مطالب پیشنهادی![]()
قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری
واستغرقنی الساقی من نائلهالجاری
یا قهوة اجلالی، یا دافع بلبالی
ما جئت هنا الا کی تکشف اسراری
قد کلفنی عشقی، الصبوة لا تشفی
اصعدت به عمری، ادرکت به ثاری
سقیا لک یا ساقی، من نائلک الباقی
لا تسر الی صدری، انی لک یا ساری
فزنا بمطایاکم جدنا بعطایاکم
من اسعد یلقاکم لا یلدغه ضاری
ذاالحال حوالینا و انشق به عینا
لا زال لنا زینا من حلة انواری
یا سمعی و یا شمعی یا سکری و یا شکری
یا راحی و یا روحی من غیرک اغیاری
این غزل مولانا، بیانگر اوج مستی و فنای عارف در عشق الهی است که به زبان عربی سروده شده است. مولانا در این غزل، خداوند را ساقی میداند که او را با قهوهی عشقش مست کرده و در فیض بیکران خود غرق نموده است. او این مستی را مایهی جلال و دفع اندوهها میخواند و عشق را تنها راه کشف اسرار وجودی خود میداند.
غزل با بیان مستی عمیق و روحانی آغاز میشود: “قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری / واستغرقنی الساقی من نائلهالجاری” پروردگارم مرا با قهوهی مدام و پیوستهاش مست کرد، و ساقی (همان خداوند)، مرا در فیض جاری و بخشش بیوقفهاش غرق ساخت.
“یا قهوة اجلالی، یا دافع بلبالی / ما جئت هنا الا کی تکشف اسراری” ای قهوهی (مایه) عظمت و شکوه من، ای برطرفکنندهی اندوهها و اضطرابهای من! (من) به اینجا نیامدهام مگر برای آنکه اسرار (وجود) مرا آشکار کنی.
مولانا به دشواری و در عین حال پیروزی در مسیر عشق اشاره میکند: “قد کلفنی عشقی، الصبوة لا تشفی / اصعدت به عمری، ادرکت به ثاری” عشق من را به زحمت و مشقت انداخت، (اما) جوانی و شوریدگی (صبوة) (به تنهایی) درمان نمیکند. با عشق عمرم را (به سوی کمال) بالا بردم (صعود کردم)، و با آن انتقامم را گرفتم (ثاری، یعنی به مقصود رسیدم یا از نفس خود انتقام گرفتم).
“سقیا لک یا ساقی، من نائلک الباقی / لا تسر الی صدری، انی لک یا ساری” سیراب باشی ای ساقی! از بخشش جاودانهی تو، (این فیض) به سینهام سرازیر میشود؛ همانا من از آن توام ای جریاندهنده (ساری).
مولانا به سعادت دیدار معشوق و حفظ از گزندها اشاره میکند: “فزنا بمطایاکم جدنا بعطایاکم / من اسعد یلقاکم لا یلدغه ضاری” ما به واسطهی مَرکبهای شما (وسایل رسیدن به شما) کامیاب شدیم، و با بخششهای شما بخشنده گشتیم. هر کس که سعادتمندانه شما را ملاقات کند، هیچ زیانرسانندهای (ضاری) او را نیش نخواهد زد.
“ذاالحال حوالینا و انشق به عینا / لا زال لنا زینا من حلة انواری” این حال (مستی و بیخودی) گرداگرد ماست و چشمهای (از معرفت) از آن فوران کرده است، و این (حال) همواره برای ما زینت و زیبایی از جامه نورهای (الهی) است.
غزل با بیان جامعیت معشوق در وجود عاشق پایان مییابد: “یا سمعی و یا شمعی یا سکری و یا شکری / یا راحی و یا روحی من غیرک اغیاری” ای شنوایی من، ای شمع (روشنیبخش) من، ای مستی من، ای شکر (سپاسگزاری) من، ای آرامش (راح) من، ای روح من! غیر از تو، دیگران (اغیار) چه کسانی هستند؟ (یعنی همه چیز تویی و غیر تو وجود ندارد).
این غزل با زبانی تغزلی و سرشار از ارادت، به وحدت وجودی عارف با معشوق، مستی از عشق الهی، و بینیازی از هر غیر در پرتو او میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر