تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3207

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3207

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3207

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۳۲۰۷

قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری
واستغرقنی الساقی من نائله‌الجاری

یا قهوة اجلالی، یا دافع بلبالی
ما جئت هنا الا کی تکشف اسراری

قد کلفنی عشقی، الصبوة لا تشفی
اصعدت به عمری، ادرکت به ثاری

سقیا لک یا ساقی، من نائلک الباقی
لا تسر الی صدری، انی لک یا ساری

فزنا بمطایاکم جدنا بعطایاکم
من اسعد یلقاکم لا یلدغه ضاری

ذاالحال حوالینا و انشق به عینا
لا زال لنا زینا من حلة انواری

یا سمعی و یا شمعی یا سکری و یا شکری
یا راحی و یا روحی من غیرک اغیاری

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۳۲۰۷ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر اوج مستی و فنای عارف در عشق الهی است که به زبان عربی سروده شده است. مولانا در این غزل، خداوند را ساقی می‌داند که او را با قهوه‌ی عشقش مست کرده و در فیض بی‌کران خود غرق نموده است. او این مستی را مایه‌ی جلال و دفع اندوه‌ها می‌خواند و عشق را تنها راه کشف اسرار وجودی خود می‌داند.

مستی از قهوه‌ی الهی (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان مستی عمیق و روحانی آغاز می‌شود: “قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری / واستغرقنی الساقی من نائله‌الجاریپروردگارم مرا با قهوه‌ی مدام و پیوسته‌اش مست کرد، و ساقی (همان خداوند)، مرا در فیض جاری و بخشش بی‌وقفه‌اش غرق ساخت.

یا قهوة اجلالی، یا دافع بلبالی / ما جئت هنا الا کی تکشف اسراریای قهوه‌ی (مایه) عظمت و شکوه من، ای برطرف‌کننده‌ی اندوه‌ها و اضطراب‌های من! (من) به اینجا نیامده‌ام مگر برای آنکه اسرار (وجود) مرا آشکار کنی.

عشق و اشتیاق و کسب پیروزی (بیت ۳ و ۴)

مولانا به دشواری و در عین حال پیروزی در مسیر عشق اشاره می‌کند: “قد کلفنی عشقی، الصبوة لا تشفی / اصعدت به عمری، ادرکت به ثاریعشق من را به زحمت و مشقت انداخت، (اما) جوانی و شوریدگی (صبوة) (به تنهایی) درمان نمی‌کند. با عشق عمرم را (به سوی کمال) بالا بردم (صعود کردم)، و با آن انتقامم را گرفتم (ثاری، یعنی به مقصود رسیدم یا از نفس خود انتقام گرفتم).

سقیا لک یا ساقی، من نائلک الباقی / لا تسر الی صدری، انی لک یا ساریسیراب باشی ای ساقی! از بخشش جاودانه‌ی تو، (این فیض) به سینه‌ام سرازیر می‌شود؛ همانا من از آن توام ای جریان‌دهنده (ساری).

خوشبختی دیدار و دفع آسیب (بیت ۵ و ۶)

مولانا به سعادت دیدار معشوق و حفظ از گزندها اشاره می‌کند: “فزنا بمطایاکم جدنا بعطایاکم / من اسعد یلقاکم لا یلدغه ضاریما به واسطه‌ی مَرکب‌های شما (وسایل رسیدن به شما) کامیاب شدیم، و با بخشش‌های شما بخشنده گشتیم. هر کس که سعادتمندانه شما را ملاقات کند، هیچ زیان‌رساننده‌ای (ضاری) او را نیش نخواهد زد.

ذاالحال حوالینا و انشق به عینا / لا زال لنا زینا من حلة انواریاین حال (مستی و بی‌خودی) گرداگرد ماست و چشمه‌ای (از معرفت) از آن فوران کرده است، و این (حال) همواره برای ما زینت و زیبایی از جامه نورهای (الهی) است.

معشوق، همه چیز عاشق (بیت ۷)

غزل با بیان جامعیت معشوق در وجود عاشق پایان می‌یابد: “یا سمعی و یا شمعی یا سکری و یا شکری / یا راحی و یا روحی من غیرک اغیاریای شنوایی من، ای شمع (روشنی‌بخش) من، ای مستی من، ای شکر (سپاسگزاری) من، ای آرامش (راح) من، ای روح من! غیر از تو، دیگران (اغیار) چه کسانی هستند؟ (یعنی همه چیز تویی و غیر تو وجود ندارد).


این غزل با زبانی تغزلی و سرشار از ارادت، به وحدت وجودی عارف با معشوق، مستی از عشق الهی، و بی‌نیازی از هر غیر در پرتو او می‌پردازد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: