تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1365

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1365

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1365

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۶۵

یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال
بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال

کم انادی انظر و نقتبس من نورکم
قد رجعنا جانبا من طور انوار الجلال

من رآی نورا انیسا یملا الدنیا هوی
للسری منه جمال للعدی منه ملال

کل امر منه حق مستحق نافذ
ینفع الامراض طرا ینجلی منه الکلال

من شکا مغلاق باب فلینل مفتاحه
من شکا ضر الظما فلیستقی الماء الزلال

لیس ذا اسماء صفر باطل سمیته
دعوه التحقیق حال خدعه الدنیا محال

حبذا اسواق اشواق ربت ارباجها
حبذا نور یکون الشمس فیه کالهلال

ما علیکم لو سهرتم لیله الف الهوی
ربما تلقون ضیفا تعرفوا لیل الرحال

یا محبا قم تنادم فالمحب لا ینام
یا نعوسا قم تفرج حسن ربات الحجال

دولتش همسایه شد همسایگان را مژده شو
مرغ جان‌ها را ببخشد کر و فرش پر و بال

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۶۵ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، توصیفی از تأثیرات عمیق و شگفت‌انگیز عشق الهی (معشوق) است که در آن، مولانا با آمیختن زبان فارسی و عربی، به وجد و حال خود از این نور و زیبایی می‌پردازد. او معشوق را روشن‌کننده بزم هستی و زلزله‌انداز عقل می‌داند و بر این باور است که نور او، همه‌ی بیماری‌ها را شفا می‌دهد و خستگی‌ها را از بین می‌برد. غزل با دعوت به شب‌زنده‌داری و سحری برای یافتن مهمانی خاص به پایان می‌رسد و مژده‌ی همسایگی دولت حق و پر و بال یافتن مرغان جان را می‌دهد.

ای روشن‌کننده ماه و زلزله عشق (بیت ۱ و ۲)

غزل با خطاب به معشوق آغاز می‌شود: “یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال / بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال“. (عربی: ای روشن‌کننده ماه کامل، تو با آشفتگی و اضطراب (بلبال، بال) همه چیز را روشن ساختی / با عشق مرا به لرزه درآوردی و عقل در این زلزله از بین رفت).

کم انادی انظر و نقتبس من نورکم / قد رجعنا جانبا من طور انوار الجلال“. (عربی: چقدر ندا می‌دهم: بنگر! و از نور شما بهره می‌بریم / ما گوشه‌ای از کوه نور جلال (تجلی الهی) بازگشتیم). (اشاره به بازگشت از فنا در نور حق).

نور دلنشین و دوگانگی تاثیر (بیت ۳ و ۴)

مولانا به نور معشوق و تأثیرات متضاد آن اشاره می‌کند: “من رآی نورا انیسا یملا الدنیا هوی / للسری منه جمال للعدی منه ملال“. (عربی: هر کس نوری دلنشین را ببیند که دنیا را از عشق پر می‌کند / برای دوستان از آن زیبایی است و برای دشمنان از آن ملال و دلزدگی است).

کل امر منه حق مستحق نافذ / ینفع الامراض طرا ینجلی منه الکلال“. (عربی: هر فرمانی از او حق است، شایسته و نافذ / همه بیماری‌ها را سود می‌رساند و هر خستگی‌ای از آن برطرف می‌شود).

شاکی از قفل و شاکی از تشنگی (بیت ۵ و ۶)

مولانا به راه حل مشکلات از جانب معشوق اشاره می‌کند: “من شکا مغلاق باب فلینل مفتاحه / من شکا ضر الظما فلیستقی الماء الزلال“. (عربی: هر کس از بسته بودن دری شکایت کرد، باید کلیدش را از او بگیرد / هر کس از ضرر تشنگی شکایت کرد، باید آب زلال را از او بخواهد).

لیس ذا اسماء صفر باطل سمیته / دعوه التحقیق حال خدعه الدنیا محال“. (عربی: این (معشوق) اسامی بی‌ارزش و باطل نیست که آن را نامیدی / دعوی تحقیق و حقیقت در (برابر) فریب دنیا، محال است). (یعنی دنیادوستی با حقیقت‌جویی سازگار نیست).

بازارهای اشتیاق و نور خورشید (بیت ۷ و ۸)

مولانا به بازارهای عشق و نور الهی اشاره می‌کند: “حبذا اسواق اشواق ربت ارباجها / حبذا نور یکون الشمس فیه کالهلال“. (عربی: چه نیکوست بازارهای اشتیاق که سودهایش را افزایش داده است! / چه نیکوست نوری که خورشید در آن مانند هلال (ناچیز) است!).

ما علیکم لو سهرتم لیله الف الهوی / ربما تلقون ضیفا تعرفوا لیل الرحال“. (عربی: چه می‌شود بر شما اگر شبی را در عشق بیدار بمانید؟ / شاید مهمانی بیابید و شب کوچ‌کردن (به سوی حق) را بشناسید).

بیداری عاشق و بهار روح (بیت ۹ و ۱۰)

مولانا به بیداری عاشق و زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند: “یا محبا قم تنادم فالمحب لا ینام / یا نعوسا قم تفرج حسن ربات الحجال“. (عربی: ای عاشق، برخیز و هم‌نشین شو، زیرا عاشق نمی‌خوابد / ای خواب‌آلود، برخیز و زیبایی بانوان حجله‌نشین (اشاره به حور و پری، نماد زیبایی‌های بهشتی) را تماشا کن!).

دولتش همسایه شد همسایگان را مژده شو / مرغ جان‌ها را ببخشد کر و فرش پر و بال“. دولتش (دولت معشوق یا حق) همسایه شد، پس به همسایگان مژده بده! (زیرا) مرغان جان‌ها را بال و پری (کر و فر) می‌بخشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: