‌اند.
  • بی‌مثلی معشوق: هیچ صفت و مثالی نمی‌تواند به طور کامل، بی‌مثلی و یگانگی معشوق را بیان کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: