تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 956 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 956 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 956 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۵۶ دیوان شمس مولانا

ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنید
که الله الله ز آتش‌رخان فرار کنید

که آتشِ رُخِشان خاصیت چنین دارد
که هر قرار که دارید بی‌قرار کنید

دلی که کاهل گردد نداش می‌آید
که زنده است سلیمان عشق کار کنید

مباش کاهل کاین قافله روانه شدست
ز قافله بممانید و زود بار کنید

چهارپای طبایع نکوبد این ره را
به ترک خاک و هواها و آب و نار کنید

غنیست چشم من از سرمه سپاهانی
ز خاک تبریز او را مگر نثار کنید

بزرگی از شه ارواح شمس تبریزست
وجودها پی این کبریا صغار کنید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۵۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۵۶ مولانا، دعوتی شورانگیز به هوشیاری و پرهیز از غفلت در مسیر عشق الهی است. مولانا در این غزل، با هشدار درباره‌ی آتش‌رخان (عاشقان حقیقی یا تجلیات معشوق)، به خاصیت بی‌قرارکنندگی عشق و لزوم تلاش بی‌وقفه در این راه اشاره می‌کند. او با تأکید بر رهایی از تعلقات مادی و نفسانی، به عظمت شمس تبریزی به عنوان شاه ارواح می‌پردازد و فنای وجود در برابر این کبریا (عظمت الهی) را خواستار است.

هشدار از آتش عشق و بی‌قراری آن

مولانا غزل را با هشداری آغاز می‌کند:

ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنید که الله الله ز آتش‌رخان فرار کنید

«مردم را از جان سوخته‌ی من (که از شدت عشق می‌سوزد) برحذر دارید،» «که ای وای! (الله الله) از آتش‌رخان (عاشقان آتشین یا صاحبان جمال حق) فرار کنید (زیرا قدرت عشقشان بسیار زیاد است).» این بیت، هشداری به دیگران درباره‌ی شدت آتش عشق که وجود عاشق را در خود می‌سوزاند. آتش‌رخان هم می‌توانند به معشوقانی اشاره داشته باشند که جمالشان سوزاننده است و هم به عارفانی که از شدت عشق، خود را به آتش می‌کشند.

که آتشِ رُخِشان خاصیت چنین دارد که هر قرار که دارید بی‌قرار کنید

«زیرا آتشِ رخسارشان (زیبایی یا تجلی عشقشان) چنین خاصیتی دارد،» «که هر آرامشی (قرار) که دارید (و هر تعلق و ثباتی)، آن را بی‌قرار (و ناآرام) می‌کند (و از شما می‌گیرد).» این بیت، تأکید بر خاصیت بی‌قرارکننده‌ی عشق الهی؛ عشق تمام تعلقات و آرامش‌های ظاهری را از بین می‌برد.

بیداری و تلاش در راه عشق

مولانا به لزوم بیداری و تلاش در مسیر عشق اشاره می‌کند:

دلی که کاهل گردد نداش می‌آید که زنده است سلیمان عشق کار کنید

«به دلی که سست و تنبل (کاهل) شود، ندایی (از غیب) می‌رسد،» «که (برخیزید و) کار کنید، زیرا سلیمان عشق (که نماد حکمت و فرمانروایی بر عالم است) زنده است (و بر عالم حکومت می‌کند).» این بیت، دعوت به بیداری و تلاش در مسیر عشق؛ سلیمان عشق همیشه حاضر است و خواهان کار و فعالیت است.

مباش کاهل کاین قافله روانه شدست ز قافله بممانید و زود بار کنید

«تنبل مباش (کاهل مباش)، زیرا این قافله (سالکان راه حق) به راه افتاده است،» «(مواظب باش) از قافله عقب نمانی و زود بار خود را ببند (آماده حرکت شو).» این بیت، دعوت به شتاب و پیوستن به کاروان سالکان؛ فرصت اندک است و باید به سرعت اقدام کرد.

رهایی از تعلقات و عظمت شمس تبریزی

مولانا به لزوم رهایی از مادیات و عظمت پیر کامل اشاره می‌کند:

چهارپای طبایع نکوبد این ره را به ترک خاک و هواها و آب و نار کنید

«چهارپای طبایع (عناصر چهارگانه‌ی جسمانی: خاک، هوا، آب، آتش که نماد تعلقات مادی و جسمانی‌اند) این راه (راه عشق و حقیقت) را نمی‌کوبد (و از آن عبور نمی‌کند)،» «(پس) باید خاک (وابستگی به زمین)، هوا (نفسانیات)، آب (تمایلات سیال) و نار (خشم و شهوت) را ترک کنید (و از این تعلقات رها شوید).» این بیت، تأکید بر لزوم رهایی از تعلقات جسمانی و نفسانی برای سلوک در راه حق.

غنیست چشم من از سرمه سپاهانی ز خاک تبریز او را مگر نثار کنید

«چشم من (چشم بصیرت من) از سرمه‌ی اصفهانی (که نماد زیبایی‌های ظاهری و چشم‌نواز دنیوی است) بی‌نیاز است (و به آن توجهی ندارد)،» «(بلکه) خاک تبریز (محل حضور شمس تبریزی) را به او (به چشم بصیرت من) نثار کنید (زیرا این خاک حقیقی‌ترین سرمه برای اوست).» این بیت، بیانگر بی‌نیازی عاشق از زیبایی‌های ظاهری دنیا و اهمیت خاک پای پیر کامل (شمس تبریزی) برای بصیرت حقیقی.

بزرگی از شه ارواح شمس تبریزست وجودها پی این کبریا صغار کنید

«بزرگی (کبریا) و عظمت (حقیقی) از پادشاه ارواح، شمس تبریزی است،» «(پس) وجودهای خود را در پی این عظمت (الهی که در او تجلی یافته) کوچک (صغار) کنید (و به فنا برسانید).» این بیت، تأکید بر عظمت شمس تبریزی به عنوان تجلی‌گاه عظمت الهی و دعوت به فنای وجود در برابر این کبریا.

نکات مهم

  • آتش عشق و بی‌قراری: عشق حقیقی، هرگونه آرامش و تعلق ظاهری را از بین می‌برد و بی‌قراری می‌آفریند.
  • بیداری و تلاش: سلیمان عشق همیشه حاضر است و خواهان تلاش در این راه است؛ نباید از کاروان سالکان عقب ماند.
  • رهایی از تعلقات مادی: برای پیمودن راه حق، باید از تمامی تعلقات جسمانی و نفسانی (عناصر چهارگانه) رها شد.
  • بی‌نیازی از ظواهر: چشم بصیرت عاشق به زیبایی‌های ظاهری دنیا بی‌اعتناست و به خاک پای پیر کامل (شمس تبریزی) ارادت دارد.
  • عظمت شمس تبریزی و فنای وجود: شمس تبریزی تجلی‌گاه عظمت الهی است و در برابر این عظمت، وجود باید فانی شود.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۵۶ مولانا، ندایی است قاطع و هشداردهنده از جانب عاشقی که خود در آتش عشق سوخته و از دیگران می‌خواهد از این آتش‌رخان برحذر باشند، زیرا خاصیت عشق، بی‌قرار کردن هر آرامش ظاهری است. مولانا با بیانی شیوا، به دل‌های سست هشدار می‌دهد که قافله‌ی سالکان به راه افتاده است و نباید از آن عقب ماند، زیرا سلیمان عشق همواره زنده و خواهان تلاش است. او با تأکید بر لزوم رهایی از چهارپای طبایع (تعلقات جسمانی و نفسانی)، مسیر رسیدن به حقیقت را از مسیر مادیات جدا می‌سازد. در نهایت، مولانا با اعلام بی‌نیازی چشم بصیرت خود از زیبایی‌های ظاهری، خاک پای شمس تبریزی را مایه‌ی بصیرت حقیقی می‌داند و با عظمت خواندن شمس به عنوان “شه ارواح”، دعوت به فنای وجود در برابر این کبریا (عظمت الهی) می‌کند. این غزل پیامی از پویایی در مسیر عشق، رهایی از قیدهای نفسانی، و تسلیم در برابر عظمت پیر کامل برای رسیدن به فنای حقیقی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: