تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 437 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 437 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 437 دیوان شمس مولانا

هر جور که‌ز تو آید بر خود نهم غرامت
جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت

ای ماه‌روی از تو صد جور اگر بیاید
تن را بود چو خَلعت جان را بود سلامت

هر کس ز جمله عالم از تو نصیب دارند
عشق تو شد نصیبم احسنت ای کرامت

گه جام مست گردد از لذت می تو
گه می به جوش آید از چاشنی جامت

معنی به سجده آید چون صورت تو بیند
هر حرف رقص آرد چون بشنود کلامت

عاشق چو مَست‌تر شد بر وی ملامت آید
زیرا که نُقل این می نبود به جز ملامت

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 437 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۴۳۷ از دیوان شمس مولانا با مطلع “هر جور که\u200cز تو آید بر خود نهم غرامت / جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت”. این غزل به تسلیم مطلق عاشق در برابر معشوق (حق تعالی) و پذیرش تمام جور و جفای او با جان و دل می‌پردازد. مولانا با بیان اینکه هر ستمی که از جانب معشوق به او برسد، آن را غرامت و تاوان بر خود می‌نهد، تأکید می‌کند که جرم و خطای معشوق (در چشم ظاهر) و همچنین گناهان خود را تمام و کمال بر عهده می‌گیرد. غزل با اشاره به اینکه حتی اگر صد جور از آن ماه روی (معشوق زیبا) بیاید، برای تن مانند خلعت و برای جان مایهٔ سلامت است، به نگاه عاشقانه به بلا و محنت اشاره دارد. همچنین به بهره‌مندی هر کس از عالم از معشوق و اینکه نصیب عاشق، عشق اوست و این کرامت بزرگی است، می‌پردازد. در ادامه، به مست شدن جام از لذت میِ معشوق و جوشیدن می از چاشنی جام او اشاره می‌کند و این تعامل متقابل را بیان می‌دارد. غزل با بیان اینکه معنی (حقیقت) در برابر صورت معشوق به سجده می‌آید و هر حرفی با شنیدن کلام او به رقص درمی‌آید، به تأثیر وجود و کلام معشوق بر حقایق و موجودات اشاره دارد. در پایان، با بیان اینکه عاشق هرچه مست‌تر شود، بیشتر مورد ملامت قرار می‌گیرد، چرا که نقل و مایهٔ این مستی چیزی جز ملامت کشیدن نیست، به لازمهٔ راه عشق و پذیرش سرزنش‌ها رهنمون می‌شود. ردیف غزل “تمامت”، “سلامت”، “کرامت”، “جامت”، “کلامت”، “ملامت” بر عواقب و نتایج این پذیرش و عشق‌ورزی در مراحل مختلف تأکید دارد.

مضامین اصلی غزل

  • تسلیم مطلق عاشق در برابر معشوق.
  • پذیرش جور و جفای معشوق با جان و دل.
  • نگاه عاشقانه به بلا و محنت (خلعت برای تن، سلامت برای جان).
  • برتری نصیب عاشق (عشق معشوق) بر نصیب دیگران.
  • تعامل متقابل جام (عاشق) و می (عشق) و چاشنی معشوق.
  • تأثیر صورت و کلام معشوق بر حقایق و موجودات.
  • لازمهٔ راه عشق: پذیرش ملامت و سرزنش.
  • ملامت به عنوان نقل و مایهٔ مستی عاشق.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با بیان تسلیم و پذیرش عاشق آغاز می‌شود: هر جور که\u200cز تو آید بر خود نهم غرامت / جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت. هر ستم و جفایی که از سوی تو (معشوق) به من برسد، آن را به عنوان غرامت و تاوان (بدهکاری خود) بر خود می‌پذیرم. جرم و خطای تو (از دیدگاه ظاهر و عقل جزئی) و همچنین گناهان و خطاهای خود را، تمام و کمال بر عهده می‌گیرم. تسلیم مطلق و پذیرش تمام عواقب عشق.

به نگاه عاشقانه به بلا و برتری نصیب عاشق اشاره دارد: ای ماه\u200cروی از تو صد جور اگر بیاید / تن را بود چو خَلعت جان را بود سلامت. ای معشوق که رویی مانند ماه داری! اگر صد نوع ستم و جفا از جانب تو به من برسد، آن ستم برای تن من مانند خلعت و پاداش است و برای جان من مایهٔ سلامت و کمال. نگاه مثبت و عاشقانه به بلا در راه معشوق. هر کس ز جمله عالم از تو نصیب دارند / عشق تو شد نصیبم احسنت ای کرامت. هر کسی در تمام عالم از تو (حق تعالی) بهره‌ای و نصیبی دارد. اما نصیب من (عاشق)، عشق تو شده است. چه نیکو و چه کرامت و فضل بزرگی است این (که عشق تو نصیب من شده است). برتری و ارزش والای عشق الهی.

به تعامل متقابل در بزم عشق و تأثیر معشوق اشاره می‌کند: گه جام مست گردد از لذت می تو / گه می به جوش آید از چاشنی جامت. گاهی جام (وجود عاشق، یا بادهٔ معرفت) از لذت و اثر میِ تو (عشق الهی) مست و بی‌خود می‌شود. و گاهی خود می (عشق الهی) از چاشنی و مزهٔ جام تو (اشاره به حال و شور عاشق) به جوش و خروش می‌آید. تعامل و تأثیر متقابل عاشق و معشوق در بزم عشق. معنی به سجده آید چون صورت تو بیند / هر حرف رقص آرد چون بشنود کلامت. معنی و حقیقت هر چیز، هنگامی که صورت و جلوهٔ تو (معشوق) را ببیند، به سجده و خضوع درمی‌آید. و هر حرفی از وجود با شنیدن کلام و فرمان تو (معشوق) به رقص و حرکت درمی‌آید. تأثیر وجود و کلام معشوق بر حقایق و موجودات عالم.

در بیت پایانی، به لازمهٔ راه عشق (ملامت) اشاره دارد: عاشق چو مَست\u200cتر شد بر وی ملامت آید / زیرا که نُقل این می نبود به جز ملامت. عاشق هرچه در عشق و مستی بی‌خودتر شود، بیشتر مورد سرزنش و ملامت مردم (بی‌خبر از عشق) قرار می‌گیرد. زیرا مزه و چاشنی این میِ (عشق) چیزی جز تحمل ملامت و سرزنش نیست. پذیرش ملامت به عنوان بخشی از راه عشق و مایهٔ مستی.

نتیجه‌گیری

غزل ۴۳۷ مولانا، غزلی است که به بیان تسلیم مطلق عاشق در برابر معشوق و پذیرش تمام جور و جفای او می‌پردازد. مولانا با تأکید بر نگاه عاشقانه به بلا، برتری نصیب عشق، و تعامل متقابل در بزم عشق، به تأثیر وجود و کلام معشوق بر حقایق و موجودات اشاره می‌کند. غزل با بیان لازمهٔ راه عشق یعنی پذیرش ملامت و سرزنش به عنوان مایهٔ مستی، به حقیقت و شرایط عاشقی رهنمون می‌شود. این غزل، بیانی شورانگیز و عمیق از نگاه مولانا به مقامات عاشق، زیبایی‌شناسی بلا، و ضرورت پذیرش سرزنش‌ها در مسیر عشق الهی است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: